برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1326 100 1

تأسیس

/ta'sis/

معنی تأسیس در فرهنگ معین

تأسیس
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بنیاد نهادن . ۲ - (اِمص .) بنیانگذاری .

تأسیس در دانشنامه اسلامی

تأسیس
امضا و تأسیس نوعی ملاک در طبقه بندی گزاره های دینی براساس بودن آن ها قبل از اسلام یا پیدایش آن ها در دین جدید می باشد.
واژه تأسیس در لغت به معنای آغازیدن و بنیان نهادن و امضا به معنای انجام دادن و اجرای یک تصمیم است. واژه تأسیس در دانش های هیئت و نجوم ، عروض ، کلام ، فقه و اصول به صورت اصطلاحی خاص درآمده است. معنای امضا و تأسیس در فقه و اصول اصطلاح امضا و تأسیس در فقه و اصول به معنای افاده مضمونی جدید در برابر اصطلاح « تأکید » به معنای بیان دوباره مضمون پیشین به کار رفته که از پیشینه دراز و کاربرد فراوان در این دو دانش برخوردار است. کاربرد واژه امضا در فقه واژه امضا در علم فقه ، کاربردهای گوناگونی دارد؛ از قبیل: تأیید و تنفیذ برخی معاملات ، اجرا و تنفیذ حکم قاضی ، دادن برخی اختیارات و اجازه برخی تصرفات به اشخاص یا تأیید تصرفات پیشین آن ها. طبقه بندی احکام امضائی اصطلاح متداول تأسیس و امضا در ارتباط با نوعی طبقه بندی احکام شریعت مطرح شده که ملاک آن، تقنین بدوی یا تأیید احکام پیشین است. مفهوم تأسیس و امضا تا حدودی از مفاهیم نسبی به شمار آمده و از این رو در تعیین محدوده هر یک از آن ها تهافت هایی به چشم می خورد. در طبقه بندی احکام امضایی می توان آن ها را بر سه گونه شمرد: امور عقلایی و مقبول نزد همگان، آداب و رسوم ملت ها، و بقایای شرایع پیشین. برخی در نگاهی کاربردی به این تقسیم بندی، احکام وحیانی در مقام الزام شرعی را تأسیس و احکام عقلایی و عرفی را که در شریعت مورد تأیید قرار گرفته اند امضایی شمرده اند. اصطلاح امضا و تأسیس در غیر فقه با این که اصطلاح امضا و تأسیس در عرصه فقه ظاهر شده، اما با توسعه شمول آن می توان ابعاد عقیدتی و اخلاقی دین را نیز به آن افزود. در این صورت آیات فراوانی به این موضوع مربوط خواهد شد که از وحدت دین الهی در همه نبوت ها یاد می کنند و نیز آیاتی که قرآن و پیامبر اسلام را تصدیق کننده پیام های آسمانی پیشین می شمرد. افزون بر این موارد در ارتباط با احکام فقهی نیز به رغم نسخ پاره ای از احکام شرایع پیشین از امضا و تأیید پاره ای دیگر از احکام یاد شده است، به علاوه بسیاری از احکام مذکور در قرآن از قبل در آداب و رسوم رایج در شبه جزیره یا بین برخی اقوام مجاور آن وجود داشته و قرآن آن ها را تأیید و حفظ کرد ...

ارتباط محتوایی با تأسیس

تأسیس در جدول کلمات

تأسیس کننده
موسس
تأسیس کننده و بانی
موسس
از شبکه های تازه تأسیس تلویزیون
شما, افق

معنی کلمه تأسیس به عربی

وضع حجر الأساس

تأسیس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسما
این واژه تازى (اربى) است و برابرهاى پارسى آن اینهاست: فرکندن-فرکانیدنFarkandan/Farkanidan (پهلوى: تأسیس-احداث-پایه گذارى-ایجاد کردن) ویناردن Vinardan (پهلوى: تأسیس-بنا-ایجاد-منظم کردن) و کُنش پیشنهادى پالاردن Palardan (پالار: پارسى: ستون بزرگ + دن(نشانه
فعلى) : پایه گذارى کردن ، تأسیس کردن) فرکانش Farkanesh (پهلوى: فْرَکانیشْنْ: تأسیس ، پایه/بنیانگذارى ) فرکنده Farkande(پهلوى: فرکندگ: تأسیس شده، احداث شده ، پایه گذارى شده) فرکانیک Farkanik (پهلوى: تأسیس شده ، مؤسسه ، احداثى ، تأسیسى ) وینارشVinaresh (پهلوى:
ویناریشْنْ : تأسیس ، پایه گذارى ، بناگذارى) ویناردار Vinardar (پهلوى: مؤسس ، تأسیس گر) وینارده Vinarde(پهلوى: ویناردگ : تأسیس شده ، احداث شده ، بنا شده ، مبنا ) ویناریک Vinarik (پهلوى: تأسیسى ، مؤسسه ، احداثى، بنایى) پالارش Palaresh (پیشنهادى:پارسى: تأسیس
، پایه گذارى ، بنیادگذارى) پالاردار Palardar (پیشنهادى:پارسى: مؤسس ، احداث گر ) پالاریک Palarik (پیشنهادى-پهلوى: مؤسسه ، تأسیسى ، احداثى ، بنایى ، بنیانى )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اداره ثبت شركتها   • اداره ثبت شرکتها پلمپ دفاتر   • پیگیری درخواست   • راهنمای ثبت شرکت   • استعلام ثبت شرکت   • مراحل ثبت شرکت   • روزنامه رسمی ثبت شرکتها   • ثبت علامت تجاری   • معنی تأسیس   • مفهوم تأسیس   • تعریف تأسیس   • معرفی تأسیس   • تأسیس چیست   • تأسیس یعنی چی   • تأسیس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تأسیس
کلمه : تأسیس
اشتباه تایپی : jأsds
آوا : ta'sis
نقش : اسم
عکس تأسیس : در گوگل

آیا معنی تأسیس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )