انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1077 100 1

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی در دانشنامه ویکی پدیا

بهرام بیضایی
بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷) نویسنده و کارگردانِ ایرانیِ فیلم و نمایش است. از کارهای دیگرش می شود تدوین فیلم، تهیهٔ فیلم، مقاله نویسی، ترجمهٔ یکی دو نمایشنامه، نگارش یکی دو داستان و چند شعر و انبوهی پژوهش تاریخی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلم سازانِ صاحب سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان و اندیشمندان برجستهٔ نمایش و ادبیات نوین فارسی به شمار می رود. بعضی از نمایشنامه هایش به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبان های دیگری درآمده و در آسیا و اروپا و آمریکای شمالی چاپ و اجرا شده است. ده فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب و نمایش هایی بر صحنه های شهرهای مختلف ایران و گاه غیر از ایران از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل می دهد.
اوانس اوهانیانس
نیما یوشیج
ه. ا. سایه
مهرداد بهار
استیون گرینبلت
فهرست کارگردانان ایرانی
بیضایی در تهران در خانواده ای اهل فرهنگ و ادب و جداافتاده از عوام به دنیا آمد. پدرش شاعری آرانی بود. بهرام از مدرسه می گریخت و در سینه کلوب فیلم تماشا می کرد. همین زمان با کار و سرگذشت صادق هدایت آشنا شد، و از او تأثیر گرفت. سپس تر از رشته ادبی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران کناره گرفت؛ ولی حاصل پژوهش هایش را به صورت کتاب نمایش در ایران چاپ کرد، که یگانه منبع مهمّ تاریخ نمایش ایرانی شد. هم زمان به نمایشنامه نویسی گرایید، آن هم با بهره گرفتن از شیوه های تعزیه که نیاکانش در آران برپا می کردند. بیشترِ نخستین نمایشنامه هایش - مانند پهلوان اکبر می میرد - با نمایش گروه هنر ملّی کامیابی یافت؛ هرچند گاه جلال آل احمد کارش را سخت نکوهید. سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد. بیضایی در اوایل دهه ۱۳۴۰ عضو گروه طرفه و از هنگام تشکیل کانون نویسندگان ایران از بنیان گذارانش و به همین خاطر آماج بدگمانی ساواک بود. وی سال ۱۳۵۷ از کانون کناره گرفت. دههٔ ۱۳۵۰ را به استادی در دانشگاه تهران و نیز فیلم سازی گذرانید. سال ۱۳۵۸، پس از ده سالی که نمایشی اجرا نکرده بود، مرگ یزدگرد را بر صحنه برد، که در ۱۳۶۰، سال اخراج دوباره اش این بار از کرسی استادی دانشگاه تهران، فیلم هم شد. پس از نمایش مرگ یزدگرد تا هجده سال امکان کار تئاتری نیافت، هرچند با پیگیری فراوان توانست چند فیلم بسازد. سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. از سال ۱۳۷۶ دوباره کارِ تئاتر دست داد و بیضایی به شوق نمایش از اقامت کوتاهش در استراسبورگ دست شست و تا ۱۳۸۶ به تفاریق توانست برای چند نمایش و فیلم و کتاب پروانه بگیرد، هرچند گاه نمایشی از صحنه پایین کشیده شد، فیلمی دچار سانسور شد یا کتابی در محاق توقیف ماند. سال ۱۳۸۹ به استادی بخش ایران شناسی دانشگاه استنفورد به آمریکا رفت. این مهاجرت بیضایی دیرانجام ترین اقامتش دور از ایران بوده. او در آمریکا نیز پُرکار بوده و غیر از تدریس، به نوشتن و نمایش پرداخته است.
بیضایی با نویسندگانی چون اکبر رادی و فیلم سازانی چون ناصر تقوایی و دیگرانی در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشته. در رأی گیری از ۵۵ منقّد سینمایی ایرانی به سال ۱۳۸۱ بیضایی با ۴۰ رأی برترین کارگردان تاریخ سینمای ایران شناخته شد. باشو، غریبه ی کوچک، که همراهِ گوزن ها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده، و سگ کشی، که پرفروش ترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از برجسته ترین فیلم های بیضایی است. بعضی از مورّخان سینما سرآغاز فیلم سازیِ فیلم سازانی از نسل بیضایی و تقوایی و کیمیایی را سرآغاز فصل جدید سینمای ایران دانسته اند که «موج نو» نامیده اند؛ و فیلم های دههٔ ۱۳۵۰ بیضایی مانند غریبه و مه و کلاغ را در این جریان سینمایی گنجانیده اند. در تئاتر نیز اغلب او را مهم ترین نمایشنامه نویسِ تاریخ ادبیات فارسی گفته اند که، با نمایشنامه هایی چون هشتمین سفر سندباد و ندبه و نمایش هایی چون مرگ یزدگرد و افرا و همراهِ نمایشنامه نویسانِ دیگری چون ساتم الغ زاده و علی نصیریان و غلامحسین ساعدی و اکبر رادی، گونهٔ نمایشنامه را در زبان فارسی استوار کرده و نمایش را به پایه ای جدّی تر رسانید و سبب شد تا روزگار زرّینِ دهه ۱۳۴۰ در نمایش ایران به حصول پیوست. بیضایی تنها فیلمنامه های خود را به فیلم درآورده و - به استثنای بانو آئویی و با وجود علاقه به نمایش کارهایی از شکسپیر و سه آمی موتوکیو و اکبر رادی - همواره نمایشنامه های خود را به نمایش درآورده است. او تهیّه کننده و تدوین گر و طرّاح و کارگردان بیشتر کارهای نمایشیِ خود بوده. تأثیر بیضایی را بر هنر و اندیشه در ایران بزرگ شمرده و او را همتای حافظ و سعدی و فردوسی دانسته اند. لغتِ «بیضایی وار» برای وصفِ اندیشه ها و شگردهای بیضایی در زبان فارسی پدید آمده است.
بهرام بیضایی در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران زاده شد. مادرش نیّره موافق و پدرش میرزا نعمت الله بیضائی آرانی، کوچک ترین برادرِ ادیب بیضائی، بود. لغتِ «بیضایی» (یا «بیضائی») از تخلّصِ ادیب آمده؛ که ذکایی نیز همچون دیگر بازماندگان با آغاز صدور سجل همچون نام خانوادگی برگزید. در هنگام تولّدِ بهرام پنج سالی می شد که ادیب درگذشته بود، ولی عموهای دیگرش که همگی شاعرپیشه بودند در قید حیات بودند. مادرش آورده که هنگامی که او متولّد شد، عموهایش از آران به تهران آمده بودند. یکی از عموها چون نوزاد را در گهواره دیده گفته «بهرامْ پسر که زادهٔ شیر استی» و عموی دیگر ادامه داده «پیداست ز عارضش جهانگیر استی»!
عکس بهرام بیضایی
این مقالهْ سالشمارِ کار و زندگی بهرام بیضایی است.
نخستین سفر خارجی به فرانسه همراه با گروه هنر ملی همچون مدیر صحنه در نمایشِ دو نمایشنامهٔ غروب در دیاری غریب و قصه ی ماه پنهان در فستیوال تئاتر ملل پاریس (تالار سارا برنارد)
ازدواج با منیراعظم رامین فر (خواهر ایرج رامین فر، یا به عبارتی خواهرزادهٔ عباس جوانمرد)
اجرای صحنه ایِ گروه هنر ملّی نمایشِ پهلوان اکبر می میرد را به کارگردانی عباس جوانمرد در تالار بیست وپنج شهریور (مهر و آبان / دی و بهمن)
انتقال از ادارهٔ برنامه های تئاتر به رادیو
انتشار یکجای سلسله مقالات «نمایش در ایران» به صورت کتابی به همین نام
نگارش طرح فیلمنامهٔ «مرد و میدان»
نگارشِ نمایشنامهٔ دنیای مطبوعاتی آقای اسراری
نگارش و انتشارِ نمایشنامهٔ سلطان مار
بیضایی در تهران در خانواده ای اهل فرهنگ و ادب و جداافتاده از عوام به دنیا آمد. پدرش شاعری آرانی بود. بهرام از مدرسه می گریخت و در سینه کلوب فیلم تماشا می کرد. همین زمان با کار و سرگذشت صادق هدایت آشنا شد، و از او تأثیر گرفت. سپس تر از رشته ادبی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران کناره گرفت؛ ولی حاصل پژوهش هایش را به صورت کتاب نمایش در ایران چاپ کرد، که یگانه منبع مهمّ تاریخ نمایش ایرانی شد.
هم زمان به نمایشنامه نویسی گرایید، آن هم با بهره گرفتن از شیوه های تعزیه که نیاکانش در آران برپا می کردند. بیشترِ نخستین نمایشنامه هایش - مانند پهلوان اکبر می میرد - با نمایش گروه هنر ملّی کامیابی یافت؛ هرچند گاه جلال آل احمد کارش را سخت نکوهید.
سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد. بیضایی در اوایل دهه ۱۳۴۰ عضو گروه طرفه و از هنگام تشکیل کانون نویسندگان ایران از بنیان گذارانش و به همین خاطر آماج بدگمانی ساواک بود. وی سال ۱۳۵۷ از کانون کناره گرفت. دههٔ ۱۳۵۰ را به استادی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و نیز فیلم سازی گذرانید. سال ۱۳۵۸، پس از ده سالی که نمایشی اجرا نکرده بود، مرگ یزدگرد را بر صحنه برد، که در ۱۳۶۰، سال اخراج دوباره اش این بار از کرسی استادی دانشگاه تهران، فیلم هم شد.
این مقاله فهرستی است از همکارانِ چندبارهٔ بهرام بیضایی در فیلم ها و نمایش هایش.
مهرداد فخیمی
اصغر رفیعی جم
عزیز ساعتی
با این که محدودیت های گوناگون نگذاشت تا بیضایی چندان که می خواست فیلم بسازد و نمایش اجرا کند، او با بازیگران فراوانی کار کرد. چهار بازیگر زن نقش اوّل اصلی در سینما و تئاتر بیضایی نصرت پرتوی و پروانه معصومی و سوسن تسلیمی و مژده شمسایی بوده اند. بعضی از کارهای بیضایی، مانند سگ کشی و طرب نامه، بازیگران فراوانی داشت و بدین واسطه شماری از شاگردانش نیز مجال بازی در کارهای سینمایی و نمایشی او را یافتند.
جهانگیر فروهر و جعفر بزرگی و محمدعلی کشاورز و جمشید مشایخی و ولی الله شیراندامی و محمود دولت آبادی و باقر صحرارودی و پرویز فنّی زاده و خسرو شجاع زاده و غلامرضا طباطبایی و اسماعیل شنگله و بهزاد فراهانی و اکبر دودکار و سیامک اطلسی و پرویز پورحسینی و داریوش فرهنگ و اسماعیل پوررضا و حسین پرورش و داوود فتحعلی بیگی و صادق هاتفی و داریوش ارجمند و اکبر زنجانپور و جمشید اسماعیل خانی و محمد مطیع و رضا بابک و امین تارخ و حسن پورشیرازی و فردوس کاویانی و بهرام شاه محمدلو و علیرضا خمسه و حسین محب اهری و حمید احیا و سیروس حسن پور و پارسا پیروزفر و علی رضا جلالی تبار و محسن نامجو و علی زندیه و آنیک شفرازیان و پروین سلیمانی و رقیه چهره آزاد و جمیله شیخی و فرخ لقا هوشمند و نیکو خردمند و مهری ودادیان و هما روستا و مریم بوبانی و محبوبه بیات و مرضیه برومند و یاسمن آرامی و مهتاب نصیرپور و فاطمه معتمدآریا و ستاره اسکندری و شبنم طلوعی و شبنم فرشادجو و متین نصیری ها از جمله بازیگرانی هستند که در کارهای بیضایی نقش بازی کرده اند. بازیگرانی هم بوده اند که در چندین کارِ بیضایی همکاری کرده اند. جدولِ زیر مکرّرترین بازیگران بیضایی را نشان می دهد.
نمایش      فیلم
فهرست سخنرانی ها و گفتارهای بهرام بیضایی
این مقاله فهرستی است از سخنرانی ها و گفتارهای بهرام بیضایی.
«نمایش شرقی»
بیضایی سخنرانی های فراوانی کرده که بیشترش جلسه های درسش در دانشگاه های گوناگون بوده، و کمتر سخنرانی های دیگر از کنفرانس های خبری تا مجلس های یادبود یا بزرگداشت. از بسیاری از این سخنرانی ها صدا و تصویر و نوشته ای نیست. ولی بعضی از این ها هم به صورتی منتشر شده است. از راهِ نمونه، صدا و متن سخنان او در شب سوّم از شب های شعر گوته با نام «در موقعیت تئاتر و سینما» منتشر شده است. یک گفتارش با دوستانش در پاریس به قلمِ خودش مقاله ای شده به نامِ «پس از صد سال». از شماری از سخنرانی هایش در دانشگاه استنفورد فیلم برداشته اند و منتشر کرده اند، به طور نمونه از جلسه های درسِ شاهنامه و سخنرانی هایش دربارهٔ طرب نامه. گاهی سخنانی به نظم رانده، مثلاً قصیده ای که به یادِ سیمین بهبهانی خوانده و از آن فیلم موجود است. گاهی پیامی کوتاه خوانده که صدایش ضبط شده، مثلاً باری که در ستایش ناصر تقوایی چنین پیامی منتشر کرد. بیضایی گاه در بزرگداشت کسی سخن رانده، به طور نمونه در بزرگداشت احسان یارشاطر و اکبر رادی. گاهی در نکوهش سخن گفته، از کنفرانس های خبری تا گفتگو با رسانه های جمعی. گاهی سخنی به مناسبت از راه سپاسگزاری و غیر از این گفته، به طور مثال در بزرگداشت خودش در تورنتو.
فیلم های دریافتِ جایزهٔ جشنواره سینمایی سپاس در سال ۱۳۵۲ و حضور در جشن ۱۳۸۰ دنیای تصویر و دریافتِ دکتری افتخاری در دانشگاه سنت اندروز به سال ۱۳۹۶ و پاره های کوتاهِ تصویری از پشتِ صحنهٔ کارهای سینمایی و تئاتری (مثلاً جانا و بلادور و طرب نامه و چهارراه) و نیز گفتگوهایی کوتاه از صوتی و تصویری با بعضی رسانه های جمعی (مثلاً دربارهٔ سهراب کشی و گزارش ارداویراف و طرب نامه یا دربارهٔ خودش) نیز از بیضایی موجود است.
از بعضی سخنرانی ها و درس ها و جلسه های پرسش وپاسخ بیضایی فیلم یا صدا یا نوشته یا خبر موجود است. همچنین تصویر یا صدا هست از سخنانش گاهی که کسی را معرّفی کرده، ستوده یا در تکمیل سخنش چیزی گفته، از جمله در اهدای جایزه به مسعود کیمیایی و جمیله شیخی و داریوش مهرجویی و در سخنرانی های محسن یلفانی و محمدرضا درویشی و حمید امجد و رسول صدر عاملی و شبنم طلوعی و ایرج پارسی نژاد و زکریا هاشمی در دانشگاه استنفورد.
این مقاله سیاهه ای است از فیلم های بهرام بیضایی، فیلم ساز و نمایشنامه نویس و پژوهشگر و سخنگوی ایرانیِ معاصر، به ترتیب تاریخ. بیضایی از فیلم سازان مهمّ ایران به شمار می رود. از وی چهار فیلم کوتاه و ده فیلم بلند سینمایی ساخته از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۸۷ باقی است؛ و هنگامی که امکان فیلم سازی نبوده، به کار نمایش و نویسندگی و پژوهش پرداخته است. در رأی گیری های فیلم شناسان ایرانی بیضایی اغلب برترین فیلم ساز سینمای ایران شناخته شده‎است - از جمله در رأی گیری های سال های ۱۳۶۷ و ۱۳۷۸ مجلّهٔ فیلم و رأی گیری سال ۱۳۸۱ مجلّهٔ نقد سینما. باشو، غریبه ی کوچک نیز بارها پسندیده ترین فیلم بیضایی و بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران شمرده شده - از جمله در رأی گیری سال ۱۳۷۸ مجلّهٔ دنیای تصویر و رأی گیری سال ۱۳۸۱ مجلّهٔ نقد سینما (همراهِ گوزنهای مسعود کیمیایی). ولی پرفروش ترین فیلم بیضایی - و در واقع پرفروش ترین فیلم ایرانی سال نمایشش - سگ کشی بوده است.
شش طرح از هفت طرح برای فیلم صدثانیه ای در بزرگداشت صدمین سال سینما (۱۳۷۴)
هدایت (۱۳۷۶)
بیضایی سینما را از نوجوانی با فیلم دیدن آغاز کرد. سال ۱۳۴۱ یک فیلم هشت میلیمتری سیاه وسفید چهاردقیقه ای ساخت. چند فیلم کوتاهش از دههٔ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ گم شده است و در دست نیست. فیلمنامه ها و طرح های فیلم فراوان نوشت. سال ۱۳۴۹ به دعوت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فیلم کوتاه عمو سیبیلو را کارگردانی کرد؛ و ناگزیر از ساختن عیّار تنها، که مقدور نمی شد، چشم پوشید. در دههٔ ۱۳۵۰ گروه فیلم لیسار را پایه گذاشت. از نخستین فیلم بیضایی جز خاطراتی بر جای نیست - نادر ابراهیمی در آبانِ ۱۳۴۹ پس از تماشای عمو سیبیلو از آن فیلم چنین یاد آورده:.mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}
. . . سرزمین بیضائی سرزمین پهناور سینماست. آنچه از روزگار مدرسه به یاد دارم - که از یاد رفتنی هم نیست - فیلمی ست که بهرام، با یک دوربین هشت میلیمتری نسیه که از یک دوست مجسّمه سازش گرفته بود و چهار دقیقه فیلم نسیه ساخت و روی بالکن خانهٔ یکی از بچّه ها بر دیوار انداخت. او دوربین و چهار دقیقه فیلم خامش را برداشته بود و دور خیابان های داغ، خاموش و خلوت تهران - در یک بعدازظهر تابستانی - دویده بود. کارگران ساختمانی را نشان داده بود که در سایهٔ درختانی خفته اند، و درختان را، و چند تکّه زمین بایر را و چند بنای نیمه ساز را، و خورشید را، انگار می کردیم که شهری را در زمان جنگ نشان داده است. و خفتگان، مردگان را مانند بودند، و بناها، ویرانه ها را. و دویدنش، فرار یک سرباز را، یا جستجوی یک جستجوگر را که به دنبال زخمی خود می گردد . . .
مورّخان سینما بیضایی را - همراهِ فیلم سازان دیگری از جمله ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی و علی حاتمی و احمد فاروقی قاجار از هم سالانش و ابراهیم گلستان و فرخ غفاری و نصرت کریمی از نسل پیشین و مسعود جعفری جوزانی و شهرزاد و کیانوش عیاری و رخشان بنی اعتماد و ایرج طهماسب و داوود میرباقری و پرویز شهبازی و آناهید آباد از نسل های پسین - از پیش آهنگان آنچه بعضی سپس تر «موج نو» سینمای ایران نامیدند (در مقابل «فیلمفارسی») به شمار می آورند؛ و فیلم رگبار را در گشایش راهی نو در سینمای ایران از فیلم های پیشگام و مؤثّر می شمارند.
کارهای بهرام بیضایی را می شود به تفکیکِ شیوه چند گروه کرد. در این مقاله کارنامهٔ بیضایی به سه بخشِ فیلم و کتاب و نمایش بخش شده است.
کار و زندگی بهرام بیضایی، سخنور ایرانی، موضوع آثار بسیاری بوده است. برگزیده ای از شناخته ترین های این ها اینجا فهرست می شود.
پویا، پروین. دستور بیضائی.
تواضعی، جابر (گردآورنده). سر زدن به خانهٔ پدری.
خلج، منصور. نمایشنامه نویسان ایران: از آخوندزاده تا بیضایی.
زمانی نیا، مصطفی (۱۳۶۵). در شبیخون نشابور، بررسی تاریخی فیلمنامه های بهرام بیضایی: عیار تنها، قصه های میر کفن پوش. تهران: انتشارات آگاه.
عبدی، محمد. غریبهٔ بزرگ: زندگی و سینمای بهرام بیضائی.
قوکاسیان، زاون (گردآورنده). مجموعهٔ مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی.
قوکاسیان، زاون (گردآورنده) (۱۳۷۱). دربارهٔ مسافران ساختهٔ بهرام بیضایی. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.
قوکاسیان، زاون (گردآودنده) (۱۳۸۱). بهرام بیضایی و پدیدهٔ سگ کشی. تهران: انتشارات خجسته. شابک ۹۶۴-۶۲۳۳-۴۸-۱.
لاهیجی، شهلا. سیمای زن در آثار بهرام بیضایی، فیلمساز و فیلمنامه نویس.
سرآغاز نگارش دربارهٔ بهرام بیضایی و کارش کمابیش به سرآغاز کار نویسندگی خودِ بیضایی برمی گردد. بعضی از کسانی که نخستین بار در آغاز دههٔ ۱۳۴۰ در نوشته به بیضایی و کارش اشاره کردند یا درباره اش مقاله نوشتند عبارتند از یحیی ذکا، ایرج افشار، شمیم بهار، اکبر رادی و جلال آل احمد. (شاید نخستین بار که جایی مکتوب به نام بیضایی اشاره شده و منتشر شده باشد مجلّه پُست تهران به سال ۱۳۳۳ باشد. برخی گزارش های ساواک را نیز می توان از نخستین نوشته ها دربارهٔ بیضایی به شمار آورد.) سپس تر آوازهٔ بیضایی سبب شد تا موضوع نوشته ها و نقّاشی ها و شعرها و فستیوال ها و سخنرانی های فراوان شود. دانشگاهیان نیز اغلب در مملکت های فارسی زبان پژوهش های فراوانی دربارهٔ بیضایی نوشتند که گاه به صورت کتاب نیز چاپ شده. خاطرات مکتوب نیز از منابع شناخت بیضایی به شمار می رود، از راه نمونه خاطرات محمدعلی سپانلو و محمدعلی همایون کاتوزیان. و همچنین است تواریخ نمایش نوین و سینما و ادبیات در ایران، از جمله گروه هنر ملّی از آغاز تا پایان کارِ روح الله جعفری و سرگذشت کانون نویسندگان ایران کارِ محمدعلی سپانلو.
همچنین مقالات فراوانی اغلب بی امضا در روزنامه کیهان دربارهٔ بیضایی چاپ شده است. روزنامه کیهان و روزنامه شرق از نشریّاتی هستند که در دوران متأخّر کار بیضایی فراوان به وی پرداخته اند، یا بیضایی را بهانهٔ مشاجره قلمی با همدیگر کرده اند.
فستیوال ها و جایزه هایی به نام بیضایی برگزار شده است، که از آن میان می توان جشنوارهٔ ارغنون به سال ۱۳۹۵ و جشنواره ملّی تئاتر بهرام بیضایی و مجموعه سخنرانی های دانشگاه سنت اندروز (۲۰۱۷) به افتخار بیضایی را نام برد.
این مقاله فهرستی از جایزه ها و افتخارات و نامزدی هایی است که بهرام بیضایی به دست آورده است.
آشوری، داریوش (۱۳۹۱). پَرسه ها و پرسش ها. تهران: انتشارات آگه. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۲۹-۱۹۵-۲.
درخشش بهرام بیضایی با فیلم "سگ کشی"+تصاویر
دهمین جشن دنیای تصویر
—بهرام بیضایی
آوازهٔ بیضایی، که کمابیش به سرزمین های فارسی زبان محدود می شود، به جایزه گرفتن از فستیوال های گوناگون نبوده است؛ و با این همه شماری جایزه در کارنامه اش هست. داریوش آشوری از این لحاظ او را با عباس کیارستمی سنجیده؛ آنجا که گوید: .mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}
در برابرِ او می توان به هنرمندانِ «بیشینه گرا» (maximalist)مان اشاره کرد. شاید بهتر از همه به هنرمندِ بزرگی مانندِ بهرام بیضایی، که با نسنجیدنِ امکاناتِ واقعیِ خود و جهانِ «خاور-میانه»ایِ خود . . . با همه یِ کوشش هایِ پهلوانانه ای که کرد تا بال به بالِ اورسن ولز و کوراساوا بپرد، به چنین نام و اعتبارِ جهانی دست نیافت.
این مقاله فهرستی است از نمایش هایی که بهرام بیضایی کارگردانی کرده. این چهارده نمایش را بیضایی کارگردانی کرده و نمایش داده است:
قوکاسیان، زاون (۱۳۷۱). مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار بهرام بیضایی. تهران: انتشارات آگاه.
والی، جعفر (۱۳۹۵). «نیم قرن خاطره بازی با جعفر والی». ایران (روزنامه) (۶۳۷۲): ۱۳–۱۲.
جز این نمایش ها، بیضایی نمایشنامه های فراوانی از خودش و دیگران (از جمله مکبث شکسپیر) را برای نمایش در نظر گرفته بود، که مجال نمایش نیافته است. نیز در نمایش هایی وظایفی غیر از کارگردانی داشته است، از جمله در نمایش دو نمایشنامهٔ خود غروب در دیاری غریب و قصّه ی ماه پنهان در سال ۱۳۴۳ در جنوب ایران و ۱۳۴۴ در جشنواره تئاتر ملل در پاریس مدیر صحنه بوده است. نخستین نمایشنامهٔ بیضایی که به نمایش درآمد مترسکها در شب بود که جعفر والی سال ۱۳۴۲ برای تلویزیون کار کرد. سال بعد عباس جوانمرد غروب در دیاری غریب را برای تلویزیون کارگردانی کرد و سپس تر همان سال بود که نمایش ها را به جنوب ایران بردند. حوالی همین زمان، چنان که بیضایی گفته «احتمالاً سال چهل وسه»، بود که آتسوموریِ سه آمی موتوکیو را از روی ترجمهٔ داریوش آشوری و خودش تمرین کرد، ولی مسئولان اداره هنرهای دراماتیک نگذاشتند تا به نمایش درآید. پاییز و زمستان سال ۱۳۴۴ پهلوان اکبر می میرد با بازی و کارگردانی جوانمرد کامیابیِ بزرگی حاصل کرد. گروه هنر ملّی تا اواخر دههٔ ۱۳۴۰ شد پایگاه اصلی بیضایی در دنیای نمایش.
بیضایی نمایشنامه نویسیِ جدّی را در آغاز دهه ۱۳۴۰، پس از چند آزمونِ ذوقی چند سال پیش تر در مدرسه، آغاز کرد؛ و این هنگامی است که «جهان نمایش را به تصادف کشف می کند»- با تماشای یک تعزیه در گیلیاردِ شهرستان دماوند. سال ۱۳۴۱ مترسکها در شب و عروسکها را چاپ کرد. سراسر این دهه را - جز کارهای اداری اداره هنرهای دراماتیک و پژوهش دربارهٔ نمایش های آسیایی - به نگارش و نمایش یا دستیاری در نمایشِ متن های خود گذراند. او جایی گفته که هر نمایشنامه را با این هدف می نویسد که به صحنه بَرَد؛ و در واقع همان طور که شرایط نگذاشته تا بیشترِ فیلمنامه هایش را فیلم کند، همین طور مانعِ به نمایش درآمدنِ بسیاری از نمایشنامه هایش نیز شده است. پس از کارگردانیِ عروسکها برای تلویزیون در سال ۱۳۴۵ و اجرای ضیافت و میراث در پاییزِ سال بعد، بیضایی تا سال ۱۳۴۸ نمایشی به صحنه نبرد. سال ۱۳۴۸ سلطان مار را در تهران نمایش داد و سپس در شهرهای مازندران گرداند. از سال ۱۳۴۹ مجال کار سینمایی فراهم شد، و فیلم سازی و استادی در دانشگاه تهران کارِ صحنه ایِ بیضایی را تا سال ۱۳۵۸ تعطیل کرد؛ ولی این سال ها به آموزش نسلی از هنرمندان هنرهای نمایشی از عزّت الله انتظامی تا سوسن تسلیمی و همکاری با استادانی چون محمد کوثر و مهرداد بهار سپری شد. سال ۱۳۵۸ مرگ یزدگرد را به نمایش درآورد، که کمتر از دو سال سپس تر فیلمَش را نیز ساخت. از ۱۳۵۸ تا هجده سال بعد امکان نمایش نیافت، ولی چند فیلم ساخت. با گشایش فضای سیاسی از ۱۳۷۶ به بعد، که برای نمایشِ کوچکِ کارنامه ی بندار بیدخش به ایران بازگشت (از اقامت در استراسبورگ به دعوت پارلمان بین المللی نویسندگان، که چندان دیر نپایید) و بانو آئویی را نیز به فراخورِ شرایط به صحنه برد، به تناوب در هر فرصتی نمایشی داد یا فیلمی ساخت، تا رسید به افرا، یا روز می گذرد در زمستان ۱۳۸۶. از این به بعد تا سال ۱۳۸۹ چند نمایشش به مشکلِ جوازِ دولتی برخورد و امکان اجرا نیافت، و بیضایی در پیِ کارِ دانشگاهی دوباره پس از نزدیک به سی سال از اخراج از دانشگاه تهران، به دانشگاه استنفورد آمریکا رفت. نمایش های بیضایی با مهاجرت به آمریکا دچار وقفه نشد. این بار کارِ دانشگاهی با کارِ نمایشی هم تنگ افتاد و سه نمایشِ صحنه ای و دو نمایشنامه خوانی و تربیت انبوهی شاگرد چیزی از حاصلِ کارِ تئاتری بیضایی با بازیگرانِ فارسی زبان در شمالِ کالیفرنیا بوده است. در همهٔ این مدّت، از میانه های دههٔ ۱۳۳۰ به بعد، بیضایی از نوشتن بازنمانده و کتاب ها و مقالات فراوانی با موضوع و محمولِ نمایش منتشر کرده است.
—جعفر والی، در گفتگو با روزنامهٔ ایران، پاییزِ ۱۳۹۵
این مقاله سیاهه ای است از نوشته های بهرام بیضایی (۱۳۱۷)، نمایشنامه نویس و فیلم ساز و پژوهشگر و سخنگوی ایرانیِ قرن چهاردهم هجری خورشیدی، به ترتیبِ تاریخِ نگارش و نیز به تفکیکِ گونه.
«دکوپاژ یک فصل از سگ کشی». صنعت سینما (۱). ۱۳۸۱.
بیضایی از نویسندگان برجسته و پُرکارِ روزگارش به شمار می رود. پنج تا از نام های مستعار شناخته اش عبارت است از «مهرداد رهسپار»، «ع. سالک»، «اعظم علیان»، «بهروز برومند» و «کاوه اسماعیلی». نوشته های بیضایی از اواخر دههٔ ۱۳۳۰ به بعد بعضی از مهم ترین نمایشنامه ها و فیلمنامه ها و پژوهش های زبان فارسی را در بر می گیرد. نخستین کتابِ بیضایی به سال ۱۳۴۱ در تهران چاپ شد که مجموعه ای کوچک از دو نمایشنامه به نام های «مترسکها در شب» و «عروسکها» بود. او در همان اوایل دههٔ ۱۳۴۰ مقاله نویس پرکاری نیز بود. سال ۱۳۳۳ مجلّهٔ پست تهران نپذیرفت که نوشته ای از بیضاییِ نوجوان را چاپ کند. امّا او از سالیان پایانی دهه ۱۳۳۰ در مجلّاتی مانند علم و زندگی و هنر و سینما و آرش و ستاره سینما مقاله می نوشت. بعضی از مقالات آن دوره به صورت کتاب هم چاپ شد، از جمله در کتاب مهمّ نمایش در ایران (۱۳۴۴). بیضایی از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران نیز بود، که سپس تر از آن کناره گرفت.
بیضایی در نویسندگی راهِ نیاکانش، ذکایی بیضاییِ شاعر و سخن سرایانِ دیگرِ خانوادهٔ بیضایی، را پی نگرفت. بلکه خطّی دیگر از پیشینهٔ خانوادگی را که تعزیه باشد پژوهید؛ و از شیوه های حماسی آن، چه در تعزیهٔ عامیانه و چه در نوشته های دیرین تری مانند یادگار زریران، و نیز از گونه های نمایش های خنده آور ایرانی، و همچنین از داستان های عامیانه، برای آفرینش نوعی از نمایش بهره جست که - با همکاریِ نمایشنامه نویسان پیشروی دیگری مانند علی نصیریان و غلامحسین ساعدی و اسماعیل خلج و شاید از همه مهم تر اکبر رادی که همراهِ بیضایی از گروه طرفه بود - به دگرگونی نمایش صحنه ای در ایران انجامید. نمایشنامه های آغازینِ بیضایی در دههٔ ۱۳۴۰ اغلب نخستین بار در تالار ۲۵ شهریور تهران (و گاه در شهرهای دیگر از جمله پاریس نیز) به وسیلهٔ گروه هنر ملّی به نمایش درآمد. با این که نوشته های بیضایی پیشینهٔ مستقیمی در ادبیات فارسی نداشت و نمایشنامه گونه ای نبود که در اقالیم فارسی زبانِ سرزمین های ایرانی همچون ادبیات رسمی چندان سابقه ای داشته باشد که مثلاً با چهار قرن نمایشنامه نویسی حرفه ای در انگلیس بسنجد، با این همه میان فارسی زبانان اقبال یافت و ماندگار شد و بعضی از کتاب هایش به زبان های گوناگون ترجمه و منتشر شد و در جاهای مختلف دنیا به نمایش درآمد. نمایشنامه های بیضایی بیشتر بر هنر نمایش مشرق زمین بنیاد شده، یا دستِ کم همان قدر از نمایش هندی و چینی و ژاپنی و ایرانی و قرون وسطایی بار گرفته که از تئاتر مدرنِ غربی، و همچون کارهای نصیریان و بر خلاف کارهای گویندگانی چون رادی با مفهومِ مدرنِ نمایشنامهٔ اروپایی چندان به تمامی نمی خواند و واقع گرا نیز نیست، و بیشترِ اوقات تمثیلی نیز. بلکه اغلبْ این کارها را با نمایشنامه های سرآغاز و فرجامِ مدرنیتهٔ غربی و نیز روزگار پس از مدرن، از راهِ نمونه ویلیام شکسپیر و ژان ژنه، همانندتر و سازگارتر می شمارند.
شاخهٔ دیگر نوشتجات بیضایی فیلمنامه هاست. وی به خاطر محدودیت و دشواری امکان فیلم سازی، بیشترِ فیلمنامه هایش را چاپ کرده است. با چاپ این فیلمنامه ها و به خاطر قابلیّت ادبیش گونه ای نو در ادبیات پیدا شده، و گرایش کتابخوانان به فیلمنامه های فیلم نشده سبب شده تا فیلمنامه از گونه های ادبی فارسی شود و کم یا بیش مقبول خاطر افتد. از جمله، فیلمنامه هایی مانند طومار شیخ شرزین (۱۳۶۵) و دیباچه ی نوین شاهنامه (۱۳۶۵) پرفروش بوده و به زبان های دیگر نیز درآمده، و کارهایی مانند مرگ یزدگرد (۱۳۵۸، که نمایشنامه است و فیلم هم شده) و آینه های روبرو (۱۳۵۹) گاه بیش از یک بار ترجمه شده، و گاه اجراهای گوناگون تئاتری یا فیلم-تئاتری نیز داشته، ولی اغلب نه به کارگردانی بیضایی - که در اصل فیلمنامه ها را به خاطر نگرفتنِ پروانهٔ فیلم سازی از دولت یا میسّر نشدنِ ساخت به اسبابِ گوناگون به صورتِ کتاب چاپ کرده است، بی آن که فیلمش ساخته شده باشد. فیلم سازانِ دیگر نیز فیلم های برجسته ای مانند سلندر (۱۳۵۹) و خط قرمز (۱۳۶۰) و روز واقعه (۱۳۷۳) از نوشته های بیضایی ساخته اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های بهرام بیضایی

بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر، نمایش نامه نویس، فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی است.

ارتباط محتوایی با بهرام بیضایی

بهرام بیضایی در جدول کلمات

از نمایش های بهرام بیضایی با هنرمندی «مژده شمسایی | که در تالار وحدت به نمایش گذاشته شده است
افرا
از نمایش های بهرام بیضایی در تالار وحدت با هنرنمایی «مژده شمسایی»
افرا
فیلمی از بهرام بیضایی با حضور مژده شمسایی | مجید مظفری | جمیله شیخی و •••
مسافران
فیلمی از بهرام بیضایی در سال 51 با بازی مرحوم پرویز فنی زاده و پروانه معصومی
رگبار
اثر بهرام بیضایی با نقش آفرینی مژده شمسایی | مجید مظفری | داریوش ارجمند | رضا کیانیان و احمد نجفی
سگ کشی
از آثار بهرام بیضایی با بازی مژده شمسایی | داریوش ارجمند | مجید مظفری | رضا کیانیان | احمد نجفی | میترا حجار | اسماعیل شنگله | فردوس کاویانی | بهزاد فراهانی و
سگ کشی
از آثار بهرام بیضایی با حضور سوسن تسلیمی و عدنان عفراویان
باش وغریبه کوچک
از آثار بهرام بیضایی با نقش آفرینی پروانه معصومی و مرحوم پرویز فنی زاده
رگبار
از آثار بهرام بیضایی در دهه 80
سگ کشی

بهرام بیضایی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بهرام بیضایی   • مفهوم بهرام بیضایی   • تعریف بهرام بیضایی   • معرفی بهرام بیضایی   • بهرام بیضایی چیست   • بهرام بیضایی یعنی چی   • بهرام بیضایی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بهرام بیضایی
کلمه : بهرام بیضایی
اشتباه تایپی : fivhl fdqhdd
عکس بهرام بیضایی : در گوگل


آیا معنی بهرام بیضایی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )