انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1066 100 1

بهمئی

معنی بهمئی در لغت نامه دهخدا

بهمئی. [ ب َ م َ ] (اِخ ) شعبه ای از ایل لیراوی از ایلات کوه گیلویه ٔ فارس. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 89).

معنی بهمئی به فارسی

بهمئی
شعب. از ایل لیراوی از ایلات کوهکیلوی. فارس ٠
یکی از دهستانهای بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان است این دهستان در شمال باختری شهرستان بهبهان واقع و از شمال برودخانه کازرون از خاور بدهستان طیبی سرحدی از جنوب بدهستان بهمئی سردسیر از باختر بارتفاعات جانکی محدود است موقعیت طبیعی کوهستانی و هوای آن سردسیر و مالاریائی است ٠
یکی از دهستانهای بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان است این دهستان از شمال بدهستان بهمئی سرحدی از خاور به دهستان طیبی سرحدی از جنوب بدهستان طیبی گرم سیر و از باختر به بخش جانکی محدود است ٠
یکی از دهستانهای بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان است این دهستان بین رود مادون و دهستانهای حومه طیبی گرمسیر و بهمئی و سردسیر واقع شده است ٠

بهمئی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند ١٤:٣٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠١
نام ایلی از لربزرگ
این ایل جز ایل بزرگ بهداروند *بختیاروند *لربختیاری است

شجرنامه
بهمن.شیر.کوروش.خدر.طیب.یوسف
پسران عالی
پسر لیراو*لیراب *
پسر بایوجمان*بایزمان. بایوجمال.بایمان.باجمال&
پسر بهدار (بختیار )

1-ایل بهمئی ::((بهمن عالی.بهمن الی.
بهمن آلی.)))

2-ایل یوسفی :: ((یوسف عالی
.یوسف الی.یوسف الی
.ایسوی.یسوی. ))

3-ایل طیبی::((طیب عالی.طیب آلی .طیبلو.طئییبلی.
.طیب الی.تیبی.))

4-ایل شیر ::((شیرعالی.شیر آلی.
شیر الی.اردشیر عالی))

5-ایل یل کوروش ::
((کورش عالی
.کوروش آلی. کوروش الی
.کرالی. کرایی.کرانی.کره ای
.کرویی.))


6-ایل خدر::((خدری.خدر عالی
.خدر آلی. خدر الی.خیرالی
خضر عالی.خضرو.خضری))


طوایف بهمئی
احمدی
مهمدی*محمدی *
علاءالدینی

طایفه صفی خلیلی بهمئی



ایل علاءالدین وند از
ایل بزرگ بهداروند *بختیاروند *
طوایف علاءالدین وند **
علاءالدینی. .شکوه مقام.عبداللهی.مالکی.فارسانی.زالی.
کاله.گرما.تردی.سهراب.
بزرگان ایل علاءالدین وند
اسد خان بختیاروند رئیس ایل بختیاروند و ایلخان بختیاری ها
در زمان قاجار محل حکومت
دزملکان*دژ ملائک *در اندیکا
پسرش جعفر قلی خان بهداروند ایلخان
کلبعلی خان بهداروند ایلخان
داودخان بهداروند ایلخان




ایل منجزی از ایل بهداروند *بختیاروند *
طوایف
1-ابوالحسنی *بولسنی*
2-خلیلی بیگیوند زیلایی *منجزی پلنگ *

3-مال احمدی *ملامدی. ملامری*

4-نیم بنیچه

5-تاج الدین عبداللهی *تاجنالایی*
6-لوحیرده*لب خورده*
7-لملمی
8-روا
9-کوچ داده به دشت ارژن
طوایف جدا شده
10-تکی
11-مال احمدی گرد گرد
12-مال احمدی قشقایی
13-مال احمدی قشقایی
14-زیلایی قشقایی*پلنگ*
15-طایفه لرصفی خانی قشقایی
16-خلیلی کشمیری بهشهر
17-بهزادی شیخ رباط
18-طایفه حموله پسر عموی ایل منجزی
19-چهاربنیچه در ایل اورک
20-طایفه منجی جانکی بهداروند
21-طایفه منجی برغانی*منجزی برگانی.بیرگانی *در کشمیر و سین کیانگ و پاکستان و افغانستان
طایفه خلیلی خیلی در کشمیر
باقیمانده بختیاری های فاتحان هند به
ریاست علی صالح خان بختیاروند در لشگر نادرشاه


جهانگیر خان بختیاروند رئیس ایل بختیاروند و اولین ایل بیگی بختیاری ها
پدر خلیل خان بختیاروند ایل بیگی جد طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی

بزرگان طایفه خلیلی

آقاسی فرمانده جنگجویان خاصه شاه صفوی
شاهمنصور خان ایل بیگی

ابوالفتح خان بختیاروند متحد کریم خان زند لر

علی صالح خان بختیاروند متحد نادرشاه در فتح هند

آدینه خان مستوفی مشاور نادرشاه

بزرگان طایفه مال احمدی

نامدارخان منجزی
اسد خان منجزی
تمبر خان منجزی
عزیز خان منجزی
حاتم خان منجزی حاکم کشمیر بعد از فتح هند


|

حمدالله جاویدان ٢٠:٤٩ - ١٣٩٦/٠٨/١٩
ایلی از ایلات لر است که عمدتا در دو استان خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد زندگی می کنند.
ساختار ایلی آن عبارت است از سه تیره بزرگ،علادینی،مهمدی و احمدی هر تیره شامل چند طایفه است.
همه افراد ایل بهمئی خود را از فرزندان بهمن فرزند عالی فرزند لیراوی می دانند.
خوانین ایل از تیره مهمدی (نریمیسا) است.
بهمن دو فرزند بنام احمد و مهمد داشت. تیره مهمدی به علت گستردگی خود به دو تیره علادینی و مهمدی تقسیم شد.
یوسفیها که از فرزندان ایسو(یوسف) برادر بهمن هستند در ساختار ایلی در دسته احمدی و کلاه کج ها(کله خل ها)،کمایی ها،بناری ها در دسته مهمدی قرار می گیرند.
|

بهمئی ١٩:١٣ - ١٣٩٧/١١/٢٦
سلام ، این تقسیم بندی ها نسبت به ایل بهمئی بدون سند و منبع تاریخی می باشد بیشتر شبیه افسانه است که به دو روایت مشهور است یکی اینکه بایوجمان را به بهداروند نسبت میدهند و دیگری بایوجمان را به لیراو اول و گیلویه نسبت می دهند که می شود : لر بزرگ ، گیلویه ، لیراو اول ، بایوجمان ، لیراو دوم ، عالی ، ۱- بهمن عالی (بهمئی) ۲- طیب عالی (طیبی)۳- خدر عالی ۴- یوسف عالی ، شیرعالی ، با توجه به تاریخ سرزمین سردار بزرگ گیلویه و تاریخ بهمئی و طیبی روایت دوم صحیحتر به نظر می رسد .
|

جاکی ٠٩:٤٦ - ١٣٩٧/١٢/١٠
طایفه ممبینی از ایل جاکی و لیراوی هستند که در محدوده مهرگان یا مهرنجان جاوید ممسنی ساکن بودند که در حال حاضر جز استان کهگیلویه و بویر احمد می باشد و در حدود سیصد و پنجاه سال پیش به منطقه جانکی وارد شدند شجرنامه نامه ی ایل ممبینی از بهداروند از بایوجمان از لیراو از عالی که عالی شش پسر داشت بنام بهمن ، یوسف ، خدر ، شیر ، طیب و کوروش که ممبینی ها و تامرادی ها و بناری ها و کرایی ها از کوروش هستند .
|

لیراوی ٠١:٢٠ - ١٣٩٧/١٢/٢٩
دیشموک وظهورلیراوی کوه در جغرافیای ایل کواراکان کرایی .
این شهر که �دژ موگ � بوده و خاستگاه دینیاران زرتشتی و تا سال ۱۱۷۲هجری قمری نشیمنگاه تیره دینیار ایل کرایی بود و پس از اینکه یکبار در سال ۱۱۳۵قمری جنگ با نادرشاه افشار و کلانتر کای گنجی دینیار کرایی موجب کشته شدن و خدعه و نیرنگ قرار گرفت و بار دوم در زمان زندیه کای مراد کلانتر و برادر کای گنجی با حکام زندیه موجب شکست و پراکندگی این ایل فراهم شد در آغاز حکومت زندیان در سال ۱۱۷۳هجری این سامان بدست خاندان خلیل خان پسر ملاقیصر �خاندان جعفرخان به
خاندان جعفرخان بهمئی� افتاد ، در ۹۵کیلومتری تقریبی شمال شرقی دهدشت در دامنه رشته کوه دل افروز در دشتی گسترده و خوش آب و هوا واقع شده،
�دژموگ� نام واژه پیش از اسلام بوده که با مصالح گچ وسنگ وباطاق های ضربی و هلالی ساسانی بود و در دوران محمدشاه قاجار ، جعفرخان نیای خوانین بهمئی سردسیر برروی پایه های این دژ باستانی قلعه ای دفاعی مطابق سنت آن دوران ساخته که سالها تا آغاز دولت جمهوری اسلامی آباد و نشیمنگاه زنده یاد تاج محمدخان نیکبخت رئیس بهمیی سردسیر و پس از او پسرش حاج علی محمدخان نیکبخت، که مردی
متدین بود جمهوری اسلامی آباد و نشیمنگاه زنده یاد تاج محمدخان نیکبخت رئیس بهمیی سردسیر و پس از او پسرش حاج علی محمدخان نیکبخت، که مردی متدین و کلانتری مردم دار بود قرار داشت.
پس از تنفیذ حکم خانی به خاندان ملاقیصر و جعفرخان به سال ۱۱۷۳ هجری به سیاست زندیه و انشقاق ایل بزرگ کرایی صورت گرفت و تشکیل نظام ایلی بهمئی با پیوستن طوایف کهن بومی بوده که کرایی ها و کمایی لیراوی و دیگر طوایف مشخص است و نظام ایلی دویست ساله چارت قاجاری دارد
ظهورلیراوی کوه �طیبی و بهمئی� در جغرافیای کواراکان کُرایی .
دهستان موگرمان درشمال شرقی شهرلنده و۷کیلومتری آن جای دارد، دارای چشمه های آب که محلیان به آن �کور� میگویندو رودخانه هایی را سازمان میدهدکه نام واژه باستانی آن�ژن� که به زبان پهلوی به زن گویندو معرب شده آن جن است که پس از آبیاری آن بومگاه به لیرکک دشمن زیاری سرازیر و به رودخانه مارون �تاب� می پیوندد.
نام واژه موگرمان که محلیان به آن موگرمون گویند برگرفته از دو واژه �مور ، یا مَرغ به معنای سبزه زار و گرمان نام واژه پارسی قومی باستانی است.
مردم این سامان دوتیره �کرایی و غندی � بودند .
پس از آن طوایف قنبری،تامحصلی،تامحمودی،تامحب علی جانشین آنان گردیدند درپادشاهی کریم خان زند.
باتوجه جنگ ایل کرایی و غندی و شکست و کوچ اجباری این ایل ، به فرمان کریم خان زند سازمان ایلی �طیبی� به سال ۱۱۷۳ قمری بنیاد شد و رشید خان طیبی از تیره قنبری به کلانتری این ایل برگزیده شد و مرکز کلانتری خودرا در دشت موگرمان بنا نهاد که به قلعه �ده خان� معروف گردید.
|

بهمئی ٠١:٢٦ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
در مورد ایل بهمئی مگر چنین چیزی وجود دارد که هم از بهداروند و هم جاکی و هم لیراوی باشند در تاریخ گزیده اینها جدا از هم عنوان شدند .
در ضمن در تقسیم بندهایی ایلی حتی جز کیانرسی چهارلنگ ذکر شدند و بعضی از روایات از مهاجرت بهمئی از استان مرکزی به کهگیلویه حکایت دارد .
و همچنین نظریه ایی برای بومی بودن ایل بهمئی وجود دارد و با توجه به شناختی که از این ایل دارم جامعه قوم لر طوایف بهمئی را با پیشوند کاید می شناسند و از اینکه کایدها و خواجه ها از بومیان منطقه زاگرس میانی می باشند و وجود ایل آلادینی پرستندگان آفرینش که جز ایلات بومی منطقه زاگرس میانی می باشند و طایفه خواجه امیری در ایل بهمئی این نظریه را تقویت می کند که از بومیان منطقه محسوب می شوند .
شایان ذکر است که اگر بر خلاف نظریه بومی بودن بهمئی قدم بر داریم این احتمال قوی وجود دارد که بهمئی نیای مشترکی ندارند و ترکیبی از طوایف بومی و مهاجر می باشند .
|

علاءالدینی ٢٠:١٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٢
ایل بهمئی از ایل بختیاروند *بهداروند *
جدا شده
طایفه علاءالدین وند بهمئی حاکمان ایل لر بختیاری در اوایل قاجار
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تاریخچه ایل بهمئی   • شجره نامه ایل بهمئی   • موقعیت جغرافیایی شهرستان بهمئی   • خداکرم خان بهمئی   • بهمئی ها   • نقشه شهرستان بهمئی   • ایل بهمئی ویکی پدیا   • آرمان خلیلی   • معنی بهمئی   • مفهوم بهمئی   • تعریف بهمئی   • معرفی بهمئی   • بهمئی چیست   • بهمئی یعنی چی   • بهمئی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بهمئی
کلمه : بهمئی
اشتباه تایپی : filmd
عکس بهمئی : در گوگل


آیا معنی بهمئی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )