برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1327 100 1

بن

/bon/

مترادف بن: اصل، بیخ، پی، ریشه، ستاک، انتها، ته، قعر ، اساس، بنیان، بنیاد، پایه، کوپن، قاعده اشکال هندسی

متضاد بن: نوک

معنی بن در لغت نامه دهخدا

بن. [ ب ُ ] (اِ) بنیاد. (برهان ) (انجمن آرای ناصری ) (شرفنامه ٔ منیری ) (ناظم الاطباء). پایه. اساس. پای. اصل. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
چو بشنید ازو مرد داناسخن
مر آن نامه را پاسخ افکند بن.
فردوسی.
ز دستور پرسیم یکسر سخن
چو کاری نو افکند خواهیم بن.
فردوسی.
همی چاره سازیم تا جای ما
بماند ز بن نگسلد پای ما.
فردوسی.
اعجمی ام می ندانم من بن و بنگاه را.
(از اسرارالتوحید).
- از بن ، ز بن ؛ از اصل. به تمام. از هر جهت. کاملاً :
دو گوهر چو آب و چو آتش بهم
برآمیختن باشد از بن ستم.
فردوسی.
از افراز چون کژ بگردد سپهر
نه تندی بکار آید از بن نه مهر.
فردوسی.
یک پایک او را ز بن اندر بشکسته
وآویخته او را به دگر پای نگونسار.
منوچهری.
کسی را جهانبان ز بن نافرید
که از پیش روزی نکردش پدید.
(گرشاسب نامه ص 341).
جهان مار بدخوست منوازش از بن
ازیرا نسازدْش هرگز نوازش.
ناصرخسرو.
چون نخواهد ماند راحت آنچه باشد جز که رنج
چون نیارد بر درخت از بن چه باشد جز حطب.
ناصرخسرو.
گر او بازپس ناید از اصل و بن
بفرزند خود بازگوید سخن.
نظامی.
مکافات دشمن به مالش مکن
که بیخش برآورد باید ز بن.
(بوستان ).
- ازبن برکندگی ؛ از ریشه ، از بیخ افکنی.
- از بن برکندن ؛ نابود کردن. از بن کندن. از بن برافکندن. از ریشه و اصل برانداختن. استیصال :
بخنجر دل دشمنان بشکنیم
وگر کوه باشد ز بن برکنیم.
فردوسی.
وآنگه که دست خویش بیابی بدو
غافل مباش و بیخ ز بن برکنش.
ناصرخسرو.
بر طاعت از شاخ عمرت بچن
که اکنونْش گردون ز بن برکند.
ناصرخسرو.
شرب عزلت ساختی از سر ببر آب هوس
باغ وحدت یافتی از بن بکن بیخ هوا.
خاقانی.
...

معنی بن به فارسی

بن
شهری در آلمان واقع در پروس رنان که امروزه پایتخت جمهوری فدرال آلمان است ۳٠٠/٠٠٠ سکنه . دانشگاه مشهور . موطن بتهوون .
بیخ، بنیاد، پایان، بیخ چیزی ، قهوه
( اسم ) نان خورشی است آبکامه
پسر ٠ مخفف ابن ٠ صورتی از ابن
[زبان شناسی] ← ستاک
[ گویش مازنی ] /bon/ تکه ی خمیر - چانه ی خمیر & بند – گره ی نی - برخورد ۳مانع & بیخ –بن - گردنه ی کیسه جهت گره زدن ۳زیر & قسمت پایین زمین شالی زار & خطی کوتاه
[ گویش مازنی ] /ben aaytan/ بلند کردن - شالوده ریختن ۳به زمین افتادن
[ گویش مازنی ] /ben aaeir/ زیردیگی برای رو سفره
[ گویش مازنی ] /ben eshkaam/ زیر شکم
پی افکندن پی ریختن ٠
میان همگنان . بین نظیران خود .
[ گویش مازنی ] /ben ammaar/ زیرزمین
دشنامی است ٠ آنکه بر سر سرین گوشت ندارد از پیری یا علتی ٠
[ گویش مازنی ] /ben ooli/ پایین ترین کرت در هر زمین
[wing root] [حمل ونقل هوایی] محل اتصال بال به تنۀ هواپیما
[ گویش مازنی ] /ben bapperesten/ بم بپرستن بن بپرستن
[ گویش مازنی ] /ben baperessen/ جست و خیز کردن
[ گویش مازنی ] /ben bape ...

معنی بن در فرهنگ معین

بن
( ~.) [ فر. ] ( اِ.) تکه کاغذ چاپی که دارندة آن می تواند به موجب آن از کالا یا خدمتی استفاده کند.
(بِ) [ ع . ] (ص .) ابن ، پسر.
(بُ) [ په . ] ( اِ.) ۱ - ریشه ، بنیاد. ۲ - پایان ، آخر. ۳ - سوراخ مقعد. ۴ - انقیاد.
(بُ بَ) (ص مر.) فاقد راه خروج .
(بُ نِ دَ) (اِمر.) ۱ - ریشه دندان . ۲ - لثه . ۳ - قصد، اراده . ۴ - فرمانبرداری و اطاعت با میل و رغبت .
(رِ. بُ) (اِمر.) درخت نارنج .

معنی بن در فرهنگ فارسی عمید

بن
۱. بیخ، بنیاد، بیخ چیزی.
۲. پایان.
۳. درخت (در ترکیب با نام میوه): آلوبُن، بادام بُن، خرمابُن.
* از بن: (قید) از ریشه، از بیخ، از اصل.
* از بن دندان: [قدیمی، مجاز]
۱. به میل و رضا و رغبت.
۲. از ته دل گفتن: از بن دندان بگفتش بهر آن / کردمت بیدار می دان ای فلان (مولوی: ۲۹۵).
* از بن گوش: [قدیمی، مجاز]
۱. نهایت اطاعت و بندگی و خدمتکاری.
۲. از ته دل شنیدن و گوش به فرمان دادن: از سر مهر آسمانت آستان بوس آمده / وز بن گوش اخترانت تابع فرمان شده (سلمان ساوجی: ۱۹۹).
* بن دندان:
۱. (زیست شناسی) ریشۀ دندان، پای دندان.
۲. (زیست شناسی) لثه.
۳. [قدیمی، مجاز] فرمان برداری، اطاعت.
۴. [قدیمی، مجاز] میل، رغبت.
۱. کوچه ای که آخرش بسته باشد و راه به جایی نداشته باشد.
۲. [مجاز] کار دشواری که راه حل برای آن پیدا نشود.
درخت بادام.
بن چاه، ته چاه، تک چاه.
۱. شاخۀ درخت.
۲. درخت.

بن در دانشنامه اسلامی

بن بست به کوچه ای می گویند که راه به جایی ندارد
بن بست به کوچه ای اطلاق می گردد که آخر آن بسته و از سه طرف، دیوار و یا درهای منازل، آن را احاطه کرده باشد.

کاربرد بن بست در فقه
در بابهای طهارت و احیاء موات به مناسبت از آن سخن گفته شده است.

ملکیت بن بست
همۀ کسانی که در منزلشان به کوچه بن بست باز می شود به طور مشترک مالک آن هستند، نه کسانی که تنها دیوار منزلشان به سمت کوچه است بدون آنکه دری به آن باز باشد.
بنابراین، صاحب ان کوچه می توانند آن را میان خود تقسیم کنند و یا دروازه ای برای آن بگذارند؛ لیکن دیگران و نیز برخی شرکا بدون اذن باقی، حقّ تصرف در بن بست یا فضای آن- از قبیل کندن چاه و زدن بالکن- ندارند؛ هرچند استفاده از آن مانند نشستن، آمدوشد، گذاردن اثاث و بار در آن جهت بردن به منزل و یا خارج کردن از آن، برای صاحبان کوچه و نیز اعضای خانواده، میهمانان و واردشوندگان بر آنان، بدون اذن شرکا جایز است.

← حکم ملکیت مشترکه کوچه بن بست
...



بن در دانشنامه ویکی پدیا

بن
بُن (به آلمانی: Bonn) یکی از شهرهای آلمان در ایالت نوردراین-وستفالن است. این شهر از پایان جنگ جهانی دوم تا زمان اتحاد آلمان شرقی و غربی در اکتبر ۱۹۹۰، پایتخت کشور آلمان غربی بود.
۱۹۴۷   آکسفورد، بریتانیا
۱۹۸۸   پوتسدام، آلمان
۱۹۹۱   بوداکف، مجارستان
۱۹۹۳   مینسک، بلاروس
۱۹۹۶   لاپاز، بولیوی
۱۹۹۷   اوپوله، لهستان
۲۰۰۹   چنگدو، چین
۲۰۱۲   کیپ کاست، غنا
????   زالتسبورگ، اتریش
????   آویرو، پرتغال
????   یوگیاکارتا، اندونزی
????   میقکوقت، فرانسه
????   ویامومب، فرانسه
????   یالوا، ترکیه
بن با شهرهای زیر خواهر است:
عکس بن
بن (به انگلیسی: Ben) دومین آلبوم از مایکل جکسون، خواننده آمریکایی بود که در ۴ اوت ۱۹۷۲ منتشر شد. این آلبوم در سراسر بیش از ۵ میلیون نسخه فروش داشت و در ایالات متحده آمریکا رتبهٔ اول را کسب کرد. آلبوم بن شامل تک آهنگ بن و ۹ ترانهٔ قدیمی تر از او بود. تک آهنگ بن بار دیگر در آلبوم دنیا سلام: کلکسیون تک نفره موتاون در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
واژه بن به معانی زیر است:
بن (دستور زبان) در ادبیات فارسی جزئ ثابتی است که حامل معنای فعل است و دارای دو گونه بن ماضی و بن مضارع است.
بن یکی از شهرهای آلمان است.
بُن نوعی از رسید هزینه است.
بن (شهرکرد) یکی از شهرهای استان استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
بُن در زبان فارسی به معنی ریشه و بیخ است.
بِن، از نام های پسران در زبان انگلیسی و کوتاه شده نام بنیامین است.
بَن از نام های قدیمی برای قهوه در فارسی بوده است.
مختصات: ۱۲°۴۲′ شمالی ۴°۲۱′ غربی / ۱۲٫۷۰۰°شمالی ۴٫۳۵۰°غربی / 12.700; -4.350
بانوا
بن شهری در شهرستان تانسیلا در استان بانوا در ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بن در دانشنامه آزاد پارسی

بُن (دین)(Bon)
(یا: بُن پو) مذهب بسیاری از اقوام تبتی تا پیش از گرویدن به بودایی. احتمالاً ریشۀ شمنی داشته است تا این که در مواجهه با آیین بودا، که در قرون ۸ و ۹م به تبت وارد شد، دگرگون شد. پیروان آن معتقدند شخصی به نام شِنراب میبو در گذشته های دور آن را پی افکنده است. امروزه بیشتر اعمال دینی و متون مقدس آن از آیین بودایی گرفته شده است. پیش از تهاجم چین به تبت (۱۹۵۹)، ۳۵۰ صومعۀ در تبت داشتند.

ارتباط محتوایی با بن

بن در جدول کلمات

بن
بیخ, بنیاد
بن آستین
ردن
بن گردن
یال
بن لاد
پای دیوار
بن مضارع فعل رمبیدن
رمب
بن و اساس
ریشه
از فیلم های بن افلک
شهر
از فیلم های بن افلک با بازی خودش
شهر
از فیلمهای بن افلک در مقام کارگردان وبازیگر
شهر
از متون مهم عرفانی قرن ششم قمری به زبان فارسی تالیف محمد بن منور
اسرارالتوحید

معنی بن به انگلیسی

bottom (اسم)
پا ، زیر ، کف ، کشتی ، ته ، بن ، پایین ، غور
root (اسم)
ریشه ، اصل ، زمینه ، پایه ، اساس ، بنیاد ، عنصر ، بن ، بنیان ، فرزند ، اصول ، سر چشمه ، بنه
basement (اسم)
زیر زمین ، سرداب ، سردابه ، طبقه زیر ، بن

معنی کلمه بن به عربی

بن
جزر , شرج
إخفاقٌ
راديکالي

بن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

النا
Bon در لهجه پارسی غور به معنی انتهای روده که در سوراخ مقعد وکون قرار دارد . و در زمان استحمال دارو های شیاف و دارو در داخل بن قرار می گیرد ،
بن
موجود فضایی
احسان
بلیت
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
پایین .زیر.
بن که::پایین کوه
بن قالی بنیر ::زیر قالی نگاه
کن
Bon
واژگا
بن= پدر نور و روشنائی
بنیادوند
معنی کلمه لری بختیاری
بن::ریشه.بنیاد

ایل لر بختیاری به محل سکونت
دائمی عشایر بختیاری
بنه می گوید
بنه::روستا
Boneh
شهر بن در استان لر نشین چارمال بختیاری
کدوبن
ریشه ی بوته ی کدو
الینا
ریشه
Alireza
عمق ، تگ، دویدن
محمد آقائئ
بن یعنی تخفیف....عادلانه
علی سیریزی
بها برگ
غلت
پسته ی وحشی
مهدی خلج
پسته ی وحشی
مهدی درج
پسته وحشی
علی
پسته وحشی
آزاد ادوای
بن یک واژه اورامی بیخ هر چیزی را بن میگویم بن و داری یا درخت بن و کیشی یا کوه یا اینا بن ش نه یعنی در بیخ ان قرار دارد
زهرا
درخت بلوط
شهر من بن
شهر بن(بنه )استان چهار مال بختیاری
بن::در زبان لری بختیاری به معنی روستا -بنیاد

مردم شهر بن اصالتا لر بختیاری هستند
اجداد من در جنگ چالدران برابر عثمانی شرکت کردند
گروهی از آنها در منطقه آذربایجان ساکن شدند و در زمان بازگشت تعدادی از کلمات آذری به زبان ما راه یافت



مذهب ما از زمان صفوی مذهب شیعه بود

متاسفانه برخی مارا از ازبک می خوانند در حالی که ازبکان مذهب سنی دارند و تا دوره نادرشاه افشار به ایران حمله می کردند
و گروهی از اسیران ازبک را نادرشاه افشار از ترکمنستان به بیابان طبس و تون کوچ داد

خانات ازبک توسط اعراب شیبانی تاسیس شد این اعراب برای اینکه بر ترکان حکومت کنند خود را نواده چنگیز معرفی کردند این در حالی است که عموزادگان اعراب شیبانی در آستراخان و شروانشاهان اران چندین حکومت تاسیس کردند

خاندان عرب شیبانی از اعراب عربستان و در سرنگونی سلسله آریایی ساسانی نقش اصلی داشتند

آذری ها از بازماندگان قوم ماد آریایی هستند
و با حمله مغول زبان ترکی به آن منطقه راه یافت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بن تن10   • بن تن نیروی بی پایان قسمت 26   • بن 10   • بن تن نیروی بی پایان دوبله فارسی   • بن تن بازی   • بن تن فارسی   • بن تن قسمت اخر   • بن تن دوبله فارسی   • معنی بن   • مفهوم بن   • تعریف بن   • معرفی بن   • بن چیست   • بن یعنی چی   • بن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بن
کلمه : بن
اشتباه تایپی : fk
آوا : bon
نقش : اسم
عکس بن : در گوگل

آیا معنی بن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )