برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1183 100 1

تبت

/tabbat/

معنی تبت در لغت نامه دهخدا

تبت. [ ت َب ْ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از سوره های قرآن کریم است و سوره ٔ تبت سوره ٔ مسد یا سوره ٔ ابی لهب است ،صدویازدهمین از قرآن ، مکیه. و آن پنج آیت است ، پس از نصر و پیش از اخلاص. معنی آن «بریده باد». رجوع به تفسیر ابوالفتوح ج 10 ص 38 چ قمشه ای شود :
تبت یدا امامک روزی هزار بار
کاین فعل از وی آمد نامد ز بولهب.
ناصرخسرو.
- تبت واژگون و تبت واژون ؛ آیه ٔ «تبت یدا ابی لهب » را معکوس خواندن برای رفع بلا. (بهار عجم ) (آنندراج ) :
تا ز سر تو واشود مایه ٔ صدهزار غم
تبت واژگون بخوان عقل ستیزه رای را.
سالک یزدی (از بهار عجم )(از آنندراج ).
بی طاقتی مکن که بلای سیاه خط
از صدهزار تبت واژون نمیرود.
صائب (از بهار عجم ) (ازآنندراج ).

تبت. [ ت ِ ب ِ ] (اِ) پشم نرمی باشد که از بن موی بز بشانه برآورند و از آن شال نفیس بافند. (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). پشم نرمی که نام دیگر تکلمی اش «کرک » است. (فرهنگ نظام ). و آنرا کرک و کلغر نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). کرک نیز گویند. (ناظم الاطباء). و بجای تای دوم دال نیز آمده است. (انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به «تبد» شود.

تبت. [ ت َ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آختاچی بوکان در بخش بوکان شهرستان مهاباد و در 17/5هزارگزی باختر بوکان و 16/5هزارگزی باختر شوسه ٔ بوکان به سقز واقع است. سرزمینی است کوهستانی و معتدل و 335 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنها جاجیم بافی است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

تبت. [ ت َ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه و 16هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و 3 هزارگزی خاور راه ارابه رو ترکمان واقع است. جلگه ای باطلاقی و معتدل و مالاریایی است و 206 تن سکنه دارد. آب آن از رود باراندوز و محصول آنجا غلات ، چغندر، توتون و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

تبت. [ ت ِب ْ ب ِ / ت ُب ْ ب َ / ت ُب ْ ب ِ ...

معنی تبت به فارسی

تبت
(این صورت در فارسی متداولتراست.در عربی و نخستین ارجع است فر) منطقهای خود مختار از مغرب چین متشکل از نجدهای مرتفع بی آب و علف و در جنوب کوههای بسیار مرتفع ( هیمالیا) ۱۲۲۱۶٠٠ کیلومتر مربع مساحت و ۱/۲۷٠/٠٠٠سکنهپایتخت لهاسا. این کشور توسط یک (( دالایلاما )) اداره میشد و دالای لامای معاصر پس از حمله کمونیستهای چین بهند پناهنده شد. تربیت اغنام و احشام منبع در آمداصلی این سرزمین است.
( اسم ) کرک
نام شهری بود بنزدیک خطا که ازو نیز مشک خیزد .
ناحیتی است از تبت بحدود بلور پیوسته و بیشترین بازرگانانند و اندر خیمه ها و خرگاهها نشینند و جای ایشان پانزده روز اندر پانزده روز راهست .
خاقان تبت : و ملک این ناحیت را تبت خاقان خوانند و مر او را لشکر و سلاح بسیار است .
زمین تبت
بیرونی بنقل ( بشن پران ) آرد یکی از طبقات جهنم است و جای امیرانی است که نسبت به رعایای خود توجه نداشته باشند یا آنهائیکه با زن استاد خود زنا کنند یا آنانیکه با مادر زن خود همبستر شوند .
هلاک شود هر دو دست تو .
کوهی است که چون آتش بر آن ریزند آب از زیر آن بیرون آید و آتش را بکشد

معنی تبت در فرهنگ فارسی عمید

تبت
۱. سورۀ صدویازدهم قرآن مشتمل بر پنج آیه و لعن بر ابولهب و زنش که پیغمبر اسلام را آزردند.
۲. = لهب
= پَت

تبت در دانشنامه اسلامی

تبت
معنی تُبْتُ: توبه کردم
معنی تَبَّتْ: از هر خيري کوتاه باد-بريده باد (تب و تباب به معناي خسران و هلاکت است و راغب آن را به دوام خسران معنا کرده . بعضي هم گفتهاند به معناي خيبت و نوميدي است و بعضي ديگر آن را به معناي تهي دستي از همه خيرها دانستهاند )
تکرار در قرآن: ۲(بار)

...
تَبَّت، سرزمینی در آسیای مرکزی، واقع در فلات تبت کـه در زبـان تبتی بـود ـ یول و پویول نامیده می شود. این سرزمیـن به گونۀ سنتی شامل ۳ بخش اوـ تسانگ (مرکزی و غربی)، آمْدو (شمال شرقی) و کام (شرقی و جنوب شرقی) بوده است. تبت از دیدگاه تقسیمات کشوری میان استان خودمختار تبت و استان های هم جوار آن در جمهوری خلق چین تقسیم شده، و در نتیجه چند استان و شهرستان خودمختار را تشکیل داده است
تبت اکنون در زبان چینی سیتزان نامیده می شود
BSE۳، ج۲۵، ص۵۴۰.
فلات تبت در آسیای مرکزی و عمدتاً در جمهوری خلق چین واقع است؛ مساحت آن حدود ۲ میلیون کمـ ۲ و میانگین ارتفاع آن۴-۵ هزار کمـ است که در برخی از نواحی به ۶ هزار متر می رسد. فلات تبت از غرب به قراقروم، از شمال به کونلون، از شرق به رشته کوه های چین و تبت و از جنوب به رشته کوه های هیمالیا متصل است. رودهای بزرگ یانگ تسه و هوآنگهو (رود زرد) در چین، و رودهای مِکونگ، برهماپوترا، گنگ و سوتلج در هند از کـوه هـای تبت سرچشمه گرفتـه اند
BSE۳، ج۲۵، ص۵۴۲_۵۴۳.
در مآخذ اسلامی پیرامون قوم تبت افسانه هایی وجود دارد که قابل پذیرش نیستند. شاید شباهت ظاهری نام تبت با تُبَّع سبب شده باشد که مؤلفی چون طبری ــ البته به نقل از دیگران ــ تُبَّع فرمانروای یمن را هم زمان با ویشتاسپ و اردشیر بهمن فرزند اسفندیار نامید. بنا بر نوشتۀ او تُبَّع با مردم حمیر و سپاه بسیار به چین رفت و ۱۲هزار از مردم حمیر را در تبت بر جای نهاد که اهل تبت از آنهایند.
طبری، تاریخ طبری، ج۱، ص۵۶۶-۵۶۷.    
...
...

تبت در دانشنامه ویکی پدیا

تبت
عکس تبت
تبت سرزمین مقدس بودائیان در آسیای مرکزی است.
مسد نام دیگر سوره مسد در قرآن است که در رابطه با ابولهب نازل شده است.
تبت، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان ترکمان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۳۱ نفر (۱۵۵ خانوار) بوده است.
تبت (بوکان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان بهی فیض الله بیگی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۱۶ نفر (۸۸خانوار) بوده است.
تبت ایرلاینز (به انگلیسی: Tibet Airlines) یک شرکت هواپیمایی با کد یاتا TV است که در تاریخ ۲۰۱۰ میلادی تأسیس شده است.
جمهوری خلق چین
پکن - فرودگاه بین المللی پکن
چنگدو - فرودگاه بین المللی چنگدو شوانگلیو
چونگ کینگ - فرودگاه بین المللی چنگچینگ ییانگبی
Geermu - فرودگاه گولمود
گوئیانگ - فرودگاه بین المللی لانگ دونگ بائو گوئی یانگ
هانگژو - فرودگاه بین المللی هانگجو ژیاشان
لانژو - فرودگاه لانجو ژنگچوان
منطقه شینگوان (لهاسا) - فرودگاه لاسا گونگار قطب شرکت هواپیمایی
میانیانگ - Mianyang Nanjiao Airport
نانجینگ - فرودگاه بین المللی نانجینگ لوکو
Nyingchi - فرودگاه نیینگچی ماینلینگ
Qamdo - فرودگاه کامدو بامدا
شانگهای - فرودگاه بین المللی شانگهای هنگقیو
شنژن - فرودگاه بین المللی شنژن بن
Shigatse - فرودگاه شیگاتسه پیس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تبت در دانشنامه آزاد پارسی

تَبَّت (Tibet)
نمایی از کاخ پوتالا، لهاسا، تبّت
نمایی از کاخ پوتالا، لهاسا، تبّت
نمایی از کاخ پوتالا، لهاسا، تبّت
نمایی از کاخ پوتالا، لهاسا، تبّت
نمایی از کاخ پوتالا، لهاسا، تبّت
منطقۀ خودمختار در بخش جنوب غربی چین، با ۱,۲۲۱,۶۰۰ کیلومتر مربع مساحت و ۲,۲۹۰,۰۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۳). بسیاری از چینی ها در تبت ساکن اند و ۲میلیون تبتی نیز در چین در خارج از تبت به سر می برند. مرکز آن لهاساست. هرچند تبت دارای حکومت خلق و کنگرۀ خلق خاص خود است، ولی ملی گرایان تبتی این استان را تحت کنترل استعماری چین می شناسند. نیرویی که کنترل امور را در تبت در دست دارد حزب کمونیست چین است که نمایندۀ محلی آن از ۱۹۸۵ وُو جینگهوئاست. حکومتی در تبعید نیز در دارمسالا، واقع در هیماچال پرادشِ هند، محل زندگی دالایی لاما وجود دارد. دین مردم این منطقه از دیرباز لامائیسم است، که صورتی از آیین بودایی از شاخۀ ماهایاناست. تبت فلاتی لم یزرع است که در جنوب و جنوب غربی با رشته کوه های هیمالایا و در شمال با کوه های کونلون احاطه شده و از غرب به شرق آن نیز رشته کوه های بوکامانگا، قره قورم، و دیگر رشته کوه ها کشیده شده است. ارتفاع متوسط این سرزمین ۴هزار تا ۴,۵۰۰ متر است. رودهای ساتلج، براهماپوترا و سِند از تبت سرچشمه می گیرند. این سرزمین دریاچه های متعددی دارد که بیشترشان شورند. حیوان اهلی اصلی این سرزمین عژگاو(یاک) است. برخی از صنایع آن عبارت اند از تولید پشم، بوره، نمک، شاخ، مشک، گیاهان معطر، خز، طلا، سنگ نور، جیوه، منسوجات، مواد شیمیایی، و ماشین آلات کشاورزی. تبت دارای بزرگ ترین ذخایر اورانیوم جهان است.
تاریخچه. تبت از قرن ۵م یک پادشاهی مستقل بود و در حدود ۱۷۰۰ تحت حکومت ظاهری چین قرار گرفت. از ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۳، لهاسا به اشغال سربازان چینی درآمد ولی پس از آن استقلال تبت از نو برقرار شد. چینی ها در ۱۹۴۹ به تبت هجوم بردند و با امضای معاهدۀ مه ۱۹۵۰ حاکمیت چین بر تبت به رسمیت شناخته شد، اما در ضمن به تبت خودمختاری محلی داده شد. در ۱۹۵۹، شورشی که از مناطق مرزی آغاز شده بود تا لهاسا گسترش یافت و از حمایت حکومت محلی تبت برخوردار گشت ارتش آزادی بخش چین این قیام را سرکوب کرد و دالایی لاما با همراه ۹هزار تن از مردم تبت به هند گریختند. در ۱۹۶۵، تبت به صورت منطقه ای خودمختار در چین درآمد. ...

نقل قول های تبت

تَبَّت منطقه ای است در در فلات تبتی، آسیا.
• «ولایاتی است قریب به چین و طرف دیگر آن، متصل به هند. یک ماه راه، طول آن ولایت است. شهرهای بسیار دارد و خواص بسیار در آب و هوا و کوه و صحرا و درخت و گیاه در آن ولایت هست. چون بدن در آن ولایت قوت گیرد و بدین سبب شادی در اهل آن ولایت، بسیار است. هیچ غم و اندوه به اهل آن ولایت نرسد و همیشه خندان و شادانند. نوشته اند که حیوانات نیز در آن ولایت در حالت سرور و خرمی می باشند. ؛ حتی اگر کسی از اهل آن ولایت، وفات کند، چندان حزن و غم و اندوه بر اقوام و عشایر او، راه نیابد.» در «آثار البلاد و اخبار العباد/ اقلیم ثانی / تبت» (نگاشته به سال ۶۷۴ق/ ۱۲۷۵م) -> ابوعبدالله زکریا قزوینی

ارتباط محتوایی با تبت

تبت در جدول کلمات

پایتخت تبت |
لهاسا
مرکز استان تبت در چین
لهاسا
از آنسو مرکز استان تبت است
اساهل

تبت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مائده
تَبَّت (تُبَّت / تِبَّت / تِبَت ) ، سرزمینی در آسیای مرکزی (برای تلفظهای مختلف رجوع کنید به یاقوت حموی ، ذیل مادّه ؛ همچنین اظهارنظر مینورسکی در حواشی حدودالعالم ، ص 96ـ 105، و نیز در چاپ و ترجمه اثر مروزی رجوع کنید به ادامه مقاله ). ریشه واژه تبـّت را اخیراً بازن و همیلتون در تحقیق مفصّل و عالمانه " «ریشه نام تبت » " ، در نشریه " مطالعات تبت شناسی و آیین بودا در وین " ، که در " ترکها، واژه ها، آدمها " نوشته بازن هم آمده است ، بررسی کرده اند. ایشان معتقدند که شکلهای فارسی ـ عربی ، و ازینرو، شکلهای غربی این نام را در قدیمترین نامِ چینی این سرزمین ، یعنی تئو ـ فان ، به جای توپن مفروض (آغاز سده هفتم میلادی )، همچنین در توپوت ــ که شکلِ ترکی اورخون (نیمه اول سده دوم / اواسط سده هشتم ) است ــ و در توپت مفروض سغدی و ایرانی میانه (سده سوم / نهم ) می توان پیدا کرد. همه اینها به واژه تُپه یا تُپو ی ترکی قدیم به معنای «بلندی » بازمی گردد که با پسوند جمعِ ت در ترکی ـ مغولی به معنای «بلندیها، سرزمینهای بلند» است و معادل مفهوم امروزی «بام دنیا» است . چینیها و ترکها این جاینام را احتمالاً از قوم تئویو ـ هوئن آلتایی گرفته اند که در منطقه کوکونور ـ تسایدام ، یعنی شمال تبّت ، زندگی می کردند تا اینکه در سال 12/ 633 از تبّتیها شکست خوردند و به سمت شمال رانده شدند.
تاریخ و جغرافیای تبّت در منابع قدیمی اسلامی . نخستین اطلاعات در باره تبّت ، در منابع قدیم جغرافیایی و تاریخی اسلامی ، علی الاصول از آسیای مرکزی و از طریق ترکهای ساکن در سرزمین مغولی همسایه تبّت در شمال ، به دست آمده است . نام این سرزمین در کتیبه بیلْگه قاغان در اورخون، به صورت توپوت آمده است . با توجه به دوری تبّت از سرزمینهای مرکزی جهان اسلام ، تعجبی ندارد که در اطلاعات مسلمانان از تبّت ، نکاتی دور از واقع و افسانه وار وجود داشته باشد. شباهت ظاهری ت ب ت با تُبـّع * سبب شده است که داستانهایی در باب اصل یمنی پادشاهان تبّت و مستعمره اعراب حمیری قبل از اسلام در آنجا، پدید آید (قس طبری ، ج 1، ص 566 ـ 567؛ گردیزی ، ص 263). در حکایتی که نخستین بار ابن خرداذبه (ص 170) آورده و در بسیاری از منابع بعدی تکرار شده ، تأکید شده است که مردم تبّت زندگی بسیار شادمانه ای دارند و هر بیگانه ای به آنجا می رود یکباره سرشار از خنده و خوشی می شود.
هم زمان با فتوحات اسلامی در آسیای مرکزی (سده های اول و دوم )، پادشاهی تبّت اغلب با چین در جنگ بود و در اواخر سده اول «چهار پادگان » در حوضه تاریم چین را تسخیر کرد. در کتابهای تاریخ چینیان غالباً تبّتیها و اعراب متحدانی در برابر فرمانروایی چین ، احتمالاً در کاشغر * و محل سین کیانگِ امروزی ، تلقی شده اند (رجوع کنید به شاوان ، ص 291؛ گروسه ، ص 150ـ151، 155، 164، ترجمه انگلیسی ، ص 103، 107، 114ـ 115). مورخان قدیم مسلمان از حضور گاه به گاه تبّتیها در ماوراءالنهر در دوره فتوحات مسلمانان سخن گفته اند. به گفته طبری (ج 6، ص 398، 404)، موسی بن عبداللّه بن خازم در زمان فرمانروایی تِرمِذ در دوره خلافت عبدالملک (65ـ86) با حمله هیاطله * (هپتالیان ) و ترکها و تبّتیها مواجه شد. در تاریخ یعقوبی (ج 2، ص 302) و همچنین در البلدان (ص 301) آمده است که در دوره حکومت عمربن عبدالعزیز (99ـ101) سفیری از تبّت به حضور حاکم خراسان ، جرّاح بن عبداللّه ، رسید که خواستار اعزام مبلّغانی برای آموزش اسلام در آنجا بود. در تاریخ یعقوبی (ج 2، ص 397ـ 398) پادشاه تبّت ] در متن به صورت حهورن آمده است [ از فرمانروایانی خوانده شده است که به اطاعت مهدی عباسی (حک : 158ـ 169) درآمده بودند. در جای دیگری از این متن (ج 2، ص 452) گفته شده که پادشاه تبّت هنگام خلافت مأمون (198ـ 218) اسلام پذیرفته و به نشانه نودینی خود بت زرینی را بر تختی گذاشته و به خراسان فرستاده است ، اما در اثر طبری (ج 8 ، ص 403ـ404) «خاقان صاحب التبت » یکی از دشمنان مأمون معرفی شده که وی ناگزیر بوده است پیش از حمله به امین با او سازش کند (رجوع کنید به دانلپ ، ص 301ـ 318).
از همه این اظهارات گوناگون برمی آید که عموماً منظور اعراب آن دوره از تبّت ، منطقه ای در جنوب کوههای قراقُروم میان گلگت * و لَداخ * در کنار سرچشمه های رود سند، یعنی بَلتستان * ، بود که اغلب «تبّت خُرد» و «بلور» (همان «پولو» ی منابع چینی مثل هیوئن تسانگ / هسیوآن دزانگ )، خوانده می شد (مارکوپولو نیز از بلور عبور کرده است رجوع کنید به پولو، ج 1، ص 172، 178ـ179 و نقشه ). راههای صعب العبوری هم برای دسترسی به جنوب منطقه از کاشغر و خُتَن * (از جمله مسیر بزرگراه کنونی قراقروم ) و نیز به مشرق منطقه از بدخشان از طریق وَخان * از میان پامیر بود که جغرافیدانان مسلمان به همه آنها اشاره کرده اند. شرح راه بدخشان در حدودالعالم (ص 44) و زین الاخبار گردیزی (ص 264ـ 265) و آثارالباقیه ابوریحان بیرونی (ص 271) و مروزی (ص 27ـ 28، حواشی ، ص 89 ـ 90)، تماماً به یک منبع مشترک برمی گردد که احتمالاً جیهانی ، وزیر سامانیان ، است . باب التُبَّـتَین (دروازه دو تبّت ؛ احتمالاً تبّت خُرد و تبّت اصلی ) میان بدخشان و جیحون علیا یا پنج رود قرار داشت ، با پاسگاهی که در آن اهالی تبّت برای واردات کالا معادل 5ر2% عوارض گمرکی می گرفتند. همچنین به خطر بیماری کوهستان ، هنگام عبور از گذرگاههای مرتفع اشاره شده است . به نوشته ابوریحان بیرونی (همانجا) تبّتیها به آن «جَبَل السَّم » می گفتند. در روستایی به نام سَمَرقَنداق (احتمالاً به معنای «سمرقند کوچک »، ] سمرقندک [ ) در منتهی الیه ماوراءالنهر، هندیها و تبّتیها و وخیها/ وخانیها و مسلمانان زندگی می کردند ( حدودالعالم ، ص 50؛ مینورسکی حدس می زند که این روستا در منطقه سرحد جدید وخان ، در معابر گلگت و مناطق مجاور آن قرار دارد رجوع کنید به حواشی ، ص 193).
این راهها برای وارد کردن مشک گرانبها و ممتاز تبّت ــ که آهوی مشک در آن پرورش می یافت ــ ...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پایتخت کشور تبت   • نام قدیم ساوه   • فلات تبت   • شهر کانادا   • پایتخت لیبریا   • از استانهای سوریه   • پایتخت البانی   • غزل سرای مشهور جغتایی   • معنی تبت   • مفهوم تبت   • تعریف تبت   • معرفی تبت   • تبت چیست   • تبت یعنی چی   • تبت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تبت
کلمه : تبت
اشتباه تایپی : jfj
آوا : tabbat
نقش : اسم خاص مکان
عکس تبت : در گوگل

آیا معنی تبت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )