برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1161 100 1

بیضه

/beyze/

مترادف بیضه: تخم، خایه، خصیه

معنی بیضه در لغت نامه دهخدا

بیضة. [ ب َ ض َ ] (ع اِ) تخم مرغ. ج ، بیض ، بیوض ، بیضات. (منتهی الارب ). یکی بیض. تخم پرنده و جز آن. (از اقرب الموارد). تخم مرغ. خاگ. مرغانه. چوزی. تخم (از مرغ و مرد). (یادداشت مؤلف ).
- بیضةالدیک ؛ تخم خروس ، گویند بمعنی بیضةالعقر است چه تازیان را گمان این بود که خروس سالی یک مرتبه تخم میکند. و آن مثل گردید برای بخیلی که یک مرتبه احسان کند و دیگر تکرار ننماید و بشاربن برد در بیت زیر به همین مضمون اشاره کرده است :
قد زرتنی زورة فی الدهر واحدة
ثنی و لاتجعلیها بیضةالدیک.
رجوع به امثال میدانی ج 1 ص 96، ترکیب بیضةالعقر و ماده ٔ عقر در تاج العروس شود.
- بیضةالعقر ؛ این مثل را در هرچه که نادر بود و عطیه وتحفه ای که یک بار اتفاق افتد از جایی که امید نداشته باشد و مانند آن استعمال کنند. (از منتهی الارب ). ضرب المثلی است برای آنکه یک بار کار نیکی کند و دیگر آن را تکرار ننماید. (از لسان العرب ).
- || بیضه ای که بدان دوشیزه را بیازمایند وقت دوشیزگی بردن. (منتهی الارب ) (از لسان العرب ). رجوع به عقر شود.
- || اول تخم ماکیان یاتخم پسین آن یا تخم خروس که در سال یک بار نهد. (منتهی الارب ). یگانه تخمی که خروس گذارد. (از لسان العرب ). رجوع به عقر شود.
- || آخرین اولاد. (از اقرب الموارد).
|| خایه. خصیة. (منتهی الارب )(از اقرب الموارد).
- بیضةالخصیة ؛ (لسان العرب ) خایه ٔ مرد. گند. جند. تثنیه ٔ آن بیضتین. (یادداشت مؤلف ).
- بیضةالجنین ؛ اصل او.(از لسان العرب ).
- بیضةالبلد (از کنایات و اضدادست ) ؛ گاه برای مدح و گاه برای ذم بکار رود: هو بیضةالبلد؛ یگانه و مهتر شهر که به او روی آورند و نظر او خواهند و در شرف یگانه است : هوبیضةالبلد؛ یعنی تنها و مطرود و بی یار و یاور است.(از لسان العرب ). مهتر شهر که مردم بر وی گرد آیند و سخن او پذیرند و این مدح باشد (از اضداد است ). (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یگانه ٔ شهری. (یادداشت مؤلف ). عاجز و منفرد و نامور فتکون مدحاً و ذماً. (مهذب الاسماء).
- || شخصی گمنام که نسبت او دانسته نباشد، و منه المثل : اذل من بیضةالبلد. (از اقرب الموارد)؛ یعنی بمنزله ٔ تخمی است که شترمرغ دل از خیر و نفع آن کنده و آن را در بیابان رهانموده است. (از لسان العرب ).
- || تخم شترمرغ و منه المثل : اذل من بیضةالبلد ( ...

معنی بیضه به فارسی

بیضه
خایه، تخم، تخم مرغ، به معنی ساحت قوم ومیانه هرچیز
۱ - تخم مرغ . ۲ - خایه خصیه . ۳ - کلاهخود.
ماخوذ از بیضه تازی بمعنی خاگ و خای. حیوانات ٠
تخم نهادن ٠ انداختن بیضه ٠ یا کنایه از ترسیدن و زهره باختن ٠
بمعنی بیضه افکندن ٠
بازی که اطفال در اعیاد به بیضها کنند و آنرا تخم بازی می گویند ٠
( اسم ) ۱ - کمربندی که بهنگام فتق بیضه بر کمر بندند . ۲ - شلوار مخصوصی که در موقع ورزش های سخت برای جلوگیری از ضربات احتمالی بپا کنند .
خورند. بیضه ٠ که تخم خورد
مولد البیض
چاشنی بیض. مرغ . چاشنی تخم مرغ . قدر کم شکستن بیضه در بیضه بازی نوروز .
[testicular sperm extraction] [علوم سلامت] استخراج مستقیم زامه از روی پوست بیضه در مردان مبتلا به بی زامگی انسدادی اختـ. زاگاب TESE
کنایه از هفت طبقه زمین باشد.
[زیست شناسی] ← یاخته های لیدیگ

معنی بیضه در فرهنگ معین

بیضه
(بَ یا بِ ض ِ یا ضَ) [ ع . بیضة ] (اِ.) ۱ - تخم مرغ . ۲ - خایه ، خصیه . ۳ - کلاهخود. ، ~در کلاه داشتن کنایه از: رسوا شدن ، مفتضح شدن .
( ~. وَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) بچه از تخم درآوردن .

معنی بیضه در فرهنگ فارسی عمید

بیضه
۱. (زیست شناسی) هریک از دو غدۀ ترشح کنندۀ هورمون های جنسی مهره داران که در یک کیسه قرار دارند و اسپرماتوزوئید می سازند، خایه.
۲. (زیست شناسی) تخم، تخم مرغ.
۳. [مجاز] میانۀ هرچیز، مرکز: بیضهٴ اسلام.
* بیضه نهادن (برآوردن): (مصدر لازم) [قدیمی] تخم گذاشتن.
کمربند مخصوصی که مبتلایان به فتق بیضه به کمر می بندند.

بیضه در دانشنامه اسلامی

بیضه
تخم حیوانات را بیضه گویند و به مناسبت به قسمت زیرین دستگاه تناسلی نر، که از دو جزء همسان تشکیل شده است، بیضه نامیده می شود. از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، نکاح، اطعمه و اشربه، قصاص و دیات، سخن رفته است.
قسمت زیرین دستگاه تناسلی نر، که از دو جزء همسان تشکیل شده است، بیضه نامیده می شود؛ ازاین رو، به صورت تثنیه یعنی «بیضتین»، «خصیتین» و «انثیین» نیز استعمال شده است.
جزء عورت بودن بیضه
بیضۀ انسان جزو عورت و پوشاندن آن از بینندۀ محترم - جز همسر- واجب است.
حرمت اکل بیضه حیوان
از محرّمات حیوان ذبح شده، بیضۀ آن است.
قصاص آسیب رساننده به بیضه
...
بیضه
بَیضَه، از منزل گاه های قدیم مسیر کوفه و مکه است که در سرزمین قبیله بنی یربوع بن حنظله، در فاصله واقصه و عذیب هجانات واقع شده است. اهمیت این مکان نزد شیعیان به سبب توقف امام حسین (ع) و ایراد خطبه به یاران خود و سپاه حر بن یزید در آن است.
امام حسین(ع) در واقعه کربلا پس از منزلگاه ذو حسم راهی بیضه شد و در آنجا برای یاران خود و سپاه حر بن یزید سخنرانی کرد. سپس راه عذیب را در پیش گرفت. ابن اعثم و خوارزمی مضمون این سخنرانی را در قالب نامه ای آورده اند که امام از منزلگاه عذیب الهجانات به اشراف کوفه نوشته است.
بَیضَه، از منزل گاه های قدیم مسیر کوفه و مکه است که در سرزمین قبیله بنی یربوع بن حنظله، در فاصله واقصه و عذیب هجانات واقع شده است. اهمیت این مکان نزد شیعیان به سبب توقف امام حسین (ع) و ایراد خطبه به یاران خود و سپاه حر بن یزید در آن است.
امام حسین(ع) در واقعه کربلا پس از منزلگاه ذو حسم راهی بیضه شد و در آنجا برای یاران خود و سپاه حر بن یزید سخنرانی کرد. سپس راه عذیب را در پیش گرفت. ابن اعثم و خوارزمی مضمون این سخنرانی را در قالب نامه ای آورده اند که امام از منزلگاه عذیب الهجانات به اشراف کوفه نوشته است.
حضرت پس از حمد و ثنای خدای فرمود:
...

بیضه در دانشنامه ویکی پدیا

بیضه
عکس بیضه
بیضه بند نوعی لباس زیر است که برای محافظت از دستگاه تولید مثل در مردان و به ویژه بیضه ها در زمان ورزش یا فعالیت های فیزیکی سخت، طراحی شده است. معمولاً در ورزش تکواندو از بیضه بند استفاده می شود. بیضه بند در ایران با نام های دیگری از جمله «فتق بند» و «خایه بند» هم شناخته می شود.
گاهی اوقات همجنسگرایان مرد برای جذاب تر به نظر رسیدن بیضه بند می پوشند.
پیچش بیضه یا تورشن اغلب به دنبال چرخش بیضه حول محور خود روی می دهد. بیمار درد شدید ناحیه اسکروتال دارد. تشخیص قطعی با سونوگرافی است و به دلیل انسداد عروق بیضه و نرسیدن خون به آن درمان سریع که اغلب جراحی است ضروری است وگرنه خطر عقیمی وجود دارد.
دورلند فرهنگ پزشکی. تهران
درد در ناحیه بیضه، تورم، خون در مایع منی، استفراغ و حالت تهوع از جمله علامت های پیچش بیضه می باشد.
برای درمان پیچش بیضه نیاز به عمل جراحی می باشد. پزشک همچنین برای این که در آینده این چنین مشکلی دوباره پیش نیاید. به این صورت که بیضه را به کف کیسه بیضه متصل می کنند که به این روش ارکیدوپکسی می گویند.
درد بیضه ممکن است در هر دو بیضه یا یکی از آنها احساس شود و بسته به دوره زمانی، می تواند شدید، نیمه شدید یا مزمن باشد.
وازکتومی
پیچش بیضه
قانقاریای فورنیه
شق درد
اپیدیدیمیت
درد بیضه آن است که قسمتی یا تمام یک یا هر دو بیضه آسیب ببیند یا درد بگیرد.
سر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بیضه در دانشنامه آزاد پارسی

بِیْضِه (testis)
اندام تولیدکنندۀ اسپرم در جانوران نر و هرمافرودیت. در مهره داران، یکی از جفت ساختارهای تخم مرغی شکلی است که معمولاً داخلی اند، اما در پستانداران، جز فیل ها و پستانداران دریازی بیضه های جفتی طی تکوین از حفرۀ عمومی بدن خارج می شوند و داخل کیسۀ بیضه ای در خارج از شکم آویزان می شوند. بیضه ها هورمون جنسی نر یا آندروژن نیز ترشح می کنند.

ارتباط محتوایی با بیضه

معنی بیضه به انگلیسی

testicle (اسم)
تخم ، بیضه ، خصیه ، خایه
testis (اسم)
گواهی ، تخم ، بیضه ، خایه

معنی کلمه بیضه به عربی

بیضه
خصية

بیضه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین 22
محل تولید اسپرم نر

خانه اصلی منی و اسپرم ها
21
چیزی بیضی مانند در قسمتی از اندام جنسی مردان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بیضه زنان   • بیضه چپ   • عکس بیضه سالم   • بیضه چیست   • اندازه بیضه طبیعی   • بیضه مرد   • بیضه عکس   • بیضه به انگلیسی   • معنی بیضه   • مفهوم بیضه   • تعریف بیضه   • معرفی بیضه   • بیضه یعنی چی   • بیضه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیضه
کلمه : بیضه
اشتباه تایپی : fdqi
آوا : beyze
نقش : اسم
عکس بیضه : در گوگل

آیا معنی بیضه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )