انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1084 100 1

بیژن نجدی

بیژن نجدی در دانشنامه ویکی پدیا

بیژن نجدی
بیژن نجدی (زاده ۲۴ آبان ۱۳۲۰ در خاش - درگذشت ۴ شهریور ۱۳۷۶ در لاهیجان)، شاعر و داستان نویس بود. او در ۲۴ آبان ۱۳۲۰ از پدر و مادر گیلانی در خاش زاهدان متولد شد. تحصیلات ابتدایی خود را در رشت گذراند. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۹ وارد دانشسرای عالی تهران شد و در سال ۱۳۴۳ از همان دانشکده در رشته ریاضی فارغ التحصیل و با سمت دبیر در دبیرستان های لاهیجان مشغول به تدریس شد. پدرش از افسران مبارزی بود که در قیام افسران خراسان نقش داشت و در مسیر رفتن به گنبد کاووس به دست تعدادی ژاندارم کشته شد. در سال ۱۳۴۹ با پروانه محسنی آزاد ازدواج کرد که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. از سال ۱۳۴۵ فعالیت ادبی خود را آغاز کرد.
چشمه ای مثل کتری روی گاز می جوشید. (داستان های ناتمام / یادداشت های جبهه)
گریه مثل کلید دهان ماهرخ را باز کرده بود. (یوزپلنگانی که با من دویده اند / خاطرات پاره پاره دیروز)
دهانش مثل ماهی تازه صید شده باز و بسته می شد. (یوزپلنگانی که… / استخری پر از کابوس)
مه غلیظ دهکده طاهر را توی مشتش گرفته بود. (یوزپلنگانی … / سه شنبهٔ خیس)
یک دایره زرد پای فانوس در حیاط نشسته بود. (یوزپلنگانی… / شب سهراب کشان)
پاییز خودش را به آبی چتر می زد. (یوزپلنگانی… / سه شنبهٔ خیس)
گلوی مرتضی مثل کاغذ سمباده شده بود. (یوزپلنگانی … که با من دویده اند / استخری پر از کابوس)
پشت پنجره ها پرده ای از گرمای بخاری آویزان بود. (یوزپلنگانی… / سه شنبهٔ خیس)
زمستان سفیدی آن طرف پنجره سرمای سفیدش را راه می برد. (یوزپلنگانی… / سپرده به زمین)
مادر مرتضی صدای اذانی را که از مسجد می آمد به مرتضی نشان داد. (یوزپلنگانی… / شب سهراب کشان)
تاریکی شب روی تاریکی های چاه ریخته می شد. (یوزپلنگانی… / شب سهراب کشان)
آسیه به دیواری پر از باران تکیه داده بود. (یوزپلنگانی… / روز اسبریزی)
بیژن نجدی در چهارم شهریور ۱۳۷۶ به علت بیماری سرطان ریه درگذشت. آرامگاه او در شهر لاهیجان در جوار بقعه شیخ زاهد گیلانی قرار دارد.
نجدی در زمان زندگی خود تنها مجموعه داستان «یوزپلنگانی که با من دویده اند» را در سال ۷۳ منتشر ساخت که در سال ۷۴ جایزه قلم زرین جایزه گردون را به خود اختصاص داد. بقیه آثارش پس از درگذشتش توسط همسرش به چاپ رسید. مجموعه داستان «دوباره از همان خیابانها» در سال ۷۹ نیز برگزیده نویسندگان و منتقدان مطبوعات شد. نجدی همچنین در کارنامه ادبی خود، تندیس یادمان بنیاد شعر فراپویان به خاطر برگزیده اشعار دهه هفتاد و لوح افتخار به پاس جانسروده ها در پاس داشت آیین های ملی و میهنی را دارد. از وی اشعار گیلکی کمی نیز باقی مانده است.
همچنین پس از مرگ وی داستان های «تاریکی در پوتین»، «سپرده در زمین»، «گیاهی در قرنطینه» و «استخری پر از کابوس» از مجموعه داستان های «یوزپلنگانی که با من دویده اند» و نیز داستان های «مرثیه ای برای چمن» و «بیمارستان، نه قطار» از مجموعه «دوباره از همان خیابان ها» به فیلم درآمده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های بیژن نجدی

بیژن نجدی (زاده ۲۴ آبان ۱۳۲۰ در خاش - درگذشت ۴ شهریور ۱۳۷۶ در لاهیجان) شاعر و داستان نویس ایرانی بود.

ارتباط محتوایی با بیژن نجدی

بیژن نجدی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بیژن نجدی   • مفهوم بیژن نجدی   • تعریف بیژن نجدی   • معرفی بیژن نجدی   • بیژن نجدی چیست   • بیژن نجدی یعنی چی   • بیژن نجدی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیژن نجدی
کلمه : بیژن نجدی
اشتباه تایپی : fdCk k[nd
عکس بیژن نجدی : در گوگل


آیا معنی بیژن نجدی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )