برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1219 100 1

بی سعی

معنی بی سعی در لغت نامه دهخدا

بی سعی. [ س َع ْی ْ ] (ص مرکب ) (از: بی + سعی )بی کوشش. بی پایمردی. بدون یاری و یاوری :
شکر کن شکر خداوند جهان را که بداشت
به تو ارزانی بی سعی کس این ملک قدیم.
ابوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 390).
رجوع به سعی شود.

معنی بی سعی به فارسی

بی سعی
بی کوشش ٠ بی پایمردی ٠ بدون یاری و یاوری ٠

بی سعی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی سعی   • مفهوم بی سعی   • تعریف بی سعی   • معرفی بی سعی   • بی سعی چیست   • بی سعی یعنی چی   • بی سعی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی سعی
کلمه : بی سعی
اشتباه تایپی : fd sud
عکس بی سعی : در گوگل

آیا معنی بی سعی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )