برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1221 100 1

تاخیر


مترادف تاخیر: تعویق، درنگ، دیر، تعلل، دفع الوقت، طفره، مماطله، مطال، دیرکرد، دیرآمد، مهلت، فرصت، دیر کردن، عقب انداختن

متضاد تاخیر: تعجیل، تسریع

برابر پارسی: دیرکرد، درنگ، واپس ماندن، دیری

معنی تاخیر در لغت نامه دهخدا

تأخیر. [ ت َءْ ] (ع مص ) واپس افکندن. (تاج المصادر بیهقی ) (از دهار). سپس گذاشتن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). واپس گذاشتن. (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). واپس بردن. (آنندراج ). تعقیب و تعویق. (فرهنگ نظام ). با لفظ کردن و آوردن مستعمل است. (آنندراج ). با لفظ انداختن و کردن و شدن مصدر مرکب آید، این لفظ در عربی مصدر است اما در فارسی هم مصدر استعمال شود و هم اسم جامد. (از فرهنگ نظام ) : و در آن تقدیم و تأخیر صورت نبندد. (کلیله و دمنه ).
وعده ٔ تأخیر به سرنامده
لعبتی از پرده به درنامده.
نظامی.
گر جان طلبد حبیب عشاق
نه صبر روا بود نه تأخیر.
سعدی.
- امثال :
در تأخیر آفتها است ؛ فی التأخیر آفات :
روزبازار جوانی چند روزی بیش نیست
نقد را باش ای پسر کآفت بود تأخیر را.
سعدی.
بفتراک ار همی بندی خدا را زود صیدم کن
که آفتهاست در تأخیر و طالب را زیان دارد.
حافظ (ازامثال و حکم ).
|| دفعالوقت. || ممانعت. (ناظم الاطباء). || سپس ماندن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || درنگی و دیری. توقف. عقب انداختگی ودیرکردگی و عقب ماندگی. (ناظم الاطباء).
- بلاتأخیر ؛ بدون درنگ و بسرعت. (ناظم الاطباء).

معنی تاخیر به فارسی

تاخیر
دنبال انداختن، عقب انداختن، واپس انداختن
۱- ( مصدر ) دنبال افکندن پس انداختن دیر کردن . ۲- دیر آمدن . ۳- ( اسم ) دیر کرد. جمع : تاخیرات .
پس ماندن . عقب افتادن
عقب انداختن . درنگی و دفع الوقت .
تاخیر پذیرنده چیز قابل پس افکندن .
تاخیر پذیرفتن . قابل پس افکندن
تاخیر پذیرنده . تاخیر بردار
عمل تاخیر پذیر . تاخیر پذیرفتن .
وا پس افکندن . موخر داشتن
مقابل تاخیر پذیری
درنگ کردن . تامل کردن
بی درنگ فورا : (( هرکس در هر جا بقتل یکی از اعیان استاجلو قدرت یافت بلاتاخیر بدان مبادرت میمنود . ))
بدون تاخیر ٠ بیدرنگ ٠ فورا ٠ در دم ٠ بی هیچ درنگ ٠

معنی تاخیر در فرهنگ فارسی عمید

تاخیر
۱. به عقب انداختن.
۲. دیر کردن.

تاخیر در دانشنامه اسلامی

تاخیر
به عقب انداختن عمل از اوّل وقت امکان آن را تأخیر می گویند که از عنوان تأخیر در بیشتر ابواب فقه ـ اعم از عبادات و معاملات ـ به مناسبت سخن رفته و احکامی بر آن مترتّب شده است.
عمل به لحاظ ظرف زمانی آن یا دارای امتداد است که انجام دادن آن در تمامی آنات آن زمان ممتد، جایز و صحیح است و یا امتداد ندارد، بلکه فوریت دارد.
تأخیر در انجام دادن عمل از نوع دوم ـ مانند تأخیر ازاله نجاست از مسجد
جایز نیست، برخلاف نوع اوّل که جایز و صحیح است و گاه به عللی واجب یا مستحب و یا مکروه می‏گردد.

مصادیق تأخیر واجب
مانند تأخیر نماز تا قبل از آخر وقت برای کسی که به علّت عذری باید تیمّم کند یا کسی که فاقد شرطی از شرایط نماز همچون پوشش برای پوشاندن عورت است که بنابر قول گروهی در هر دو مورد، تأخیر واجب است.

مصادیق تأخیر مستحب
مانند تأخیر نماز عشا تا هنگام ناپدید شدن شفق که زمان پایانی وقت فضیلت نماز مغرب می باشد.
مصادیق تأخیر مکروه
...
در قرآن کریم زمینه هایی برای تأخیر اجل معلق ذکر شده است.
اجابت دعوت الهی، زمینه طولانی شدن عمر تا اجل مسمی می شود.قالت رسلهم افی الله شک فاطر السمـوت والارض یدعوکم لیغفر لکم من ذنوبکم و یؤخرکم الی اجل مسمی...
اطاعت از انبیا
اطاعت از پیامبر الهی، زمینه استمرار حیات انسان تا اجل معین است.قال یـقوم انی لکم نذیر مبین؛ ان اعبدوا الله واتقوه و اطیعون؛ ... و یؤخرکم الی اجل مسمی ان اجل الله اذا جاء لایؤخر...
تقوای الهی
تقوا، زمینه طولانی شدن عمر انسان تا اجل مشخص است.قال یـقوم انی لکم نذیر مبین؛ ان اعبدوا الله واتقوه واطیعون؛ ... یؤخرکم الی اجل مسمی ان اجل الله اذا جاء لایؤخر...
عبادت خدا
...
مرگ از نگاه فلاسفه اسلامی این است که نفس آدمی تدبیر بدن را رها نموده و از بدن منقطع گردد. البته این دیدگاه نشأت گرفته از قرآن و روایات است که ماهیت مرگ را فنا و نیست ...

تاخیر در دانشنامه ویکی پدیا

تاخیر
تاخیر یا نهفتگی (به انگلیسی: latency) در علوم مهندسی به بازهٔ زمانی بین محرک و پاسخ گفته می شود. تاخیر محصول محدودیت ذاتی سرعت پدیده های فیزیکی است.
تعریف دقیق تاخیر به سامانه ای که در حال مشاهده است و نیز به ماهیت محرک بستگی دارد. در ارتباطات معمولاً کمینهٔ تاخیر را ارزیابی می کنند و در یک سامانهٔ ارتباط دوطرفهٔ مورد اعتماد، تاخیر کنترل کنندهٔ حداکثر سرعت انتقال اطلاعات است.
پروتئین ها ساختارهای کاملاً حجیمی هستند و پروتئینی که به ملکول های DNA وصل می شود منجر به افزایش قابل توجهی در جرم ملکولی می شود. اگر این افزایش را بتوان تشخیص داد، قطعه DNA حاوی محل اتصال پروتئین مشخص خواهد شد. در عمل می توان قطعه DNA حامل پروتئین اتصالی را بواسطه حرکت کندتری که نسبت به DNA فاقد پروتئین اتصالی دارد با ژل الکتروفورز مشخص کرد. این روش به عنوان تاخیر حرکت در ژل (به انگلیسی: Gel retardation) معرفی می شود که برای بررسی میانکنش پروتئین-DNA مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع با استفاده از این تکنیک می توان توالی های کنترلی موجود در DNA را که محل اتصال پروتئین های تنظیمی می باشد، شناسایی کرد.
در آزمایش تاخیر حرکت در ژل، ناحیه ای از DNA در فرادست ژن مورد مطالعه با اندونوکلئاز محدودکننده برش داده می شود و سپس با پروتئین تنظیمی مورد نظر مخلوط می گردد. قطعه برش داده شده ای که حاوی توالی کنترلی است با پروتئین تنظیمی کمپلکس تشکیل می دهد، در حالی که همه قطعات دیگر بصورت DNA برهنه باقی می مانند. سپس برای تعیین جایگاه توالی کنترلی، محل قطعه ای که تاخیر حرکت در زل دارد روی نقشه حاصل از برش آنزیم محدودگر مشخص می شود.
Brown, T.A. (2010). Gene cloning and DNA analysis: an introduction, 6th. Ed
ویکی پدیا انگلیسی(Electrophoretic mobility shift assay)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تاخیر در دانشنامه آزاد پارسی

تأخیر (latency)
مدت زمان لازم برای عبور یک سیگنال از یک نقطه شبکه به نقطه دیگر آن.

ارتباط محتوایی با تاخیر

تاخیر در جدول کلمات

جریمه تاخیر پرداخت
دیرکرد
در رایانش یک سکسکه یا تاخیر در اجرای دستور در پردازش خط لوله است
حباب
در رایانه یک سکسکه یا تاخیر در اجرای دستور در پردازش خط لوله است
حباب

معنی تاخیر به انگلیسی

suspension (اسم)
متارکه ، وقفه ، تعلیق ، ایست ، توقف ، تاخیر ، تعطیل ، بی تکلیفی ، اندروایی ، اویزانی ، سوسپانسیون ، اندروا ، اویزش
stick (اسم)
وقفه ، وضع ، چسبندگی ، چسبناک ، چوب ، چماق ، عصا ، چوب دستی ، تاخیر ، باهو ، شلاق ، پیچ درکار
lag (اسم)
پس افت ، کندی ، محکوم ، تاخیر ، واماندگی ، عقب ماندگی ، لنگی
cunctation (اسم)
مکی ، تعلل ، تاخیر ، قصور ، تعویق
delay (اسم)
مکی ، تعلل ، تاخیر
reprieve (اسم)
مهلت ، تاخیر
retardation (اسم)
تاخیر ، کم هوشی ، شتاب منفی ، عدم رشد فکری
deferment (اسم)
تاخیر ، تعویق
postponement (اسم)
تاخیر ، تعویق ، تاخیر اندازی
mora (اسم)
تاخیر ، تعویق ، مقیاس وزن شعر
tarriance (اسم)
توقف ، تاخیر ، درنگ ، اقامت

معنی کلمه تاخیر به عربی

تاخیر
تاخر , تاخير , توسع , عصا
تاخر
اعق , تباطا , تريث , تلکا
خلاصة
بطيي
عائق

تاخیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شیما دلفیه
مول
هومن دبیر
پس افت
هومن دبیر
پس افت ،وپادمان آن پیش افت می باشد
عباس احمدی
دنبال انداختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قرص تاخیر در انزال   • تاخیر در انزال به روش طبیعی   • معنی به تاخیر انداختن   • تاخیر در جدول   • قرص تاخیر در انزال مردان   • راههای طبیعی برای تاخیر در انزال   • معنی تاخیر   • به تاخیر انداختن در جدول   • مفهوم تاخیر   • تعریف تاخیر   • معرفی تاخیر   • تاخیر چیست   • تاخیر یعنی چی   • تاخیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تاخیر
کلمه : تاخیر
اشتباه تایپی : jhodv
عکس تاخیر : در گوگل

آیا معنی تاخیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )