برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1225 100 1

بی دوام


مترادف بی دوام: بی ثبات، فانی، گذرا، گذرنده ، سست، ناپایدار

متضاد بی دوام: بادوام، پردوام، جاوید، مانا

برابر پارسی: زودگذر، نماندگی، فراساوند، زود گذر

معنی بی دوام در فرهنگ فارسی عمید

بی دوام
آنچه زود فرسوده و نابود شود، ناپایدار.

بی دوام در جدول کلمات

گوی های بی دوام ســطح آب
حباب

معنی بی دوام به انگلیسی

fugacious (صفت)
اواره ، نا پایدار ، فرار ، بی دوام ، زود گذر ، زودریز
flimsy (صفت)
سست ، بی دوام ، شل و ول
fugitive (صفت)
بی دوام ، زود گذر ، فانی ، تبعیدی
brittle (صفت)
شکننده ، ترد ، بی دوام ، زودشکن
ephemeral (صفت)
بی دوام ، زود گذر ، یومیه ، حشره یکروزه ، یکروزه
horary (صفت)
بی دوام ، زود گذر ، ساعتی ، مربوط به ساعات دعایاکتاب دعا
short-lived (صفت)
بی دوام ، چندروزه ، کم عمر ، کوتاه مدت

معنی کلمه بی دوام به عربی

بی دوام
ضعيف , هارب , هش

بی دوام را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی دوام   • مفهوم بی دوام   • تعریف بی دوام   • معرفی بی دوام   • بی دوام چیست   • بی دوام یعنی چی   • بی دوام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی دوام
کلمه : بی دوام
اشتباه تایپی : fd n,hl
عکس بی دوام : در گوگل

آیا معنی بی دوام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )