برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1344 100 1

بینایی

/binAyi/

مترادف بینایی: دید، رویت، باصره، اطلاع، بصیرت، بینش، دانایی

متضاد بینایی: شنوایی

معنی بینایی در لغت نامه دهخدا

بینایی. (اِ مرکب ) چشم. عین. (برهان ). رجوع به بینائی شود. || (حامص ) بینائی. دیده وری و بینندگی باشد. (برهان ). || قدرت دید. نیروی چشم. رجوع به بینائی شود. || بصیرت.

معنی بینایی به فارسی

بینایی
۱ - بینندگی بصیرت . ۲ - قو. باصره یکی از حواس ظاهر که مرکز آن چشم و وظیف. وی دیدن اشیائ است باصره .
[vision , sight] [علوم پایۀ پزشکی، علوم تشریحی] حسی که ازطریق آن گیرنده های شبکیۀ چشم با دریافت نور بازتابیده از اشیای محیط پیرامون، آنها را به صورت تصویر شناسایی می کند متـ . دید 3
[optometer] [پزشکی] ابزاری برای تعیین قدرت شکست نور در چشم
[optometry] [پزشکی] آزمایش چشم و ساختارهای مربوط به آن برای کشف اختلالات بینایی و تجویز عدسی های مناسب یا دیگر وسایل کمک کننده به بینایی یا تمرین های چشمی برای جبران کاستی های دید
[visual evoked potential, VEP, visual evoked cortical potential] [علوم پایۀ پزشکی] پتانسیل برانگیختۀ ثبت شده پس از تحریک چشم در الکترومغزنگاری
[optic papilla] [پزشکی] ← صفحۀ بینایی
[visual transduction] [علوم پایۀ پزشکی] تبدیل انرژی نور به پیام های عصبی
[visual adaptation] [روان شناسی] تغییراتی که در نظام بینایی یا ادراک بینایی براثر تداوم تحریک روی می دهد
[optic chiasma, chiasma opticum, optic chiasm, optic decussation] [زیست شناسی، علوم پایۀ پزشکی] محلی که در آن اعصاب بینایی به صورت چلیپایی عبور می کنند
[visual acuity] [پزشکی] وضوح و دقت دید
کم بینایی . ضعیف دید بو ...

معنی بینایی در فرهنگ معین

بینایی
(حامص .) ۱ - بینندگی ، بصیرت . ۲ - قوة باصره .

معنی بینایی در فرهنگ فارسی عمید

بینایی
۱. بینا بودن، بینندگی.
۲. بصیرت.
۳. (اسم، حاصل مصدر) از حواس پنجگانه که وظیفه اش دیدن چیزها است و مرکز آن چشم است.

بینایی در دانشنامه اسلامی

بینایی
بینایی به معنی قوّه دیدن رنگها و شکلها (باصره)، از حواس پنجگانه است و از آن به مناسبت در بابهای صلات، قضاء، قصاص و دیات سخن رفته است.
کلمات مترادف با بینایی عبارتند از:قوه بینایی، قوه باصره، باصره حسیه، بصر حسی، بصریه، حاسه بصریه، حس باصره، حس بصری، حس بینایی، روح باصره، قوه بصر، قوه بصریه، قوه نفسانیه باصره.
بینایی در نماز
مستحب است مؤذن، بینا و وقت شناس باشد.
بینایی در قضاء
در شرط بودن بینایی در قاضی اختلاف است.
بینایی در قصاص و دیات
...
وقتی برادران حضرت یوسف علیه السلام بعد از سال ها پیراهن او را برای حضرت یعقوب علیه السلام آوردند پیراهن را به چشمانش کشید و بینایی خود را بدست آورد و شفا یافت.
پیراهن یوسف علیه السلام، موجب بینایی پدرش یعقوب علیه السلام شد:اذهبوا بقمیصی هـذا فالقوه علی وجه ابی یات بصیرا واتونی باهلکم اجمعین• فلمآ ان جآء البشیر القـه علی وجهه فارتد بصیرا...این پیراهن مرا ببرید، و بر صورت پدرم بیندازید، بینا می شود! و همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید!» اما هنگامی که بشارت دهنده فرا رسید، آن (پیراهن) را بر صورت او افکند ناگهان بینا شد! گفت: «آیا به شما نگفتم من از خدا چیزهایی می دانم که شما نمی دانید؟!» شب ها و روزهای متعددی سپری شد و یعقوب هم چنان در انتظار بسر می برد، انتظاری جانسوز که در عمق آن شادی و سرور، و آرامش و اطمینان موج می زد در حالی که اطرافیان او در برابر این گونه مسائل بی تفاوت بودند، و اصولا ماجرای یوسف را برای همیشه پایان یافته می دانستند.بعد از چندین شبانه روز که معلوم نیست بر یعقوب چه اندازه گذشت، یک روز صدا بلند شد بیائید که کاروان کنعان از مصر آمده است، فرزندان یعقوب بر خلاف گذشته شاد و خندان وارد شهر شدند، و با سرعت به سراغ خانه پدر رفتند و قبل از همه بشیر (همان بشارت دهنده وصال و حامل پیراهن یوسف) نزد یعقوب پیر آمد و پیراهن را بر صورت او افکند، یعقوب که چشمان بی فروغش توانایی دیدن پیراهن را نداشت، همین اندازه احساس کرد که بوی آشنایی از آن به مشام جانش می رسد، در یک لحظه طلایی پر سرور، احساس کرد تما ...

بینایی در دانشنامه ویکی پدیا

بینایی
بینایی یک دستگاه حسی از حواس پنج گانه است که توانایی درک و تفسیر محیط اطراف را با استفاده از نور مرئی منعکس شده از اجسام را دارد. اجزای مختلف فیزیولوژیکی دخیل در بینایی به صورت جمعی به عنوان دستگاه بینایی شناخته می شوند. بینایی یکی از حواس پنج گانه است.
نور از قرنیه عبور کرده و از مایع زلالیه، عدسی چشم و زجاجیه گذشته و به شبکیه می رسد. قرنیه و عدسی باعث ایجاد تصویر اشیاء بر روی شبکیه می شوند. قطر مردمک توسط انقباض و انبساط عضلات شعاعی و حلقوی موجود در عنبیه تغییر کرده و مقدار نور وارد شده به چشم تنظیم می شود. تحریک اعصاب سمپاتیک باعث انقباض عضلات شعاعی و افزایش قطر مردمک می شود. تحریک اعصاب پاراسمپاتیک، عضلات حلقوی را منقبض و قطر مردمک را کم می کند. تصویری که از اشیاء بر روی شبکیه می افتد معکوس است؛ ولی مغز با یادگیری تصویر را به صورت طبیعی درک می کند. عدسی چشم، کوژ (محدب) است و میزان تحدب و در نتیجه قدرت همگرایی آن تغییر می کند تا تصویر بر روی شبکیه باقی بماند. این سازوکار که تطابق خوانده می شود به کمک عضلات مژگانی صورت می گیرد.
عکس بینایی
بینایی نام رمانی از ژوزه ساراماگو است. این رمان در سال ۲۰۰۴ به زبان پرتغالی و در سال ۲۰۰۶ به زبان انگلیسی منتشر شد.
بینایی، ژوزه ساراماگو، سیدحبیب گوهری راد (مترجم)، تهران: جمهوری
بینایی، ژوزه ساراماگو، کیومرث پارسای (مترجم)، تهران: رادمهر، نکوراد
بینایی، ژوزه ساراماگو، عبدالرضا روزخوش (مترجم)، تهران: روزگار
بینایی، ژوزه ساراماگو، اسدالله امرایی (مترجم)، تهران: مروارید، ١٣٩٤.
"بینایی"، ژوزه ساراماگو، ساناز علمی مترجم،
داستان از یک روز بارانی در یک حوزهٔ اخذ رأی شروع می شود. بعدازظهر است و هنوز هیچ کس برای دادن رأی به حوزه نیامده است. مسئولین حوزه با نگرانی افراد خانوادهٔ خود را به حوزه فرامی خوانند، اما گویا کسی قصد رأی دادن ندارد؛ اما به ناگاه حوزه شلوغ می شود. مردم، مصمم و شتابان، به حوزهٔ رأی گیری می آیند و رأی خود را به صندوق می ریزند. فردای آن روز شمارش آرا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بینایی در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:چشم

نقل قول های بینایی

بینایی ؛ نیروی دیداری ، توانایی درک و تفسیر محیط اطراف از اطلاعات رسیده به چشم از طیف مرئی.
• « بینایی ، هنر دیدنِ آنچه که در دیگران نامرئی است. » 100 Fun and Easy Ways to Slow Down and Enjoy Your Life (2004 -> جاناتان سوییفت

ارتباط محتوایی با بینایی

بینایی در جدول کلمات

بینایی
بصر
بینایی سنجی
اپتومتری

معنی بینایی به انگلیسی

acumen (اسم)
تیز هوشی ، تیز فهمی ، فراست ، ظرفیت ، بینایی
insight (اسم)
فراست ، بینایی ، فهم ، بصیرت ، بینش ، درون بینی ، چشم باطن
vision (اسم)
بینایی ، الهام ، خیال ، بصیرت ، تصور ، دید ، وحی ، منظره ، رویا
sight (اسم)
بینایی ، نظر ، هدف ، منظر ، دیدگاه ، جلوه ، قیافه ، چشم ، دید ، بینش ، منظره ، تماشا ، باصره ، قدرت دید ، الت نشانه روی
eyesight (اسم)
بینایی ، دید ، بینش
eye (اسم)
بینایی ، دهانه ، کاراگاه ، باجه ، عین ، چشم ، دیده ، سوراخ سوزن ، مرکز هر چیزی ، دکمه یا گره سیب زمینی
perspective (اسم)
بینایی ، منظر ، روشن بینی ، دید ، مال اندیشی ، چشم انداز ، منظره ، لحاظ ، جنبه فکری ، سعه نظر ، مناظر و مرایا ، تجسم شی ، خطور فکر
discernment (اسم)
بینایی ، درک ، تشخیص ، بصیرت ، تمیز ، دریافت
spectrum (اسم)
بینایی ، خیال ، شبح ، منظر ، طیف ، رنگ های مریی در طیف بین

معنی کلمه بینایی به عربی

بینایی
بصر , روية , عين , منظور , نظر

بینایی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کتاب بینایی   • بینایی در جدول   • معنی بینایی   • حس بینایی چیست   • دستگاه بینایی   • مترادف بینایی   • تحقیق در مورد حس بینایی   • مفهوم بینایی   • تعریف بینایی   • معرفی بینایی   • بینایی یعنی چی   • بینایی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بینایی
کلمه : بینایی
اشتباه تایپی : fdkhdd
آوا : binAyi
نقش : اسم
عکس بینایی : در گوگل

آیا معنی بینایی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )