انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 986 100 1

تامین


مترادف تامین: امان، امنیت، ایمن سازی، آماده سازی، فراهم سازی، بسیج، تحصیل، تدارک، ترتیب، تهیه، آمین گویی، امن کردن، ایمن ساختن، ایمن کردن، امنیت دادن، اطمینان دادن، آماده، فراهم، مهیا، درامان، محفوظ

برابر پارسی: آسایش، پناه دادن، زینهاردادن، فراهم، فراهم کردن

معنی تامین در لغت نامه دهخدا

تأمین. [ ت َءْ ] (ع مص ) امین کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || حفظ کردن و امن نمودن : لشکر برای تأمین ملک لازم است. (فرهنگ نظام ). || امین پنداشتن. || اعتماد کردن. || راستی کردن. || آمین گفتن دعای کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): تأمین در نماز جایز نیست.

معنی تامین به فارسی

تامین
امین دانستن کسی را، امن کردن، امنیت کردن
۱- ( مصدر ) ایمن کردن آرام دادن بی بیم کردن . ۲- امین کردن . ۳- حفظ کردن امن کردن . ۴- آمین گفتن دعای کسی را .۵- ( اسم ) ایمنی .جمع : تامینات . یا تامین آتیه ( آینده ). اندوخته برای زندگانی آینده نهادن و پیش بینی برای معاش آتیه . یا تامین عبور و مرور. منظم ساختن خط سیر و سایل نقلیه برای جلوگیری از تصادفات . یا تامین معاش . پیش بینی و تدارک وسایل زندگی . یا تامین منافع.پیش بینی سود برای خویش . یا تامین نظر . اعمال نظر و میل خود.
اندوخته برای زندگی آینده نهادن و پیش بینی برای معاش زندگی آتیه کردن ٠
توقیف دفاتر و اوراق و سایر چیزهائی که ممکن است بر اثبات دعوی به آن ها اسناد شود به منظور جلوگیری از نابود شدن آن ها و یا توفیق دفاتر و اوراق و علائم و آثاری که نزد خوانده موجود است و ممکن است در اثبات دعوا موثر باشد .
منظم ساختن وسایل نقلیه و خط سیر آن ها به منظور جلوگیری از تصادف .
توقیف مقداری از اموال خوانده و امانت گذاردن آن نزد شخصی که مورد رضایت طرفین باشد .
توقیف کردن مال بدهکار در مقابل طلب بستانکار .

معنی تامین در فرهنگ فارسی عمید

تامین
۱. آماده کردن.
۲. (صفت) آماده.
۳. (صفت) دارای امنیت.
۴. امنیت داشتن.

تامین در جدول کلمات

این کشور چهارمین تامین کننده نفت ایالات متحده است
ونزویلا
چهارمین تامین کننده نفت ایالات متحده
ونزویلا
شرکتی در شیلی که در سال 1939 تاسیس شد و وظیفه داشت موجبات رشد را یا از طریق تامین تسهیلات مالی درازمدت برای بخش خصوصی فراهم کند یا خود رسما به ایجاد موسسات صنعتی در بخش عمومی مبادرت ورزد
کورفو
علم مطالعه کاربرد منابع تولید محدود برای تامین خواسته های نامحدود بشری
اقتصاد

معنی تامین به انگلیسی

securement (اسم)
تحصیل ، تامین ، تشیید
security (اسم)
اطمینان ، ضامن ، تضمین ، ضمانت ، وثیقه ، ضمانتنامه ، گرو ، سلامت ، سلامتی ، امان ، اسایش خاطر ، امنیت ، ایمنی ، تامین
securance (اسم)
تامین

معنی کلمه تامین به عربی

تامین
امن , امن (فعل ماض)
زينة
حماية
تجهيز , غطاء

تامین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تامین

حلما ٢٠:٣٣ - ١٣٩٥/١٠/٢٢
بیمه
|

شهریار آریابد ١٦:٢٤ - ١٣٩٧/١٢/١٣
در پهلوی " استوانش" از بن استوانیدن به چم تامین کردن : کتاب فرهنگ برابرهای پارسی واژه های بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

مجید ابراهیمی پور ١٠:١١ - ١٣٩٨/٠٤/١٩
فراهم نمودن
|

پیشنهاد شما درباره معنی تامین



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سجاد > درسته
ابراهیم > سخن چین
میثم علیزاده > Bear
میلاد علی پور > heavily
حمید رمضی > Scrunchie
محدثه فرومدی > traditional
میلاد رحیمی > خوا قزات
Marina > اکیپ

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تامین اجتماعی فیش حقوقی   • کانون بازنشستگان تامین اجتماعی   • سامانه تامین اجتماعی   • سازمان تامین اجتماعی ایران   • سایت تامین اجتماعی پرداخت حق بیمه   • سازمان تامین اجتماعی iran   • استخدام سازمان تامین اجتماعی   • معاونت درمان تامین اجتماعی   • معنی تامین   • مفهوم تامین   • تعریف تامین   • معرفی تامین   • تامین چیست   • تامین یعنی چی   • تامین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تامین
کلمه : تامین
اشتباه تایپی : jhldk
عکس تامین : در گوگل


آیا معنی تامین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )