برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

بی مورد

/bimored/

مترادف بی مورد: بیجا، نامتناسب، بی مناسبت، پرت، نابجا، نامناسب ، ناموجه، توجیه ناپذیر

متضاد بی مورد: بجا، متناسب، موجه، توجیه پذیر

برابر پارسی: نابجا، بیهوده

معنی بی مورد در لغت نامه دهخدا

بی مورد. [ م َ / مُو رِ ] (ص مرکب ) (از: بی + مورد عربی ) نه بجایگاه خود. (یادداشت مؤلف ). رجوع به مورد شود.

معنی بی مورد به فارسی

بی مورد
نه بجایگاه خود .

بی مورد در جدول کلمات

بی مورد
نابجا
بی مورد | بی موقع
بیجا

معنی بی مورد به انگلیسی

amiss (صفت)
منحرف ، گمراه ، غلط ، بد ، بی مورد ، نا درست
wrong (صفت)
غلط ، بی مورد ، نا درست ، نا صحیح ، خطا ، غیر صحیح
inappropriate (صفت)
بی مورد ، ناجور ، نا مناسب ، بی موقع ، بی جا ، غیر مقتضی
undue (صفت)
بی مورد ، غیر ضروری ، زیادی ، ناروا
unseasonable (صفت)
بی مورد ، نا بهنگام ، بی موقع ، بی جا
inopportune (صفت)
بی مورد ، نا بهنگام ، نا مناسب ، بی موقع ، بی جا
untimely (صفت)
بی مورد ، نا بهنگام ، بی موقع
anomalous (صفت)
مغایر ، غیر عادی ، بی مورد ، بی شباهت ، خارج از رسم ، غیر متشابه ، بی ترتیب
inapposite (صفت)
بی مورد ، بی ربط ، نا شایسته ، بی موقع ، بی جا
trumped-up (صفت)
بی مورد ، نا درست ، جعلی ، ناروا ، خلاف واقع

معنی کلمه بی مورد به عربی

بی مورد
غير مناسب

بی مورد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• درمان استرس های بی دلیل   • دعای رفع دلشوره   • دلشوره بی دلیل   • معنی بی مورد   • مفهوم بی مورد   • تعریف بی مورد   • معرفی بی مورد   • بی مورد چیست   • بی مورد یعنی چی   • بی مورد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی مورد
کلمه : بی مورد
اشتباه تایپی : fd l,vn
آوا : bimored
نقش : صفت
عکس بی مورد : در گوگل

آیا معنی بی مورد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )