انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1035 100 1

بوسیدن


مترادف بوسیدن: بوس کردن، بوسه زدن، بوسه کردن، تقبیل، ماچ کردن، معانقه

معنی بوسیدن در لغت نامه دهخدا

بوسیدن. [ دَ ] (مص ) بوسه دادن. (آنندراج ). بوسه دادن. بوس کردن. ماچ کردن. (فرهنگ فارسی معین ). بوسه زدن. بوسه کردن. (ناظم الاطباء). تقبیل :
ز مشکوی شیرین بیامد برش
ببوسید پای و دو دست و سرش.
فردوسی.
ببوسید رستهم تخت ای شگفت
نیا را یکی نو ستایش گرفت.
فردوسی.
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن.
حافظ (دیوان چ غنی ص 270).
دست و پای باغبان بوسیدن از دون همتی است
سعی کن تا با کلید این در برویت وا شود.
صائب.
- وا بوسیدن ؛ اعراض کردن. (آنندراج ).

معنی بوسیدن به فارسی

بوسیدن
بوسه زدن، بوسه گرفتن، ماچ کردن، امربه بوسیدن
( مصدر ) ( بوسید بوسد خواهد بوسید ببوس بوسنده بوسیده ) بوسه دادن بوس کردن ماچ کردن .
کنایه از اضهار محبت و دوستی کردن
تقبیل ید بوسیدن دست بوسه زدن بر دست کسی .
( مصدر ) بوسیدن خاک برای تعظیم .
( مصدر ) ۱ - مجددا بوسیدن باز بوسیدن . ۲ - خاتمه دادن بکشتی : مقابل بوسیدن . ۳ - روگردان شدن کراهت یافتن متنفر گشتن : (( با آن همه آرزو لب لعلش را یک مرتبه بوسیدم و وا بوسیدم . )) ( یحی شیرازی . آنند. فرنظا. )
رو گردان شده بی دماغ گشته .

معنی بوسیدن در فرهنگ معین

بوسیدن
(دَ)(مص م .) بوسه دادن ، ماچ کردن .

معنی بوسیدن در فرهنگ فارسی عمید

بوسیدن
بوسه زدن، بوسه گرفتن، ماچ کردن.

بوسیدن در دانشنامه اسلامی

بوسیدن
بوسیدن یعنی ماچ کردن و در باب های طهارت، زکات، صوم و ... آمده است.
عنوان بوسیدن ، در باب های طهارت، زکات، صوم، اعتکاف، حج، نکاح، طلاق و حدود آمده است.

احکام بوسیدن
 ۱. ↑ جواهر الکلام،ج۱، ص ۲۵.    
...

معنی بوسیدن به انگلیسی

osculate (فعل)
برخورد کردن ، بوسیدن ، تماس نزدیک حاصل کردن ، صفات مشترک داشتن
kiss (فعل)
بوسیدن ، بوسه گرفتن از ، ماچ کردن

معنی کلمه بوسیدن به عربی

بوسیدن
قبلة

بوسیدن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آموزش بوسیدن لب به لب   • بوسیدن لب دوست دختر   • بوسیدن لب در خواب   • بوسیدن در خواب   • بوسیدن فرانسوی   • بوسیدن عاشقانه   • آموزش بوسیدن لب به لب تصویری   • بوسیدن لب اپارات   • معنی بوسیدن   • مفهوم بوسیدن   • تعریف بوسیدن   • معرفی بوسیدن   • بوسیدن چیست   • بوسیدن یعنی چی   • بوسیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بوسیدن
کلمه : بوسیدن
اشتباه تایپی : f,sdnk
عکس بوسیدن : در گوگل


آیا معنی بوسیدن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )