برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

بی حیا


مترادف بی حیا: بی آزرم، بی ادب، بی شرم، پررو، جسور، چشم دریده، رسوا، شطاح، شوخ، شوخ چشم، گربز، گستاخ، وقیح

متضاد بی حیا: آزرمگین، باحیا

برابر پارسی: گستاخ، بی شرم، پررو، دریده

معنی بی حیا در لغت نامه دهخدا

بی حیا. [ ح َ ] (ص مرکب ) بی شرم و گستاخ و آنکه در ارتکاب کارهای زشت منفعل میشود. (ناظم الاطباء). وقیح. وقاح. سخت روی. سترگ. پررو. صفیق. بی شرم. بی چشم و رو. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی بی حیا در فرهنگ فارسی عمید

بی حیا
۱. بی شرم، بی آزرم.
۲. گستاخ.

بی حیا در جدول کلمات

معنی بی حیا به انگلیسی

indecent (صفت)
ناپسند ، فحاش ، گستاخ ، بی حیا ، نا شایسته ، شرم اور ، نا نجیب ، خارج از نزاکت
brash (صفت)
گستاخ ، متهور ، بی شرم ، عجول و بی پروا ، بی حیا
shameless (صفت)
بی شرم ، بی حیا ، عاری از شرم

معنی کلمه بی حیا به عربی

بی حیا
کومة , مخل بالآداب

بی حیا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم قاسمی
آپارتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بی حیا در جدول   • زن بی لباس   • عکس زنان بی حیا ایرانی   • بی حیا ترین زن   • معنی بی حیا   • بی حیا ترین مردم دنیا   • بی حیاترین زن   • بی حیایی در تهران   • مفهوم بی حیا   • تعریف بی حیا   • معرفی بی حیا   • بی حیا چیست   • بی حیا یعنی چی   • بی حیا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی حیا
کلمه : بی حیا
اشتباه تایپی : fd pdh
عکس بی حیا : در گوگل

آیا معنی بی حیا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )