برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

بیضا

معنی بیضا در لغت نامه دهخدا

بیضا. [ ب َ / ب ِ ] (از ع ، ص ) مأخوذ از بیضاء تازی. (ناظم الاطباء). رجوع به بیضاء شود :
گوهر حمرا کند از لؤلؤ بیضای خویش
گوهر حمرا کسی از لؤلؤ بیضا کند.
منوچهری.
طوطی ری عذرخواه ری بس است
سوی طوطی قند بیضایی فرست.
خاقانی.
کعبه را باشد کبوتر در حرم
در حرم شهباز بیضا دیده ام.
خاقانی.
گرچه در نفط سیه چهره توان دید ولیک
آن نکوتر که در آئینه ٔ بیضا بینند.
خاقانی.
- بیضای عسکر ؛ شکر عسکر، چه بنا بگفته ٔ صاحب حدودالعالم شکر از عسکر مکرم (شهری در خوزستان ) است. همه ٔ شکرهای جهان از سرخ و سپید و نیز قند از آنجا خیزد :
زین پس خراج عیدی و نوروزی آورند
از بیضه ٔ عراق و ز بیضای عسکرش.
خاقانی.
- کف بیضا ؛ ید بیضا. دست سپیدو درخشان :
جام بلور از جوهرش سقلاب و روم اندر برش
از نار موسی پیکرش در کف ّ بیضا داشته.
خاقانی.
کی عجب گر گاوریش زرگری گوساله ساخت
طبع صاحب کف ّ بیضا برنتابد بیش از این.
خاقانی.
و رجوع به ید بیضا شود.
- ملت بیضا؛ کیش و دین روشن و درخشان. دین اسلام : بتمشیت مهام شریعت غرا و تقویت امور ملت بیضا. (حبیب السیر ج 3 ص 179). و رجوع به تذکرةالملوک چ 2 ص 2 شود.
- ید بیضا و ید بیضاء ؛ دست سپیدو درخشنده و آن از جمله ٔ معجزات موسی (ع ) بود. گویند هرگاه موسی (ع ) دست از بغل برمی آورد نوری از دست او تا به آسمان تتق میکشید و عالم روشن میشد و چون به بغل می برد برطرف میشد و بعضی گویند در کف دست او نوری بود که چون آینه میدرخشید و بجانب هرکه میداشت بی هوش میشد و چون دست را در بغل می برد آن شخص بهوش می آمد. بعضی دیگر گویند که کف دست موسی (ع ) سوخته بود ونشان سفیدی از سوختگی در دست او بود. (برهان ). یکی از نه معجزه ٔ حضرت موسی. (ناظم الاطباء). و ید بیضا بمعنی دست سپید و درخشنده باشد.
کنایه از معجزه ٔ موسی است. و بعدها در ادبیات نیز بهمان سبب معمول شد که هر کس در کاری مهارتی نشان دهد و آن کار بخوبی و زیبایی تمام از دست او بیرون آ ...

معنی بیضا به فارسی

بیضا
پایتخت خزر به قول جغرافی نویسان قدیم عرب و متاخران آنرا [ اتل ] (بنام رود اتل یا ولگا که شهر مذکور در ساحل آن بوده ) نامیده اند . نام ترکی آن [ سارغشر ] ( شهر زرد ) است . هشتر خان کنونی به جای آن شهر بنا شده.
( صفت ) موئ نث ابیض . ۱ - سپید روشن ۲ - زن سپید پوست . یا ید بیضائ . ۱ - دست سفید . ۲ - یکی از معجزات موسی ع و آن چنان بود که وی دست خود را از بغل بر میاورد و آن مثل آفتاب میدرخشید .
نام یکی از دهستان های بخش اردکان است که در شهرستان شیراز واقع است این دهستان از ۷۵ آبادی تشکیل شده است ٠
دهی است از دهستان بیضا که در بخش اردکان شهرستان شیراز واقع است .
گیاهی که اشتر خار نیز گویند
موسی ۴ .
موسی ۴ .
ما علمک اهلک الا میضا بیضا یعنی نیاموختند ترا کسان تو جز آنکه چون کسی از تو سوال کند از دهان آوازی بر آری و جواب صحیح از لا و نعم نگویی

معنی بیضا در فرهنگ فارسی عمید

بیضا
= ابیض

بیضا در دانشنامه ویکی پدیا

بیضا
بِیضا شهری است تاریخی در شهرستان سپیدان استان فارس در جنوب ایران در حدود ۳۰ کیلومتری شمال غربی شیراز علت نامیدن این شهر به نام بیضا، وجود دژی در این منطقه بود که بدست پاپک با سنگ مرمر ساخته شده بود. پس از حملهٔ اعراب، این منطقه، بیضا؛ به معنی سپید نامیده شد. قدمت این شهر به بیش از ۸۰۰۰ سال می رسد. درسال های اخیر آثار تاریخی بسیاری دربیضا کشف گردیده. این شهر زادگاه کورش بزرگ بوده و در زمان هخامنشیان از رونق بسیاری برخوردار بوده است.
شهرداری بیضا
دانشگاه آزاد بیضا
دانشگاه پیام نور بیضا
شهرتاریخی بیضا(یا انشان) یکی از شهرهای کهن و تاریخی ایران در ناحیه بیضا که در مناطق سردسیر فارس قرار داشت و ویرانه های آن نزدیک آبادی تپه ملیان برجاست. یاقوت حموی، به نقل از حمزه اصفهانی، می نویسد: نام بیضا تازی شده کلمه فارسی «دَر اِسفید» احتمالاً دژ سپیداست. نام فارسی آن، نَسا، نَسایک / نَساتک / نَشانک بود.
بنای شهر بیضا را به گشتاسب، پسر لهراسب کیانی، نسبت می دهند. در زمان ساسانیان هنگامی که اردشیر هفت ساله شد، پدرش، بابک، او را با خود به نسا (بیضا) نزد جوزهرشاه (یا جُزِهر/گوزِهْر) برد. اردشیر، هنگامی که بزرگ شد، به پدر توصیه کرد که بر گوزهر که تختگاهش در بیضا(نسا)بود بشورد. پدر نیز چنین کرد؛ گوزهر را کشت و تاج او را گرفت.
اَنشان یا انزان نام بخشی مهمی از حوزهٔ تمدن ایلام در غرب محل فعلی استان فارس و همچنین نام مرکز آن بوده است. نام این شهر اولین بار درمتن های سومری و اکدی مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد آمده است. از حدود هزاره دوم پیش از میلاد پادشاهان ایلامی خود را "شاه انشان" می نامیده اند. در قرن هفتم پیش از میلاد این شهر به دست پارسها افتاد. کورش بزرگ در سنگ نبشته ها، از پدر و نیاکان خود به عنوان شاه انشان یاد می کند. نظرات مختلفی در مورد محل منطقه و شهر انشان ابراز شده است. در سال ۱۳۴۹، یافته های باستان شناسی در منطقه تپه ملیان در دشت بیضای استان فارس این گمان را پیش کشید که تپه ملیان محل شهر گمشده انشان زادگاه کورش بزرگ می باشد. با یافتن پاره آجرهایی با خط میخی ایلامی در این جایگاه، این گمان تقویت شد. این نوشته ها که به نام یک شاه ایلامی در هزاره دوم پیش از میلاد است از هدایای او به معبد انشان نام می برد. با توجه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با بیضا

بیضا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

119AMIR119
کلمه ی بیضا مونث هست
رنگ ها مونث و مذکر دارند
بیضا یعنی سفید در لغت عربی
سیدحسین اخوان بهابادی
بَیضاء، [ع]سفید، روشن، درخشان.
از جمله معجزات بارز حضرت موسی(ع)، تبدیل شدن عصای او به اژدها و یدبیضا (دست درخشان) است.
وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَىٰ. طه[۱۶]
دستت را در گریبانت ببر، تا سفید و بی عیب بیرون آید؛ این نشانه‌ی دیگرى (از سوی خداوند) است.
اَلْمَحَجَّةُ الْبَیْضاء فی تَهْذیبِ الْاِحْیاء کتابی اخلاقی نوشته ملا محسن فیض کاشانی. اَلْمَحَجَّةُ الْبَیْضاء(راه روشن) شرح و اصلاح کتاب اِحیاء علوم الدین نوشته ابوحامد غزالی است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانشگاه آزاد بیضا بدون کنکور   • معنی بیضا   • نقشه بیضا   • فاصله بیضا تا شیراز   • بیضا فارس   • بیضا نیوز   • روستای ملیان بیضا   • بیضا جمعیت   • مفهوم بیضا   • تعریف بیضا   • معرفی بیضا   • بیضا چیست   • بیضا یعنی چی   • بیضا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیضا
کلمه : بیضا
اشتباه تایپی : fdqh
عکس بیضا : در گوگل

آیا معنی بیضا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )