برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1321 100 1

بیل

/bil/

معنی بیل در لغت نامه دهخدا

بیل. (اِ) آلتی باشد آهنی که باغبانان و امثال ایشان زمین بدان کنند. (برهان ). آلتی سرپهن که تره کاران بدان کلوخ یکسوی کنند و زمین را بکاوند. (شرفنامه ٔ منیری ). آلتی است آهنی که سر آن پهن باشد بدان زمین را کاوند. (غیاث ) (آنندراج ). آلتی آهنین و پهن و دارای دسته ای چوبین که بدان زمین کاوند. (ناظم الاطباء). آلتی آهنین با دسته ٔ بلند چوبین که بدان گل سازند و خاک بردارند یا زمین باغ وجز آن بگردانند. (یادداشت مؤلف ) (منتهی الارب ). انگز. (برهان ). گراز. بال. فانهم اهل الکوفه یسمون المسحاة بال و بال بالفارسیة بیل ، او کلند. (از البیان والتبیین ج 1 ص 232): بال ؛ بیل آهنی و کلنگ که بدان زمین زراعت را اصلاح کنند. وآر؛ بیلهای گل کنی. هذاة؛ بیل آهنی. (منتهی الارب ). مسحاة؛ بیل آهنی :
تو برزیگری بیلت آید بکار.
(یادداشت مؤلف ).
چون درآمد آن کدیور مرد زفت
بیل هشت و داسگاله برگرفت.
رودکی.
با دوات و قلم و شعر چکارست ترا
خیز و بردار تش و دستره و بیل و پشنگ.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
بیل نداری گل صحرا مخار
آب نیابی جو دهقان مکار.
نظامی.
برکنم از زمین دل بیخ امل به بیل غم
خار اجل ز راه جان برنکنم دریغ من.
خاقانی.
دل بسر بیل غم درخت طرب را
بیخ و بن از باغ اختیاربرافکند.
خاقانی.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.
سعدی.
یکی آهنین پنجه در اردبیل
همی بگذرانید پیکان ز پیل.
سعدی.
- بیل خوردن ؛ کولیده شدن. شیار شدن : این باغ امسال بیل نخورده است. (یادداشت مؤلف ).
|| پارویی را گویند که کشتی بانان بجهت راندن غراب سازند. (برهان ). چوبی که کشتی را بدان در آب برانند. (شرفنامه ٔ منیری ). تخته ای باشد بر هیأت بیلی که بر سر چوبی نصب نمایند و کشتی و امثال آن بدان برانند و آن را بیله نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری ) (از فرهنگ سروری ) (از رشیدی ). چوبی که به یک سر آن قطعه های تخته وصل کنند و کشتی و «غراب » را بدان میرانند. (غیاث ). تخته ای است ...

معنی بیل به فارسی

بیل
ابراز آهنی پهن بادسته چوبی بلندبرای کندن زمین
( اسم ) میو. درختی است که از حیث حجم شبیه بخربزه است و در طعم آن عفوصت و قبض است و بوی آن تند است و در هند فراوان روید.
دریاچ. بین . دریاچه ای در غرب سویس در ایالت برن در دامن. کوههای ژوا مشتمل بر سن پیر است که در ۱۷۶۵ م . روسو در آن اقامت داشت .
[ گویش مازنی ] /biyel/ بگذار – فرار بده – بنه - اجازه بده & بگذار بنه
آبی که قبلا زمین باغ را دهند تا بیل زدن آسان باشد .
زمینی که در یک آیش دوبار بیل زده شود
میان. بلوک فراشبند و نواحی بلوک دشتی است به فارس .
ماله . مرغ حق . شب آهنگ . ابوحکب .
سیف الدین از ممالیک برجی مصر است .
[shovel-scraping] [باستان شناسی] استفاده از راست بیل برای تراشیدن برش های نازک از کف و دیواره های تاشه
بکار بردن بیل در شیار کردن یا کندن زمین . با بیل شخم کردن .
آنکه با بیل کار میکند مانند باغبان . یا کنایه از دهقان و مزارع .
صفت بیل زن شخم زنی با بیل . باغبانی . دهقانی .
سحائ آنکه خاک و گل را از زمین رندد و باغبان که از بیل خیابان و غیره را آرایش دهد .
نام مستعار او استندال نویسند. فرانسوی ( ۱۸۴۲ - ۱۷۸۳ م ) در ارتش ناپلئون خدمت میکرد و از آثار ...

معنی بیل در فرهنگ معین

بیل
( اِ.) ابزاری دارای دسته بلند و صفحه ای پهن و قاشق مانند که برای جا به جا کردن خاک و گل به کار می رود.
(مَ) [ تر. ] ( اِ.) ابله ، زبان نفهم .
(کَ) (اِمر.) بیل سر کج که با آن چیزی را از گودالی که حفر شود برآورند و نیز مواد سوخت را در تنور و کوره ریزند.

معنی بیل در فرهنگ فارسی عمید

بیل
ابزار آهنی پهن با دستۀ چوبی بلند برای کندن زمین یا برداشتن گل و خاک.
کارگر ساختمان یا کشاورز که با بیل کار می کند.
ویژگی کسی که با بیل زمین را زیرورو می کند.
بیل سر کج برای کندن چاه یا هموار کردن زمین.

بیل در دانشنامه ویکی پدیا

بیل
بیل یکی از ابزارهای باغبانی است که برای کندن زمین یا برداشتن گل، خاک، کود و ... از آن سود می برند و بسته به کاربردش در انواع مختلفی تولید می شود. بیل ها دارای گلویی هستند که دسته ی بیل را در آن فرو می کنند تا کاربری آن را آسان کند. دسته بیل ها معمولا بلند تر از 1.5 متر و بیشتر از جنس چوب هستند.
بیل در سایزهای مختلف و برای کاربردهای مختلف تولید می شود. از اینرو دسته بندی آن نیز می تواند بر اساس سایز و کاربرد آن باشد. بیل ها را از نظر کاربرد می توان به چهار نوع زیر تقسیم بندی کرد:
عکس بیل
بیل می تواند به یکی از موردهای زیر اشاره داشته باشد
۱. بیل ابزاریست با دسته ای بلند که برای کندن زمین به کار می رود.
۲. بیل دهستانی در فهرست استان های اسپانیا ساراگوسای اسپانیا است.
بیل (به پرتغالی: Rosimar Amâncio) مهاجم اهل برزیل است که در شهر کامپوگرانده و در تاریخ ۲ ژوئیهٔ ۱۹۸۴ به دنیا آمده است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۷ ژانویه ۲۰۱۵.
بیل در تیم های فوتبال Bragantino سابقهٔ حضور دارد.
بیل نام یکی از شخصیت های خیالی خلق شده توسط کوئنتین تارانتینو است که در دوگانهٔ بیل را بکش (محصول ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴) از آن به عنوان یک شخصیت منفی استفاده شده است. در داستان فیلم بیل عاشق بئاتریس کیدو/عروس (با بازی اوما تورمن) است و برادر باد (با بازی مایکل مندسن) و پدر ب.ب می باشد . این شخصیت توسط دیوید کارادین بازی شده است. کارادین به خاطر ایفای این نقش نامزد گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.
ویکی پدیای انگلیسی
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با بیل

بیل در جدول کلمات

معنی بیل به انگلیسی

shovel (اسم)
بیلچه ، خاک انداز ، کج بیل ، پارو ، بیل
spade (اسم)
بیلچه ، بیل ، خال دل سیاه ، خال پیک

معنی کلمه بیل به عربی

بیل
مجرف , مجرفة
ماجور , مجرف , مجرفة
بطاطة , مجرفة , معزقة

بیل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آراد
بیل ( bil ) - تُرکی
دانش ، علم ، دانستن
بیل ( فارسی ) = نام وسیله ی کشاورزی که با آن شخم می زنند.
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی

بگذار.bel
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
بیل:bil

Bel
M
در زبان همدانی یعنی بزار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گرت بیل و همسرش   • بیل کشاورزی   • گرت بیل در بارسلونا   • گرت بیل کچل   • گرت بیل و رونالدو   • عکس گرت بیل   • گرت بیل 2016   • گرت بیل و دخترش   • معنی بیل   • مفهوم بیل   • تعریف بیل   • معرفی بیل   • بیل چیست   • بیل یعنی چی   • بیل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیل
کلمه : بیل
اشتباه تایپی : fdg
آوا : bil
نقش : اسم
عکس بیل : در گوگل

آیا معنی بیل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )