برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1291 100 1

بنه

/bone/

مترادف بنه: اثاث، اثاثیه، بار، توشه، زادراه، مایملک، مال، دارایی، اصل، بیخ، ریشه، جا، یرد، منزلگاه، مکان، خانه، آشیانه، منزل، وسایل، تدارکات، آذوقه، موخره سپاه، موخره الجیش

معنی بنه در لغت نامه دهخدا

بنت. [ ب ِ ] (ع اِ) دختر. (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ) (ترجمان القرآن ) (آنندراج ). دختر. و مؤنث ابن نیست بلکه صیغه ٔ جداگانه ای است و در وقت نسبت ، بنتی و بنوی گویند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (کشاف اصطلاحات الفنون ). اِبْنه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ج ، بنات. (مهذب الاسماء) : پوراندخت بنت کسری زنی سخت عاقل و عادل و نیکوسیرت بود. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 110).

بنه. [ ب ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) پهلوی «بنگ » . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بار و اسباب و رخوت خانه. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). اسباب و رخت. (رشیدی ) (غیاث ). رخت و متاع و اسباب خانه و بهیر و اموال. (ناظم الاطباء). بار و اسباب و رخوت خانه. اثاث البیت. مال. دارایی.زاد. توشه. (فرهنگ فارسی معین ). لوازم سنگین وزن که با لشکر بود، چون خیمه و خرگاه و اثاث و اسباب و غیره : بشربن انطاه به یمن شد و عبداﷲبن عباس امیر یمن بود از قبل امیرالمؤمنین علی. عبداﷲ بگریخت و بشر، بنه ٔ عبداﷲ را دریافت در راه و غارت کرد. (ترجمه ٔ تاریخ طبری ). حسن به واسط بیمار شد و روزی چند برآمد و سودا بر وی غلبه کرد و دیوانه شد. و او رابند نهادند و ستوران و بنه های او گرد کردند و حمید طوسی را بر آن نگهبان کردند. (ترجمه ٔ تاریخ طبری ).
سپه را به در خواند وروزی بداد
چو شد روز روشن بنه برنهاد.
فردوسی.
سپه برگرفت و بنه برنهاد
ز یزدان نیکی دهش کرد یاد.
فردوسی.
بشد با بنه اشکش تیزهوش
که دارد سپه را بهرجای گوش.
فردوسی.
برفت گرم و بدستور گفت کز پی من
تو لشکر و بنه را رهنمای باش و بیار.
فرخی.
بسوی غزنین با مال گران حمل کند
بنه ٔ خان ختا با بنه ٔ خان خزر.
فرخی.
سپه پیش دار و بنه باز پس
ز گرد بنه گرد بسیار کس.
اسدی.
ز جان یکسر امید برداشتند
سلیح و بنه پاک بگذاشتند.
اسدی.
به باغ محمودی رفت و نشاط شراب کرد و خوشش آمد و فرمود که بنه ها و دیوانها آنجا باید آورد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 287). پس به باغ بزرگ رفت و بنه ها آنجا بردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 2 ...

معنی بنه به فارسی

بنه
( اسم ) ۱ - بیخ درخت اصل ریشه . یا از بنه .
[ گویش مازنی ] /bene/ زمین & باشگاه - آغل & بوته ی پیاز یا سیب زمینی و مانند آن & بن بنه & اتراق گاه & بیفت - بخواب & باربنه - مسکن & بهانه
دهی است از دهستان حومه بخش رامهرمز است که در شهرستان اهواز واقع است .
دهی از دهستان سوسن است که در بخش ایزه شهرستان اهواز واقع است .
دهی از دهستان لیراوی است که در بخش دیلم شهرستان بوشهر واقع است .
دهی از دهستان میر بچه است که در بخش رامهرمز شهرستان اهواز واقع است . این آبادی را احمدیه نیز مینامند .
دهی از دهستان میان آب است که در بخش مرکزی شهرستان شوشتر واقع است .
دهی از دهستان لیراوی است که در بخش دیلم شهرستان بوشهر واقع شده است .
[ گویش مازنی ] /bene baazi/ سنتی است نیکو، میان دامداران مازندرانی که براساس آن هرگاه یکی از دامداران دچار خسارتی سنگین یا از دست دادن کامل دام هایش شود، دامداران دیگر به تناسب وسع مالی خود، هریک به اهدای گاو یا گوساله ای جهت پا گرفتن مجدد شغال وی به او هدیه کنندبه این عمل(بنه بازی بنوازی)گفته شده و گاو یا گوساله ی اهدایی نیز(بنه واز) نامیده می شودبه تأسی از این رسم، پدران و پدربزرگها نیز به فرزندان و نواده های خد به اعطای بنه واز اقدام می نمایند
دهی از دهستان شهریاری است که در بخش رامهرمز شهرستان اهواز واقع است .
[ گویش مازنی ] /bene b ...

معنی بنه در فرهنگ معین

بنه
(بَ نِ) ( اِ.) درختی است مانند پستة معمولی که آن را پسته وحشی هم گویند. بلندی اش تا چهار متر می رسد. گل این درخت به رنگ قرمز است که از آن در رنگرزی استفاده می شود. از پوست این درخت ماده ای بد ست می آید به نام سقز، از این رو به آن درخت سقز هم می گویند.
( ~.) (اِمر.) بیخ درخت ، اصل ، ریشه .
(بَ نَ یا نِ) (اِ.) طناب باریک .
(بُ نِ) [ په . ] (اِمر.) ۱ - بار و اسباب سفر. ۲ - مال ، دارایی . ۳ - زاد، توشه . ۴ - جفت . ۵ - رخت و لباس . ۶ - لانه و آشیانه مرغ . ۷ - خانه ، شبستان .
( ~. کَ) (اِمر.) حرکت دسته جمعی یک خانواده یا یک دسته از جایی به جایی .

معنی بنه در فرهنگ فارسی عمید

بنه
۱. گیاهی درختی شبیه درخت پسته که از تنۀ آن سقز و از گُل و برگ آن رنگ سرخی به دست می آید که در رنگرزی به کار می رود، بنگلک، چاتلانقوش، سقز.
۲. میوۀ این درخت که از آن ترشی درست می کنند و دارای دانۀ روغنی است.
۱. بار و اسباب سفر.
۲. [قدیمی] جا، مکان.
۳. [قدیمی] خانه.
۴. [قدیمی] رخت، لباس.
۵. [قدیمی] مال، دارایی.
۱. اصل، بنیاد.
۲. (زیست شناسی) ساقه، تنه.
۳. (زیست شناسی) ریشه: هر شجر باغ ز سر تا بنه / مانده ز بی برگی خود برهنه (امیرخسرو: مجمع الفرس: بنه).
۴. (زیست شناسی) درختچه.
* از بنه: ‹ازبن› [قدیمی] از بیخ، از ریشه، از اصل.
جای بنه.
حرکت دسته جمعی یک خانواده با تمام اموال و دارایی از جایی به جایی یا از شهری به شهر دیگر.

بنه در دانشنامه ویکی پدیا

بنه
بَنِه یا پسته کوهی (در متون طب سنتی حبه الخضراء) (نام علمی: Pistacia atlantica)، درختی از سرده پسته (سرده) بوده که گونه های مختلفی از آن وجود دارد. درختی است دو پایه، دارای برگ های تک شانه ای (دارای ۱ تا ٧ برگچه) برگچه ها بیضوی تخم مرغی شکل، شکل میوه آن کروی به قطر حدوداً ۵ میلی متر، ابتدا صورتی سپس قرمز و در زمان رسیدن کامل، پوشش میوه سبز رنگ می شود.
کسور یا بنه کابلی (cabulica): این واریته در جهان در کشورهای ایران، افغانستان، جنوب استرالیا و پاکستان می روید.
از این درخت سه گونه در ایران می روید:
ارتفاعش تا ۷ یا ۹ متر نیز رسیده است در بعضی از مناطق کوهستانی مانند کردستان ایران به میوه آن «قزوان» می گویند که برای خوشبو کردن دوغ و روغن حیوانی و همچنین در درست کردن ترشی استفاده می کنند. درخت بنه منبع تولید شیره سقز است. سقز که در لُری آن را بریژه یا بریزَه و در کردی منطقه بانه به آن بنِشت گفته می شود؛ صمغی به رنگ سبز خیلی روشن، غلیظ و بسیار چسبنده است که استفادهٔ دارویی فراوان داشته و به عنوان یک ملین قوی در درمان یبوست و درمان ناراحتی های گوارشی استفاده می شود. ۲۵ درصد از شیره سقز حاوی روغن پرارزش و صنعتی تربانتین است که کاربردهای فراوانی در صنعت دارد. علاوه بر این از شیره سقز در تهیه آدامس، عطر، خوشبوکننده ها، حشره کش ها و در صنعت داروسازی در تهیه نرم کننده ها و ضد عفونی کننده ها استفاده می شود. علاوه بر این در صنعت پلاستیک سازی، تهیه واکس کفش و چرم و صنعت چاپ مورد استفاده قرار می گیرد. بعلت نبود صنایع تبدیلی مناسب، اکثر سقز تولیدی در ایران به خارج از کشور صادر گردیده و به عنوان مواد پایه بسیاری از صنایع یادشده بکار برده می شود. اگر چه آمار دقیقی از تعداد درختان بنه در بانه موجود نیست اما تعداد آنها بین ۱۰ تا ۲۰ هزار اصله تخمین زده شده است. به طور متوسط از هر درخت ۵۰۰ الی ۱۰۰۰ گرم سقز بدست می آید که در شرایط مناسب و سال های پرباران این مقدار بیشتر هم می شود. در شهر بانه در استان کردستان درخت بنه اغلب به صورت توده های مخلوط با درختان بلوط در روستاهای کانی سور، سیاحومه، دارینه، باشوان، بنه ژاژ، همزلان، ویسک، رشکی، خجک و … مشاهده می شود.
درخت بنه کهنسال چلونک زیرکوه در خراسان جنوبی در فهرست آثار طبیعی ملی ایران ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بنه در دانشنامه آزاد پارسی

بَنِه
درختچه ای با نام علمی پیستاسیا تربنتوس متعلّق به خانوادۀ پسته. ارتفاع این درختچه ۲ تا ۵ متر، دارای برگ هایی مرکب از نُه تا یازده برگچه، گل های مجتمع به صورت خوشه، و میوه ای شَفت به رنگ قرمز است که پس از رسیدن به رنگ قهوه ای درمی آید. از درخت بنه به حالت طبیعی و نیز با ایجاد شکاف، اولئورزینی به نام تربانتین خارج می شود که رنگ خاکستری مایل به سبز یا زرد، بوی ملایم و مطبوع و طعم معطر و کمی تلخ دارد و نیرو دهنده، مُدِر و محرک است. پوست و برگ این درختچه برای رفع اسهال های ساده استفاده می شود. این گیاه را در عربی بُطم، در ترکی چاتلانقوش و در برخی مناطق سقز می نامند. درخت بنِه در غالب نواحی جنوبی اروپا، منطقۀ مدیترانه، آسیای صغیر، افریقای شمالی و ایران می روید. رویش آن در ایران پیشینه ای کهن دارد. فیثاغورس ( ـ۵۷۲/۶۰۸پ م) در سفرنامه ای که به او منسوب و به دورۀ هخامنشیان مربوط است، از رویش درختان بنِه در سرزمین ماد یاد کرده است. نقوش بنه روی یک سینی سیمین به قدمت ۲۶۰۰ سال در زیویه (واقع در شمال شرقی شهر سقز) گواه این مدعاست. بنه ازجمله محصولاتی بوده است که یعقوب پیغمبر هنگام عزیمت فرزندانش به دربار عزیز مصر، به آن ها سفارش کرده بود به عنوان سوغاتی سرزمین فلسطین با خود ببرند.

ارتباط محتوایی با بنه

معنی بنه به انگلیسی

root (اسم)
ریشه ، اصل ، زمینه ، پایه ، اساس ، بنیاد ، عنصر ، بن ، بنیان ، فرزند ، اصول ، سر چشمه ، بنه
luggage (اسم)
بار و بنهء مسافر ، بارسفر ، توشه ، بنه سفر ، بنه ، جامه دان

معنی کلمه بنه به عربی

بنه
فخاخ
امتعة , زي , عدة

بنه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الناز
بنه.(زبان مازنی)، زمین. "بنه ره بوج" زمین را بکن، "بنه بخرده آدم دار ره وجنه" آدمی که زمین خورده درخت را می تونه بکنه.
آریا
درخت سقز
علی اکبر پورسلطان
بده - بگذار - بِنها
خلیلی منجزی
کلمات لری بختیاری و معنی آنها
بنه:: روستا BONEH
بنه::پسته کوهی BANEH
بنه:: بگذار BENEH
محمدرحیم ریگی
درخت پسته وحشی

بنه دربلوچی یعنی وسیله حمل ونقل
باروبنه یعنی بارووسیله حمل ونقل مثل شترو....
داود
محل استراحت شب گوسفندان وگاوکه بایددوشیده مبشدندبنه نام دارد..میگن داود جوپون کجاست میگن رفت بنه سر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات بنه   • بنه چیست   • خواص روغن بنه برای پوست   • طرز تهیه بنه   • خوردن بنه در بارداری   • عکس درخت بنه   • ترشی بنه   • عکس بنه   • معنی بنه   • مفهوم بنه   • تعریف بنه   • معرفی بنه   • بنه یعنی چی   • بنه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بنه
کلمه : بنه
اشتباه تایپی : fki
آوا : bone
نقش : اسم
عکس بنه : در گوگل

آیا معنی بنه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )