انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1046 100 1

تبریز

/tabriz/

معنی تبریز در لغت نامه دهخدا

تبریز. [ ت ِ ] (اِ) سفره. (لسان العجم شعوری ورق 299 الف ) (ناظم الاطباء). نطع. (ناظم الاطباء) :
چنانکه عام شده نعمت فراوانش
به پیش مردم و حیوان همی کشد تبریز.
ابوالمعانی (از لسان العجم ایضاً).
|| میز و کرسی. || نشیمن. (ناظم الاطباء). || نام شعبه ای از موسیقی. (غیاث اللغات ).

تبریز. [ ت َ ] (ع مص ) پیدا و آشکار کردن چیزی. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). بیرون آوردن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (زوزنی ). ظاهر و آشکار کردن. (فرهنگ نظام ). پیدا و گشاده کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || سبقت گرفتن اسب رمه را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || رهانیدن اسب سوار خودرا. (قطر المحیط). یکسو بردن سوار خود را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || از اقران خویشتن درگذشتن بفضل. (زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (از اقرب الموارد). افزون شدن بر اقران بفضل و شجاعت. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

تبریز. [ ت َ ] (اِخ ) نام شهری است در آذربایجان در اقلیم پنجم... و مردم آنجا اکثر آهنگرند و جلال الدین سیوطی در لب الالباب نوشته که تبریز بالکسر شهری است قریب آذربایجان و این معرب آن است. (غیاث اللغات ). هدایت در انجمن آرا گوید: در شمال مغرب ایران واقع شده است و از شهرهای معظم بوده بواسطه ٔ محاربات سپاه ایرانی و عثمانی و زلزله های مکرر ویرانی یافته اکنون دویست هزار خلق در آنجا موجودند. در سال گذشته که 1283 هَ. ق. بود بمرض وبای عام صد هزار خلق هلاکت یافتند و ما بجانب سراب و اردبیل فرار نمودیم. باری مقابر اولیاء در آن شهر بسیار بوده ، آب و هوای سازگار دارد. اکنون چند سال است که ولیعهد پادشاه در تبریز حکمران است ، فقیر بحکم شاهنشاه در خدمتش بسر میبرد. (انجمن آرا). لقب آن ، دارالسلطنه. (نسخه ٔ خطی لغت محلی شوشتر موجود در کتابخانه ٔ مؤلف ). نام بزرگترین شهر ایالت آذربایجان. (فرهنگ نظام ). شهرستان تبریز یکی از شهرستانهای آذربایجان و مرکز استان سوم کشور است ، از شمال محدود است بشهرستان مرند و اهر، از جنوب بشهرستان مراغه ، از خاور بشهرستان سراب و میانه و از باختر بدریاچه ٔ ارومیه و خوی.
آب و هوا: هوای کنار دریاچه ٔ ارومیه معتدل نسبةً گرم و مالاریایی است وقسمتهای جلگه ، معتدل ولی قسمتهای کوهستانی آن معتدل و سردسیر است.
ارتفاعات : کوه سهند در جنوب تبریز از باختر، ازکنار دریاچه ٔ ارومیه به خاور تا کمر قاسم داغ در خاور بستان آباد امتداد یافته و بلندترین قله ٔ آن حرم داغ به ارتفاع 3700 متر و کوه قاسم داغ به ارتفاع 2500متر در خاور بستان آباد است. کوه میشاب یا میشوداغ که خطالرأس کوه مزبور است حد مرزی شهرستان مرند و تبریز بوده و بلندترین قله ٔ آن علمدار به ارتفاع 3200 متر و دیگری اوزون یل 2800 متر میباشد و بعلاوه کوههای منفرد کوچک دیگری نیز در داخل شهرستان وجود دارد از آن جمله اند: کوه عون بن علی در شمال خاوری شهر به ارتفاع 1800 متر که مقبره ٔ شاهزاده عون بن علی از اولادحضرت امیر(ع ) در آن واقع است و زیارتگاه میباشد. کوه پکه چین در شمال تبریز به ارتفاع 2500 متر که تلخه رود (آجی چای ) از وسط این کوه و کوه عون بن علی عبور مینماید و کوه مرو در شمال باختری شهر تبریز و خاور صوفیان به ارتفاع 2250 متر میباشد.
گردنه : گردنه های مهم این شهرستان یکی گردنه ٔ شبلی است که بر سر راه تهران و تبریز و در جنوب قریه ٔ شبلی واقع و به ارتفاع 1650 متر است. دیگری گردنه ٔ پایان در سر راه اهر و تبریز در کوه عون بن علی به ارتفاع 1600 متر میباشد و غیر از این دو،گردنه های دیگری هم هستند که در سر راههای مالرو دهات واقع شده اند، مانند: گردنه ٔ امیری داغ و گردنه ٔ طرزم.
رودخانه : علاوه بر رودهائی که در بخش های شهرستان تبریز جاری میباشند در داخل شهر دو رود نسبةً بزرگ جریان دارد که یکی آجی چای یا تلخه رود است که از دامنه های جنوبی قوشه داغ واقع در شمال بخش آلان برآغوش از شهرستان سراب و دامنه های شمالی بزکش حد مرزی بین شهرستان سراب و میانه سرچشمه گرفته از وسط ارتفاعات عون بن علی و کوه پکه چین از شمال شهر تبریز و بخش اسکو عبور نموده و در دو هزارگزی جنوب خورخوره به دریاچه ٔ ارومیه میریزد. دیگری رود میدان چای یا میدانرود است که از دامنه های جنوبی کوه عون بن علی (در مواقع بارانی ) سرچشمه گرفته از وسط شهر عبور نموده در شمال حکم آباد به تلخه رود ملحق میشود.
معادن : شهرستان تبریز مانند سایرشهرستانهای استان سوم یک شهرستان زراعتی است ولی دارای منابع زیرزمینی مهمی میباشد که فقط از بعضی معادن آن بطور غیر مکانیزه استفاده میشود از جمله :
1 - معادن زغال سنگ در حومه ٔ جنوب خاوری شهر (باغمیشه ).
2 - معادن زرنیخ در حومه ٔ خاور تبریز. (بارنج ).
3 - معدن نمک در دهات کنار دریاچه ٔ ارومیه که از آب دریا استخراج میکنند.
4 - معدن خاک رس در قریه ٔ لیقوان از دهستان سهندآباد که برای تهیه ٔ ظروف سفالی بکار میرود.
بعلاوه دارای منابع زیرزمینی دیگری هم میباشد که هنوز اقدام به استخراج آنها نشده است مانند طلا، مس ، زغال سنگ ، نفت. در ناحیه ٔ بستان آباد تبریز آبهای معدنی گوگردی و فسفاته نیز وجود دارد.
صنایع: در تاریخها و سفرنامه های خارجی شهر تبریز بواسطه ٔ تجارت و صنعتش با عثمانیها و گرجیها و روسها و کشور هندوستان یک شهر صنعتی و تجارتی معرفی شده است حتی در دوره ٔ مغول که مرکز حکومت بود مورد نظردول همجوار قرار گرفته و بیشتر صنعتگران و بازرگانان در این شهر جمع میشدند. بعدها هم صاحبان ثروت پیشرو سایرین گردیده اقدام به تأسیس کارخانه های مهمی نمودند که هم از لحاظ مرغوبیت اجناس و محصولات و هم از لحاظ تولید ثروت و رفع بیکاری و فقر عمومی قابل اهمیت بودند که متأسفانه وقایع شهریور رشته ٔ کار این کارخانه ها را هم مانند کارهای دیگر از هم گسیخته و در عرض این مدت نتوانستند سیر طبیعی خود را در پیشرفت دنبال کنند و عده ای از کارخانه ها هم در اثر سوء جریان اقتصادی تعطیل گردیدند.
صنایع عمده ٔ شهرستان تبریز، فرش بافی و پارچه بافی (دستی و ماشینی ) است.
سازمان اداری : شهرستان تبریز از 6 بخش تشکیل شده است : بخش بستان آباد که دارای 4 دهستان و 191 آبادی و 95403 تن سکنه است. بخش اسکو دارای 3 دهستان و 65 آبادی و 51549 تن سکنه است. بخش دهخوارقان دارای 4 دهستان و 45آبادی و 39459 تن سکنه است. بخش شبستر دارای 5 دهستان و 71 آبادی و 85620 تن سکنه است. بخش سراسکند دارای 2 دهستان و 179 آبادی و 68238 تن سکنه است. بخش خداآفرین دارای 2 دهستان و 103 آبادی و 13433 تن سکنه است. موقعیت بخش خداآفرین ایجاب مینمود که تابع شهرستان اهر باشد ولی بواسطه ٔ مرزی بودن تابع شهرستان مرکزی استان سوم (تبریز) محسوب گردید.
راهها: شوسه ٔ طهران و تبریز از بخش بستان آباد و خود شهر عبور نموده در شهرستان مرند بدو شعبه ٔ شمالی و باختری مجزا میگردد. که راه شمالی بجلفا،مرز ایران و شوروی میرسد و راه باختری به ارومیه منتهی میشود که از طریق رواندوز بعراق مربوط میگردد. بغیر از راه مزبور شهرستان تبریز با بخشهای تابعه ٔ خود غیر از خداآفرین بوسیله ٔ جاده ٔ شوسه ارتباط دارد وخود بخشها هم دارای جاده های شوسه بوده و بهم مرتبط میشوند. هم چنین راه آهن جلفا و تبریز که در شمال شهردارای ایستگاه بوده و این خط در صوفیان بدو قسمت منقسم میگردد که یکی بجلفا و دیگری بشرفخانه منتهی میشود و بعلاوه خط آهن سرتاسری ایران که تا میانه امتدادیافته بود از جنوب شهرستان از بخش سراسکند شهرستان مراغه دهخوارقان و از باختر شهر تبریز عبور کرده براه آهن جلفا تبریز متصل شده است که بدین طریق راه آهن ایران با راه آهن های اروپا ارتباط یافته است.
شهر تبریز مرکز شهرستان و استان سوم که در 628 هزارگزی شمال باختری تهران و 50 هزارگزی شمال کوه سهند و 135 هزارگزی جنوب خاوری جلفا (مرز ایران و شوروی ) و 55 هزارگزی خاور دریاچه ٔ ارومیه واقع است. مختصات جغرافیائی آن بشرح زیر میباشد:
طول 46 درجه و 23دقیقه. عرض 38 درجه و 15 دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا 1400 متر میباشد. اختلاف ساعت با تهران 25 دقیقه و 4 ثانیه است و بنابراین ساعت 12 تبریز، ساعت 12 و25 دقیقه و 4 ثانیه ٔ طهران است.
بنای اولیه ٔ شهر را برخی به خسرو کبیر پادشاه ارمنستان که معاصر اردوان چهارم پادشاه اشکانیان است نسبت میدهند. این دو با هم از سلسله ٔ اشکانیان و دوست بودند. چون اردشیر سر سلسله ٔ سلاطین ساسانی با چند تن متفق گردیده و اردوان را بقتل رساندند، خسرو بخونخواهی اردوان با اردشیر بجنگ برخاسته و پس از ده سال محاربه اردشیر به سرحد هندوستان فرار میکند و خسرو هنگام مراجعت در ایالت آتروپاتین (آذربایجان ) که متصل بسرحد ارمنستان بود شهری بنا نمودبه اسم داوریژ (در زبان ارمنی معنی انتقام دارد) که بعداً از کثرت استعمال به تاوریژ مبدل و در اثر اختلاط کلمات عرب و عجم ژ تبدیل به ز شده تاوریز گفتند که آنهم در زبان عامیانه به توریز مبدل شد که همان تبریز میباشد. حمداﷲ مستوفی مورخ ایرانی تبریز را قبةالاسلام و از بناهای زبیده خاتون زن هارون الرشید میداندکه در سال 175 هَ. ق. بنا نموده و در عهد متوکل عباسی بسال 240 هَ. ق. بر اثر زلزله خراب و بوسیله ٔ خود او تجدید بنا گردیده و 190 سال بعد از آن در سال 430 هَ. ق. بواسطه ٔ زلزله ای که قبلا بوسیله ٔ ابوطاهرمنجم شیرازی پیشگوئی شده بود خراب و در حدود 40 هزار نفر از ساکنین شهر تلف شدند تا اینکه در سنه ٔ 435 هَ. ق. ابن محمد پسر رواد ازدی که از جانب خلیفه حاکم آن دیار بود به صلاح دید منجمین به تجدید بنای شهر اقدام نمود که بر طبق پیش گوئی منجم در یک ساعت سعد از سال مزبور بنای شهر را گذاشتند که دیگر از زلزله خرابی حاصل نشود این شهر در حمله ٔ مغول هم بواسطه ٔ حسن استقبال حکمرانان وقت از لشکر مغول از آسیب حمله ٔ خانمانسوز آنها در امان ماند ولی بعدها بر اثر سیل وزلزله و اغتشاشات داخلی چندین مرتبه خراب گردید. درتحولات بیست ساله ٔ اخیر اقدام بتوسعه و آبادی شهر بعمل آمد و بواسطه ٔ احداث باغهای گردش و خیابانها و ساختمانها در آبادی شهر کوشش گردید و فعلاً دارای خیابانهای اسفالته است که مهمترین آنها خیابانی است تقریباً خاوری و باختری از یک طرف بجاده ٔ تهران و از طرف باختر دو شعبه شده یک شعبه به ایستگاه راه آهن و شبسترو یک شعبه به شهرستان مرند و جلفا منتهی میشود. در این خیابان یک گردشگاه که قبلاً قبرستان گجل نامیده میشد بباغ عمومی تبدیل شده که باغ گلستان نام دارد و باغ ملی ارک که دیوار تاریخی ارک علیشاه در کنار آن قرار دارد بنای شهرداری در چهارراه شاهپور قرار گرفته است. دیگر خیابانی است شمالی و جنوبی از شمال بمیدان توپخانه که بناهای شهربانی ، استانداری ، بانک ملی و دارائی در آن واقع است و از جنوب به پادگان نظامی منتهی میشود. خیابان لیل آباد شمالی و جنوبی است خیابان فردوسی از جلو باغ ملی تا بازار امتداد دارد و خیابان خاقانی یا ستارخان فعلی از روی پل شاهی که جدیداً با اسلوب فنی و بتون ساخته شده است عبور نموده به ناحیه ٔ شتربان در جنوب شهر میرسد و چندین خیابان فرعی و کوچک دیگر مانند تربیت و حافظ و منصور که خیابان اخیر هم پلی روی رودخانه ٔ میدان چای به اسم پل منصور دارد. آب آشامیدنی شهر تصفیه شده و بوسیله ٔ لوله کشی تأمین میشود و منبع آب در جنوب خاوری شهر نزدیک دروازه ٔ تهران قرار گرفته و روشنائی شهر بوسیله ٔ برق شهرداری و کارخانه ٔ کبریت سازی توکل و کارخانه های شخصی دیگر مانند کارخانه ٔ مهتاب تأمین میشود که بهیچوجه تکافوی روشنائی شهر را نمیکنند.
بناهای تاریخی شهر: گرچه شهر تبریز بواسطه ٔ اهمیتش اغلب مورد نظر سلاطین و قبایل جنگجو بود، بعضی در ترمیم و برخی در خرابی آن کوشیدند و دشمنان تمدن اقدامات و زحمات یکعده مردان نامی و سلاطین بزرگ را طعمه ٔ حرص و آز خود کردند و علاوه بر این آسیب های بشری بلایای آسمانی از قبیل سیل و زلزله هم در از بین بردن علائم تمدن این شهر مؤثر بود ولی با این همه حوادث بناهای تاریخی آن بحرص و طمع غارتگران هنوز هم چشمک میزند. از بناهای معروف شهر بنای مسجد و ارک علیشاه است که عده ای به تاج الدین علیشاه وزیر غازان خان مغول نسبت میدهند. طاق آن شبیه طاق کسری و خرابه ٔ آن در باغ ملی شهر باقی است.
مسجد کبود: از بناهای جهانشاه ترکمان سلیمی از ملوک قره قویونلوی آذربایجان و تاریخ بنای آن بخط ثلث بعبارت فی رابع ربیع اول سنه ٔ سبعین و ثمانمائه اقل العباد نعمةالدین محمدالنواب در چهارم ربیعاول سنه ٔ 780 هَ. ق. را میرساند. کاشیهای آن در نوع خود مهم ولی بخارج برده شده است.
امامزاده سیدحمزه و امامزاده صاحب الامر و امامزاده عون بن علی از بناهای تاریخی و زیارتگاهند، و مسجد جمعه استاد شاگرد جزء آثار باستانی است.
کارخانه ها: دارای یک کارخانه ٔ مهم پارچه ٔ پشمی و پتو و کاموابافی پشمینه و کارخانه ٔ نخ و پارچه و اجناس نخی و پشمی بنام بوستان و ظفر و بافندگی آذربایجان و چندین کارخانه ٔ کش بافی و جوراب بافی و دو کارخانه ٔ چرمسازی بنام خسروی و ایران و دو کارخانه ٔ کبریت سازی توکل و ممتاز و دو کارخانه ٔ صابون سازی و دو کارخانه ٔ نوشابه سازی و کارخانه ٔ آردسازی و فرش بافی که رویهمرفته 20 کارخانه ٔ مهم به ثبت رسیده است که کارگران آنها بیمه و مشمول قانون کار میباشند و تعدادی زیاد کارخانه های منفرد فرش بافی ، قیطان بافی و ملیله بافی ، که این کارخانه ها در منازل و کاروانسراها دایر است و کارگران آنها مشمول قانون کار نمیباشند.
فرهنگ : در حدود 50 باب دبستان و 13 باب دبیرستان 3 کلاسه ، 2 باب دبیرستان 5 کلاسه ، 5 باب دبیرستان 6 کلاسه ،2 باب دانشسرا و یک باب دانشسرای عالی دارد و از دانشگاه هم شعبه ٔ پزشکی و ادبیات و کشاورزی دائر میباشد. توضیح آنکه آمار فوق از لحاظ دخترانه و پسرانه یکجا نوشته شده 4 باب کودکستان و یک هنرستان صنعتی نیزدارد.
بهداشت : دارای یک بیمارستان شیروخورشید 85 تختخوابی و بیمارستان راه آهن 10 تختخوابی و 5 بیمارستان دولتی که جمعاً 174 تختخواب دارند و بیمارستان کودکان و زایشگاه نسوان که هر کدام 40 تختخواب و زایشگاه شیر و خورشید 65 تختخواب دارند و 4 باب بیمارستان و زایشگاه خصوصی که جمعاً دارای 35 تختخوابند. تبریز مرکز کلیه ٔ ادارات دولتی مربوط به استان سوم و پادگان نظامی و هنگ ژاندارمری و دارای ایستگاه بیسیم و رادیو وفرودگاه هواپیمائی و ایستگاه راه آهن است و دارای باغهای میوه از قبیل گیلاس ، سیب ، آلبالو، گوجه و به و باغهای انگور میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).تبریز در گوشه ٔ شرقی جلگه ٔ رسوبی همواری واقع شده که مساحتش تقریباً 55 * 30 کیلومتر مربع میباشد این جلگه شیب ملایمی بسوی ساحل شمال شرقی دریاچه ٔ ارومیه دارد و بوسیله ٔ چند رودخانه آبیاری میشود که مهمترین آنها آجی چای (تلخ رود) است که از سمت جنوب غربی کوه سولان (سبلان ) سرچشمه میگیرد و پس از عبور از محاذات قراجه داغ یعنی حد شمالی تبریز، وارد جلگه شده از شمال غربی شهر میگذرد. مهران رود (میدان چای کنونی ) که در وسط شهر جاری است از سمت چپ به تلخ رود ملحق میشود.
ارتفاع اطراف مختلف تبریز را طبق نقشه ٔ جغرافیایی روسی میتوان بین 1350 تا 1500 متر دانست و در ناحیه ٔ شمال شرقی شهر کوه عینلی - زینلی (زیارتگاه عون بن علی و زیدبن علی ) بچشم میخورد که ارتفاعش 1800 متر است و بمثابه ٔ رشته ای است که سلسله ٔ جبال قراجه داغ را که در شمال و شمال شرقی واقع شده بدامنه ٔ کوه سهند که مرتفعترین قللش در حدود 3547 متر میباشد متصل میکند (این کوه تقریباً در پنجاه کیلومتری جنوب شهر قرار دارد) چون قراجه داغ منطقه ٔ کوهستانی و کم حاصل و کم جمعیت است و کوه بزرگ سهند تمام فاصله ٔ بین تبریز و مراغه را اشغال کرده است لذا تبریز یگانه راه مناسب برای مواصلات بین شرق (امتداد آستارا [ واقع بر کرانه ٔ بحر خزر]، اردبیل ، تبریز و طهران ، قزوین ، میانه ، تبریز) و غرب (امتداد طرابوزان ، ارزروم ، خوی ، تبریز) و شمال (امتداد: تفلیس ، ایروان ، جلفا، مرند، تبریز) میباشد.
بالاخره چون دامنه های کوه سهند معبر بسیارباریکی بر کرانه ٔ شرقی دریاچه ٔ ارومیه ایجاد کرده لذا راه مواصلات بین شمال (ماوراء قفقاز، قراجه داغ ) و جنوب (مراغه ، کردستان ) باید از تبریز بگذرد.
تبریز بجهت موقع جغرافیایی ممتازش مرکز استان حاصلخیز و وسیع آذربایجان (واقع بین ترکیه و ماوراء قفقاز روسیه در تبریز">روسیه ٔ شوروی ) و یکی از شهرهای پرجمعیتی است که میان استانبول و هند واقع شده (و جز تفلیس و تهران و اصفهان و بغداد که از همین قبیل بشمار میروند) هیچ شهری بپای آن نمیرسد. شماره ٔ ساکنین تبریز در حدود 200000 تن است هوای تبریز در زمستان سخت است و در آن برف فراوان میبارد و در تابستان بعلت نزدیکی کوه سهند و وفور باغهای اطراف ، هوا معتدل و ملایم میگردد. هوای شهر بطور کلی سالم است و شیوع بیماری وبا و حصبه مربوط بمراعات نشدن بهداشت عمومی است کثرت وقوع زمین لرزه یکی از خصوصیات تبریز بشمار میرود. شگفت آورترین زمین لرزه ها در سال 224 هَ. ق. / 858 م و در سال 434 هَ. ق. / 1042 م اتفاق افتاده است. زمین لرزه ٔ اخیر را ناصرخسرو در کتاب (سفرنامه ٔ) خود ذکر کرده است و ابوطاهر منجم شیرازی وقوع آن را قبلاً خبر داده بود... جنبش و حرکت خفیف زمین تقریباً هر روز در تبریز حادث میشود و آن را بفعالیت آتش فشانی کوه سهند نسبت میدهند اما «خانیکوف » اکثر این جنبشها را از اختلاف تغییر محل خودبخود طبقات زمین میداند. در عهد ناصرالدین شاه باروهای شهر بکلی از بین رفت... بدین جهت قسمتی از شهر که موسوم بقلعه (شامل محلات : چارمنار، سرخاب ، دوه چی ، ویجویه [ عامیانه : ورجی ]، مهادمهین [ عامیانه : میارمیار ]، نوبر، مقصودیه و غیره ) بود اکنون از قسمت بیرون حصار (محلات : اهراب : لیل آباد [ عامیانه : لیلاواچرنداب ، خیابان ، باغمیشه... الخ ) جدا نیست و همچنین قصبات حومه ٔ قدیم واقع در سمت مغرب شهر (امیرخیز، چوست دوزان ، حکم آباد [ عامیانه هکماوار ]، قراملک ، قراآغاج ، آخونی ، کوچه باغ ، خطیب ) و مارالان (واقع در سمت جنوب شرقی ) بشهر ملحق شده است و شهر از سمت غرب و جنوب غربی توسعه پیدامیکند...
اسم آن :
نام این شهر همچنانکه در معجم البلدان یاقوت ج 1 ص 822 آمده تِبریز تلفظ میشده است. و یاقوت در این تسمیه به ابوزکریای تبریزی (شاگرد ابوالعلاء مصری 363 - 449 هَ. ق.) که بیک لهجه ٔ محلی ایرانی صحبت میکرد استناد میکند. (ن ک : السمعانی. کتاب الانساب ، مجموعه ٔ گیب ، ماده ٔ التنوخی ) و سیداحمد کسروی تبریزی در آذری یا زبان باستان آذربایگان. طهران ، 1304 هَ. ش. ص 11 نویسد: تلفظ تبریز بکسر تاء یکی از خصایص لهجه ٔ منسوب به خزرها است اما یگانه تلفظ کنونی تبریز بفتح تاء میباشد و در خود تبریز بر وفق لهجه ٔ ترکی آذری بطور مقلوب یعنی تربیز تلفظ میشود. منابع ارمنی این تلفظ را بفتح اول تأئید میکنند، «فاوست » بیزانسی (در قرن چهارم )آن را «تورژ» و «تورش » نوشته و «آسولیک » (در قرن یازدهم میلادی ) «تورژ» و «واردان » (در قرن چهاردهم ) «تورژ» و «دورژ» ذکر کرده است. و گویا تسمیه ٔ اخیر از لهجه ٔ عامیانه ٔ ارمنی مشتق شده و اصل کلمه «د - ای - ورژ» میباشد که معنی «این برای انتقام است » دارد... پس هم منابع ارمنی تأئید میکند که نام شهر درقرن پنجم (بلکه چهارم ) میلادی «تورژ» بود و هم بپارسی «تورز» تلفظ کرده اند و آن در زبان فارسی متداول بمعنی «تب ریز» و «تب پنهان کن » و بقول اولیا چلبی «ستمه دوکوجو» است و احتمال میرود این تسمیه یعنی «پنهان کننده ٔ تف و گرما» با جنبش های آتشفشانی کوه سهند مربوط باشد [ و همچنین به تپریز که نام معبری است بین بایزید و وان... ]. و خط ارمنی خصوصیات لهجه ٔ پهلوی شمالی را نشان میدهد «تپ و بخصوص «رژ» بدل از «رچ » و بنظر میرسد که بایستی این تسمیه بسیار قدیمی یعنی قبل از دوره ٔ ساسانی و شاید قبل از اشکانی باشد....
تاریخ آن :
این مسأله که آیا تبریز عیناً نام یکی از شهرهای قدیم ماد بود یا نه مشاجره ٔ زیادی برپا کرده است... از تجزیه و تحلیل صیغه ٔ ارمنی که قبلا اشاره شد کمتر محتمل است که تبریز همان کلمه ٔ یونانی باشد که بطلمیوس آن رادر فصل دوم از جزء ششم آورده است... واردان مورخ ارمنی که در قرن چهاردهم میلادی میزیسته نوشته : بانی تبریز خسرو ارشاکی (اشکانی 217 - 233 م.) حکمران ارمنی است و آن را برای گرفتن انتقام از اردشیر (224 - 241 م.) نخستین پادشاه ساسانی قاتل اردوان (ارتباخوس ) آخرین پادشاه پارتی بنا کرده است این داستان در هیچ مأخذ باستانی دیده نشده است و شاید علت پیدایش آن اشتقاق عامیانه ای باشد که قبلا ذکر گردید و در کتاب «فاوست بیزانس » ترجمه ٔ لوئر ... فقط این آمده که هنگام فرمانروایی ارشک دوم حکمران ارمنستان (351 - 367 م.) «واساک » سردار ارمنی به شاپور دوم ساسانی (309 - 379 م.) که در «تورژ» اردو زده بود حمله کرد و «بویکان » سردار ایرانی را بکشت و قصر شاهی را آتش زد و تیری بسوی مجسمه ٔ شاه که در آنجا وجود داشت انداخت و سپس «موشق » پسر «واساک » سپاه ایران را در تبریز شکست داد.
باید توجه داشت که اسم «تبرمئیس » نیز با اسم «تورژ» مشتبه نشود چه تبرمئیس شهری بود در مشرق گنزکا (جنزکه ) و هراکلیوس امپراتور روم در 623 م. پس از ویران ساختن گنزگا، شهر تبرمئیس و آتشکده ٔ آن را طعمه ٔ حریق ساخت ...
حکومت عرب :
اهتمام عرب هنگام فتح آذربایجان بسال 22 هَ. ق. / 642 م. متوجه سمت اردبیل بود و در بین شهرهایی که مرزبان ایران بگردآوری سپاه میپرداخت نامی از تبریز برده نشده است. (البلاذری ص 326) و لابد پس از ویرانیهایی که بنا بنوشته ٔ «فاوست » در آن رخ داده ، در آن موقع قریه ای بیش نبوده است. اما روایت بعدی که در کتاب نزهةالقلوب 370 هَ. ق. / 1340 م. آمده و بنای تبریز را بسال 175 هَ. ق. / 791 م. به زبیده زن خلیفه هارون الرشید نسبت داده شاید از اینجا ناشی شده است که پس از مصادره ٔ املاک امویان ورثان از اعمال آذربایجان در کنار ارس به زبیده رسید.
در کتاب بلاذری ص 331 و ابن الفقیه ص 258 و یاقوت ج 1 ص 822 آمده که تجدید بنای تبریز و آباد ساختن آن از کارهای خانواده ٔ «رواد ازدی » مخصوصاً پسران او الوجنا ودیگران بود که بارویی بدور شهر کشیدند. طبری در ج 3ص 1171 و ابن الاثیر در ج 6 ص 315 هنگام بحث از شورش بابک (201 - 220 هَ. ق.) یادآور میشوند، در بین غالبین شخصی بود بنام محمدبن بعیث که دو قلعه در تصرف داشت یکی شاهی که از الوجنا گرفته بود و دیگری تبریز (بدون شرح )....
تبریز در 232 هَ. ق. 840/ م. یعنی سال تألیف کتاب ابن خرداذبه ، تابع محمدبن الرواد بود. (ابن خرداذبه ص 119). در 244 هَ. ق. این شهر بواسطه ٔ زمین لرزه ویران شد، اما در زمان حکومت متوکل 232 - 247 هَ. ق. دوباره آباد گردید.
بر طبق نوشته ٔ اصطخری ، تبریز چند بار دست بدست شده (حوالی سال 340 هَ. ق. ص 181 از کتاب وی ). تبریز و جبروان (دهخوارگان ؟) و اشنو بنام سرزمین بنی ردینی که در آنجا حکومت داشتند خوانده میشد، اما در روزگار ابن حوقل (حوالی سال 367 هَ. ق.) نام و نشانی از بنی ردینی نبود. رجوع به کتاب ابن حوقل ص 289 شود. و گویا امرای این ناحیه در اداره ٔ امور عملاً استقلال داشتند، چه در تاریخ بنی ساج که از سال 276 تا 317 هَ. ق. فرمانروای آذربایجان بودند هیچگونه اشارتی به دخالتشان در امور تبریز نشده است.... اینک پاره ای حوادث...: در 420 هَ. ق.وهسودان بن مهلان (مملان ؟) عده ٔ زیادی از رؤسای غز رادر شهر تبریز بقتل رسانید. (ابن الاثیر ج 9 ص 271). درسال 434 هَ. ق. تبریز در نتیجه ٔ زلزله ویران شد.... در 438 ناصرخسرو امیری را در تبریز نام میبرد که به اسم سیف الدوله و شرف المله ابومنصور وهسودان بن محمد (مملان ؟) مولی امیرالمؤمنین خوانده میشد. در سال 446 هَ. ق. امیر منصور وهسودان بن محمد روادی نسبت به طغرل اظهار اطاعت کرد....
تبریز در نخستین قرنهای هجری :
در حالیکه ابن خرداذبه ص 119 و بلاذری ص 331 و طبری ج 3 ص 117 وابن فقیه ص 285 و اصطخری ص 181 تبریز را یکی از شهرهای کوچک آذربایجان یاد میکنند، مقدسی زبان بمدح آن میگشاید و معاصر وی ابن حوقل در حدود 367 هَ. ق. تبریز را از لحاظ آبادی برتر از اغلب شهرهای کوچک آذربایجان میشمارد و مینویسد: «تجارت آن رواج دارد و نوعی پارچه ٔ معروف به ارمنی در آنجا بافته میشود» ابن مسکویه متوفی در 421 هَ. ق. میگوید: «تبریز شهر مهمی است. باروی محکمی دارد، باغهای پردرخت آن را احاطه کرده است ، مردم آن شجاع ، پرخاشجوی و توانگرند. و ناصرخسرو در 438 هَ. ق. مساحت تبریز را 1400 * 1400 گام نوشته که بنظر نمیرسد متجاوز از یک کیلومتر مربع باشد.
عصر سلجوقی : در زمان سلاجقه ٔ بزرگ از تبریز کم یاد شده است. طغرل جشن ازدواج خود را با دختر خلیفه در نزدیکی این شهر برپا ساخت. (راحةالصدور ص 111). در 494 هَ. ق. سلطان برکیارق در جنگ با برادرش محمد به قسمت کوهستانی جنوب تبریز عقب نشینی کرد اما موقعی که دو برادر با هم آشتی کردند تبریز نصیب محمد شد و در 498 هَ. ق. سعدالملک را به وزارت برگزید. در 505 هَ. ق. نام امیر سوقمان القطبی حاکم تبریز برده شده. او مؤسس سلسله ٔ شاهان ارمن است که از سال 493 تا 602 هَ. ق. در اخلاط فرمان رانده اند. آذربایجان در زمان سلاجقه ٔ عراق که همدان را پایتخت قرار داده بودند اهمیت شایانی داشت. در 514 هَ. ق. سلطان محمود برای رفع وحشتی که از تاخت و تاز گرجیها در دل مردم تبریز افتاده بود، مدتی در آن شهر توقف کرد. در این هنگام اتابکی آذربایجان با شخصی به نام کون طوغدی بود. پس از درگذشت وی (515 هَ. ق.) آق سنقراحمد یلی امیر مراغه برای گرفتن تبریز از دست طغرل (برادر سلطان ) کوشش بسیار نمود ولی در این کار توفیق نیافت و فرمانده ٔ سپاه موصل به امر سلطان محمود به ولایت آذربایجان منصوب گردید. اما وی نیز بسال 516 هَ. ق. بدروازه ٔ تبریز کشته شد. بعد از وفات محمود 525 هَ. ق. مسعود برادر وی به تبریز آمد. داود پسر سلطان محمود او را محاصره کرد. وی ناچار شهر را ترک گفت و بالاخره داود تبریز را مقر حکومت خود ساخت ، و از این شهر بر اقطاع و تیول بزرگی که آذربایجان و اران و ارمنستان را تشکیل میداد حکومت راند (526 - 533 هَ. ق.)... از زمان اتابکی قزل ارسلان (582 - 587) تبریز برای همیشه پایتخت آذربایجان گردید....
مغول ها: در سال 617 هَ. ق.مغولها به باروی تبریز حمله بردند و با دریافت غرامت بازگشتند. سال بعد باز مغولها هجوم آوردند. اتابک فرار کرد ولی شمس الدین طغرایی پایداری کرد و مغولها پس از دریافت مبلغی دیگر تبریز را ترک کردند. در سال 621 هَ. ق. طایفه ٔ دیگری از مغولها به تبریز آمدندو از اتابک خواستند خوارزمیانی که در تبریز مانده اند تسلیم آنان کنند و چنین شد. در 27 رجب 622 خوارزمشاه از مراغه وارد تبریز شد. اتابک فرار کرد و مردم مقدم خوارزم شاه را گرامی داشتند، جلال الدین شش سال در تبریز فرمان راند.
در سال 627 هَ. ق. رئیس ایل ترکمن گوشیالوا و حاکم رویین دژ بحوالی تبریز دست اندازی کردند. در 628 هَ. ق. جلال الدین آذربایجان را ترک کرد ومغولها بر تمام آذربایجان و بر تبریز که مرکز و مورد توجه بود دست یافتند.
ایلخانان مغول : هنگام فرمانروایی اباقا (663 - 680 هَ. ق.) تبریز پایتخت رسمی شد و تازمان الجایتو مرکز جانشینان وی بود. در 688 زمان فرمانروایی ارغون وزیر یهودی وی سعدالدوله ، پسرعم ابومنصور را بحکومت تبریز گماشت. در زمان گیخاتو درآمد تبریز هشتاد تومان (در حدود ده هزار مثقال زر مسکوک ) تخمین شده است.
در زمان غازانخان تبریز بحد اعلای رونق و شکوه رسید. این پادشاه در 694 به تبریز وارد شده و درقصری که ارغون در قریه ٔ شام (واقع در مغرب شهر و ساحل چپ آجی چای ) بنا کرده بود اقامت گزید... و سپس اوامر مؤکدی برای تخریب بتخانه ها و کلیساها و معابد یهود و قربانگاههای مقدس صادر کرد. اما در سال بعد مردم به هثوم پادشاه ارمنستان ملتجی شدند و بخواهش وی این امر ملغی شد.
در سال 699 هَ.ق. غازانخان پس از بازگشت از حمله ٔ سوریه تصمیم گرفت که شام سابق الذکر را برای خود آرامگاه ابدی اختیارکند، لذا عمارت محکمی بنیاد نهاد که از گنبد سلطان سنجر سلجوقی به مرو که در آن هنگام بلندترین عمارت اسلامی بشمار میرفت مرتفعتر بود. در این بنای بزرگ علاوه بر یک ضریح گنبددار، یک مسجد، دو مدرسه (یکی برای شافعیه و یکی برای حنفیه )، یک دارالسیاده (ضیافتخانه ٔ سادات )، یک بیمارستان ، یک رصدخانه (مثل رصدخانه ٔ مراغه )، یک کتابخانه ، یک دیوانخانه ، یک ساختمان برای اعضای اداری این دستگاه ، یک آب انبار و چند گرمابه وجود داشت. موقوفات آن بر یکصد تومان طلا بالغ میشد، ودر هر یک از دروازه های جدید شهر کاروانسرا و بازار و گرمابه ای برای مسافرین بنا کرد و از اقصی نقاط کشور درختان میوه به تبریز آورد و به آبادی و زیبایی شهر افزود. در آن هنگام طول باروی تبریز بالغ بر ششهزار گام بود. غازان باروی جدیدی به دور شهر کشید که طولش در حدود 25000 گام (چهارفرسخ و نیم ) بود و تمام باغها و محله های کوه ولیان و سنجران جزو شهر بحساب می آمد و در نزد باروی مزبور دامنه ٔ تپه های کوه ولیان (که اکنون کوه سرخاب یا عینلی زینلی خوانده میشود) یک سلسله عمارات زیبا بوسیله ٔ وزیر شهیر رشیدالدین برپا شد که بعدها به ربع رشیدی معروف گردید. (نزهةالقلوب ص 76). نامه ای در دست است که رشیدالدین ضمن آن از پسرش خواسته که چهل تن پسر و چهل تن دختر رومی برای تکثیر جمعیت و اسکان در یکی از قراء کوی جدید بفرستند. (رجوع بتاریخ ادبیات براون ج 3 ص 83 شود). و از دلائلی که تأیید میکند تبریز پایتخت و مرکز شاهنشاهی پهناوری از رود جیحون تا مصر بود بکار رفتن سکه های طلا و نقره و کیل و گز برابر واحد تبریز در آن نواحی است. در سال 705 هَ. ق. جانشین غازانخان ، اولجایتو پایتخت را از تبریز به سلطانیه منتقل ساخت... از آنچه درخور ذکر میباشد مسجد بزرگی است که وزیر تاج الدین علیشاه در 711 هَ. ق. (در خارج کوی مهادمهین ) به بنای آن پرداخت. در 717 هَ. ق. زمان ابوسعید، رشیدالدین وزیر مستعفی به تبریز رفت اما سال بعد برای روبرو شدن با قضاء محتوم آنجا را ترک گفت ، املاک او مصادره وربع رشیدی تاراج گردید. سپس فرزند وی غیاث الدین بنابخواهش ابوسعید به قدرت رسید و ربع رشیدی را توسعه داد....
جلائریان و چوپانیان : در زمان جلائریان تبریز مجدداً مرکز حکومت شد و اشرف 744 - 756 هَ. ق. یکی از امراء جلایریان نفوذ و قدرت را از تبریزتا فارس بسط داد. از آثار جلایریان مقبره ٔ دمشقیه است و دیگری بنای عظیم دولتخانه که بامر سلطان اویس بنا شده و دارای بیست هزار اطاق بود.
عصر تیمور: نخستین یورش تیمور به ایران بسال 786 هَ. ق. تا سلطانیه بود. در سال 787 هَ. ق. تقتمش عده ای از سپاهیان خود را به آذربایجان فرستاد. این عده به تبریز حمله کردند و پس از استیلا دست بغارت زدند و کمال خجندی یکی از مشایخ بزرگ ایران را مقتول ساختند. در سال 788 سلطان احمد جلایری که تازه وارد تبریز شده بود بوسیله ٔ تیمور طرد شد و تیمور در شام غازان اردو زد و غرامتی بنام (مال امان ) از مردم تبریز گرفت. در 795 هَ. ق. تیول هلاکو که شامل آذربایجان ، ری ، گیلان ، شیروان ، دربند و سرزمین های آسیای صغیر بود به میرانشاه بخشیده شد و تبریز پایتخت این اراضی گردید و سه سال بعد میرانشاه دیوانه شد و دست بقتل وویران ساختن بناها زد و در 802 هَ. ق. به امر تیمور، میرزا عمر پسر میرانشاه به امارت رسید. پس از تیمور بین عمر و برادرش ابوبکر نزاع افتاد. در سال 809 مجدداً تبریز بدست سلطان احمد جلایری افتاد و مردم شادی بسیار نمودند. در ربیعالاول همان سال ابوبکر به تبریز حمله کرد ولی بر اثر شیوع بیماری طاعون جرأت نکرد وارد شهر شود.
قره قویونلوها: در 809 هَ. ق. قره یوسف یکی از ترکمانان قره قویونلو در کنار رود ارس بر ابوبکر چیره شد. ابوبکر هنگام عقب نشینی شهر تبریز را دستخوش تاراج قرار داد...
در سال 823 قره یوسف درگذشت. میرزا بایسنقر موفق شد تبریز را مسخر سازد. شاهرخ پس از اینکه پسران قره یوسف را در زمستان شکست داد، در 832 اسکندر پسر قره یوسف را که بسلطانیه دست یافته بود منهزم ساخت ، و در 834 آذربایجان را به ابوسعید پسر قره یوسف که اظهار اطاعت کرده بودبخشید. سال بعد ابوسعید به دست برادرش اسکندر مقتول شد و شاهرخ بار دیگر به تبریز آمد، اسکندر عقب نشینی کرد و برادرش جهانشاه بشاهرخ پیوست و اظهار اطاعت ومودت کرد و در زمستان سال 839 حکومت آذربایجان را به جهانشاه سپرد. بنای مهمی که جهانشاه در تبریز برپاساخت ، مسجد کبود (گوگ مسجد) است (اگرچه برزین بنای این مسجد را از بیگم خاتون زن جهانشاه میداند).
آق قویونلوها: در 872 هَ. ق. جهانشاه بدست اوزن حسن کشته شد، با آنکه حسنعلی درویش پسر اسکندر و پس از او حسنعلی پسر دیوانه ٔ جهانشاه به تخت تبریز نشستند و موردحمایت ابوسعید تیموری واقع شدند، اوزن حسن در 873 تبریز را متصرف شد و پایتخت خود قرار داد. حسن در 882هَ. ق. درگذشت و در مدرسه ٔ نصریه که خود ساخته بودمدفون گشت. و پسر وی یعقوب هم پس از دوازده سال سلطنت نسبةً آرام وفات یافت و در همان مدرسه دفن شد. یعقوب در 888 در باغ صاحب آباد قصر هشت بهشت را بنا کرد. گویند در سقف ایوان این قصر تصویر جنگهای مهم ایران و تصاویر سفرا و غیره نقاشی شده بود. در حرمسرای این کاخ هزار زن سکونت داشتند و در پهلوی کاخ یک میدان بزرگ و یک مسجد و یک بیمارستان که میتوانست هر روزاز هزار بیمار پذیرائی کند بنا شده بود.
صفویه : اسماعیل اول در 906 هَ. ق. میرزاالوند آق قویونلو را شکست داد و به تبریز دست یافت. بیشتر مردم تبریز را که مذهب تسنن داشتند مجبور بقبول مذهب شیعه کرد و مخالفین را بسختی سرکوب ساخت و بسبب کینه ای که از آق قویونلوها داشت قبر گذشتگان آنان را شکافت و اجساد آنان را آتش زد و ویرانی هایی در آن شهر بوجود آورد. در 920 هَ. ق. بر اثر جنگ چالدیران قشون عثمانی وارد تبریز شدند و پس از تصرف خزاین شاهان و کوچاندن هزار نفر صنعتگر به قسطنطنیه عقب نشینی کردند و همین امر موجب شد که پایتخت شاه طهماسب به نقطه ٔ دورتری یعنی قزوین منتقل شد. در 941 هَ. ق. سپاهیان عثمانی وارد تبریز شدند و مدتی بر آن دیار فرمانروایی کردند تا عاقبت بر اثر سرما مجبور به عقب نشینی شدند. سپاهیان ایران فرصت را غنیمت شمرده بر آنان تاختند و تا شهروان پیش رفتند. در 955 سلطان سلیمان مجدداً به تبریز حمله کرد و پس از پنج روز توقف بر اثر از بین رفتن آزوقه بدست سربازان ایران مجبور به عقب نشینی شد. در 962 هَ. ق. قرارداد صلح بین ایران و ترک منعقد شد، و سی سال دوام یافت. در 993 هَ. ق. بار دیگر سپاه ترک به تبریز حمله ور شدند و با دادن سه هزار تن تلفات به تبریز دست یافتند و شهر را سه روز غارت کردند. با آن که لشکریان ایران به فرماندهی حمزه میرزای ولیعهد لشکر ترک را آسوده نمیگذاشتند وشهر دست به دست میگشت در 998 بنا به قرارداد شوم شهرهای مغرب ایران و ماوراء قفقاز به دست ترکها افتاد و عملاً بر تبریز دست یافتند. ولی هفت سال بعد شاه عباس بطور ناگهانی اصفهان را ترک گفت و پس از دوازده روز خود را به تبریز رسانید و لشکر ترک را شکست داد وحاکم شهر را تسلیم کرد و مردم تبریز ترکان شکست خورده را به خاک و خون کشیدند، و به دعوت شاه عباس مردم آثار عثمانی را بکلی از بین بردند. در 1019 بار دیگرجنگی بین ترک و ایران درگرفت و باز به عقب نشینی ترکها منجر گشت ، و معاهده ٔ 1022 هَ. ق. منعقد شد، و وضع بحال آنچه در زمان شاه طهماسب و سلطان سلیمان بود بازگشت. در 1027 جنگی درگرفت و ترکها شکست خوردند و معاهده ٔ دیگری معادل معاهده ٔ 1022 منعقد شد.
پس از درگذشت شاه عباس ، نزاع بین ایران و ترک شدت یافت. سلطان مراد چهارم در 1045 به ایران حمله آورد و وارد تبریز شد و قشون خود را به تخریب شهر فرمان داد و پس از ویرانی شهرهنگام زمستان عقب نشینی کرد، و ایرانیان بدنبال آنان تا ایروان پیش رفتند، و در 1049 به موجب قراردادی خطوط مرزی ایران که تا کنون باقی مانده تضمین شد. در حمله ٔ سلطان مراد چهارم باروهای شهر تبریز بکلی ویران شد و فقط نشانه هایی از بناهای قدیمی در گوشه و کنار باقی مانده بود و شام غازان هم ازین تخریب برکنار نماند و فقط مسجد اوزن حسن محفوظ مانده بود. می گویند که ترکها حتی از ریشه کن کردن درختان هم دریغ نکردند. در زمان شاه عباس ثانی در حدود 1057 اولیاء چلبی آمار مفصلی از تبریز ذکر نموده و می گوید: در آن شهر 47 مدرسه ، 400 مکتب ، 200 کاروانسرا و 1070 باب از منازل اعیان ، 160 تکیه برای دراویش ، 47000 باغ یا گردشگاه عمومی و غیره وجود داشت. تاورنیه در حدود همان عصر می نویسد که : علی رغم خرابیهای سلطان مراد چهارم شهر ازنو آباد شده است. شاردن بیست و چند سال بعد نوشت : تبریز 550000 تن سکنه (البته در این عدد مبالغه شده است ) و 15000 خانه و 15000 دکان دارد. در پایان کار صفویه مخصوصاً پس از هجوم افغانها به ایران بار دیگر سپاهیان ترک وارد تبریز شدند و بر اثر معاهده ٔ اشرف افغان با ترک ها، مالکیت قسمت شمال غربی ایران برای ترکها مسلم شد تا آنکه در سال 1142 هَ. ق. ترکها بدست نادر شکست خوردند ولی باز هم از حمله ٔ مجدد و اشغال تبریز دست نکشیدند و چند بار تبریز دست بدست گشت تا آنکه در 1149 قراردادی بین ایران و ترک منعقد شد ووضع بصورت قرارداد 1049 برگشت. ولی پس از درگذشت نادر بین برادرزادگان و جانشینان وی در تبریز نزاع و اختلاف افتاد و جز جنگهای داخلی و برادرکشی کاری از پیش نبردند.
زندیه : در زمان زند اتفاق قابل توجهی در تبریز رخ نداد جز زلزله ٔ سال 1780 م. که خسارت فراوانی بر تبریز وارد ساخت.
قاجاریه : در1205 هَ. ق. آذربایجان بتصرف مؤسس سلسله ٔ قاجاریه درآمد ولی پس از درگذشت وی حکام تبریز گاه گاه علم مخالفت برمی افراشتند از آن جمله جعفرقلی خان از 1213 تا 1214 هَ. ق. خود را پادشاه مستقل خواند و بعد بدست عباس میرزای نایب السلطنه شکست خورد و متواری شد. سپس گرجستان به روسیه پیوست و روابط ایران و روس تیره شد و تبریز مرکز فعالیتهای سیاسی و نظامی ایران قرار گرفت و قورخانه و کارخانه های مهمات سازی ایران در آن جا متمرکز شد ولی با اینهمه شهر تبریز آن آبادی زمان شاردن را نداشت و ساکنین آن را بین 50 تا 60 هزارذکر می کنند. جنگ ایران و روس تا سال 1828 م. دوام یافت و در 1827 تبریز بدست روس افتاد تا در سال 1243 هَ. ق. / 1728 م. عهدنامه ٔ ترکمان چای سرحد ایران و روس را رودخانه ٔ ارس قرار داد. تبریز در زمان عباس میرزا مقر رسمی ولیعهد شد و هیأت های اعزامی روس و انگلیس تا زمان جلوس محمدشاه (1250 هَ. ق.) اغلب اوقات در تبریز بسر می بردند. در 27 شعبان 1286 هَ. ق. باب در مدخل جبه خانه در تبریز اعدام شد. در دوره ٔ قاجاریه تبریز روی بخوشی نهاد و با وجود تلفات وبا و طاعون سال 1830 - 1831 م. آمار سال 1842 م ساکنین شهر را نه هزار خانواده و در حدود 120 هزار تن نشان میدهد. در حدود سال 1895 م. عده ٔ نفوس تبریز 150 الی 200 هزار تن تخمین شده که در میان آنان 3 هزار ارمنی وجود داشته است و تجارت آن هم در سال های 1833 و 1836 م.بحد اعلی رسید ولی در سال 1837 بحران شدیدی در بازار تبریز ایجاد شد.
افتتاح راه ترانزیت قفقاز - تبریز موجب رقابت بین آن راه و راه موازی آن (طرابوزان - تبریز) گردید. در 1883 م. دولت روسیه ترانزیت راه قفقاز را قدغن کرد و تجارت روس در شمال ایران رواج یافت و موجب افزایش نقل کالاهای بازرگانی راه تبریز - طرابوزان شد.
قرن بیستم : در 23 ژوئن 1908 م. بر اثر بمباران مجلس بدست محمدعلی شاه مردم تبریز طغیان و قیام کردند. عین الدوله در 1909 شهر را محاصره کرد و بنا بموافقت کابینه های روس و انگلیس برای محافظت کنسولگری ها قشون روس وارد تبریز شد و فدائیان شهر مرتب به روسها حمله ور می شدند تا آنکه یک بریگاد روسها بفرماندهی ژنرال «ورپانوف » وارد تبریز شدو با تشکیل دادگاه نظامی گروهی از آزادیخواهان تبریز منجمله ثقةالاسلام را که از پیشوایان بزرگ مذهب شیخی بود اعدام کردند. در 1912 م. که قشون ترک قسمت هایی از غرب آذربایجان را اشغال کرده بودند فراخوانده شدند ولی قشون روس تا 1914 م. که آغاز جنگ جهانی اول بود در آذربایجان باقی ماند. از سال 1906 شرکت روسی امتیاز ساختن راه شوسه ٔ تبریز - جلفا را که از ایران گرفته بود براه آهن تبدیل ساخت و در سال 1916 این راه آهن پایان یافت و برای بهره برداری افتتاح شد.
این راه آهن 130 کیلومتر طول داشت با یک خط فرعی از صوفیان تا کنار دریاچه ٔ ارومیه بطول 40کیلومتر. در انقلاب روسیه بسال 1917 م. سربازان روسی مقیم ایران گرفتار هرج و مرج شده و در سال 1918 بکلی ایران را ترک گفتند. نمایندگان دولت مرکزی و شخص ولیعهد تا این زمان در تبریز بودند ولی پس از رفتن روسها قدرت بدست انجمن محلی دموکرات که اسماعیل نوبری در رأس آن بود قرار گرفت. ترکها هم پس از عقب نشینی روسها مجدداً حمله کردند و در 1918 م. وارد تبریز شدند و مجدالسلطنة را بحکومت آذربایجان منصوب ساختند تا در سال 1919 با ورود سپهسالار حاکم کل جدید کارها بمجرای طبیعی افتاد. در سال 1921 دولت شوروی از تمام امتیازاتی که در ایران منجمله در آذربایجان داشت صرفنظر کرد و راه آهن تبریز - جلفا بمالکیت ایران درآمد.
آثار تبریز: قدیمترین آثار تبریز متعلق به دوره ٔ مغول است که اغلب آنها بر اثر زلزله های مکرر رو به ویرانی و نابودی نهاد:
1 - ساختمانهای باشکوه غازان در قریه ٔ شام بکلی از بین رفته و شاه عباس مصالح ساختمانی آن رابرای بنای قلعه ای بکار برد. اولیاء چلبی و جهان نمااز ویرانه ٔ آن سخن گفته و مادام دیولافوا و زاره ، تلی را که عبارت از بقایای شام غازان بوده دیده اند. بدرالدین العینی متوفی بسال 835 هَ. ق. در کتاب عقدالجمان این بنای عجیب را وصف کرده است. اکنون این ساختمان بزرگ فروریخته را که در وسط شهر واقع شده ارک علیشاه گویند شاید میان مسجد از بین رفته و ارگ مجاور آن اشتباهی شده است... عباس میرزا این ارک را مبدل به قورخانه کرد و هنوز بزرگترین و بلندترین ساختمان تبریز است. در حدود 1925 م. در پای ارک یک باغ ملی احداث شد و اکنون از آثار گذشته چیزی نمایان نیست.
2 - مسجد جهانشاه (گوگ مسجد) را که تاورنیه و شاردن و مادام دیولافوا و غیره دیده اند. این مسجد در حال ویرانی است شایدعلت اهمال مردم در نگهداری آن ، تهمت زندقه ای باشد که آق قویونلوها به بانی آن زده اند. (نقل به اختصار ازمقاله ٔ پروفسور مینورسکی در دایرة المعارف اسلامی ج 4 صص 612 - 623 و ترجمه ٔ عبدالعلی کارنگ در تاریخ تبریز). تبریز در دوره ٔ طغیان فرقه ٔ دموکرات آذربایجان مرکز حکومت دست نشانده ٔ پیشه وری گردید و این شورش و نهب و غارت بیش از یکسال طول کشید. (آذر 1324 - 1325 هَ. ش.).
تا آنکه در آذرماه 1325 ارتش مأمور سرکوبی یاغیان و نجات آذربایجان شد نخست زنجان و سپس دیگر شهرهای آذربایجان از عناصر بیگانه پاک گردید و دولت دست نشانده متلاشی شد و گروهی مقتول و عده ای هم دستگیر شدند. رجوع به کتاب «مرگ بود و بازگشت هم بود» تألیف نجفقلی پسیان شود.
در مورد زلزله ٔ تبریز که در طی مقاله ٔپروفسور مینورسکی بدان اشارت شده است بی مناسبت نیست که ابیاتی چند از قصیده ٔ قطران که از شعرای نیمه ٔ اول قرن پنجم هجری است ذکر شود. قطران در آن قصیده که بدین مطلع آغاز می شود:
بود محال مرا داشتن امید محال
بعالمی که نباشد همیشه بر یک حال.
یکی از زلزله های تبریز را چنین توصیف می کند:
خدا بمردم تبریز برفکند فنا
فلک به نعمت تبریز برگماشت زوال
فراز گشت نشیب و نشیب گشت فراز
رمال گشت جبال و جبال گشت رمال
دریده گشت زمین و خمیده گشت نبات
دمنده گشت بحار و رونده گشت جبال
بسا سرای که بامش همی بسود فلک
بسا درخت که شاخش همی بسود هلال
کز آن درخت نمانده کنون مگر آثار
وز آن سرای نمانده کنون مگر اطلال
کسی که رسته شد از مویه گشته بود چو مو
کسی که جسته شد ازناله گشته بود چو نال
یکی نبود که گوید بدیگری که مموی
یکی نبود که گوید بدیگری که منال
همی بدیده بدیدم چو روز رستاخیز
ز پیش رایت مهدی و فتنه ٔ دجال
کمال دور کناد ایزد از جمال جهان
کمی رسد به جمالی کجا گرفت کمال...
(دیوان قطران چ نخجوانی ص 208).
تا به تبریزم دو چیزم حاصل است
نیم نان و آب مهران رود و بس.
خاقانی.
بنام ایزد زهی اقبال تبریز
که بر اران و بر ارمن بیفزود.
خاقانی.
تب ریزهای بدعت تبریز برگرفت
تبریز شد ز رتبت او روضةالسلام.
خاقانی.
نه تب اول حروف تبریز است
لیک صحت رسان هر نفر است.
خاقانی.
عزیزی در اقصای تبریز بود
که همواره بیدار و شبخیز بود.
(بوستان ).
در بهار سرخرویی همچو جنّت غوطه داد
فکر رنگین تو صائب خطه ٔ تبریز را.
صائب.
رجوع به حاشیه ٔ برهان چ معین و جغرافیای ایران تألیف بارتولد ترجمه ٔ حمزه سردادور صص 270 - 275 و مراصدالاطلاع و اخبار دولت سلجوقی و شدالازار و تاریخ ادبیات برون و لباب الالباب و تاریخ عصر حافظ و آتشکده ٔ آذر و جغرافی غرب ایران و تاریخ مغول اقبال و تاریخ صنایع ایران و مرآت البلدان ج 1 ص 327، 346، 348، 386، 404، 416، 417، و ج 4 ص 99 و قاموس الاعلام ترکی و حدود العالم و معجم البلدان و راهنمای تاریخی آذربایجان و ایران در زمان ساسانیان ص 239 و یشتها چ بمبئی ص 250، 328 و مزدیسنا صص 202 - 238 و کرد رشید یاسمی و عیون الانباء و ایران باستان ج 3 ص 2374 و تاریخ الحکماء قفطی صص 7 - 254 و التفهیم بیرونی و روضات ص 91 و تذکرةالملوک چ 2 ص 58 و 72 و تاریخ سیستان ص 405 و سفرنامه ٔ ناصرخسرو ص 7، 8 و ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 13 و تاریخ شاهی و احوال و اشعار رودکی و مجالس النفائس و فیه مافیه و حبیب السیر چ خیام و غزالی نامه ص 250، 275، 297 و سبک شناسی بهار ج 3 و مجمل التواریخ گلستانه و تاریخ غازان و تاریخ گزیده و جامعالتواریخ رشیدی وتاریخ جهانگشای ج 1 و 2 و نزهةالقلوب و شهریاران گمنام و جغرافیای سیاسی کیهان و طبقات سلاطین اسلام ترجمه ٔ اقبال و سفرنامه ٔ ابن بطوطه شود.

معنی تبریز به فارسی

تبریز
شهریست مرکز آذربایجان شرقی استان سومجمعیت آن بالغ بر ۵۹۸/۵۷۶ تن . این شهر مکرر پایتخت پادشاهان بوده و ابنیه و آثار معروفی داشته که بسبب هجوم خارجیان و زلزله غالبا خراب شده . آب و هوای آن معتدل و سردسیری است . تلخه رود و مهرانرود از آن میگذرند . دارای معادن زغال سنگ زرنیخ و نمک میباشد.
شعبه ای موسیقی .
سفره یا میز و کرسی یا نام شعبه از موسیقی .
از طرف وزارت فرهنگ در سال ۱۳۲۶ ه. ش . در تبریز تاسیس گردید و شامل دانشکده ها و موسسات ذیل است :ادبیات دانشسرای عالی پزشکی و داروسازی کشاورزی فنی و آموزشگاه عالی پرستاری وابسته به دانشگاه. این دانشگاه اکنون آذر آبادگان نامیده می شود .

معنی تبریز در فرهنگ معین

تبریز
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بیرون آوردن ، آشکار کردن ، پیشی گرفتن . ۲ - (اِ.) نام مرکز استان آذربایجان شرقی .

تبریز در دانشنامه اسلامی

تبریز
تَبْریز، مرکز استان آذربایجان شرقی و شهرستانی به همین نام در آن استان می باشد.
این شهرستان با ۱۹/۱۶۷‘۲ کمـ ۲ وسعت، از شمال به شهرستان ورزقان، از شمال غربی و غرب به شهرستان شبستر، از شمال شرقی به شهرستان هریس، از شرق به شهرستان بستان آباد، و از جنوب به شهرستان اسکو محدود است. شهرستان تبریز براساس تقسیمات کشوری سال ۱۳۸۴ش متشکل از دو بخش به نام های مرکزی به مرکزیت شهر تبریز، و خسروشهر (خسروشاه سابق) به مرکزیت خسروشهر و ۶ دهستان و ۴ شهر به نام های تبریز، باسمنج، سرد رود و خسروشهر است. شهرستان تبریز در ناحیه ای نیمه کوهستانی ـ نیمه جلگه ای واقع است. جلگه وسیع تبریز به شکل مثلثی است که قاعده آن حاشیه شرق دریاچه ارومیه، و دو ضلع دیگر آن فصل مشترک جلگه با منطقه کوهستانی عینالی (عون بن علی) با روند شمال غربی به جنوب شرقی و بلندی های پایانه توده آتشفشانی سهند با روند شمال شرقی به جنوب غربی است. بدین ترتیب، منطقه شهرستان تبریز یک جلگه میان کوهی به شمار می آید که به سمت غرب و شمال غرب از بریدگی های بلندی های آن کاسته می شود و محور بزرگ آن از شمال شرق به جنوب غرب امتداد دارد و شیب ملایم آن ۳٪ تا ۴٪، و ارتفاع متوسط آن ۳۵۰‘۱ متر از سطح دریا ست. با توجه به تحولات ساختمانی و مُرفوکلیمایی این جلگه، عوارض و عناصر قابل تشخیص آن به دو گونه هستند که به نواحی مرتفع و مناطق کم ارتفاع و مسطح می توان تقسیم کرد. میشوداغ (کوه میشو) در جنوب و جنوب غربی شهرستان مرند (شمال جلگه تبریز)، و شمال دریاچه ارومیه جلگه های تبریز و مرند را از همدیگر جدا می سازد و در منطقه صوفیان در فاصله ۳۰ کیلومتری تبریز توسط تپه ماهورهایی به موروداغ می پیوندد. در سمت شمال شرقی تبریز موروداغ قرار دارد و بلندترین نقطه آن ۲۱۰‘۲ متر است. جهت گیری این کوهستان شرقی ـ غربی است.حد جنوبی جلگه و شهرستان تبریز کوه سهند است. این کوه که از کوهستان های منفرد ایران به شمار می آید، یک توده آتش فشانی خاموش است که ۳ قله مخروطی نزدیک به هم دارد. بلندترین قله آن جام داغ با ارتفاع ۷۱۰‘۳ متر است. در دامنه های کوه سهند برخی چشمه های آب گرم وجود دارد. با این که سهند اکنون دارای یخچال های طبیعی نیست، ولی آثار یخچال های دیرین در آبریز شمالی قللی که در تبریز نمایان هستند، دیده می شود، چنان که در سلطان کوه با ارتفاع ۳۰۰‘۳ تا ۴۰۰‘۳ متر یک محوطه یخچالی در سر بالایی قریه آستاری نمودار است. دامنه های سهند از ارتفاع ۵۰۰‘۲ متر به پایین پوشیده از چراگاه های طبیعی و غنی است که محل ییلاق عشایر آذربایجان است. وسعت این مراتع در حدود ۵۰۰‘ ۵۵۷ هکتار برآورد شده است. شهرستان تبریز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه قرار دارد و به لحاظ موقعیت توپوگرافی و گستره های کوهستانی، شرایط خاص اقلیمی و نزولات جوی، از جریان های سطحی دائمی و فصلی متعدد برخوردار است که مهم ترین آن ها عبارت اند از:۱- آجی چای، یا تلخه رود:این رودخانه با ۲۶۵ کمـ درازا مهم ترین رودخانه از جریان های سطحی منطقه، و بزرگ ترین رودخانه شهرستان و شهر تبریز است. آجی چای از ارتفاعات سبـلان و گردنـه نیر (میــان راه سراب و اردبیل) سرچشمه می گیرد و با عبور از جلگه سراب و پس از دریافت رواناب های جاری از ارتفاعات بزقوش، قوشا داغ و سهند در جهت عمومی شرقی ـ غربی، از شمال شرقی وارد جلگه تبریز می شود و با ادامه راه در این جلگه و برخورد با مناطق باتلاقی، در امتداد جاده تبریز ـ آذرشهر به سمت جنوب غربی جریان می یابد و درحوالی گاوگان در محل داش کَسَن به دریاچه ارومیه می ریزد. برخی از ریزابه های این رودخانه از اراضی گچی و نمکی عبور می کند و مقادیر بسیاری املاح همراه خود می آورد که سبب شوری آن می شود و استفاده آبیاری از آن را غیر از فصول سیلابی ناممکن می سازد. در حوالی تبریز دو پل بر روی این رودخانه وجود دارد: یکی در راه ارسباران در قریه ونیار، و دیگر پلی بزرگ در سمت شمال شهر در نزدیکی شهید مدنی تبریز">فرودگاه تبریز که با سنگ و آجر ساخته شده است و تا چندی پیش تنها پل بر سر راه تبریز ـ مرند بود و امروز جزئی از آثار تاریخی محسوب می شود و عبور و مرور از روی آن صورت نمی گیرد و در نزدیکی آن پل بزرگ دیگری ساخته شده است.۲- مهران رود، یا مهرانه رود، میدان چای:این رودخانه به درازای ۶۱ کمـ از ارتفاعات شمالی سهند مانند کمال داغی و شِرشرِ داغی سرچشمه می گیرد و در جهت شمال جریان می یابد. این رود از به هم پیوستن ۳ ریزابه به نام های توله سرچای، بارالی چای و باغچه دره سی تشکیل، و پس از عبور از دره با سمنج وارد جلگه تبریز می شود و سرانجام در نزدیکی پل فرودگاه به آجی چای می پیوندد. ۳- لیقوان رود:این رودخانه از کوه های سهند سرچشمه می گیرد و پس از مشروب کردن اراضی زراعی لیقوان در نزدیکی باسمنج به مهران رود می پیوندد. ۴- رودخانه گماناب، یا کومورچای:این رودخانه از ارتفاعات کسبه و آغ داش سرچشمه می گیرد و در جهت شمال به جنوب جریان می یابد. طول رودخانه تا تبریز ۴۲ کمـ ، و منبع تأمین آب آن ذخایر برفی و چشمه سارهاست. ۵- آب نهند:این رودخانه از یکی از شاخه های قراداغ به نام کوه کسبه سرچشمه می گیرد و به سوی جنوب سرازیر می شود و در نزدیک روستای نهند شعبه دیگری به آن می پیوندد و سپس در نزدیکی پل ونیار به آجی چای می ریزد. امروزه سدی بر روی آن بسته شده است که بخشی از آب آشامیدنی شهر تبریز از آن تأمین می شود.در شهرستان تبریز ذخایر آب های زیرزمینی فراوانی وجود دارد. ۴۰۰ رشته قنات در این شهرستان شناسایی شده است که ۳۶۱ رشته از آن ها دایر و فعال است. شهرستان تبریز از نظر اقلیمی از مناطق سردسیر کشور به شمار می آید و دارای زمستان هایی سرد و تابستان هایی معتدل است.بیشتر بارش های شهرستان تبریز ناشی از ورود توده هوای مدیترانه ای است. همچنین ورود جریان هوایی اطلس شمالی نیزبا سرمای شدید و بارش برف همراه است. موقعیت دره تبریز و کوه های مرتفعی که این دره را در برگرفته اند و جبهه هوای سردی که از شمال غرب آذربایجان به جلگه تبریز وارد می شود، از دیگر عوامل مؤثر در بارش های این شهرستان هستند.متوسط بارندگی سالانه شهرستان تبریز ۳/۲۶۱ میلی متر است. هوای منطقه از رطوبت نسبی کمی برخوردار است. متوسط رطوبت نسبی آن ۵۱٪ است. تبریز یکی از مناطق بادخیز به شمار می آید. بررسی جریان وزش باد به لحاظ جهات جغرافیایی، سرعت و دفعات وزش باد در طی ۱۰ سال (۱۳۷۱تا ۱۳۸۱ش) نشان می دهد که بادهای محلی با شدت و ضعف از تمامی جهات به سوی شهر می وزند. معروف ترین آن ها باد شرقی است که در تمامی طول سال از سمت شرق می وزد و دیگری باد شمال شرق است که از نظر دفعات و شدت وزش، از تمامی بادهای زمستانی بیش تر است. از جمله بادهای محلی تبریز آق یِل (باد سفید) است که در اسفندماه می وزد و ذوب برف ها را تسریع می نماید و دیگر بادِ مِه است که سرد است. باد نامنظم دیگری نیز وجود دارد که هنگام وزش، هوای تبریز را آلوده می کند و گرد و غبار بر روی شهر می گستراند؛ این باد را گِچی قران (بُزکُش) گویند. اقلیم تبریز در نواحی شمالی شهر نیمه خشک سرد، و در قسمت جنوب در دامنه های سهند نیمه خشک تا مرطوب است. شهرستان تبریز به عنوان یکی از قطب های صنعتی و تجارتی کشور، و به سبب موقعیت و جایگاه جغرافیایی از لحاظ حمل و نقل از اهمیت و موقعیت ویژه ای برخوردار است. وجود مبادی ورودی و خروجی شهرستان از طریق حمل و نقل جاده ای و راه آهن، ارتباط با استان های هم جوار و نوار مرزی با کشورهای همسایـه، ارتباط با استان های جنوبی کشور از طریق جاده تبریز ـ تهران، و ارتباط از مرز بازرگان با کشور ترکیه، مهم ترین شبکه ارتباطی ایران با کشورهای اروپایی است. همچنین محور تبریز ـ جلفا نیز ارتباط ورود و خروج استان را از طریق جلفا، نوردوز و خداآفرین، با کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان برقرار می سازد. شهرستان تبریز دارای یک فرودگاه است که در ۱۳۳۶ش احداث شده، و از ۱۳۷۰ش به سطح فرودگاه بین المللی ارتقا یافته است. همچنین شبکه راه آهن، ارتباط شهرستان را از طریق تبریز ـ جلفا به مرز جمهوری خودمختار نخجوان، و از طریـق تبریز ـ صوفیان ـ رازی به مرز ترکیه، و همچنین از طریق شبکه سراسری به تهران و نقاط دیگر کشور تأمین می کند. برآوردهای مطالعاتی و نتایج دو سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال های ۱۳۶۵ و ۱۳۷۵ش نشان می دهد که جمعیت این شهرستان به طور مداوم در حال افزایش بوده است. این افزایش نه تنها در نقاط شهری، بلکه در نقاط روستایی نیز مشهود بوده است. شرایط اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی این شهرستان و وجود شهر تبریز موجب شده است که از تراکم نسبی بالایی برخوردار باشد، چنان که جمعیت نسبی در ۱۳۷۵ش به ۹۶/۵۸۱ تن در هر کم ۲ رسیده است. جمعیت شهرستان تبریز (بر اساس محدوده تقسیمات کشوری ۱۳۸۰ش) در سرشماری عمومی ۱۳۷۵ش، ۱۲۸‘۳۲۱‘۱ تن بوده است. از این شمار ۱۵۴‘۲۲۷‘۱تن در شهرها، و ۹۷۴‘ ۹۳ تن در روستاها ساکن بوده اند. مردم شهرستان تبریز به زبان ترکی با گویش آذری (آذربایجانی) سخن می گویند و زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کاربرد دارد. بیش از ۹۰٪ از جمعیت ساکن در این شهرستان به زبان ترکی گفت و گو می کنند. مردم تبریز مسلمان و بیش تر شیعه امامی هستند. از جمعیت تبریز اندکی نیز ارمنی و آشوری اند. اقتصاد شهرستان تبریز بر پایه تجارت، صنعت، کشاورزی، باغ داری و دامداری استوار است. بنا بر برآورد مرکز آمار ایران در ۱۳۸۲ش در شهرستان تبریز ۵۴۹‘۱۹ واحد کارگاهی فعال بوده که ۸۶/ ۵۸٪ از کارگاه های صنعتی استان است. در شهرستان تبریز ۴ شهرک صنعتی با مساحت ۲۵۱ هکتار دایر است. صنایع دستی از دیگر بخش های اقتصادی این شهرستان است. قالی بافی، معرق کاری، سفالگری، گلیم بافی و طراحی قالی از مهم ترین فعالیت های این بخش است. فرش های تبریز از نظر نوع بافت، طرح و رنگ، در میان صنعت فرش بافی ایران ممتاز است و بازار جهانی دارد.در شهرستان تبریز هنوز معادن فلزات شناسایی نشده، و معادن موجود بیش تر مربوط به مصالح ساختمانی و سنگ های تزیینی است. این مصالح ساختمانی شامل پوکه معدنی، تراورتن، سنگ لاشه و گرانیت است.
جغرافیای شهر تبریز
این شهر در °۳۸ و ´ ۳ عرض شمالی و °۴۶ و ´۱۵ طول شرقی، در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال شرقی دریاچه ارومیه، و نیز ۵۰ کیلومتری دامنه شمالی رشته کوه سهند در بخش میانی استان واقع شده است.تبریز بزرگ ترین و پرجمعیت ترین شهر در شمال غرب و غرب ایران است و از لحاظ سیاسی، بازرگانی، صنعتی، نظامی و فرهنگی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.در سرشماری آبان ماه ۱۳۷۵ این شهر دارای ۰۴۳‘۱۹۱‘۱ تن جمعیت بوده است. تبریز به سبب برخورداری از موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مناسب یکی از جاذب ترین و مهاجرپذیرترین شهرهای استان است و با ۰۶/۲٪ نرخ رشد جمعیت، بالاترین میزان نرخ رشد جمعیت را در میان شهرهای استان آذربایجان شرقی دارا ست. شهر تبریز به شکل جلگه میان کوهی یا چاله نسبتاً بزرگی است که از ۳ طرف جنوب، شمال و شرق به وسیله رشته کوه های سهند در جنوب، پکه چین (۵۰۰‘۲ متر) در شمال شرقی، بابا باغی (۳۰۰‘۲ متر) و عینالی یا سرخاب (۸۰۰‘۱ متر) در شمال شرقی و شمال احاطه شده، و از جانب غرب به اراضی هموار و شوره زاری که مخروط افکنه آجی چای به وجود آورده، محدود است. دو رودخانه آجی چای و مهران رود در تبریز جریان دارند. آجی چای در جهت شرقی ـ غربی جاری است و پس از قطع عینالی در ایستگاه آخوله وارد دشت تبریز می شود (دنباله مقاله)، مهران رود را در تبریز میدان چای می نامند. این رود پس از ورود به تبریز در جهت شرق به غرب، و پس از عبور از محلات شمال شرق و شمال مانند باغمیشه، بیلان کوه (ولیان کوه)، ششکلان، امیرخیز و چوست دوزان در نزدیکی فرودگاه به آجی چای می پیوندد. این رودخانه شهر تبریز را به دو بخش شمال و جنوب تقسیم می کند و چندین پل بر روی آن بسته شده است که از شرق به ترتیب این هاست:۱- پل میدان شهید فهمیده؛۲- پل قدیم محله قله؛۳- پلی در خیابان آب رسانی شمالی؛۴- پل قدیم معروف به پل سنگی در محله ای به همین نام؛۵- پل منصور (بهشتی)؛۶- پل قدیم و جدید قاری در ششکلان؛۷- پلی در خیابان فلسطین (ملل متحد سابق)؛۸- پل منجم؛۹- پل جدیدالاحداث کمربندی.بستر این رود عموماً در تابستان خشک و حتی انباشته از زباله است. شهر تبریز دارای آب و هوای معتدل مایل به سرد است. میانگین حداکثر دما °۹/۱۷+ و میانگین حداقل آن °۶/۶- سانتی گراد است و میانگین بارندگی سالانه آن ۳۰۸ میلی متر، و روزهای یخ بندان آن نیز حدود ۱۰۲ روز است.
حوادث طبیعی و آسیب ها
در این بخش به حوادث طبیعی و آسیب ها از قبیل زمین لرزه ها سیل ها و بیماری ها و ... که در تبریز اتفاق افتاده است پرداخته می شود.
← زمین لرزه ها
...
تبریز
جمعیت تبریز در سال ۱۳۹۰ خورشیدی بالغ بر ۱٬۴۹۴٬۹۹۸ نفر بوده که این رقم با احتساب جمعیت ساکن در حومهٔ شهر به حدود ۱٬۸ میلیون نفر می رسد.[ تبریز در سال ۱۵۰۰ و در زمان پایتختی صفویان به عنوان پنجمین شهر بزرگ جهان شناخته می شده است. این شهر همچنین بزرگ ترین، مهم ترین و متجددترین شهر ایران در عصر قاجار بوده است. امروزه زبان محاوره در بین مردمان تبریز زبان ترکی آذربایجانی و لهجهٔ تبریزی است. برخی اسناد و شواهد تاریخی نشان می دهد که تا سده یازدهم هجری زبان آذری، شاخه ای از زبانی ایرانی، در این شهر تکلم می شده است. تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته است. این شهر از سمت شمال به کوه های پکه چین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوه های باباباغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه های کوه سهند محدود شده است. آب و هوای تبریز در زمستان ها بسیار سرد و در تابستان ها خشک و گرم است.
یاقوت حموی در «معجم البلدان» گزارش می دهد که نام شهر در زمان دیدار یاقوت از تبریز در زبان محلی «تِبریز» تلفظ می شده است. با توجه به این، مینورسکی معتقد است که تلفظ تِبریز باید به گویش ایرانی آذری قدیم تعلق داشته باشد. این گویش به گویش های موسوم به گویش های ایرانی جنوب دریای خزر وابسته است؛ یا به احتمال بیش تر، تلفظ تِبریز معرب شدهٔ نام شهر در باب فِعلیل (در زبان عربی) است. هم چنین شیوهٔ نگارش نام این شهر در زبان ارمنی و تجزیه و تحلیل صیغهٔ ارمنی، نمایانگر وابستگی واژهٔ تَوریژ به «زبان پهلوی شمالی» می باشد. مینورسکی در پایان چنین نتیجه می گیرد که این مسئله نشان می دهد که ریشهٔ نام شهر به زمان های بسیار دور تا اوایل سلسلهٔ ساسانی یا شاید قبل از اشکانیان برمی گردد.
بنابر گفتهٔ مصطفی مؤمنی در دانشنامهٔ جهان اسلام، اهالی بومی آذربایجان تبریز را توری (چشمه یا رود گرم) می خوانده اند. تا اوایل سدهٔ چهاردهم خورشیدی نیز روستاییان اطراف تبریز این شهر را توری می نامیده اند. حتی در حال حاضر مردمان «قنبرآباد» در اطراف تبریز به این شهر توری می گویند. در نوشته های کهن (برای نمونه ابوالفدا) نام این شهر به شکل «تُوریز» آمده و هنوز هم در زبان های کردی و تاتی «توریز» و «تُوْری» به کار می رود.
عده ای از شرق شناسان و منابع کهن، نام شهر را دارای ریشه ای کهن در پارسی میانه و کهن و مرتبط با گرما و فعالیت های گرمایی کوه سهند دانسته اند. هم چنین منابع ارمنی که نام شهر را در سدهٔ پنجم (یا چهارم) میلادی، «تورژ» و «تَوْرِش» دانسته اند و به فارسی هم تَورز تلفظ کرده اند و با توجه به معنای متداول فارسی «تب ریز» و «تب پنهان کن» و احتمالاً نام تبریز «پنهان کنندهٔ تف و گرما» و با «جنبش های آتشفشانی کوه سهند» مرتبط بوده است. دانشنامهٔ بریتانیکا نیز نظری مشابه دارد و تبریز را در اصل «تپ + ریز» می داند، چیزی که باعث روان شدن گرما می شود و احتمالاً به خاطر چشمه های آب گرم اطراف آن است.
در مورد نام شهر توجیه مصطلح ولی عامیانهٔ دیگری وجود دارد؛ از جمله این که زبیده زن هارون الرشید به بیماری تب نوبه مبتلا شده بود؛ چند روزی در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دل انگیز آن جا بیماری وی زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را «تب ریز» بگذارند. هرچند احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان توجیهات از این دست را عامیانه و نادرست می داند.
شماری از محققان بر این عقیده اند که دژ «تارویی–تارمکیس» که نام آن در کتیبهٔ سارگن دوم (پادشاه آشور در بین سال های ۷۰۵ تا ۷۲۱ پیش از میلاد مسیح) آمده، در محل شهر کنونی تبریز قرار داشته است. در کتیبهٔ سارگن دوم این دژ را دژی بزرگ و آباد و دارای باروی تودرتو وصف شده است. این دژ بنابر نوشته های کتیبهٔ سارگن، محل نگه داری اسب های ذخیرهٔ سواران اورارتو بوده که در حملهٔ آشوری ها ویران شده است. اما این ارتباط تبریز با شهرها و قلعه های دوران مادها، مورد اختلاف بین محققین است.
در کتاب تاریخ ایران (چاپ دانشگاه کمبریج) آمده که تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بنا شده یا به احتمال بیش تر در سدهٔ هفتم این واقعه روی داده است. شهر کنونی تبریز برروی خرابه های شهر «تَوْرِژ» (بارها) بنا شده است. تورژ یکی از بااهمیت ترین مراکز بازرگانی منطقه بوده و به عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب اهمیت فراوانی داشته است. این شهر در زمان حکمرانان اشکانی تبار ارمنستان، پایتخت این منطقه بوده است.
ولادیمیر مینورسکی در دانشنامهٔ اسلام بیان می کند، این داستان که شاه اشکانی تبار ارمنستان به خاطر انتقام کشته شدن اردوان (آخرین پادشاه اشکانی) به دست اردشیر بابکان (بنیان گذار سلسلهٔ ساسانی) تبریز را اشغال کرده و این شهر را پایتخت ارمنستان قرار داده، تنها براساس نوشته های واردان (تاریخ نگار ارمنی در سدهٔ چهاردهم میلادی) در منابع قدیمی به چنین چیزی اشاره نشده و این روایت ریشه ای عامیانه دارد.
اَنْجُمَن تَبْریْز، نهادی سیاسی در تبریز که در دورۀ مجلس اول و نیز پس از انحلال آن در انقلاب نقش مهمی ایفا کرد.
انجمن ها نهادهایی بودند سیاسی که در آستانۀ انقلاب مشروطیت در ایران پیدا شدند. این نهادها به نظری بر اساس الگوی «ساویت» (شورا) هایی که انقلابیون روسی در سال های نخست سدۀ ۲۰م و در جریان انقلاب ۱۹۰۵م روسیه برپاداشتند، پدید آمده اند.
Iranica، ج۲، ص۷۷.
در آستانۀ انقلاب مشروطه، گذشته از وجود انجمن های سیاسی چون «کمیتۀ انقلاب»
ملک زاده، مهدی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج۲، ص۵-۱۹، تهران، ج ۲، ۱۳۲۹، ج ۵، ۱۳۲۸ش.
در این میان، با وجود صدور فرمان مشروطه در اواسط جمادی الآخر ۱۳۲۴ در تهران و آغاز کار تدوین «نظامنامۀ انتخابات» و توشیح آن در ۱۹ رجب از سوی مظفرالدین شاه، دربار هنوز از دادن آگاهی دربارۀ آنچه که در تهران اتفاق افتاده بود، جلوگیری می کرد و «در شهرها همچنان آیین خودکامگی به کار بسته می شد» و چنان می نمود که دولت درصدد آن است که اگر تواند، بساط مشروطه را «از تهران نیز برچیند».
کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، ج۱، ص۱۱۸-۱۲۵، تهران، ۱۳۴۶ش.
...
تَبْریز، روزنامه ای سیاسی و خبری که به زبان فارسی و در فاصلۀ سال های ۱۳۲۸ق/۱۹۱۰م و دست کم تا اواخر دهۀ ۴۰ش، منتشر می شد.
روزنامه تبریز در سه دورۀ جداگانه در شهر تبریز منتشر می شد:
← دوره اول
(۱) اسناد، سازمان اسناد ملی ایران، شعبۀ تبریز.(۲) اسنادی از مطبوعات ایران و دولت کودتا، مرکز اسناد ریاست جمهوری، تهران، ۱۳۸۳ش.(۳) براون، ادوارد، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ۱۳۳۷ش.(۴) برزین، مسعود، شناسنامۀ مطبوعات ایران، تهران، ۱۳۷۱ش.(۵) بیات، کاوه و مسعود کوهستانی نژاد، اسناد مطبوعات، تهران، ۱۳۷۲ش.(۶) تبریز (روزنامه)، تبریز، شماره های مختلف.(۷) روستایی، محسن و غلامرضا سلامی، اسناد مطبوعات ایران، تهران، ۱۳۷۶ش.(۸) صدرهاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، ۱۳۶۴ش.(۹) کهن، گوئل، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران، تهران، ۱۳۶۲ش.(۱۰) مجیدی، موسی، تاریخچه و تحلیل روزنامه های آذربایجان، ۱۲۳۰-۱۳۸۰، تهران، ۱۳۸۲ش.
کتاب ِ تبریز در نهضت تنباکو تألیف صمد سرداری نیا، پژوهشگر تاریخ در قرن ِ معاصر است.واقعه ی نهضت تنباکو یکی از رویداد های مهم و نقطه ی تحوّلی در تاریخ کشور ماست، زیرا نخستین خیزش ملّت ایران، علیه استعمار غرب می باشد. مؤلف در این کتاب نقش تبریز و اندیشه های نهضت تنباکو به رهبری میرزای شیرازی را بررسی کرده است. و به تبیین ابعاد تاریخی _ اجتماعی ِ این نهضت مهم شیعی پرداخته است. و مسأله ی استعمار و استبداد ِ دشمنان ایران اسلامی را بررسی کرده است.
3. موقعیّت و نظام سیاسی ایران در آستانه نهضت
4. موقعیّت سیاسی اجتماعی آذربایجان در آستانه نهضت
5. نقش روزنامه اختر در افشای امتیاز نامه
8. اعزام امین حضور به تبریز
9. وحشت استبداد و استعمار از قیام مردم تبریز
10. رژی نمی تواند در تبریز یار گیری کند
زبان و ادب فارسی از سده ۵ ق/۱۱م در آذربایجان و به تَبَع آن در تبریز آرام آرام رواج یافت و از مراکز برجسته فرهنگ و ادب ایران گردید.
شعر و ادب فارسی دری که با ظهور رودکی، پدر شعر فارسی، ملقب به سلطان شاعران، استاد مقدم شاعـران ماوراء النهر و سخن سرایی دیگر سخن سَرایان عصر سامانی (۲۶۱- ۳۸۹ق/۸۷۵- ۹۹۹م) در ماوراء النهر و خراسان بزرگ بسط و استقرار و رواج و رسمیت تمام یافت، به تدریج از خراسان و ماوراء النهر، به دیگر نواحی ایران جغرافیایی و فرهنگی و نیز به شبه قاره هند و چین و برخی دیگر از نقاط جهان رسید و قبول عام یافت و رفته رفته بر گسترش و کمال آن افزود. زبان و ادب فارسی از سده ۵ق/۱۱م در آذربایجان و به تَبَع آن در تبریز که شهری زیبا و پرجمعیت، و به تعبیر شاعرانه دارای فرّ فردوس و شعشعه عرش رحمان، با عنوان دارالسلام و دارالملک، و دوستی اش آمیخته با جان بود، آرام آرام رواج یافت و از مراکز برجسته فرهنگ و ادب ایران زمین گردید.
حاکمیت سبک خراسانی
تبریز مرکزی که به قول ریپکا نه فقط از حیث شمار بسیار ادیبان و دانشمندان که نخستین فرد آن قطران بود، بلکه بیش تر از جهت کیفیت ممتاز آنان در ادبیات حائز اهمیت است. این مرکزیت، چونان دیگر مراکز فرهنگی و ادبی ایران تا روزگار حاضر پایید. از این رو، می توان سیر تاریخی زبان و ادب فارسی را در تبریز، در ۴ دوره، بدین شرح بحث و بررسی کرد:دوره اوّل (سده ۵ق) که ادامه دوران حاکمیت سبک خراسانی است، شعر و ادب فارسی که در ماوراء النهر و خراسان آغاز شده بود، پیش از آن که به ری، اصفهان، فارس و دیگر نواحی ایران برسد، به تبریز رسید و در آن شهر، آن سان که می بایست، بالید و گسترش یافت. به گواهی تاریخ ادبیات فارسی، آغاز گر شعر و ادب در تبریز و به طور کلی در آذربایجان، قطران تبریزی (همین مقاله) (د ۴۶۵ق/۱۰۷۳م) بود. ظهور قطران در تبریز (که بر طبق اسناد موجود بایسته است تا او را آدم الشعـرای دیار آذربایجان بـه شمار آوریم) گـویـای ایـن حقیقت است که فرهنگ و ادب فارسی دری، حداقل، از سده ۵ق در آذربایجان و به تَبَع آن در تبریز رواج و رونق داشته است که اگر چنین نبود، به حکم اصل عقلی سنخیت علت و معلـول، شاعـر و ادیبـی بزرگ چـون قطران (کـه بـه قـول ناصرخسرو شعر (دری) نیک می گفت ) و به تأیید محققان و منتقدان قدیم و جدید، در زمینه شعر و ادب فارسی پایگاهی بلند و ارجمند داشت و به القابی چون شرف الزمان و امام الشعرا ملقب بود، در آن سامان تربیت نمی شد؛ چرا که لازمه ظهور هر پدیده، از جمله ظهور بزرگان دانش و ادب، وجود عوامل و زمینه هایی است، به عنوانِ علت که تا محقق نشود، معلول که همانا تولد بزرگان دانش و ادب در جامعه است، تحقق نخواهد یافت.تعلق قطران به طبقه دهقانان و تصریح وی بدین موضوع، یعنی «یکی دهقان بدُم شاها شدم شاعر ز نادانی» که سرگذشت فرخی سیستانی (همین مقاله) را تداعی می کند و روی آوردن وی از دهقانی به شاعری، امری است که از نفوذ شعـر و ادب فارسـی حتی در میان عامه مردم آذربایجـان (که دهقانان نیز در شمار آنان بوده اند) حکایت می کند و اگر دهقان را در معنای خُرده مالک و صاحب زمین تفسیر کنیم و قطران را چونان فردوسی (همین مقاله) (که از دهاقین طوس بود ) از دهاقین آذربایجان به شمار آوریم، نفوذ و حضور شعر و ادب در طبقه دهاقین آذربایجان مسلم می گردد.این امر در کنار یکی از القاب قطران، یعنی لقب «فخر الشعرا» که شاعر، خود نیز بدان تصریح می کند و خویش را فخر الشعرا می خواند و خطاب به ممدوح خود می سراید: «فخر الامرایی تو و فخر الشعرا من»، گذشته از آن که اشارتی هست به شاعران ماوراء النهر و خراسان، مُثبِت وجود شاعرانی در دیار آذربایجان و اران و شروان نیز هست که قطران فخر آنان محسوب می شده است. این سخن که شهـرت یکی از سلسلـه های محلی آذربایجان موسوم به روّادیان، به سبب حضور برخی از شاعران در دستگاه آنان است، مؤید مدعای ما تواند بود. کاروان شعر و ادب که در آذربایجان و اران و شروان به کاروان سالاری قطران به راه افتاد، چونان کاروانی که پیش تر در ماوراء النهر و خراسان به کاروان سالاری رودکی حرکت کرده بود، پس از گذشتن از منازل سده های مختلف به روزگار ما رسید.
ظهور سبک عراقی
دوره دوم (از سده ۶ تا اواخر سده ۹ق) که دوران شکل گیری و ظهور سبک عراقی (همین مقاله) و دوران حاکمیت این سبک بر شعر و ادب فارسی است، تبریز غالباً از مراکز مهم شعر و ادب فارسی شمرده می شده است. با فرارسیدن سده ۶ق، تحول در سبک شعر و ادب فارسی آغاز شد و عوامل گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، آرام آرام، به مثابه علل ناقصه گرد آمد و زمینه پدید آمدن سبکی دیگر را (که سبک عراقی نام گرفت) فراهم آورد. حمله مغولان به ماوراء النهر و خراسان به عوامل مختلف تغییر سبک پیوست و علت تامه این دگرگونی تحقق یافت و سبک خراسانی (همین مقاله) جای خود را یکسره به سبک عراقی داد. در طول سده ۶ق شاعران آذربایجان و اران و شروان که نام آوران آنان عبارت اند از فلکی شروانی (د ۵۷۷ق/۱۱۸۱م)، مجیر بیلقانی (د ۵۷۷ق)، خاقانی (د ۵۹۵ق/ ۱۱۹۹م) و نظامی (د۵۹۹ق/۱۲۰۳م)، شیوه ای میانه سبک پیشین و سبک پسین در پیش گرفتند. بدین معنا که زبانشان به زبان شاعران سبک خراسانی می مانست و از نظر فکر و اندیشه و نیز از جهت مختصات ادبی، آثارشان به آثار برآمده از سبک عراقی نزدیک می شد و چنین بود که زمینه های پیروزی و تسلط سبک عراقی بر سبک خراسانی (که در سده ۷ق تحقق یافت) در آذربایجان و اران و شروان فراهم می آمد.در سده ۷ق/۱۳م، تبریز پایتخت فرمانروایی وسیع ایلخانیان مغول قرار گرفت و بیش از پیش عظمت و اعتبار یافت. این عظمت و اعتبار در زمان وزارت خواجه رشید الدین فضل الله (مق ۷۱۸ق/۱۳۱۸م) به اوج رسید.
← ظهور مجموعه سفینه تبریز
...



تبریز در دانشنامه ویکی پدیا

تبریز
در سال ۲۴۴ هجری قمری و در زمان حکومت ابوالفضل جعفر متوکل (خلیفهٔ عباسی) تبریز با خاک یکسان شد و تا پیش از پایان حکومت متوکل دوباره بازسازی گردید.
در سال ۴۳۴ هجری قمری تبریز از زمین لرزه سخت آسیب دید. منجمی به نام «ابوطاهر شیرازی» نیز این زمین لرزه را پیش بینی کرده ود. در سفرنامه ای که از ناصر خسرو برجای مانده، به این زمین لرزه اشاره شده است:
تبریز ( تلفظ راهنما·اطلاعات) کلانشهری در منطقه آذربایجان ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر، بزرگ ترین قطب اقتصادی منطقهٔ آذربایجان ایران و مناطق آذری نشین بوده و مرکز اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می شود.
بیشینه: ۱۸+ C°
شهر تبریز است و جان قربان جانان می کند سرمهٔ چشم از غبار کفش مهمان می کند
عکس تبریز
واژهٔ تبریز در موارد زیر کاربرد دارد:
تبریز؛ یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی در شمال غرب کشور.
شهرستان تبریز؛ یکی از شهرستان های نوزده گانهٔ استان آذربایجان شرقی در شمال غرب ایران.
بخش مرکزی شهرستان تبریز؛ یکی از بخش های دوگانهٔ شهرستان تبریز در مرکز استان آذربایجان شرقی.
قالی تبریز؛ یکی از قالی های ایرانی بافت تبریز.
من تبریز؛ واحد اندازه گیری.
بازار تبریز؛ یکی از بزرگ ترین و مهم ترین بازارهای سرپوشیده در سطح ایران و قارهٔ آسیا
تبریز کوچه سی؛ یکی از محله های بناب در جنوب غرب استان آذربایجان شرقی.
تبریزخاتون؛ یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان دیواندره در شمال استان کردستان.
برده رش تبریزخاتون؛ یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان دیواندره در شمال استان کردستان.
تبریزک (ماه نشان)؛ نام روستایی در شهرستان ماهنشان، استان زنجان.
تبریزک (بویین زهرا)؛ نام روستایی در شهرستان بوئین زهرا، استان قزوین.
الم لی تبریز؛ نام روستایی در شهرستان پارس آباد، استان اردبیل.
تبریزآباد؛ نام روستایی در شهرستان قم، استان قم.
تبریز در مه مجموعه تلویزیونی به کارگردانی محمدرضا ورزی و بازی کوروش تهامی، جمشید مشایخی، محمد مطیع، محمدرضا شریفی نیا، حسام نواب صفوی، الهام حمیدی، داریوش کاردان، رزیتا غفاری، سعید امیرسلیمانی، ارژنگ امیرفضلی، سیدجواد هاشمی، ژیلا سهرابی، زهیر یاری، حسین محب اهری، شهرام عبدلی، امیر دژاکام، چنگیز وثوقی، ولی الله مؤمنی، امیریل ارجمند، رامین راستاد، کمند امیرسلیمانی، کامران تفتی، عنایت بخشی، رضا فیاضی، علیرضا علیا، لیلا زارع زاده، امیر مهدی کیا، علی کریمی پور و فقیه سلطانی است. همچنین نقدهایی به تحریف تاریخ در این سریال شده است.
مجموعه" تبریز مه آلود" به" تبریز در مه "تغییر نام داد, خبرگزاری مهر
ادامه تصویربرداری «تبریز مه آلود» در شهرک غزالی + ... - HiPersian.com
«تبریز مه آلود» در کاخ گلستان, خبر آنلاین
این مجموعه تلویزیونی تاریخی ماجرای جنگ های ایران و روسیه را در زمان فتحعلی شاه قاجار و عباس میرزا به تصویر کشیده است و روایت گر جنگ های این دو کشور از آغاز تا مرگ عباس میرزا است. از شهرک سینمایی غزالی جهت تصویربرداری این سریال استفاده شده است. مکان هایی مثل تالار بزرگ تبریز، میدان بزرگ شهر، مسجد جامع، دارالحکومه (کاخ عباس میرزا)، دروازه ورودی شهر، چند منزل و تکیه و غیره، از جمله لوکیشن هایی است که به شکل دکور در شهرک سینمایی غزالی بازسازی شده است. این سریال در شهریور ماه ۱۳۹۶ از شبکه آی فیلم پخش شد.
جمشید مشایخی در نقش میرزا عیسی فراهانی
محمدرضا شریفی نیا در نقش فتحعلی شاه قاجار
آلبوم تبریز در مه موسیقی و آوازهای مجموعهٔ تلویزیونی تبریز در مه با صدای سالار عقیلی و علی خدایی است. موسیقی این اثر تنظیم حسین فاضل و آهنگساز آن بابک زرین است. برخی از اشعار این آلبوم، از جمله ترانه های «وطنم» و «وطن»، سروده افشین یداللهی است. این آلبوم موسیقی با شماره ۱۳۸۷۹ در کتابخانهٔ ملی ایران به ثبت رسیده است.
این آلبوم از ۲۷ قطعه تشکیل شده است که برخی از قطعات با صدای سالار عقیلی و به زبان فارسی است و برخی از قطعات با صدای علی خدایی و به زبان ترکی خوانده شده است.
تبریز در مه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تبریز در مه (آلبوم)
تبریز در مه (ترانه)
قطعه وطنم ای شکوه پابرجا با صدای سالار عقیلی
تبریز در مه یا وطنم ای شکوه پا بر جا نام قطعه ای موسیقی به خوانندگی سالار عقیلی است. موسیقی این اثر تنظیم حسین فاضل و آهنگساز بابک زرین است. این قطعه به عنوان تیتراژ سریال تبریز در مه مورد استفاده قرار گرفت.
سالار عقیلی این قطعه را تاکنون در چندین کنسرت و به همراه ارکستر سمفونیک تهران اجرا کرده است.
متن آهنگ تبریز در مه
تبریز مه آلود (دومانلی تبریز) رمان عاشقانهٔ آذربایجانی است که توسط محمد سعید اردوبادی نوشته شده است. داستان اصلی این رمان در تبریز و در طی جنبش مشروطهٔ ایران و اشغال تبریز بدست قوای روس در اوایل سدهٔ بیستم اتفاق می افتد. عمده تمرکز کتاب شامل وقایع انقلاب مشروطه در پشت داستانی عاشقانه است.
تبریز در مه (مجموعه تلویزیونی)
این رمان در اصل به زبان ترکی آذربایجانی نوشته شده و سپس دو بار به زبان فارسی ترجمه شده است؛ یک بار توسط سعید منیری و پس از آن توسط رحیم رئیس نیا. در ترجمهٔ رئیسی نیا مترجم روایت داستان را با منابع معتبر تاریخی مقایسه کرده و برخی از مطالب کتاب را مورد انتقاد قرار داده است. کتاب از زبان اول شخص است که خواننده در انتهای کتاب به هویت وی پی میبرد. سوای داستان رمانتیک راوی، شرح جزء به جزء وقایع مشروطه و اشغال تبریز بدست قوای روس در سال های بعد از مشروطه می پردازد. به همراه تحلیل از دیدگاه شخصی با آرمان های سوسیالیستی در خلال داستان به چشم می خورد .
به جز اغراق افراطی تأثیر انقلاب سرخ کمونیستی روسیه، بقیهٔ کتاب بیش تر با شواهد تاریخی برابری می کند. اردوبادی همچنین تلاش و نقش معلم آمریکایی مدرسهٔ مموریال تبریز -هوارد باسکرویل- در جنبش های آزادی بخش مردم ایران را در طی انقلاب مشروطه کشته شد را نادیده گرفته و به جای وی دختری امریکایی را جایگزین کرده که درکی درست از انقلاب ندارد.
تبریز کوچه سی یکی از محله های اصیل و تاریخی منطقهٔ گزاوشت شهر بناب در جنوب استان آذربایجان شرقی است. بنابر اعتقاد برخی، در گذشته راه قدیم تبریز از این محله عبور می کرده و علاوه بر آن، شماری از اهالی تبریز نیز به این محله کوچیده بودند و به همین دلیل، این محله به تبریز کوچه سی مشهور گشته است.
میانگین دمای تبریز در تیرماه (گرم ترین ماه سال) ۲۵٫۴ درجهٔ سانتی گراد، در دی ماه (سردترین ماه سال) ۲٫۵- درجهٔ سانتی گراد، در فروردین ماه ۱۰٫۵ درجهٔ سانتی گراد و در مهرماه ۱۴٫۱ درجهٔ سانتی گراد و میانگین سالانهٔ دما ۱۱٫۹ درجهٔ سانتی گراد است.
میانگین بارندگی سالیانهٔ تبریز مانند بیش تر شهرهای ایران بسیار اندک و در حدود ۳۳۰٫۱ میلی متر در سال است. معمولاً در طول فصل تابستان، میزان بارندگی بسیار ناچیز بوده و به ندرت بارش رخ می دهد.
میانگین بارش در تبریز در زمستان ۱۱۳٫۳ میلی متر، در بهار ۱۲۱٫۸ میلی متر، در تابستان ۲۰٫۷ میلی متر و در پاییز ۷۴٫۳ میلی متر است. تعداد روزهای یخ بندان در طول سال به طور متوسط ۱۰۸٫۲ روز است که عموماً از اواخر پاییز تا اواخر زمستان را دربر می گیرد.
نوسان بارندگی سالانه از ۵۱۳٫۳ میلی متر در سال های پربارش تا حداقل ۱۹۲٫۴ میلی متر در سال های کم بارش گزارش شده که خطر سال های سیلابی و خشک سالی روشن می گردد. گزارش های تاریخی از دوران مغول تا سدهٔ حاضر بیانگر خسارت های عمده ای است که سیلاب های سنگین -که عموماً در اواخر بهار و اوایل تابستان اتفاق می افتند- به شهر وارد کرده اند.
آتش سوزی بازار تبریز در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۸۸ خورشیدی حوالی ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه به وقوع پیوست. در جریان این حادثه بخش هایی از راستهٔ تاریخی «ایکی قاپیلار» که مرکز فروش انواع پوشاک و لوازم آرایشی می باشد، دچار آتش سوزی شد. علت احتمالی وقوع این حادثه، واژگونی چراغ علاءالدین در یکی از مغازه های این راسته بوده است.
گزارش تصویری از آتش سوزی بازار تبریز
آتش نشانی تبریز در ساعت ۱۷ و ۵۵ دقیقهٔ روز چهارشنبه ۱۳ آبان، خبری مبنی بر وقوع آتش سوزی در محدودهٔ بازار تبریز دریافت می کند. بلافاصله نیروهای امدادی از ایستگاه های شمارهٔ ۱ (خاقانی)، شمارهٔ ۳ (یکه دکان ها) و شمارهٔ ۱۱ (راسته کوچه) به محل حادثه اعزام می شوند؛ ولی باتوجه به اعلام وضع فوق العاده و وسعت آتش سوزی در محدودهٔ بازار، تمامی ۱۴ ایستگاه آتش نشانی شهر تبریز به محل حادثه می شتابند. سرانجام در ساعت ۲۴ همین روز مأموران آتش نشانی متشکل از ۱۵۰ نفر آتش نشان و ۵۰ دستگاه خودروی آتش نشانی موفق به مهار آتش سوزی می شوند؛ البته در جریان این حادثه، ۸ نفر از آتش نشانان زخمی شده و به مراکز درمانی منتقل شدند.
علت اصلی وقوع این حادثه اعلام نشده است؛ ولی به احتمال زیاد سرنگونی چراغ خوراک پزی در یکی از مغازه های راستهٔ ایکی قاپیلار و به دنبال آن انفجارهای پی درپی که ناشی از سوختن مواد اشتعال زا مانند ادکلن، اسپری و عطر در این مغازه و مغازه های پیرامون آن بوده اند، علت وقوع این حادثه می باشد.
شهر تبریز بر دامنهٔ کوه سرخاب واقع گشته که به قولی نامش (توریس یا تاوریس) برگرفته از نام این کوه سرخ فام بوده است. این شهر به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و طبیعی از اهمیت بالای اقتصادی و سیاسی برخوردار است و پیدایش تمدن های باستانی نظیر سان ها و مادها در دوره های پیش از تاریخ گواهی این ادعا است.
تاریخ هجده سالهٔ آذربایجان.
کاوش های اخیر باستان شناسی در محوطهٔ مسجد کبود وجود تمدن و فرهنگ بیش از ۴٬۵۰۰ ساله را در این شهر به اثبات رسانده و در صورت کشف محل دژ (تاروئی تارماکیس) در محدودهٔ فعلی شهر تبریز بر اهمیت تاریخی آن افزوده خواهد شد.
براساس نوشته های مورخان و جهان گردان در سده های بعد از اسلام، تبریز نه تنها از شهرهای مهم و معتبر آذربایجان، بلکه از شهرهای مهم کشور نیز بوده است. عبور جاده ابریشم از نزدیکی آن موجب شکوفایی اقتصادی و فرهنگی گردیده و ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجبات تغییر و تحول فرهنگ، تمدن و آداب و رسوم مردم این سرزمین گردیده و مقدمات ایجاد بسیاری از علوم، مکاتب، موسسات و نهادهای مدنی برای اولین بار در کشور را به ارمغان آورده است و نام شهر تبریز را به عنوان «شهر اولین ها» در کشور بلند کرده است. اولین مدرسه، اولین کتابخانه، اولین بیمارستان، اولین نشریه، اولین تئاتر، اولین بلدیه و... در این شهر بوده است.
آثار باستانی و تاریخی متعدد نظیر ربع رشیدی، ارگ تبریز، مسجد کبود، بازار تبریز، کاخ شهرداری تبریز، ایل گلی، مقبرةالشعرا و ... در تبریز قرار گفته اند.
مختصات: ۳۸°۰۴′۲۰٫۶۳″ شمالی ۴۶°۱۷′۱۸٫۰۵″ شرقی / ۳۸٫۰۷۲۳۹۷۲°شمالی ۴۶٫۲۸۸۳۴۷۲°شرقی / 38.0723972; 46.2883472بازمانده های ارگ تبریز بریده شده از نقاشی سراسر نمایی از شهر تبریز به سال ۱۶۷۳ میلادی.   خرابه های ارگ به سال ۱۸۴۰.   طرحواره ارگ تبریز، ۱۸۸۷.   ارگ تبریز در دوران قاجار.   پرچم ایالات متحده بر فراز کنسول ایالات متحده در نزدیکی ارک به سال ۱۹۱۱.   ارگ تبریز در دوران قاجار.
ارگ تبریز (ارگ علی شاه) به بازمانده های ایوان جنوبی ارگ علیشاه در شهر تبریز گفته می شود. بنای نخستین ارگ به سده هشتم هجری بازمی گردد که بنای بزرگ ناتمامی با هدف اولیه ساخت مسجد ساخته شد. در سال های بعد با استفاده از دیواره های به جا مانده از بنای نخستین مسجد، قلعه ای نظامی به جای آن ساخته شد که سال ها به عنوان باروی نظامی و بخش جنوبی دیوار شهر مورد استفاده قرار گرفته است. استفاده از این بنا به عنوان قلعه نظامی به ویژه در دوران قاجار تا پایان دولت خود مختار مشهود بوده است. در زمان حکمرانی سلسله قاجار با افزودن پیوست های گوناگون از جمله کارخانه ریخته گری توپ، عمارت کلاه فرنگی و ساختمان سربازخانه بنای نظامی تکمیل شد. بخش های اضافه شده به دیوارهای نخستین در دوران پهلوی تخریب شد و بخش هایی نیز در دوران پس از انقلاب تخریب گردید.
امروزه تنها دیواره جنوبی ارگ پا بر جا مانده است که در ساعاتی از روز برای بازدید عموم آزاد است. محوطه اطراف ارگ در دهه های پس از انقلاب دستخوش تغییرات زیادی شد که برای احداث مصلی در نظر گرفته شد. در فضای پیرامون ارگ مسجد بزرگی بنام مصلی بزرگ تبریز بنا شده که بخشی از فضای دیداری ارگ را تهدید کرده. از این مصلی در مراسم گوناگون دولتی و در روزهای جمعه برای برگزاری نماز جمعه استفاده می شود.
این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۷۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۳۸°۱′۵۹٫۷۳″ شمالی ۴۶°۱۷′۵۶٫۲۶″ شرقی / ۳۸٫۰۳۳۲۵۸۳°شمالی ۴۶٫۲۹۸۹۶۱۱°شرقی / 38.0332583; 46.2989611
دهکده المپیک تبریز
ورزشگاه یادگار امام تبریز
پیست دوچرخه سواری یادگار امام تبریز
استخر یادگار امام تبریز نام یک استخر در حال احداث برای مسابقات قهرمانی شنا در دهکده المپیک تبریز می باشد. ساخت این در سال ۲۰۱۲ میلادی ۴۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است، در طرح این استخر ظرفیت ۷٬۰۰۰ نفر برای تماشاگران در نظر گرفت شده است. در طرح این استخر از استخر المپیک مونیخ الهام گرفته شده است.
اشغال تبریز در چندین مورد به تصرف شهر تبریز توسط قوای روس اطلاق شده است. ممکن است به موارد زیر اشاره کند:
اشغال تبریز به دست قوای روسیه در جنگ ایران و روس (۱۸۲۶ تا ۱۸۲۸)
اشغال تبریز (۱۲۹۰)
اشغال تبریز (۱۲۹۷–۱۲۹۳)
الم لو تبریز روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان پارس آباد، بخش اصلاندوز، دهستان قشلاق غربی قرار دارد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این روستا ۲۲۹ نفر با ۳۶ خانوار بوده است.
انجمن ایالتی تبریز یا انجمن ایالتی آذربایجان یا به اختصار انجمن تبریز سازمان مردم نهادی بود که در جریان جنبش مشروطیت در تاریخ ۵ مهر ماه ۱۲۸۵ تشکیل، و بمدت بیش از پنج سال کلیه فعالیت های سیاسی، اجتماعی و حکومتی تبریز و شهرستان های اطراف آن را عهده دار بود. این انجمن با فعالیت های خود و تجهیز مردم و فشار سیاسی به دولت مرکزی، نقش اساسی در جنبش مشروطه و خنثی سازی کارشکنی های محمدعلی شاه و احیاء مشروطیت، داشت. فعالیت انجمن تبریز با ورود قوای روس و اشغال تبریز در ۲۸ آذر ۱۲۹۰ عملاً پایان یافت و بعضی اعضاء آن در تهران و در انجمن های «تبریز» و «دموکرات» و در مجلس دوم فعال بودند.
از تجار و روشنفکران: میرزا خداداد حکاکباشی - میرزا حسین عدالت - سید حسن تقی زاده - علی خان تربیت - میرزا آقا فرشی - بصیرالسلطنه - حاج علی دوافروش - علی مسیو - سید محمد شبستری - مهدی کوزه کنانی - حاج رسول صدقیانی - محمد سلماسی - میرزا محمود اسکوئی - علیقلی ضفرف.
از روحانیان: میرزا حسن مجتهد - شیخ سلیم - ثقةالاسلام تبریزی - میرهاشم تبریزی - میرزا حسین واعظ - ابوالحسن چایکناری - میرزا ابراهیم آقا - میرزا جواد ناصح زاده - جعفر گنجه ای.
شروع فعالیت رسمی انجمن از پنجشنبه ۵ مهرماه ۱۲۸۵ (۸ شعبان ۱۳۲۴) و خاتمه دوره اول همزمان با واقعه به توپ بستن مجلس در ۲ تیر ۱۲۸۷ (۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶).
جنبش مشروطیت خواهی و خیزش مردمی در تهران از اواخر سال ۱۳۲۳ قمری به تکامل خود نزدیک می شد. سخنرانی های روشنفکران و مجالس وعظ روحانیان در محرم و صفر و تحصن روحانیان موافق و روشنفکران در حرم عبدالعظیم حسنی نقطه اوج این خیزش بود.
با وجودی که بیش از یکماه از صدور فرمان مشروطیت می گذشت ندای آزادی خواهی و عدالت خواهی به دلیل خشونت و خودکامگی محمدعلی میرزا ولیعهد کمی با تأخیر به تبریز رسید اما بسیار واکنش شدید و گسترده ای در شهر ایجاد نمود و در ابتدای امر تقریباً تمام روشنفکران و متجددین و روحانیان در آن شرکت جستند. پس از گردهمایی های متعدد و سخنرانی سخنوران و نیز تحصن عده ای از فعالان عدالتخواه در کنسولگری انگلیس، مظفرالدین شاه مجبور شد در تلگرافی به ولیعهد مراتب موافقت خود با تشکیل مجلس شورای ملی را اعلام نماید.
فهرست انواع آش های سنتی تبریز :
قوروت آش (آش کشک)
یوغورت آش (آش ماست)
بامادور آشی (آش گوجه فرنگی)
آبغورا آشی (آش آبغوره)
اوماج آشی (آش اوماج)
قوروت قیله آشی (آش قیله کشک)
اریک الچه آشی (آش زردآلو و گوجه سبز )
سیرکه شیره لی آش (آش سرکه و شیرین)
شیله
ترشولی آش
تندیر آشی
داش کلم بورانیسی
مرجمک شیله سی(شیله عدس)
مختصات: ۳۸°۰۴′۱۹٫۴۹″ شمالی ۴۶°۱۳′۴۲٫۹۵″ شرقی / ۳۸٫۰۷۲۰۸۰۶°شمالی ۴۶٫۲۲۸۵۹۷۲°شرقی / 38.0720806; 46.2285972
ایستگاه راه آهن تبریز در سال ۱۲۹۵ خورشیدی با بهره برداری از محور تبریز-جلفا به طول ۱۴۹ کیلومتر در تبریز افتتاح شد؛ و پس از آن در سال ۱۳۳۷ خورشیدی محور تبریز-تهران به طول ۷۴۸ کیلومتر به بهره برداری رسید.
طراح اولیه این ایستگاه معمار فرانسوی فرنان پویون می باشد. طراح ساختمان جدید این ایستگاه حیدر غیایی بوده است. این ساختمان در اسفند ماه ۹۵ به ثبت ملی رسید. از ویژگی های برجستهٔ ایستگاه راه آهن تبریز می توان به حمل و نقل بین المللی کالا به ترکیه و اروپا از طریق محور تبریز-رازی، حمل و نقل بین المللی کالا به جمهوری خودمختار نخجوان از طریق محور تبریز-جلفا و تنها خط برقی راه آهن در ایران (خط برقی تبریز-جلفا) اشاره کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های تبریز

تبریز، از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی.
• -> قطران تبریزی
• «مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربیع الاول سنهٔ اربع و ثلاثین و اربعمائه (۴۳۴) و در ایام مسترقه بود پس از نماز خفتن. بعضی از شهر خراب شده بود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیده بود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شده بودند؛ و در تبریز قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک می گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی دانست. پیش من آمد دیوان منحیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود از من بپرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند.» -> سفرنامه ناصرخسرو، ناصرخسرو قبادیانی

ارتباط محتوایی با تبریز

تبریز در جدول کلمات

یکی از شهرهای جدید استان آذربایجان شرقی که در جنوب غربی تبریز واقع شده
سهند
یکی از شیرینی های سنتی شهر تبریز که مردم در زبان محلی به آن (لوکا) می گویند
یکی از شیرینی های سنتی شهر تبریز که مردم در زبان محلی به آن «لوکا» می گویند
نوقا
از آثار باستانی تبریز معروف به ( فیروزه اسلام)
مسجد کبود
از شیرینی های تبریز و مخصوص ماه رمضان
رشته ختایی

تبریز را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

اصالت ١٨:٠٩ - ١٣٩٧/٠٢/١٩
تبریز قبلا نامش آتورپاتگان بوده است
|

بێهڕاد سابڵاغی موکریانی کوردی ٢٢:٢١ - ١٣٩٧/١٢/٢٤
به کوردی میگیم ته ورێز(سابقا تاوڕێژ(
|

محمد ١٩:٠٦ - ١٣٩٨/٠٣/١٢
در کتیبه های اشوری از این شهر باعنوان(تفریش)یاد شده
|

سعید ٢٢:٤٨ - ١٣٩٨/٠٥/١٦
شهری در آذربایجان شرقی با مردمی بسیار مودب و با معرفت این شهر شهر اولین هاست به قول بسیاری این منطقه خواستگاه زبان پهلویست هر چند الان جملگی ترک زبان هستند تبریز به دلیل بسیار سرد بودن در گذشته تقریبا هیچ بیماری ویروسی و باکتریائی در آن دوام نمیاورد به تبریز مشهور شده است در برخی از کتب به نام توری هم آورده شده است مسلما تومیریس و تاوریژ کلمات من ذر آوردی می باشد
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تبریز مناطق دیدنی   • موزه آذربایجان تبریز   • درباره تبریز   • شهر تبریز   • باغ گلستان تبریز   • تبریز ایران مناطق دیدنی   • کوه عینالی تبریز   • نقشه شهر تبریز   • معنی تبریز   • مفهوم تبریز   • تعریف تبریز   • معرفی تبریز   • تبریز چیست   • تبریز یعنی چی   • تبریز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تبریز
کلمه : تبریز
اشتباه تایپی : jfvdc
آوا : tabriz
نقش : اسم خاص مکان
عکس تبریز : در گوگل


آیا معنی تبریز مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )