برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1321 100 1

بی نتیجه

/binatije/

مترادف بی نتیجه: بی فایده، بی نفع، بیهوده، عبث، لاطائل، مهمل

متضاد بی نتیجه: سودمند

برابر پارسی: بی برآیند، بی بهره

معنی بی نتیجه به انگلیسی

abortive (صفت)
بی ثمر ، عقیم ، مسقط ، رشد نکرده ، بی نتیجه ، خنثی
inconclusive (صفت)
بی نتیجه ، مجمل ، بی پایان ، نا تمام ، غیرقاطع
ineffective (صفت)
بی نتیجه ، بیهوده ، بی اثر ، بی فایده ، غیر موثر
indeterminate (صفت)
بی نتیجه ، نا معین ، سیال ، معلق ، نا مشخص ، پادر هوا
ineffectual (صفت)
بی نتیجه ، بیهوده ، بی اثر ، بی فایده ، غیر موثر
resultless (صفت)
بی نتیجه
inconsequent (صفت)
بی نتیجه ، نا درست ، بی ربط ، گسیخته ، غیر معقول ، غیر منطقی ، فاقد ارتباط منطقی
inconsecutive (صفت)
بی نتیجه ، نا درست ، بی ربط ، گسیخته ، غیر معقول ، فاقد ارتباط منطقی

معنی کلمه بی نتیجه به عربی

بی نتیجه
غير حاسم , غير محدد , غير موثر , غير نافع , فاشل
مقعد المجذف
أخْفَقَ
اجهض
حيرة

بی نتیجه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی نتیجه   • مفهوم بی نتیجه   • تعریف بی نتیجه   • معرفی بی نتیجه   • بی نتیجه چیست   • بی نتیجه یعنی چی   • بی نتیجه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی نتیجه
کلمه : بی نتیجه
اشتباه تایپی : fd kjd[i
آوا : binatije
نقش : صفت
عکس بی نتیجه : در گوگل

آیا معنی بی نتیجه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )