انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 389 100 1

بنام

/benAm/

مترادف بنام: بلندآوازه، سرشناس، شهیر، مشهور، معروف، نام آور، نامدار، نامور، نامی

متضاد بنام: گمنام

معنی بنام در لغت نامه دهخدا

بنام. [ ب ِ ] (ص مرکب ) بانام. مشهور. معروف. نامی. نامدار. نامور. نام آورد. (یادداشت مرحوم دهخدا). نامدار. مشهور. معروف. (فرهنگ شعوری ) :
سراپرده ٔ شاه ایران تمام
بگرد آمده پهلوانی بنام.
اسدی.
|| بافتخار. بمردی. بسربلندی :
بگویش که در جنگ مردن بنام
مرا بهتر آید ز گفتار خام.
فردوسی.
همی گفت کامروز مردن بنام
به از زنده و رومیان شادکام.
فردوسی.
|| همنام باشد که به ترکی ادآش گویند. (برهان ) (آنندراج ). سمی. (یادداشت مرحوم دهخدا).

بنام. [ ب َ ] (ع اِ) همان بنان است که سر انگشت باشد. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).

معنی بنام به فارسی

بنام
نامی، مشهور، معروف، به معنی همنام هم گفته شده
( صفت ) ۱ - همنام آداش . ۲ - نامی مشهور بانام .
بنام خدا ( در مورد تعجب و دفع چشم زخم و قسم گویند ) .
در آغاز سخن آید یعنی با نام خدا آغاز می کنیم : ( بنام خداوند جان و خرد ) ( فردوسی )
حضرت عیسی

معنی بنام در فرهنگ معین

بنام
(بِ) (ص .)۱ - همنام . ۲ - معروف ، مشهور.

معنی بنام در فرهنگ فارسی عمید

بنام
۱. نامی، مشهور، معروف.
۲. هم نام.
در حال تعجب از خوبی و زیبایی چیزی یا کسی و برای دفع چشم زخم گفته می شد، ماشاءاللّه، چشم بد دور، نامِ خدا: خوبت آراست ای غلام ایزد / چشم بد دور خه بنام ایزد (سنائی۲: ۳۸۶). &delta، گاهی در شعر مخفف می کنند و بنامیزد می گویند: زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد / زهی خسرو زهی شیرین بنامیزد بنامیزد (سنائی۲: ۳۸۷).

بنام در جدول کلمات

بنام ترین ملکه فرعون
نفرتیتی
سردار بنام اشکانی
سورنا
سردار بنام رومی
کراسوس
فیلسوف بنام یونانی
تالس
فیلسوف و ریاضی دان بنام فرانسوی عصر رنسانس با جمله معروف می اندیشم | پس هستم
دکارت
نقاش بنام اسپانیولی
سالوادور دالی
از آثار امیل زولا نویسنده بنام فرانسه
نانا

معنی بنام به انگلیسی

- قید -
namely
یعنی ، برای مثال ، بنام ، بعبارت دیگر ، با ذکر نام

معنی کلمه بنام به عربی

بنام
يعني

پیشنهاد شما درباره معنی بنام



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی بنام
کلمه : بنام
اشتباه تایپی : fkhl
آوا : benAm
نقش : صفت
عکس بنام : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با بنام در گوگل



آیا معنی بنام مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 99% )