برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1278 100 1

تارمی

/tAremi/

معنی تارمی در لغت نامه دهخدا

تارمی. [ رَ / رُ ] (اِ) محجر و دیوارمانندی از چوب یا آهن که جلو باغ یا ایوان و غیره سازند که اکنون در تکلم تارمی گفته میشود. (فرهنگ نظام : تارم ). رجوع به تارم شود.

معنی تارمی به فارسی

تارمی
( صفتاسم )محجر و دیوار مانندی از چوب یا آهن که جلو باغ یاایوان غیره سازند.
[ گویش مازنی ] /taaremi/ نرده - ابر ۳طبقه ی دوم – فضای بالایی خانه – اتاق مشرف به باغ یا میدان

معنی تارمی در فرهنگ معین

تارمی
(رَ) (اِمر.) نرده ای از چوب یا آهن که جلو باغ یا ایوان سازند.

معنی تارمی در فرهنگ فارسی عمید

تارمی
= طارمی

تارمی در جدول کلمات

تارمی
نرده
تارمی جلو ایوان
نرده
تارمی چوبی
نرده
تارمی کنار پله
نرده

تارمی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تارمی در جدول   • درخور و شایسته   • معنی یاروهمدم   • چیره و قالب   • خم کوچک سفالی   • دریچه ماشین بخار   • تابع در جدول   • حق مخالفت   • معنی تارمی   • مفهوم تارمی   • تعریف تارمی   • معرفی تارمی   • تارمی چیست   • تارمی یعنی چی   • تارمی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تارمی
کلمه : تارمی
اشتباه تایپی : jhvld
آوا : tAremi
نقش : اسم
عکس تارمی : در گوگل

آیا معنی تارمی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )