انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1040 100 1

تابعین

/tAbe'in/

برابر پارسی: سرسپردگان

معنی تابعین در لغت نامه دهخدا

تابعین.[ ب ِ ] (ع ص ، اِ) جمع تابع در حالت نصبی و جری. || (اِخ ) به اصطلاح محدثین جماعت مسلمانان که بیکی یا بیشتری از اصحاب رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و آله و سلم ملاقات نموده باشند و تبع تابعین آنانکه تابعین را دیده باشند. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). افاضل مسلمین را در زمان حضرت رسول صلی اﷲ علیه و آله و سلم مصاحب رسول می نامیدند زیرا فضیلتی برتر از این عنوان نبود و بدین سبب آنها را صحابه می گفتند و چون عصر دوم اسلام فرا رسید آنانکه درک صحبت صحابه ٔ حضرت رسول را کرده بودند تابعین خوانده می شدند و شریفتر و برتر از این نامی برای آنان نبود و گروه پس از آنان را اتباع تابعین می نامیدند. (نفحات الانس جامی به نقل از تاریخ ادبی ایران تألیف پرفسور ادوارد برون ص 445).
رجوع به تابعی و تابعون شود. آن قسمت از مسلمین خاصه از روات که پیغامبر صلوات اﷲ علیه را ندیده و لیکن زمان صحابه را دریافته اند و از مردمی که زمان صحابه ٔ رسول را هم درک کرده حدیث شنیده اند. کسانی که یاران پیغمبر را دیده بودند. محدثین که از صحابه حدیث روایت کنند.

معنی تابعین به فارسی

تابعین
تابعون، جمع تابع
( اسم ) جمع تابع . ۱- تابعان. ۲ - آنانکه اصحاب رسول صلی ا... علیه و آله را دیده باشند.
جمع تابع در حالت نصبی و جری یا باصطلاح محدثین جماعت مسلمانان که بیکی یا بیشتری از اصحاب رسول الله علیه و آله و سلم ملاقات نموده باشند و تبع تابعین آنکه تابعین را دیده باشند .

معنی تابعین در فرهنگ معین

تابعین
(بِ) [ ع . ] (اِ.) جِ تابع . ۱ - تابعان . ۲ - آنان که اصحاب رسول را دیده باشند.

معنی تابعین در فرهنگ فارسی عمید

تابعین
= تابع

تابعین در دانشنامه اسلامی

تابعین
تابِعین، عنوانی برای نسلی از عالمان دینی که به درک پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نایل نشده، اما اصحاب آن حضرت را درک کرده اند. این اصطلاح در حوزه های مختلف از علوم اسلامی، از حدیث و تاریخ گرفته تا فقه و تفسیر اهمیت داشته، و بیانگر مرحله ای از انتقال و نیز سامان دهی علوم اسلامی است. بنابراین تابعین، افرادی هستند که با یک یا چند تن از صحابه ملاقات یا مصاحبت کرده اند. و چنانچه کسی هیچ یک از صحابه را (در حال اسلام) ندیده ولی با تابعین ملاقات کرده، وی را تبع تابعین جمع: اتباع تابعین نامند.
تعبیر تابعین خاستگاه قرآنی دارد، اما مفهوم آن در فرایندی تاریخی شکل گرفته است. در این فرایند، گروهی از مسلمانان نخستین که در قرآن کریم «تابعین به احسان» خوانده شده، و مورد ستایش قرار گرفته اند، نسل پس از صحابه دانسته شده، و نزد مسلمانان به این تعبیر شهرت یافته اند. تعبیر قرآنی تابعین، نخست زمینه ساز شکل گیری صفت منسوب «تابعی» (منسوب به تابعین) شده، و سپس تعبیر تابعین با تسامح، به عنوان جمع تابعی شناخته شده است. تنها در برخی کتب شرح مصطلحات اشاره شده که افزون بر تابعی، تابع نیز به عنوان مفرد تابعین شناخته بوده است. واژه ی تابعین جمع تابع یا تابعی است.
دیدگاه علما درباره تابعین
به نظر اغلب علما، صرف ملاقات با یک یا چند تن از صحابه برای اطلاق تابعی بر فرد کافی است. به عقیده ی خطیب بغدادی مصاحبت و مجالست با صحابه نیز ضرورت دارد، برخلاف صحابه که برای آنها صرف دیدار با رسول اکرم (صلی اللّه علیه وآله وسلم) در کسب عنوان صحابی کفایت می کند.ابن حِبّان معتقد بود که تابعی باید در سِنّی باشد که قادر به حفظ کردن از صحابه باشد؛ از این رو خَلَف بن خلیفه از اتباع تابعین (طبقه ی پس از تابعین ) شمرده شده، اگرچه در کودکی عَمروبن حُرَیث را دیده بوده است.
شرایط تابعین
۱. سماع از صحابه.۲. طول ملازمت با صحابه و برخورداری از قوه ی تمیز. ۳. مهمترین شرط در مورد تابعی دیدار او با صحابی است. ابن صلاح شرط دیدار را کافی دانسته و ابن حَجَر همین رأی را اختیار کرده است.برخی، چند تن از تابعین را که سماع آنها از صحابه به اثبات نرسیده، معرفی کرده اند. به عقیده ی اینان شرط دیدار، از روایتی از رسول اکرم به دست می آید که فرمود: «طوبی لِمَن رَآنی و آمن بی، و طوبی لمن رأی مَن رآنی » (خوشا به حال کسی که مرا دیده و به من ایمان آورده است و خوشا به حال آن کس که کسی را که مرا دیده، دیده باشد؛ ).
پیشینه تابعین در قرآن و روایات
...
تابعین
تابعین، مسلمانانی که با یک یا چند تن از صحابه پیامبر اکرم(ص) ملاقات، مصاحبت و یا آنها را درک کرده اند ولی خود پیامبر(ص) را ندیده اند. این واژه برگرفته از آیات و برخی روایات رسول خدا (ص) است.
تعداد دقیقی برای تابعین بیان نشده است، این گروه در شکل گیری جریانهای متفاوت و متعدد سیاسی، فکری و ادبی و پیدایی و تحول علوم حدیث، تفسیر، فقه، سیره نویسی، مغازی و تاریخ نقش داشتند.
واژه عربی تابعین جمع تابع یا تابعی است. به نظر بیشتر عالمان مسلمان، صرف ملاقات با یک یا چند تن از صحابه برای اطلاق تابعی بر فرد کافی است.
تابعین
کلیدواژه: تابعین، صحابه، محدث، حدیث
تابِعین، عنوانی برای نسلی از عالمان دینی که به درک پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نایل نشده، اما اصحاب آن حضرت را درک کرده اند. این اصطلاح در حوزه های مختلف از علوم اسلامی، از حدیث و تاریخ گرفته تا فقه و تفسیر اهمیت داشته، و بیانگر مرحله ای از انتقال و نیز سامان دهی علوم اسلامی است.
تعبیر تابعین خاستگاه قرآنی دارد، اما مفهوم آن در فرایندی تاریخی شکل گرفته است. در این فرایند، گروهی از مسلمانان نخستین که در قرآن کریم «تابعین به احسان» خوانده شده، و مورد ستایش قرار گرفته اند، نسل پس از صحابه دانسته شده، و نزد مسلمانان به این تعبیر شهرت یافته اند. تعبیر قرآنی تابعین، نخست زمینه ساز شکل گیری صفت منسوب «تابعی» (منسوب به تابعین) شده، و سپس تعبیر تابعین با تسامح، به عنوان جمع تابعی شناخته شده است. تنها در برخی کتب شرح مصطلحات اشاره شده که افزون بر تابعی، تابع نیز به عنوان مفرد تابعین شناخته بوده است.
«تابعین» از ماده «ت ـ ب ـ ع» مشتق شده است که در معانی پیروی کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن و پای در جای پای دیگری گذاشتن بکار رفته است. قرآن کریم در دعوت مردم به پیروی از پیامبران، از این واژه در قالب باب افتعال استفاده کرده است.
«تابعین» زمانی به یک اصطلاح تبدیل شد که خداوند در آیه 100 سوره توبه/9 مسلمانان را به چند گروه تقسیم و از دسته ای از آنان با این وصف یاد کرد. این توصیف قرآنی در سال نهم هجری روی داده است زیرا سوره توبه بنا به نقل قتاده و مجاهد آخرین سوره ای است که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شده است.محتوای آن نیز به روشنی بیانگر این نکته است زیرا بخش نخست آن ناظر به برائت از مشرکان و بخش دوم آن ناظر به غزوه تبوک است که هر دو به حوادث سال نهم بازمی گردند.
از مسائلی که در این سوره بدان پرداخته می شود، اعزام و بسیج نیروهای نظامی است. در آیات این بخش، از قبایل و شخصیت هایی که بر اثر هراس از روم در این اعزام حاضر نشدند مذمت شده و از مسلمانانی که به اطاعت از پیامبر در غزوه تبوک حضور یافتند تمجید و به آنان وعده بهشت و سعادت عظیم داده شده است: «والسّبِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ المُهجِرینَ والاَنصارِ والَّذینَ اتَّبَعوهُم بِاِحسـن رَضِیَ اللّهُ عَنهُم ورَضوا عَنهُ واَعَدَّ لَهُم جَنّت تَجری تَحتَهَا الاَنهرُ خلِدینَ فیها اَبَدًا ذلِکَ الفَوزُ العَظیم».
در این آیه تحسین شدگان به دو دسته تقسیم شده اند. مسلمانان سابقه دار، اعم از مهاجر و انصار: «والسّبِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ المُهجِرینَ والاَنصارِ» و نومسلمانانی که به خوبی از مسلمانان نخست پیروی کرده اند: «والَّذینَ اتَّبَعوهُم بِاِحسن» و به آنها نیز وعده بهشت داده شده و جزو کسانی قرار گرفته اند که سعادت بزرگی نصیبشان شده است. روشن است که برخی از تازه مسلمانان رویه ای دیگر در پیش گرفته بودند و دنباله رو مسلمانان اولیه نبودند.
تابعین
تابعین اصطلاحی قرآنی، درباره مسلمانان درک کننده صحابه پیامبر(ص) و نقل کننده حدیث از آنان است.
تابعین به معنای پیروان است و در قرآن بارها مشتقات آن به کار برده شده، اما بعد از آیه 100 سوره توبه، رواج یافته است. این واژه در سده اول قمری به کار رفته و از جمله شواهد دال بر آن، کاربرد تابعین در مکاتبات و گفتار مسلمانان است.
جایگاه و قداست تابعین در طول تاریخ بافراز نشیب همراه بوده است.
با آن که تعبیر تابعین در عصر خود تابعین برای اشاره به این گروه کاربرد نداشته، یا دست کم اختصاص به آنان بود، این پرسش همچنان در میان است که آیا تابعین آن جایگاه ویژه ای را که در دوره های پسین یافته اند، در عصر خود نیز داشته اند؟ چنین می نماید که هالۀ قداست در پیرامون تابعین امری برخاسته از تلقیهای پسین در بارۀ آنان بوده باشد. آموزشها و گفت وگوهایی که از عصر تابعین به ثبت رسیده است، نیز در برآیند نشان از آن دارد که نگرش آنان به تعالیم نسل خود، نگرشی عادی و غیر ویژه بوده است. روشن است برای نسلی که عموم عالمانش شرف صحبت صحابه را داشته اند، و حتیٰ تا اواخر سدۀ نخست هجری همچنان شماری از صحابه نیز در میان آنان می زیسته اند، برخورداری از شرف صحبت صحابه، امتیاز ویژه ای نبوده است که آنان را از گروهی دیگر متمایز سازد. این امتیاز زمانی معنا می یابد که صحابه در میان نباشند و شمار کسانی که صحابه را درک کرده اند نیز روی به نقصان نهاده باشد؛ این امری است که در عصر اتباع تابعین می توان وقوع آن را انتظار داشت.
← تعمیم فضیلت تابعین
برای متأخران تابعین که امکان دیدار صحابه برای ایشان به کمترین حد رسیده است و بیش تر آنچه را که آموخته اند، به تابعین پیشین مرهون اند، مسئلۀ «حجیت اقوال تابعین» حیثیتی بسیار مهم تر از نسل میانی تابعین داشته است. می توان انتظار داشت که این مسئله در سرزمینهای مختلف جهان اسلام مطرح بوده باشد، اما بیشترین نمود آن در بصره دیده شده است. در پی جویی از نخستین شخصیتهایی که به روشنی مسئلۀ حجیت را مطرح ساخته، و آن را در صفحات تاریخ به ثبت رسانده اند، به تصریح احمد بن حنبل، نخستین کس قتادة بن دعامه (د ۱۱۸ق) است. اگرچه احمد بن حنبل توضیح کافی دربارۀ جزئیات نظریۀ او به دست نداده، اما روایتی دیگر از قتاده در تفسیر آیۀ ۱۰۰ سورۀ توبه، مسئله را روشن تر ساخته است. به باور قتاده، آیۀ شریفه نوعی تأیید جمعی بر تابعین دارد و آنان را از هر گونه طعن بری ساخته است. بنابر این، نباید دیدگاه قتاده دربارۀ اقوال تابعین، با نظریۀ دیگری مقایسه شود، مبنی بر این که جمع صالحان (مسلمانان) در صورت فقدان مسئله ای در کتاب و سنت اگر بر امری اجماع کنند، حجت خواهد بود؛ نظریه ای که اندکی پیش از قتاده، مسیب بن رافع، تابعی بصره (د ۱۰۵ق)، به آن اشاره کرده است.
← نقد بر ابو حنیفه
فارغ از فقه، دیدگاههای تفسیری تابعین، همواره در طی قرون مورد توجه مفسران بوده، و تا امروز از اهمیت آن کاسته نشده است. آراء بزرگان تابعین در تفسیر آیات گوناگون قرآن را می توان در خلال تفاسیر متنوع، به خصوص تفاسیر مأثور مانند تفسیر طبری، تفسیر ابن کثیر و الدر المنثور سیوطی باز یافت. سخنان حکمت آموز و تعلیمات اخلاقی تابعین نیز همواره اهمیت خود را حفظ کرده، و در طی قرون متمادی، نوشته های مربوط به حوزۀ اخلاق ، ادب ، زهد و تصوف ، مشحون از آموزه های تابعین بوده است.
← کرامات تابعین در فرهنگ و آثار اسلامی
...
در این نوشتار آثار تفسیر تابعین بررسی می شود.
در میان کتاب شناسی های کهن، گزارش ابن ندیم درباره مجموعه های تفسیری تدوین شده از آرای تابعیان، ظاهراً کهن ترین گزارش موجود است.
ابن ندیم، الفهرست، ص۳۶ - ۳۷.
(۱) السیوطی (م ۹۱۱ ق)، الاتقان، به کوشش سعید، لبنان، دارالفکر، ۱۴۱۶ق.(۲) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، اختیار معرفة الرجال (رجال کشّی) (م ۳۳۰ ق)، به کوشش میرداماد و رجائی، قم، آل البیت (علیهم السلام) لاحیاءالتراث، ۱۴۰۴ق.(۳) خلیل بن عبدالله الخلیلی (م ۴۴۶ ق)، الارشاد فی معرفة علماء الحدیث، به کوشش محمد سعید، ریاض، مکتبة الرشد، ۱۴۰۹ق.(۴) السید المرتضی (م ۴۳۶ ق)، امالی، به کوشش حلبی، قم، مکتبة النجفی، ۱۴۰۳ق.(۵) المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.(۶) فهد بن عبدالرحمن الرومی، بحوث فی اصول التفسیر، ریاض، مکتبة التوبة، ۱۴۱۶ق.(۷) الزرکشی (م ۷۹۴ ق)، البرهان فی علوم القرآن، به کوشش محمد ابوالفضل، قاهرة، احیاء الکتب العربیة، ۱۳۷۶ق.(۸) عبدالکریم بن محمد السمعان (م ۵۶۲ ق)، التحبیر فی المعجم الکبیر، به کوشش منیرة ناجی، بغداد، دیوان الاوقاف، ۱۳۹۵ق.(۹) جوادی آملی، تسنیم، قم، اسراء، ۱۳۷۸ش.(۱۰) محمد بن الخضیری، تفسیر التابعین، ریاض، دارالوطن، ۱۴۲۰ق.(۱۱) حسین بن حکم الحبری (م ۲۸۶ ق)، تفسیر الحبری، به کوشش حسینی، بیروت، آل البیت لاحیاءالتراث، ۱۴۰۸ق.(۱۲) احمد عمر ابوحجر، التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان، بیروت، دارقتیبة، ۱۴۱۱ق.(۱۳) الفرات الکوفی (م ۳۰۷ ق)، تفسیر فرات الکوفی، به کوشش محمد کاظم، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ش.(۱۴) ابوحمزه ثمالی (م ۱۴۸ ق)، تفسیر القرآن الکریم، گردآوری عبدالرزاق حرزالدین، به کوشش معرفت، قم، الهادی، ۱۴۲۰ق.(۱۵) القمی (م ۳۰۷ ق)، تفسیر القمی، به کوشش الجزائری، قم، دارالکتاب، ۱۴۰۴ق.(۱۶) مجاهد (م ۱۰۲ ق)، تفسیر مجاهد، به کوشش عبدالرحمن بن محمد، اسلام آباد، مجمع البحوث الاسلامیه.(۱۷) معرفت، تفسیر و مفسران، قم، التمهید، ۱۳۷۳ش.(۱۸) الذهبی، التفسیر والمفسرون، بیروت، دارالقلم، ۱۴۰۷ق.(۱۹) معرفت، التفسیر والمفسرون، مشهد، الجامعة الرضویة، ۱۴۱۸ق.(۲۰) ابن حجر العسقلانی (م ۸۵۲ ق)، تقریب التهذیب، به کوشش مصطفی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.(۲۱) المامقانی (م ۱۳۵۱ ق)، تنقیح المقال، نجف، المرتضویة، ۱۳۵۰ق.(۲۲) ابن حجر العسقلانی (م ۸۵۲ ق)، تهذیب التهذیب، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۴ق.(۲۳) المزی (م ۷۴۲ ق)، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد، بیروت، الرسالة، ۱۴۱۵ق.(۲۴) الطبری (م ۳۱۰ ق)، جامع البیان، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.(۲۵) احمد اسماعیل البسیط، الحسن البصری مفسرا، عمان، دارالفرقان، ۱۴۰۵ق.(۲۶) ابونعیم الاصفهانی (م ۴۳۰ ق)، حلیة الاولیاء، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۵ق.(۲۷) احمد محمد النمر، الخطاب القرآنی، لبنان، ام القری، ۱۴۲۴ق.(۲۸) حسین عطوان، الدراسات الدینیة بخراسان، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۰ق.(۲۹) آقابزرگ تهرانی (م ۱۳۸۹ ق)، الذریعة الی تصانیف الشیعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳ق.(۳۰) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، رجال الطوسی، به کوشش قیومی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۵ق.(۳۱) النجاشی (م ۴۵۰ ق)، رجال النجاشی، به کوشش شبیری زنجانی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۸ق.(۳۲) شیخ عباس القمی (م ۱۳۵۹ ق)، سفینة البحار، به کوشش مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۱۶ق.(۳۳) محمد باقر حجتی، سه مقاله در تاریخ تفسیر و نحو، بنیاد قرآن، ۱۳۶۰ش.(۳۴) الذهبی (م ۷۴۸ ق)، سیر اعلام النبلاء، به کوشش گروهی از محققان، بیروت، الرسالة، ۱۴۱۳ق.(۳۵) احمد بن یحیی، طبقات المعتزله، به کوشش سوزانا، و دیگران، بیروت، مکتبة الحیاة، ۱۳۳۹ق.(۳۶) ابن الندیم (م ۴۳۸ ق)، الفهرست، به کوشش تجدد.(۳۷) الطوسی (م ۴۶۰ ق)، الفهرست، به کوشش قیومی، نشر الفقاهة، ۱۴۱۷ق.(۳۸) محمد تقی شوشتری، قاموس الرجال، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۸ق.(۳۹) مروری بر جریان قصه خوانی، قصه خوانان در تاریخ اسلام و ایران، ابعاد و تطور آن، رسول جعفریان، قم، ۱۳۷۸ش.(۴۰) حاجی خلیفه (م ۱۰۶۷ ق)، کشف الظنون، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۳ق.(۴۱) الثعلبی (م ۴۲۷ ق)، الکشف والبیان، به کوشش ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۲ق.(۴۲) شیخ عباس القمی (م ۱۳۵۹ ق)، الکنی و الالقاب، تهران، مکتبة الصدر، ۱۳۶۸ش.(۴۳) ابوعبیده معمر بن مثنی (م ۲۱۰ ق)، مجاز القرآن، به کوشش محمد فواد، قاهرة، مکتبة الخانجی، ۱۳۸۱ق.(۴۴) الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، مجمع البیان، به کوشش گروهی از علماء، بیروت، اعلمی، ۱۴۱۵ق.(۴۵) اجنتس جولد تسیهر، مذاهب التفسیر الاسلامی، کوشش عبدالحلیم النجار، القاهرة، مکتبة الخانجی، ۱۳۷۴ق.(۴۶) الخوئی (م ۱۴۱۳ ق)، معجم رجال الحدیث، بیروت، ۱۴۰۹ق.(۴۷) المامقانی (م ۱۳۵۱ ق)، مقباس الهدایه، به کوشش المامقانی، قم، آل البیت لاحیاء التراث، ۱۴۱۱ق.(۴۸) ابن تیمیه (م ۷۲۸ ق)، مقدمة فی اصول التفسیر، بیروت، مکتبة الحیاة.(۴۹) علی اکبر بابایی، مکاتب تفسیری، تهران، سمت، ۱۳۸۱ش.(۵۰) الشهرستانی (م ۵۴۸ ق)، الملل والنحل، به کوشش سید گیلانی، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۵ق.(۵۱) سید حسین مدرسی، میراث مکتوب شیعه، ترجمه: قرائی و جعفریان، قم، اعتماد، ۱۳۸۳ش.(۵۲) الذهبی (م ۷۴۸ ق)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، به کوشش البجاوی، بیروت، الدارالمعرفة، ۱۳۸۲ق.(۵۳) جودة محمد المهدی، الواحدی و منهجه فی التفسیر، مصر، المجلس الاعلی.(۵۴) ابن خلکان (م ۶۸۱ ق)، وفیات الاعیان، به کوشش احسان عباس، بیروت، دار صادر.
اجتهاد در عصر تابعین به چگونگی اجتهاد و میزان بهره گیری از آن در زمان تابعان اطلاق می شود.
پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) قاریان و عالمان در برابر مسائل تازه ای قرار گرفتند که می بایست به آن ها پاسخی داده می شد. برخی با نادیده گرفتن سفارش پیامبر (صلی الله علیه وآله) در پیروی از عترت ، تنها به کتاب خدا و سنت رسول الله (صلی الله علیه وآله) اکتفا کرده و در رویارویی با مسائل مستحدثه ، به ناچار با عالمان دیگر مشورت نموده و با اتفاق نظر، حکمی را بیان می کردند، و یا این که هر کدام از راه رأی و تفکر شخصی، حکمی را تشریع می نمودند. در زمان تابعین با بیش تر شدن مسایل نوپیدا و منزوی شدن ائمه اطهار (علیهم السلام) زمینه اجتهاد به رأی بیش از پیش آماده گشت.
عناوین مرتبط
اجتهاد در عصر ائمهاجتهاد در عصر صحابه
اجماع تابعین، اتفاق نظر تابعین در مسئله دینی را می گویند.
اجماع تابعین به معنای اتفاق نظر تابعین در یکی از امور دینی است، مانند: اتفاق تابعین بر تحریم بیع ام ولد ، بعد از اختلاف صحابه در این مورد.
حجیت
در حجیت اجماع تابعین، میان علمای اهل سنت اختلاف است؛ برخی بر آن اند که بعد از اجماع صحابه و زمان آنها، اجماع تابعین حجت است و برخی معتقدند به اجماع غیر صحابه اعتنا نمی شود؛ بنابراین، اجماع تابعین حجت نیست.
«ازدواج موقت در رفتار و گفتار صحابه و تابعین» اثر جناب استاد نجم الدین طبسی، معرفی کوتاه و پژوهشی مختصر در باره مشروعیت و مستندات ازدواج موقت و دفاع از آن است.
این پژوهش در سه فصل به گزارش از آرا و اقوال تعدادی از صحابه و تابعان که از شخصیت های بزرگ اسلامی محسوب می شوند، پرداخته تا اعتبار و منزلت این موضوع و استحکام عقاید شیعه را ثابت نماید.
هدف نویسنده مستند سازی ازدواج موقت و گردآوری نصوص و اخبار مربوطه از میان آثار و منابع اهل سنت است تا به این طریق حقانیت و اعتبار اندیشه ها و مبانی فقهی شیعه را مبرهن سازد.
نویسنده، به جای پژوهش در همه ابعاد ازدواج موقت، به اثبات مشروعیت آن از طریق شناسایی نام ها و اقوال تعدادی از صحابه و تابعین پرداخته و کتب دیگر را بی نیاز از پرداختن به دیگر مباحث ازدواج موقت دانسته به این جهت به تفحص در منابع حدیثی، تراجم، کتب رجالی، منابع تفسیری و فقهی اهل سنت پرداخته و ضمن گردآوری آرای کسانی که به ازدواج موقت اعتقاد داشته و آن را مشروع و مطابق شریعت اسلامی می دانسته اند، اشکالات و مناقشات فقهی و جدلی اهل سنت را پاسخ داده است.
در فصل اول فهرست 19 تن از صحابیان بزرگ و نصوص و گزارش هایی در باره مشروعیت ازدواج موقت از نظر آنها معرفی گردیده است.
برخی خاورشناسان درباره اصالت تفسیر تابعین تردید کرده اند. این تردیدها بر سه اساس است: نخست روایاتی در ذم تفسیر که طبری (م. ۳۱۰ ق.) به نقل از برخی تابعین و صحابه نقل کرده است. این در حالی است که از همین افراد روایات تفسیری فراوانی نقل شده است.
اسناد احادیث دال بر منع تفسیر، نشان می دهند که راویان آن ها، مدنی بوده اند که تنها می توانند بازتاب دهنده دیدگاه برخی صحابه و تابعین مدینه درباره تفسیر قرآن باشند؛ همچنین نکته دیگری که توجه چندانی به آن نشده است، تحول در معنا و مفهوم تفسیر در قرون اولیه است و به احتمال قوی، تفسیر در قرن اول به معنای تفسیر به رأی تلقی می شده است؛ اما جدی ترین تردید درباره اصالت تفسیر تابعین بحث مکتوب بودن آرای تفسیری تابعین است. نظر مقبول تر در میان محققان درباره مکتوب بودن آرای تفسیری تابعین این است که این مکتوبات در حد یادداشت های شخصی بوده که در نسل های بعد از تابعین به صورت مدون مکتوب شده اند. تفاوت در نقل قول های تفسیری تابعین در ذیل یک آیه یا آیات مشابه مهم ترین دلیل برای این نظر است.
مشکل انتساب آثار قرن چهارم و پنجم
بخشی دیگر از تردید خاورشناسان درباره وثاقت متون تفسیری قرن اول و دوم، به مشکل انتساب آثار قرن چهارم و پنجم از سوی محققان مسلمان به افرادی از قرن اول باز می گردد. نمونه ای مهم از این دست، تفسیر مشهور تنویر المقباس من تفسیر ابن عباس است که بیشتر به عنوان اثری تألیف فیروزآبادی (م. ۸۱۷ ق.) شهرت دارد. کلود ژیلیو در مدخل تفسیر نگاری دوران کلاسیک اسلامی در بحث از مسئله وثاقت متون تفسیری قرن اول و دوم به این تفسیر مثال زده و با مبنا قرار دادن انتساب آن به افرادی مختلف از قرن اول تا قرن نهم، به استدلال برای نفی وثاقت متون تفسیری قرن اول و دوم پرداخته است ، در حالی که این کتاب که به رغم چاپ های مکرر آن، هنوز نیز چاپ انتقادی از آن منتشر نشده به وضوح نشان می دهد که اثری از قرن چهارم و تألیف یکی از عالمان کرّامیه نیشابور است. اندرو ریپین ناتوان از شناخت هویت اصلی مؤلف کتاب در بحثی درازدامن به بحث از هویت نگارنده این تفسیر پرداخته است. همچنین ونسبروا به عنوان معیاری در ارزیابی اصالت متون تفسیری قرن اول و عصر تابعین، به دلیل استناد به شعر در تفاسیر مقاتل بن سلیمان، کلبی و سفیان ثوری کوفی (م. ۱۶۱ ق.)، در اصالت متون تفسیری عصر تابعین تردید کرده و مدعی است که استناد به شعر در تفسیر پس از نگارش تفاسیر پیشگفته بوده است. تفسیر کلبی که مورد استفاده ونسبروا در تحقیق خود قرار گرفته در حقیقت همان الواضح فی تفسیر القرآن است که اساساً اثری تألیف شده در قرن چهارم است و استناد وی به آن کتاب برای بررسی اصالت متون تفسیری قرن اول و دوم نادرست است.
پژوهش درباره تفسیر تابعین
در سالیان اخیر توجه به تحقیق و پژوهش درباره تفاسیر تابعین از موضوعات مورد علاقه قرآن پژوهان مسلمان و غیر مسلمان بوده و تک نگاشته های فراوانی در این موضوع تألیف شده است. از مهم ترین این پژوهش ها می توان به مجاهد بن جبر و منهجه فی التفسیر از جمیله غزانی، عطاء بن ابی رباح و جهوده فی التفسیر از عبدالواحد بکر ابراهیم عاید، تفسیر سعید بن جبیر از محمد ایوب محمد یوسف، مجاهد المفسر و التفسیر از احمد اسماعیل نوفل و ابراهیم النخعی و آثاره الواردة فی تفسیر سورة الفاتحة والبقرة و آل عمران از خانم نوال لهیبی (رساله کارشناسی ارشد در دانشگاه ام القری) را نام برد. در سالیان اخیر، تلاش هایی برای بازسازی تفاسیر تابعین صورت گرفته که از جمله آن ها می توان به بازسازی تفسیر سعید بن جبیر با عنوان تفسیر سعید بن جبیر و نقش آن در تطور تفسیر از جواد ترندک ( تهران، ۱۳۷۸ ش.)، تفسیر قتاده: جمع و تحقیق و دراسة مشتمل بر ۱۰ جزء اول قرآن از عبدالله ابوالسعود بدر (پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه قاهره ۱۹۷۷ م.)، تفسیر الحسن البصری به کوشش محمد عبدالرحیم (قاهره، ۱۹۹۲ م.) و بازسازی صحیفه علی بن ابی طلحه (م. ۱۲۰ ق.) با عنوان تفسیر ابن عباس المسمی صحیفة علی بن ابی طلحه عن ابن عباس فی تفسیر القرآن الکریم از راشد عبدالمنعم رجال ( بیروت، ۱۴۱۴ ق.) اشاره کرد. آیة الله محمد هادی معرفت (م. ۱۳۸۵ ش.) نیز به تفصیل درباره تفسیر در دوره تابعین و روش های تفسیری آن ها بحث کرده است.



تابعین در دانشنامه ویکی پدیا

تابعین
تابعین افرادی هستند که یک یا چند تن از صحابه را ملاقات کرده و به رسالت پیامبر اسلام ایمان داشته و با ایمان از دنیا رفته اند ولی پیامبر اسلام را ملاقات نکرده اند.
ابن صلاح، عثمان بن عبد الرحم، مقدمة ابن الصلاح، به کوشش ابو عبد الرحمن صلاح بن محمد بن عویضة، دارالکتب العلمیة، بیروت، ۱۴۱۶ق/ ۱۹۹۵م
ابن حجر، احمد بن علی، نخبة الفکر فی مصطلح اهل الاثر، دار طریق للنشر والتوزیع، ریاض، ۱۴۲۲ق/ ۲۰۰۱م
مامقانی، عبد لله، مقباس الهدایة فی علم الدرایة، به کوشش محمد رضا مامقانی منشورات دلیل ما، قم، ۱۳۸۵ ش/ ۲۰۰۶م
کسانی که در زمان صحابه نفاق آن ها آشکار شده و نیز کسانی که بر اساس اعتقادات اهل سنت هدایت یافته نیستند (مانند خوارج)،جزو تابعین محسوب نمی شوند. کسانی که در زمان حیات صحابه، احکام و شریعت اسلام را رعایت نکرده اند و فسق آن ها آشکار شده است (مانند یزید پسر معاویه) نیز جزو تابعین به شمار نمی آیند.
تابعین
عکس تابعین


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تابعین در دانشنامه آزاد پارسی

(جمع تابعی و تابع، در لغت به معنی پیرو) اصطلاحی در حدیث، به کسانی گویند که پیغمبر (ع) را ندیده اند، لیکن با یک یا چند تن از صحابۀ او مصاحبت کرده اند؛ مانند حسن بصری، مالک اشتر و فقهای سبعه. اصطلاح تابعین از قرآن کریم (سورۀ توبه، ۱۰۰) گرفته شده است. طبقات تابعین را براساس فضل و مزیّت علمی و عملی یا تقدم و تأخر زمانی، تقسیم بندی کرده اند. کسانی را که هیچ یک از صحابه را ندیده اند، ولی تابعین را درک کرده اند، تابع التابعین یا تبع التابعین خوانده اند.

ارتباط محتوایی با تابعین

تابعین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Chooba ١٧:٠٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨
پیروان
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسامی تابعین   • اصحاب صفه چه کسانی بودند   • تبع تابعین   • صحابه پیامبر چه کسانی هستند   • صحابه چه کسانی هستند   • اویس قرنی   • الگوی مستقیم تابعین چه کسانی هستند   • معنی تابعین   • مفهوم تابعین   • تعریف تابعین   • معرفی تابعین   • تابعین چیست   • تابعین یعنی چی   • تابعین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تابعین
کلمه : تابعین
اشتباه تایپی : jhfudk
آوا : tAbe'in
نقش : اسم
عکس تابعین : در گوگل


آیا معنی تابعین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )