برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1354 100 1

بکر

/bekr/

مترادف بکر: باکره، بتول، دختر، دوشیزه، عذرا ، دست نخورده، بدیع، تازه، طرفه، نو

متضاد بکر: بیوه

برابر پارسی: دست نخورده

معنی بکر در لغت نامه دهخدا

بکر. [ ب َ / ب ُ ] (ع اِ)شتر بچه یا شتر جوانه یا شتر پنجساله تا شش ساله ، یا شتر بچه ای بسال دوم درآمده تا اینکه دندان نیش افکند یا شتر بچه ٔ دوساله ای بسوم درآمده یا شتر بچه ای که دندان نیش نه برآورده باشد. ج ، بَکُر، بُکران ، بِکار و بِکارة یا بَکارة. قال ابوعبید: البکر من الابل بمنزلة الفتی من الناس و البکرة بمنزلة الفتاه و القلوص بمنزل الجاریة و البعیر بمنزلة الانسان و الجمل بمنزلة الرجل و الناقه ٔ بمنزلة المراءة. || فی المثل : صدقنی سن ّ بُکره یضرب فی الصدق ؛ یعنی : آگاهانید مرا بر مکنون خاطر خود و اصل مثل آن است که مردی شتر را بها کرد و از بایعش پرسید چند ساله است گفت نه ساله است. در این اثنا شتر برسید و صاحبش هِدَع هِدَع گفتن گرفت ، و این کلمه ای است که بدان شتر کره ٔ دوساله سه ساله را تسکین دهند. پس هرگاه مشتری این کلمه شنید گفت صدقنی سن بکره. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ).

بکر. [ ب َ ] (ع ضمیرمبهم ) مأخوذ از تازی ، کلمه ٔ مبهم است : عمر وزید و بکر مانند فلان و فلان. فلان و بهمان :
گفت آری گر وفا بینم نه مکر
مکرها بس دیده ام از زید و بکر.
مولوی.
تا زاهد عمر و بکر و زیدی
اخلاص طلب مکن که شیدی.
(گلستان ).

بکر. [ ب ِ ] (ع ص ، اِ) دوشیزه ، یقع علی الرجل و المراءة. ج ، ابکار. (منتهی الارب ). دوشیزه ، در مرد و زن هر دو گویند. ج ، ابکار. (ناظم الاطباء). دوشیزه. (غیاث ) (مهذب الاسماء). عذراء. مرد و زنی که هنوز همخوابگی نکرده باشند. || زن و ناقه که یک شکم بیش نزاده باشد. || اول هر چیز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || کودک جوان ، و منه الحدیث : لاتعلموا ابکار اولادکم کتب النصاری. || هر کار نوپیدا که مانند آن پیشتر نشده باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هر کاری که مانند آن پیشترنشده باشد. (غیاث ). || گاو ماده که هنوز باردار نشده باشد. گاو ماده ٔ جوان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جوان گاو. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 27). گاو جوانه. (مهذب الاسماء). || بچه ٔ ناقه. (تاریخ قم ص 177). اشتر جوان. (مهذب الاسماء). || ابر بسیارباران. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || فرزند نخستین مادر و پدر که پس از ...

معنی بکر به فارسی

بکر
قلعه ایست محکم بر روی تخته سنگی در وسط رود پنجاب ( سند ) .
( صفت ) ۱- دختر دوشیزه . ۲- تازه دست ناخورده نو آیین . ۳- اندیشه و تصوری که پیشتر در ذهن کسی خطور نکرده باشد . جمع : بکران . یا اندیش. بکر. یا بکر پوشیده روی . شراب انگوری که هنوز در خم بود و کسی از آن نخورده باشد بکر مشاط. خزان . یا فکر بکر. اندیشه ای که پیش از این در ذهن کسی خطور نکرده باشد. یا کار بکر . کار نو که کسی پیشتر بدان اقدام نکرده باشد . یا مضمون بکر . مضمونی که پیش از این کسی نگفته باشد . یا موضوع بکر . موضوعی که قبلا مورد بحث قرار نگرفته باشد .
ده از دهستان کوهستان بخش داراب شهرستان فسا ٠ آب از چشمه ٠ محصول : انجیر مویز گل سرخ گردو انگور زغال لبنیات شغل : باغداری گله داری و قالی بافی ٠
[ گویش مازنی ] /beker/ دختر باکره & بویناک – آدم متعفن و بدبو با ظاهر ناخوشایند
ده از دهستان ییلاق بخش حوم. شهرستان سنندج ٠ آب از چشمه محصول : غلات شغل : زراعت گله داری و قالیچه جاجیم و گلیم بافی ٠
ده از بخش گوران شهرستان شاه آباد ٠ آب از رودخانه زمکان ٠ محصول : غلات صیفی و لبنیات ٠ شغل : زراعت و گله داری ٠
ایجاد کردن مضمون غریب و تازه .
( صفت ) معشوقی که هنوز دلربایی نیاموخته باشد .
در فقه و سایر علوم ید طولی داشت
عتیق بن محمد هروی سور آبادی بقول حمد الله مستوفی و حاج خلیفه معاصر الب ارسلان سلجوقی بود و بنابراین در اواسط قرن پنجم زندگی می کرده است ٠ وی مولف [ تفسیر سور آبادی ] ( ه . م ٠ ) است ٠
باغی به اصفهان
...

معنی بکر در فرهنگ معین

بکر
(بِ) [ ع . ] (ص .) ۱ - دختر دوشیزه . ۲ - تازه ، دست نخورده . ۳ - اندیشه نو.
( ~. بِ) (اِمر.) هفت سیاره ، هفت اجرام .

معنی بکر در فرهنگ فارسی عمید

بکر
۱. تازه، جدید، بدیع.
۲. باکره، دوشیزه.
۳. (قید) [قدیمی] در حال دوشیزگی.

بکر در دانشنامه اسلامی

بکر
معنی بِکْرٌ: سالم و دست نخورده
تکرار در قرآن: ۱۲(بار)ریشه کلمه:
ریشه_عشو

راغب در مفردات گوید: اصل این کلمه بکرة (به ضمّ اوّل) است به معنی اوّل روز و چون کسی اوّل روز خارج شود گویند: «بَکَرَ فلان» و به حیوانی که نزائیده بِکر گویند زیرا نزائیدن اوّل است و زائیدن مرحله دوّم، به دوشیزه بِکر گویند چون این حالت پیش از ثَیِّب بودن است. نه پیر است که زمان زندگیش گذشته باشد و نه نزائیده است، میان سنّ است. و اگر فارض به معنی گاو پیر باشد چنانکه راغب گوید بکر هم به معنی جوان است یعنی: گاوی است نه پیر و نه جوان. جمع بکر ابکار است مثل: ما آنها را به طرز مخصوصی آفریده و آنها را دوشیزه‏گان کرده‏ایم. شاید مراد از «اَنْشأنا هُنَّ اِنشاءً» آن است که حوریان به طور ولادت به وجود نیامده‏اند و نیز ساختمان وجود آنها طوری است که تغییر و پیری و سایر عوارض زنان به آنان راه ندارد. از ظاهر آیه استفاده می‏شود و در حدیث نیز آمده که حوریان بهشتی همیشه دوشیزه‏اند. بُکره(به ضمّ اوّل) چنانکه گذشت به معنی اوّل روز است مثل ، پروردگارت را از اوّل و آخر روز یاد کن. در اقرب الموارد گوید: ابکار (به کسر اوّل) مصدر افعال و نیز بامداد است، و آن از اوّل طلوع فجر تا ارتفاع آفتاب می‏باشد. بیضاوی نیز از اوّل طلوع فجر تا ارتفاع آفتاب تا ارتفاع آن گفته است. علی هذا، ابکار اسم مصدر است چنانکه قاموس تصریح می‏کند. ، آیه شریفه درباره اهل بهشت است و ظاهرش آن است که در بهشت بامداد و شام هست اهل تفسیر چون به عدم وجود صبح و شام در بهشت یقین کرده‏اند درباره آیه اقوال مختلف اظهار نموده‏اند. فخر رازی در یکی از دو قولش گفته: مراد دوام و عدم انقطاع روزی است یعنی رزق آنها همیشگی است. المیزان فرماید: ظاهراً مراد توالی و عدم انقطاع است. طبرسی به نقل از مفسّرین و طبری و مراغی مصری گفته‏اند: مراد فاصله دو غذاست به معنی چنان که در دنیا میان دو غذا فاصله می‏دادند به همان فاصله در بهشت است اگر گویند: در آیه دیگر آمده ، در آن آفتاب و سردی نمی‏بینند. گوئیم: آیه به صدد بیان نبودن گرما و سرما در بهشت است و این منافی با وجود صباح و مساء نیست در صافی از حضرت صادق «علیه السلام» نقل شده مردی به او از دردها و تخمه شکایت کرد امام فرمود: صبح و شام بخور و میان این ...


بکر در دانشنامه ویکی پدیا

بکر
بکر ممکن است در یکی از این معانی استفاده شود:
بَکر: نامی عربی:
بکر بن وائل (پسران بکر) از قبایل عرب که نسبشان به بکر بن وائل می رسد.
بکر (داراب)، روستایی از توابع بخش رستاق شهرستان داراب در استان فارس ایران است.
این روستاقدمتی بین ۲۰۰تا۳۰۰سال دارد که به احتمال زیادمردم ان ازتبعیدیان دوره حاکمیت آقا محمدخان قاجار یانادر شاه می باشند، نام بکرازطایفه عرب که خود را منسوب به امیرمصیب سقفی می دانند گرفته شده است، البته این طایفه بخاطر همجواری باقوم بکرکه اکنون عده ای از آن ها درخیر استهبان وشهرستان خرامه زندگی می کنندخودرااز طایفه بکرمیدانندودراصل ازطایفه بکرنیستند.
ازانجاکه درگذشته اکثریت مردم و بزرگان یاخوانین این روستااز طایفه بکر بوده اند به ان بکر گفته می شود و در حال حاضر بیش از۵۰درصد جمعیت این روستاکه خودرابکری می دانند بکری نیستند.
این روستا یک قبرستان تاریخی داردکه تاحدودی هویت و تاریخ مردم روستا رامشخص می کند، طبق همین آثار وگفته های افرادقدیمی و کهنسال معلوم می شودکه ای روستا دریک صده قبل تر فراتر از چیزی بوده که ما اکنون مشاهده می کنیم، بکردرگذشته ای نچندان دور روستایی شناخته شده و مهم در تمام کوهستان بلکه حاکم کوهستان بوده که بقیه طوایف وروستاها زیر مجموعه ان بوده اند و از ان به نام بکرات یا چهاردهنه بکر یاد می شده، ولی باگذشت زمان وتغییر روند سیاسی وحکومتی ایران دستخوش تغییراتی شده که نام این روستا را کمرنگ تر کرده و از اولویت ان در بین روستاهای سرکوه داراب کاسته وجمعیتش بسیار کمتر از قبل شده است.
بکر (به انگلیسی: Becker) یک مجموعه تلویزیونی کمدی موقعیت آمریکایی، با هنرنمایی تد دنسن است که در سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۴ از شبکه سی بی اس پخش می شد.
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش «بکر» هست، آدم بداخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبری است و دائم به همه چی ایراد می ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با بکر

بکر در جدول کلمات

بکر و دست نخورده
اک

معنی بکر به انگلیسی

original (صفت)
اصلی ، اصل ، اصیل ، بدیع ، مبتکر ، ابتکاری ، بکر
virginal (صفت)
خالص ، دست نخورده ، بکر ، دوشیزهای ، باکره مانده

معنی کلمه بکر به عربی

بکر
اصلي , نعناع

بکر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
نامی لری بختیاری
به کر*بکر*::بهترین پسر
Beh kor
حسام
براي منطقه بكر و دست نخورده يا مكاني كه كه هنوز بكره از كلمه untamed استفاده ميشه در زبان انگليسي
رویا
کشف نشده
رضاعسکری
باکسرب وک روستایی سرسبز وزیبا ازتوابع بخش رستاق شهرستان داراب استان فارس.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بکر   • محصولات بکر   • طایفه بکر   • روستای بکر   • محصولات پزشکی بکر   • قیمت شیر سویا مکسوی   • بیماری بکر   • خرید اینترنتی شیر سویا   • مفهوم بکر   • تعریف بکر   • معرفی بکر   • بکر چیست   • بکر یعنی چی   • بکر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بکر
کلمه : بکر
اشتباه تایپی : f;v
آوا : bekr
نقش : صفت
عکس بکر : در گوگل

آیا معنی بکر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )