برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1338 100 1

بی بند و بار

/bibandobAr/

معنی بی بند و بار به فارسی

بی بند و بار
( صفت ) لاابالی لاقید بی قید : ( آدم بی بند و باریست . )

معنی بی بند و بار در فرهنگ معین

بی بند و بار
(بَ دُ) (ص مر.) لاابالی ، بی قید.

معنی بی بند و بار به انگلیسی

loose (صفت)
سست ، بی قاعده ، شل ، ول ، هرزه ، گشاد ، ازاد ، بی ربط ، بی بند و بار ، فروهشته ، لق ، بی پایه
unbound (صفت)
بی پایان ، غیر محدود ، بی بند و بار ، غیر مقید ، رها شده ، ناوابسته ، مقید نشده
profligate (صفت)
هرزه ، فاسد الاخلاق ، بی بند و بار
footloose (صفت)
ازاد ، بی بند و بار
unrestrained (صفت)
مطلق ، نا محدود ، ازاد ، بی بند و بار ، ناخوددار ، بی لجام
free-living (صفت)
عیاش ، بی بند و بار ، خوش گذران

بی بند و بار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزان توانگر
لاابالی- لاقید
علی دوستی نوگورانی
هرهری
ناصر قاطمه باف
ول
علی دوستی نوگورانی
ولنگار
علی صداقت آرزو
سر به هوا
حامد
کسی که خارج از چهار چوب قانون رفتار کند ، کسی که از قوانین پیروی نکند. کسی که کسی که خارج از محدوده عرفی و اجتماعی رفتار کند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بی بند و بار در جدول   • معنی بی بند و باری   • مترادف بی بند و بار   • بی بندوبار در جدول   • بی بند وبار در جدول   • بی بندوباری درمناطق تفریحی مازنداران   • معنی بی بندوبار در جدول   • مفهوم بی بند و بار   • تعریف بی بند و بار   • معرفی بی بند و بار   • بی بند و بار چیست   • بی بند و بار یعنی چی   • بی بند و بار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی بند و بار
کلمه : بی بند و بار
اشتباه تایپی : fd fkn , fhv
آوا : bibandobAr
نقش : صفت
عکس بی بند و بار : در گوگل

آیا معنی بی بند و بار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )