انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1035 100 1

تازیانه

/tAziyAne/

مترادف تازیانه: سوط، شلاق، طره، قمچی، مقرعه

معنی تازیانه در لغت نامه دهخدا

تازیانه. [ ن َ / ن ِ ] (اِ) تازانه. (برهان ). آنچه بدان اسب را زنند بهندی ، گورا. (غیاث اللغات ). تابیده ٔ کلفت چرمی یا ریسمانی با دسته ٔ چوبی یا غیر آن که برای راندن چهارپا و زدن مقصر بکار می رود. (فرهنگ نظام ). شلاق و قمچی است. (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). تازیانه و تازانه ، بعضی اول مخفف ثانی گفته اند . (آنندراج ). دکتر محمّد معین در حاشیه ٔ برهان ج 1 ص 459 آرد: زباکی ، تزیانه بمعنی تازانه ، رجوع به تازانه شود : بدان که تازیانه از سه ریسمان چرمی ساخته می شد تا به 13 ضربت سی ونه تازیانه را کامل نمایدو در شریعت سزاوار نبود که کسی را بیش از 40 تازیانه زنند. (قاموس کتاب مقدس ). و اندر او [در گوزگانان ]درختی بود که از وی تازیانه کنند. (حدود العالم ).
که این تازیانه بدرگاه بر
بیاویز جایی که باشد گذر.
فردوسی.
بدو گفت گیو ای برادر مرو
فراوان مرا تازیانه است نو.
فردوسی.
اگر رام و خوش پشت نباشد [ستور] به تازیانه بیم میکند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 98). مستخرج و عقابین و تازیانه و شکنجه ها آورده و جلاد آمده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 368).
بس است این که گفتمْت کافزون نخواهد
چو تازی بود اسب ، یک تازیانه.
ناصرخسرو (دیوان ص 381).
زین به نبود مذهبی که گیری
از بیم عتابیش و تازیانه.
ناصرخسرو (دیوان ص 400).
آسمان را دوال گاو زمین
از پی شیب تازیانه ٔ اوست.
خاقانی.
از شیب تازیانه ٔ او عرش را هراس
وز شیهه ٔ تکاور او چرخ را صدا.
خاقانی.
تا چند غم زمانه خوردن
تازیدن و تازیانه خوردن.
نظامی.
و از دست آن دیگر تازیانه خورده بودم. (گلستان ).
تازیانه برزدی اسبم بگشت.
مولوی.
و رجوع به تازانه شود.
- از سر تازیانه دادن ؛ به اشاره ٔ تازیانه ، بخشیدن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و این کنایه از حقارت و فرومایگی مابه الجودبود. (آنندراج ) :
گیتی به سر سنان گشادیم
پس از سر تازیانه دادیم.
انوری (از آنندراج ).

معنی تازیانه به فارسی

تازیانه
شلاق، تسمه چرمی بادسته چوبی برای کتک یاتاختن اسب
( اسم ) آنچه بدان چهار پایان را زنند و رانند شلاق قمچی.یا تازیان. آتش حدت زبان. آتش . یا تازیان. زرین اشع. خورشید.
حدت زبانه آتش .
( مصدر )کسی را با تازیانه سیاست کردن با شاق زدن .
مجازا اشعه خورشید است .
( مصدر ) تازیانه زدن.
خطی که از زدن تازیانه بر اندام پدید آید .
( صفت ) ۱- کسی که با دیگری دراسب تاختن و مسابق. اسب دوانی شرکت دارد. ۲ - کسی که در تاخت و تاراج کردن با دیگری شرکت دارد.

معنی تازیانه در فرهنگ معین

تازیانه
(نِ) (اِ.) شلاق ، تسمة چرمی که با آن چهارپایان را هنگام تاختن بزنند.
(هَ. ن ) (ص .) شریک در تاخت و تاز و تاراج .

معنی تازیانه در فرهنگ فارسی عمید

تازیانه
تسمۀ چرمی با دستۀ چوبی که هنگام اسب تاختن به دست می گیرند یا با آن کسی را کتک می زنند، شلاق.
کسی که در تاخت و تاز با دیگری همراه و برابر باشد.

تازیانه در دانشنامه اسلامی

تازیانه
تابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند. در فقه از آن در باب صوم و حدود سخن رفته است.
تازیانه، تابیده ای چرمی یا ریسمانی است که برای راندن چارپایان، تنبیه خطاکاران و مانند اینها از آن استفاده می شود و به آن شلاق و قَمچی نیز گفته می شود.

تازیانه در زبان عربی
در عربی با چند واژه از آن یاد شده است؛ از جمله:

← سَوْط
واژه جَلْد در اصطلاح فقه و متون دینی بر کیفری خاص که برای برخی جرایم معین شده، اطلاق می گردد.

تازیانه در قرآن
...
تازیانه، شلاق یا قمچى تابیده کلفت چرمى یا ریسمانى با دسته چوبى یا غیر آن است که براى راندن چهارپا و زدن مقصر به کار مى رود.
تشبیه عذاب پى درپى و شدید نازل شده بر برخى اقوام پیشین، به ضربات تازیانه:ألم تر کیف فعل ربّک بعاد• وثمود الّذین جابوا الصّخر بالواد• فأکثروا فیها الفساد• فصبّ علیهم ربّک سوط عذاب.
فجر/سوره۸۹، آیه۶.    
تنبیه شدن همسر ایّوب (علیه السلام) به دست آن حضرت، با بسته اى از ساقه هاى گیاه یا رشته هاى درخت خرما به جاى تازیانه:و خذ بیدک ضغثا فاضرب به و لاتحنث إنّا وجدنه صابرا نعم العبد إنّه أوّاب.
ص/سوره۳۸، آیه۴۴.    
••• صد ضربه تازیانه، کیفر هر یک از زن و مرد زناکار غیرمحصن:الزّانیة والزّانى فاجلدوا کلّ وحد مّنهما مائة جلدة ....
نور/سوره۲۴، آیه۲.    
...
تازیانه سلوک، سلسله دستورالعمل های اخلاقی حسن حسن زاده آملی است که تنظیم و جمع آوری آن ها توسط سید محمدناصر تقوی انجام گرفته است. کتاب، به زبان فارسی است.
کتاب، مشتمل بر یک مقدمه و یازده گفتار است که در هر گفتار، پاره ای دستورالعمل های اخلاقی آمده است.
شیوه بحث در بیان مطالب، این گونه است که مؤلف با آوردن یک عنوان مثل «تن به دنیا دار و دل به مولا»، موضوع را با توجه به آیات و اشعار به صورت اجمال در قالب مطلبی ادبی و از باب تلنگری به صاحبان اخلاق و سیر و سلوک سفارش می کند. استاد در برخی موارد از استدلال منطقی مختصری نیز بهره گرفته است. اشعاری که در این دستورالعمل ها استفاده شده غالباً از ابیات شاعرانی همچون حافظ، باباطاهر، ملای رومی، شبستری و دیوان خود مؤلف است. در برخی از بخش های کتاب، مؤلف از الهی نامه خود نیز استفاده کرده است و در پایان هر گفتار، تاریخ بیان مطالب نیز آورده شده است.
در مقدمه کتاب که توسط سید محمدناصر تقوی نوشته است، دلایل امتیاز این کتاب بر کتب عرفانی و اخلاقی دیگر چنین بیان شده است:
1. پاسخگو بودن به همه پرسش های مکنون خواننده؛
قائلین به انحصار برای اثبات تعزیر در تازیانه دلایلی را بیان کرده و به آن استناد می کنند.
الف) نوشته ها و گفته های دانشمندان علم لغت و بسیاری از فقها، شاهد بر این است که گرچه تعزیر در لغت به معنای تادیب است ولی در شرع به معنای «ضرب تازیانه» است. به عبارت دیگر، با ملاحظه اظهارات اهل لغت و فقها در رابطه با لفظ تعزیر، روشن می شود که لفظ تعزیر در لسان شارع و عرف متشرعه و مسلمانان ، ظاهر در مجازات با تازیانه به مقدار کمتر از حد است.ب) تردیدی نیست که حاکم اسلامی می تواند بزهکاران را با تازیانه به میزان کمتر از حد شرعی کیفر نماید. این مقدار مسلم بوده و روایات و اجماع فقها بر جواز آن دلالت دارد؛ اما مجازات به طرق دیگر، نظیر حبس ، تبعید ، جریمه مالی و تعطیل کردن کسب و فعالیت و توقیف وسائل نقلیه ، به مقتضای استصحاب حرمت حبس مسلمان و لزوم احترام مال او و عدم جواز گرفتن مال از ایشان بدون رضایت او غیر مشروع است.
← مجازات با سایر طرق
با عنایت به آنچه که ذیلا گفته خواهد شد، به نظر می رسد هیچ یک از دلایل مطرح شده برای اثبات ادعا کفایت نمی کند.
← تردید در معنای لغوی تعزیر
ب) رجوع به قاعده ی احتیاط یا اصل حرمت در صورتی است که فاقد دلیل اجتهادی باشیم؛ در حالی که در مساله مزبور دلیل اجتهادی داریم؛ زیرا سعه ی مفهوم «تعزیر» و اطلاق آن، شامل انواع عقوبت های تنبیهی می شود. مضافا بر اینکه با غیر تازیانه هم تعزیر صورت می گرفته است و عبارت «التعزیر الی الوالی» چنان اطلاقی دارد که از حیث موضوع و عقوبت، دست ولی امر را باز می گذارد و به نظر و صلاحدید وی موکول می نماید.از همین جا پاسخ دلیل دوم نیز روشن می شود؛ زیرا وقتی «التعزیر موکول الی الامام» دارای اطلاق و سعه ی مفهومی بود، به حکومت اسلامی این حق را می دهد که به حسب مورد و با صلاحدید خویش انواع مجازات های مناسب با جرایم ارتکابی را تعیین و اعلام نماید. در نتیجه، همین اطلاق، عمومات اطلاقات ادله اولیۀ حرمت ایذای مسلم را تقیید و تخصیص می زند.پس به طور کلی نسبت به جواز مجازات به انواع عقوبت های متناسب با جرایم ارتکابی، دلیل اجتهادی داریم؛ از این رو در مساله مورد بحث بین فرد معین (ضرب با تازیانه) و تخییر بین این فرد و دیگر افراد، امر دائر نمی شود تا گفته شود که اصل در این گونه موارد، به حکم عقل، اختیار فرد معین است؛ بلکه اطلاق و سعه ی مفهومی تعزیر حجت است و به استناد آن هر نوع مجازات متناسب، مجاز و مشروع خواهد بود.
دون الحد یعنی غیر و سوی
...
با توجه به نقد دلایل انحصار، اطلاق و سعه ی مفهومی لفظ تعزیر، محفوظ بوده و با استناد به آن می توان هر نوع مجازات متناسب با جرم ارتکابی را که بازدارنده باشد قابل اعمال دانست.
همان گونه که ملاحظه شد، در موارد زیادی در روایت و فقه ، مجازات حبس مقرر شده است. اکنون باید از قائلین به انحصار پرسید که بر این گونه موارد، جز تعزیر چه نام دیگری می توان نهاد؟ و آیا فقهایی که آنها را مجازات دانسته اند، نام دیگری جز تعزیر، بر آن نهاده اند؟ و اگر این موارد را بدل تعزیر بدانیم، برای آن باید چه محدوده ای فرض نمود تا بتوان «دون الحد» را بر آن صادق دانست تا هم ردیف عددهای تازیانه باشد؟اینکه می گویند: چون تعزیر با غیر تازیانه بر خلاف اصل است، لذا می بایست به همان موارد منصوصه اکتفا نموده، از آن تعدی نکرد.
← جواب
بنابراین، اطلاق موجود در روایات، از جمله روایات ذیل، قابل استناد است و دلیل روشنی بر تقیید آنها وجود ندارد:الف) در مورد لزوم تعزیر کسی که به دیگری گفته است: «انت خبیث او انت خنزیر؛ تو پستی، تو خوکی» آمده است: «فلیس فیه حد و لکن فیه موعظة و بعض العقوبة؛ در این مورد حدی جاری نمی شود، بلکه نسبت به مجرم نصیحت و توبیخ به اجرا در می آید.» این بیان اطلاق دارد و متذکر هر گونه عقوبتی است که به همراهی موعظه مؤثر افتد.ب) همچنین درباره کسی که با حیوانی مقاربت کرده، چنین آمده است: «لا رجم علیه و لا حد و لکن یعقب عقوبة موجعة؛ رجم و حدی ندارد، ولی مجازاتی درد آور دارد» که شامل انواع مجازات های مناسب می شود.
← بدل از تازیانه
اطلاقات باب امر به معروف و نهی از منکر : این گونه اطلاقات نیز دال بر تنوع مجازات های تعزیری است. توضیح اینکه امر به معروف و نهی از منکر علاوه بر آنکه وظیفه هر مسلمانی است، حد بالای آن، از وظایف مهم حکومت اسلامی است و لازمه اش این است که حاکم مسلمانان در جلوگیری از ارتکاب منکرات از ناحیه افراد جامعه و شیوع آن در میان اجتماع، مبسوط الید باشد و بتواند با اختیار تام، انواع مجازات ها و تنبیهات مناسب را اجرا نماید. در واقع، محدود نمودن راه وادار کردن اشخاص به انجام معروف و دستورات الهی و مبارزه با منکرات در مجرد تازیانه، بر خلاف اطلاقات باب امر به معروف و نهی از منکر است.
ملاک عقوبت های اسلامی
...

تازیانه در دانشنامه آزاد پارسی

(یا: شلاق؛ قَمچی) تسمه ای چرمی باریک، یا بافته ای از چند تسمۀ چرمی که معمولاً دسته ای چوبی دارد و برای تنبیه بدنی افراد یا رام کردن و راندن چهارپایان، به ویژه اسب، به کار می رود. امروزه، بیشتر تازیانه ها را از تسمه یا کابل لاستیکی می سازند.

ارتباط محتوایی با تازیانه

تازیانه در جدول کلمات

تازیانه
سوط , شلاق
تازیانه ها
اسواط
تازیانه و شلاق
سوط

معنی تازیانه به انگلیسی

lash (اسم)
ضربه ، تسمه ، طعنه ، شلاق ، تازیانه
whip (اسم)
شلاق ، تازیانه ، ضربهیا تکانشلاقی ، ضربهناگهانی و شدید ، حرکت تند و سریع و با ضربت
flagellum (اسم)
تاژک ، شلاق ، تازیانه ، گیاه بالارونده و پیچی
scourge (اسم)
بلاء ، شلاق ، تازیانه ، گوشمالی ، وسیله تنبیه
rawhide (اسم)
تازیانه ، پوست خام ، پوست دباغی نشده

معنی کلمه تازیانه به عربی

تازیانه
سوط
اجلد , سرية , سوط , سوطي , لعقة

تازیانه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سارا ٢٠:٥٢ - ١٣٩٦/٠١/١٤
این واژه بایستی بخاطر تسمه تنبیه که تازیان برای بردگان و اسبهایشان بکار می گرفته اند به این شکل یعنی تازیانه مورد استفاده پیدا کرده باشد!
|

............. ٢١:٠٤ - ١٣٩٧/١٢/١٢

وحشیانه ،رگبار پاییزی
|

مبینا ٠٩:٢٤ - ١٣٩٧/١٢/١٧
شلاق باد
|

ابوالفضل عسکری ١٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
شلاق باد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تازیانه در جدول   • تازیانه زدن   • تازیانه دو حرفی   • کانال تازیانه   • معنی کلمه تازیانه   • معنی تغار چوبی   • تفاوت شلاق با تازیانه   • مناره   • معنی تازیانه   • مفهوم تازیانه   • تعریف تازیانه   • معرفی تازیانه   • تازیانه چیست   • تازیانه یعنی چی   • تازیانه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تازیانه
کلمه : تازیانه
اشتباه تایپی : jhcdhki
آوا : tAziyAne
نقش : اسم
عکس تازیانه : در گوگل


آیا معنی تازیانه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )