برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

بورد

معنی بورد به فارسی

بورد
[ گویش مازنی ] /baverd/ از انشعابات نهرزن مرد، نهری از رودخانه ی هراز آمل
[ گویش مازنی ] /baverd biyaard/ جنی شده - بسیار زشت(بعضی کودکان که از نظر وراثت و علل ژنتیک و علل ژنتیکی دچار نقص بدنی بوده و مدتها پس از تولد توانایی راه رفتن، حرف زدن و زندگی عادی نداشته اندعوام، تخت تاثیر اندیشه های خرافی معتقد بودند که این گونه کودکان فرزند انشان نبوده بلکه به وسیله ای اجنه که دائم در فکر تجاوز به حریم زائو هستند، معاوضه شده و نوزاد اجنه را بجای او گذاشته انداین واژه مفهوم چنین خرافه ای را در خود دارداین اصطلاح در عباس آیاد به صورت بیردبورد beyard baerd تلفظ می شود
[ گویش مازنی ] /tate bord/ دشنامی برای مردگان به معنی فروتر رفته، زیرتر رفته
[ گویش مازنی ] /jert boord/ پاره شده – پاره پوره
[ گویش مازنی ] /siyem bavard/ نوعی نفرین به معنی در روز سوم عزا، بمیری
[ گویش مازنی ] /merde shoor baverd/ نوعی نفرین

بورد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
تخته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بورد   • مفهوم بورد   • تعریف بورد   • معرفی بورد   • بورد چیست   • بورد یعنی چی   • بورد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بورد
کلمه : بورد
اشتباه تایپی : f,vn
عکس بورد : در گوگل

آیا معنی بورد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )