انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 986 100 1

تبعید

/tab'id/

مترادف تبعید: اخراج، جلای وطن، راندن، طرد، نفی بلد، دور کردن، طرد کردن، تغریب

برابر پارسی: دورکردن، بیرون کردن، دور کردن

معنی تبعید در لغت نامه دهخدا

تبعید. [ ت َ ] (ع مص ) دور کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (از ناظم الاطباء): بعده تبعیداً؛ دور کرد او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کسی را از وطنش بیرون کردن بجهت جرم سیاسی و غیر آن. (این معنی ) برای لفظ تبعید جدید است و بعد از انعقاد سلطنت مشروطه در ایران پیدا شد. (فرهنگ نظام ). دورکردگی و اخراج و بجای دورفرستادگی و اخراج از شهر و بلد. (ناظم الاطباء). رجوع به تبعید کردن شود.

معنی تبعید به فارسی

تبعید
دورکردن، نفی بلدکردن، کسی راازشهربیرون کردن
۱- ( مصدر ) دور کردن راندن ( از شهر و جایی ) . ۲- ( اسم ) نفی بلد. جمع : تبعیدات .
( مصدر )نفی بلد گردیدناز شهر و دیار خود رانده شدن .
( صفت ) نفی بلد گردیدهاز شهر و دیار خود رانده . جمع : تبعید شدگان.
( مصدر ) کسی را از شهر و دیاری وی راندن نفی بلد کردن .

معنی تبعید در فرهنگ معین

تبعید
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - دور کردن ، راندن . ۲ - کسی را از شهر بیرون کردن ، به جاهای دوردست فرستادن .

معنی تبعید در فرهنگ فارسی عمید

تبعید
۱. بیرون کردن کسی از محل اقامت خود و به جای دیگر فرستادن، به عنوان نوعی مجازات، نفی بلد.
۲. دور کردن.

تبعید در دانشنامه اسلامی

تبعید
تبعید (تَغْریب؛ نَفی بَلَد) یعنی بیرون کردن بزه کار از محلّ زندگی یا محلّ ارتکاب بزه و یا محلّ اجرای حد که از آن در باب حدود سخن رفته است.
تبعید، از ریشه «ب ـ ع ـ د» و در لغت به معنای دور کردن است.
معنای اصطلاحی تبعید
این واژه در زبان فارسی در اصطلاح فقه و حقوق عبارت است از بیرون کردن مجرم از محل ارتکاب جرم یا اقامت گاه وی و به تعبیر دیگر، مجازاتی است که به موجب آن فرد مجرم از اقامت در وطن و شهر خود ممنوع شده، برای مدتی معین به سکونت در محلی دیگر محکوم گردد. این اصطلاح ظاهراً پس از مشروطه در ایران رواج یافته و امروزه در متون قانونی بسیار متداول است.
کاربرد تبعید در متون فقهی
در متون فقهی کاربرد دو اصطلاح «تغریب» و «نفی» (یا نفی بلد) به همین معنا بسیار شایع تر بوده است.
تبعید در یونان باستان
...
تبعید، بیرون راندن مجرم از محل ارتکاب بزه یا از اقامتگاه وی است، که غالبا در قدیم یکی بوده است.
تبعید، از ریشه «ب ـ ع ـ د» و در لغت به معنای دور کردن است.
تبعید در اصطلاح
تبعید در اصطلاح یعنی بیرون راندن کسی از شهر یا آبادی معین به نقطۀ دیگر از کشور است که غالبا به صورت اقامت اجباری در نقطۀ معین یا ممنوعیت از اقامت در محل معین اعمال می گردد. اجبار کردن شخصی توسط یک حکومت برای زندگی در یک محل خاص را تبعید می نامند. در زمان تبعید شخص باید خود را به طور دائم به مقامات تعیین شده معرفی کند و نباید در تمام مدت زمان تبعید اقدام به ترک محل تبعید نماید.
تبعیدگاه
مرکز یا مؤسس های است که از طرف دولت به منظور نگهداری مجرمین به عادت یا افراد شرور تاسیس گردیده است.
تبعیدی
...
تبعید امام خمینی به پاریس
تبعید حضرت امام (رحمة الله علیه) به پاریس در سیزدهم مهر ماه با افشاگری حضرت امام علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون و اقدام رژیم پهلوی به تبعید ایشان آغاز گردید.
سیزدهم مهرماه مصادف است با سالروز تبعید حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) به پاریس. تبعید حضرت امام (رحمة الله علیه) با افشاگری حضرت امام علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون و اقدام رژیم پهلوی به تبعید ایشان آغاز گردید به طوریکه کماندوهای مسلح با محاصره منزل امام خمینی (رحمة الله علیه)، ایشان را به تهران منتقل و سپس با یک فروند هواپیمای نظامی تحت الحفظ ماموران امنیتی و نظامی به ترکیه تبعید نمودند. اقامت امام در ترکیه یازده ماه طول کشید و ایشان در روز سیزدهم مهر ماه سال ۱۳۴۴ به همراه فرزندشان آیت الله حاج آقا مصطفی از ترکیه به تبعید گاه دوم، کشور عراق اعزام شدند. یکی از مهمترین اهداف رژیم از تبعید امام خمینی (رحمة الله علیه) به عراق تداوم جدایی میان رهبری و ملت به پا خاسته و منزوی ساختن امام (رحمة الله علیه) در فضای غیر سیاسی حوزه نجف بود بر خلاف نقشه های رژیم، امام (رحمة الله علیه) در نجف موقعیت خود را نثبیت کرد و ارتباط منظم و مستمری را با مبارزان و قشرهای مختلف برقرار نمود و بعد از رحلت آیت الله حکیم مرجعیت ایشان در داخل و خارج ایران فراگیر شد؛ و حکومت پهلوی تمامی برنامه های خود را برای به انحراف کشاندن نهضت و کمرنگ کردن فعالیت سیاسی امام (رحمة الله علیه) نقش بر آب می دید.
پیام دولت عراق به امام
از طرف دیگر رژیم ایران و عراق که در سال ۱۳۵۳ طبق قرارداد الجزایر اختلافات خود را کنار گذاشته بودند و روابط دوستانه آنها روند رو به رشدی پیدا کرده بود، بر این مبنا فشارها و محدودیت هایی را بر امام شروع کردند. در این راستا دولت عراق آقای «دعایی» را به بغداد احضار کرد و از او خواست که پیامی را به این مضمون به امام (رحمة الله علیه) برساند که «ما در عین اینکه به شما احترام می گذاریم، ولی به خاطر روابط با شاه محذوراتی داریم و از این رو از شما می خواهیم که رعایت بکنید و فعالیت ها به صورت علنی نباشد».حضرت امام با شنیدن این پیام فرمودند : «این آغاز کار است شما به بعثی ها بگویید من چنین چیزی را نمی پذیرم. من نمی توانم ساکت باشم و در ایران کسانی که به من اعتقاد دارند، مبارزه کنند و خون بدهند، اگر آنان نمی خواهند من این جا باشم، می روم جای دیگر و حرفم را می زنم»بعثی ها در راستای این محدودیت ها جزوه ی حکومت اسلامی امام (رحمة الله علیه) را در عراق جمع آوری کردند و چند نفر از یاران امام (رحمة الله علیه) را دستگیر کردند. اقدامات رژیم عراق در ایران و جهان بازتاب گسترده ای داشت. علمای داخل کشور و برخی مجامع بین المللی نسبت به این اقدام رژیم عراق اعتراضات گسترده ای کردند. ماموران رژیم عراق دلیل فشار و سخت گیری خود را توافقات فی ما بین دولتین ایران و عراق ذکر کردند و در نهایت در دیدار وزرای خارجه ایران وعراق تصمیم به اخراج امام خمینی (رحمة الله علیه) از عراق گرفته شد.به دنبال تشدید این محدودیت ها، امام (رحمة الله علیه) پاسپورتشان را به آقای «دعایی» دادند که اجازه ی خروج از عراق را بگیرد. امام (رحمة الله علیه) ابتدا تصمیم گرفتند که به سوریه بروند اما به خاطر وجود تضادهایی بین عراق و سوریه امکان داشت عراقی ها مانع شوند؛ بنابراین تصمیم گرفتند ابتدا به کویت بروند و سپس از کویت به سوریه.
جلوگیری از ورود به کویت
رژیم شاه با اطلاع از مقصد امام (رحمة الله علیه) مبنی بر عزیمت به طرف کویت، تلاش گسترده ای را برای جلوگیری از ورود امام (رحمة الله علیه) به کویت آغاز کرد و دولت کویت را تحت فشار گذاشت. مقامات کویت در جواب سفیر شاه در کویت گفتند: آنها به دلیل اینکه در دعوتنامه، نام خمینی نبوده است و نام مصطفوی ذکر شده است، در ابتدا متوجه نشدند. (دعوتنامه ای که آقای «مهری» نماینده امام (رحمة الله علیه) در کویت برای امام (رحمة الله علیه) فرستاده بود، تحت عنوان «روح الله مصطفوی» فرزند «مصطفی» بود.) امیر کویت با اطلاع از قضیه، شخصا دستور جلوگیری از ورود ایشان را به کویت صادر کرده است. بعد از این فشارها دولت کویت امام (رحمة الله علیه) را به آن کشور راه نداد و امام (رحمة الله علیه) و یارانش به بصره برگشتند و در نهایت امام (رحمة الله علیه) با پیشنهاد فرزند خود «حاج احمد آقا خمینی» تصمیم گرفتند به پاریس هجرت کنند و سرانجام در صبحگاه ۱۳ مهر ۱۳۵۷ به اتفاق تنی چند از یارانش به بغداد راهی شد و از فرودگاه بغداد به سوی پاریس هجرت کرد.
ورود به پاریس
...
دشمنی و مخالفت بنی نضیر با خدا و رسول خدا صلی الله علیه وآله، باعث بروز جنگ با مسلمانان شد و در نتیجه سبب این شد که مسلمانان به دستور خداوند آنان را از خانه و کاشانه شان اخراج و تبعید کنند.
اخراج و تبعید بنی نضیر از دیار خویش، به امر خدا بود:هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتـب من دیـرهم لاول الحشر...او کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین برخورد (با مسلمانان ) از خانه هایشان بیرون راند!... .
← سبب نزول آیه
تبعید بنی نضیر در جنگ با مسلمانان از خانه و کاشانه خود، سرنوشت حتمی آنان بود:هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتـب من دیـرهم لاول الحشر ما ظننتم ان یخرجوا... • ولولا ان کتب الله علیهم الجلاء لعذبهم فی الدنیا ولهم فی الاخرة عذاب النار.او کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین برخورد (با مسلمانان) از خانه هایشان بیرون راند! گمان نمی کردید آنان خارج شوند... و اگر نه این بود که خداوند ترک وطن را بر آنان مقرر داشته بود، آنها را در همین دنیا مجازات می کرد و برای آنان در آخرت نیز عذاب آتش است! خداوند کسی است که کافران اهل کتاب را در اولین اجتماع و برخورد با مسلمانان از خانه هایشان بیرون کرد! (هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتاب من دیارهم لاول الحشر). سپس می افزاید: شما هرگز گمان نمی کردید که آنها از این دیار خارج شوند و آنها نیز گمان داشتند که دژهای محکمشان از شکست آنها و عذاب الهی مانع می شود (ما ظننتم ان یخرجوا و ظنوا انهم مانعتهم حصونهم من الله). آنها چنان مغرور و از خود راضی بودند که تکیه گاهشان دژهای نیرومند و قدرت ظاهریشان بود، این تعبیر آیه نشان می دهد که یهود بنی نضیر در مدینه از امکانات وسیع و تجهیزات فراوانی بهره مند بودند، به گونه ای که نه خودشان باور می کردند به این آسانی مغلوب شوند و نه دیگران، ولی از آنجا که خدا می خواست به همه روشن سازد که چیزی در برابر اراده او قدرت مقاومت ندارد حتی بدون آنکه جنگی رخ دهد آنها را از آن سرزمین بیرون راند! لذا در ادامه آیه می فرماید: اما خداوند از آنجا که گمان نمی کردند به سراغشان آمد، و در قلبشان وحشت و ترس افکند. آیه بعد می افزاید: اگر نه این بود که خداوند بر آنها مقرر داشته بود که جلای وطن کنند و منطقه را ترک گویند آنها را در همین دنیا مجازات می کرد (و لولا ان کتب الله علیهم الجلاء لعذبهم فی الدنیا) بدون شک جلای وطن و رها کردن قسمت عمده سرمایه هایی که یک عمر فراهم کرده بودند خود برای آنها عذابی دردناک بود، بنابراین منظور از جمله فوق این است که اگر این عذاب برای آنها مقدر نشده بود عذاب دیگری که همان قتل و اسارت به دست مسلمانان بود بر سر آنها فرود می آمد، خدا می خواست آنها در جهان آواره شوند، و ای بسا این آوارگی برای آنها دردناکتر بود، زیرا هر وقت به یاد آن همه دژها و خانه های مجلل و مزارع و باغات خود می افتادند که در دست دیگران است و خودشان بر اثر پیمان شکنی و توطئه بر ضد پیامبر خدا صلی الله علیه وآله در مناطق دیگر محروم و سرگردانند گرفتار آزار و شکنجه های روحی فراوانی می شدند. آری خدا می خواست این گروه مغرور و فریبکار و پیمان شکن را گرفتار چنین سرنوشت دردناکی کند. اما این تنها عذاب دنیای آنها بود، لذا در پایان این آیه می افزاید: و برای آنها در آخرت نیز عذاب آتش است (و لهم فی الآخرة عذاب النار). چنین است دنیا و آخرت کسانی که پشت پا به حق و عدالت زنند و بر مرکب غرور و خود خواهی سوار گردند.
نخستین اخراج جمعی یهودیان
تبعید و بیرون راندن بنی نضیر، نخستین اخراج دسته جمعی یهودیان از مدینه بود:هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتـب من دیـرهم لاول الحشر...او کسی است که کافران اهل کتاب را در نخستین برخورد (با مسلمانان) از خانه هایشان بیرون راند!... . کلمه حشر به معنای بیرون کردن است اما نه بیرون کردن یک نفر، بلکه یک جمعیت، و نه به اختیار، بلکه به اجبار. و اضافه اول الحشر اضافه صفت به موصوف، و به معنای حشر اولی است. و لام در لاول به معنای (فی- در) است، و معنای آیه این است که: خدای تعالی همان کسی است که یهودیان بنی النضیر را برای اولین بار از جزیرة العرب از خانه و زندگیشان بیرون کرد. حشر در اصل به معنی حرکت دادن جمعیت و خارج ساختن آنها از قرارگاهشان به سوی میدان جنگ و مانند آن است، و منظور از آن در اینجا اجتماع و حرکت مسلمانان از مدینه به سوی قلعه های یهود، و یا اجتماع یهود برای مبارزه با مسلمین است، و از آنجا که این نخستین اجتماع در نوع خود بود در قرآن به عنوان لاول الحشر نامیده شده، و این خود اشاره لطیفی است به برخوردهای آینده با یهود بنی نضیر و یهود خیبر و مانند آنها.
زمینه تبعید بنی نضیر
...
یکی از دستورات خداوند در قرآن برای مجازات محاربان تبعید است.
تبعید، کیفر سلاح برکشیدن، بدون ارتکاب قتل و غارت محارب می باشد:انما جزؤا الذین یحاربون الله ورسوله... او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا...کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند... و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست... . در روایتی امام رضا علیه السّلام در تفسیر آیه یاد شده می فرماید: تبعید برای فردی است که شمشیر بکشد و با خدا و رسول محاربه نماید و فساد انگیزی او بدون قتل و غارت باشد. این آیه در حقیقت بحثی را که در مورد قتل نفس در آیات سابق بیان شد تکمیل می کند و جزای افراد متجاوزی را که اسلحه بروی مسلمانان می کشند و با تهدید به مرگ و حتی کشتن، اموالشان را به غارت می برند، با شدت هر چه تمامتر بیان می کند، و می گوید: کیفر کسانی که با خدا و پیامبر به جنگ بر می خیزند و در روی زمین دست به فساد می زنند این است که یکی از چهار مجازات در مورد آنها اجراء شود: نخست اینکه کشته شوند، دیگر اینکه به دار آویخته شوند، سوم این که دست و پای آنها به طور مخالف (دست راست با پای چپ) بریده شود، چهارم اینکه از زمینی که در آن زندگی دارند تبعید گردند.منظور از محاربه با خدا و پیامبر آن چنان که در احادیث اهل بیت وارد شده و شأن نزول آیه نیز کم و بیش به آن گواهی می دهد این است که:کسی با تهدید به اسلحه به جان یا مال مردم تجاوز کند، اعم از اینکه به صورت دزدان گردنه ها در بیرون شهرها چنین کاری کند و یا در داخل شهر، بنابراین افراد چاقوکشی که حمله به جان و مال و نوامیس مردم می کنند نیز مشمول آن هستند.ضمنا جالب توجه است که محاربه و ستیز با بندگان خدا در این آیه به عنوان محاربه با خدا معرفی شده و این تاکید فوق العاده اسلام را درباره حقوق انسانها و رعایت امنیت آنان ثابت می کند.
کیفر محارب
تبعید، یکی از کیفرهای چهارگانه (قتل، به دار آویختن، قطع دست و پا، تبعید) محاربه با خدا و رسولش در دنیا است:انما جزؤا الذین یحاربون الله ورسوله ویسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا... او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا...کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند،) فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست... . چون «محاربه» اصطلاحی است که در فقه و حقوق، استعمال می شود، از ذکر مصادیق آن خودداری شد تا ضمن در برگرفتن تمام مصادیقش از اختلافات موجود در آن نیز پرهیز گردد. گفتنی است تعیین یکی از کیفرهای چهارگانه در صورتی است که «او» برای اباحه و تخییر باشد. این آیات خالی از ارتباط با آیات قبل نیست، برای اینکه آیات قبل که داستان برادر کشی فرزندان آدم را نقل می کرد و می فرمود به همین جهت بر بنی اسرائیل نوشتیم که چنین و چنان، گو اینکه ارتباط مستقیمش با مطالب قبل بود که پیرامون حال و وضع بنی اسرائیل سخن می گفت، و گو اینکه در آن آیات بطور صریح نه یک حد شرعی بیان شده بود و نه یک حکم الهی، ولیکن بطور ضمنی و یا به عبارتی به ملازمه با آیات مورد بحث که بیانگر حد شرعی مفسدین و دزدان است ارتباط دارد. انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا، کلمه فسادا در این جمله مصدری است که به عنوان حال به کار رفته (و معنای در حالی که مفسدند را می دهد)، و جمله: یحاربون الله از آنجا که معنای تحت اللفظی و حقیقتش در مورد خدای تعالی محال است، و ناگزیر باید بگوئیم معنای مجازی آن منظور است، از این جهت معنای وسیع و دامنه داری خواهد داشت، (چون معنای مجازی محاربه با خدا همان دشمنی کردن با خدا است)، و دشمنی با خدا معنای وسیعی است که هم شامل مخالفت با یک یک احکام شرعی می شود و هم بر هر ظلمی و اسرافی صادق است ولیکن از آنجا که در آیه شریفه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم را هم ضمیمه کلمه الله کرده، و فرموده: الذین یحاربون الله و رسوله، این معنا را به ما می فهماند که مراد از محاربه، دشمنی با خدا در خصوص مواردی است که رسول نیز در آن دخالتی دارد و در نتیجه تقریبا متعین می شود که بگوئیم: مراد از محاربه با خدا و رسول عملی است که برگشت می کند به ابطال اثر چیزی که رسول از جانب خدای سبحان بر آن چیز ولایت دارد، نظیر جنگیدن کفار با رسول و با مسلمانان، و راهزنی راهزنان که امنیت عمومی را خدشه دار می سازد، امنیتی را که باز گسترش دامنه ولایت رسول آن امنیت را گسترش داده. آیا مجازات های چهارگانه فوق جنبه تخییری دارد یعنی حکومت اسلام هر کدام از آنها را درباره هر کسی صلاح ببیند اجراء می کند، و یا متناسب با چگونگی جرم و جنایتی است که از آنها انجام گرفته؟ یعنی اگر افراد محارب دست به کشتن انسان های بی گناهی زده اند مجازات قتل برای آنها انتخاب می شود و اگر اموال مردم را با تهدید به اسلحه ببرند انگشتان دست و پای آنها قطع می شود و اگر هم دست به آدم کشی و هم سرقت اموال زده باشند اعدام می شوند و جسد آنها برای عبرت مردم مقداری به دار آویخته می شود و اگر تنها اسلحه به روی مردم کشیده اند بدون اینکه خونی ریخته شود و یا سرقتی انجام گیرد به شهر دیگری تبعید خواهند شد، شک نیست که معنی دوم به حقیقت نزدیکتر است، و این مضمون در چند حدیث که از ائمه اهل بیت علیهم السلام نقل شده وارد گردیده است.
یکی از مجازات های مفسد فی الارض تبعید او از شهر می باشد.
تبعید، یکی از کیفرهای چهارگانه (قتل، به دار آویختن، قطع دست و پا و تبعید) مفسد فی الارض در دنیا می باشد:انما جزؤا الذین یحاربون الله ورسوله ویسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا اوتقطع ایدیهم وارجلهم من خلـف او ینفوا من الارض ذلک...کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند،) فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آنها، بعکس یکدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند... . در شأن نزول این آیه چنین نقل کرده اند که: جمعی از مشرکان خدمت پیامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هوای مدینه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بیمار شد، پیامبر صلی الله علیه وآله برای بهبودی آنها دستور داد به خارج مدینه در نقطه خوش آب و هوایی از صحرا که شتران زکات را در آنجا به چرا می بردند بروند و ضمن استفاده از آب و هوای آنجا از شیر تازه شتران به حد کافی استفاده کنند، آنها چنین کردند و بهبودی یافتند اما به جای تشکر از پیامبر صلی الله علیه وآله چوپان های مسلمان را دست و پا بریده و چشمان آنها را از بین بردند و سپس دست به کشتار آنها زدند و شتران زکات را غارت کرده و از اسلام بیرون رفتند. پیامبر صلی الله علیه وآله دستور داد آنها را دستگیر کردند و همان کاری که با چوپان ها انجام داده بودند به عنوان مجازات در باره آنها انجام یافت، یعنی چشم آنها را کور کردند و دست و پای آنها را بریدند و کشتند تا دیگران عبرت بگیرند و مرتکب این اعمال ضد انسانی نشوند، آیه فوق درباره این گونه اشخاص نازل گردید و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد. این آیه در حقیقت بحثی را که در مورد قتل نفس در آیات سابق بیان شد تکمیل می کند و جزای افراد متجاوزی را که اسلحه بروی مسلمانان می کشند و با تهدید به مرگ و حتی کشتن، اموالشان را به غارت می برند، با شدت هر چه تمامتر بیان می کند، و می گوید: کیفر کسانی که با خدا و پیامبر به جنگ بر می خیزند و در روی زمین دست به فساد می زنند این است که یکی از چهار مجازات در مورد آنها اجراء شود: نخست اینکه کشته شوند، دیگر اینکه به دار آویخته شوند، سوم این که دست و پای آنها به طور مخالف (دست راست با پای چپ) بریده شود چهارم اینکه از زمینی که در آن زندگی دارند تبعید گردند.
عذاب دنیایی مفسد فی الارض
تبعید، عذاب دنیایی فسادگران در زمین (مفسدان فی الارض) می باشد:انما جزؤا الذین... ویسعون فی الارض فسادا او ینفوا من الارض... ذلک لهم خزی فی الدنیا...کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند ... و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست ... . ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم: این است خواری آنها در دنیا و در آخرت بر ایشان عذابی بزرگ است. این آیه دلالت دارد بر بطلان قول کسانی که می گویند، حد، کیفر معاصی است، زیرا خداوند می فرماید: بعد از کیفرهای دنیوی در آخرت نیز گرفتار عذاب عظیم هستند. با اینکه بر آنها اقامه حد شده است و مقصود این است که با اقامه حد سزاوار کیفر عظیم هستند. در عین حال ممکن است خداوند آنان را به لطف و کرم خود عفو و آن عذاب اکبر را با فضل خود از ایشان اسقاط کند. ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم، کلمه: خزی به معنای فضیحت و رسوایی است، بعضی از مفسرین به این جمله استدلال کرده اند به اینکه صرف جاری کردن حد الهی که یا قتل است و یا به دار آویختن و یا قطع دست و پا و یا نفی بلد، باعث نمی شود که عذاب آخرتی مجرم بر طرف شود و این استدلال تا حدودی حق است. (ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم). از این جمله استفاده می شود که حتی اجرای حدود و مجازات های اسلامی مانع از کیفرهای آخرت نخواهد گردید. سپس برای اینکه راه بازگشت را حتی به روی اینگونه جانیان خطرناک نبندد و در صورتی که در صدد اصلاح بر آیند راه جبران و تجدید نظر به روی آنها گشوده باشد می گوید: مگر کسانی که پیش از دسترسی به آنها توبه و بازگشت کنند که مشمول عفو خداوند خواهند شد و بدانید خداوند غفور و رحیم است.


تبعید در دانشنامه ویکی پدیا

تبعید
اجبار کردن شخصی توسط یک حکومت برای زندگی در یک محل خاص را تبعید می نامند. در زمان تبعید شخص باید خود را به طور دائم به مقامات تعیین شده معرفی کند و نباید در تمام مدت زمان تبعید اقدام به ترک محل تبعید نماید.
استراسیزم
نفی بلد
تبعیدشدگان بر پایه کشور
پناهندگی سیاسی
آواره
زندان
در مادهٔ ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی ایران یکی از حدهای محاربه و افساد فی الارض، نفی بلد دانسته شده است.
مراد از نفی بلد در میان فقهای امامیه اخراج محارب از سرزمین محل جرمشان است به شکلی که به هر سرزمینی وارد شوند از هم خوارکی، هم نشینی، خرید و فروش، ازدواج و… با آن ها پرهیز شود است. از این دیدگاه نفی بلد یعنی تبعیدی که همراه با سخت گیری های دیگری در محل تبعید است. از علی بن موسی الرضا در این مورد که محارب چگونه نفی می شوند نقل شده که «محارب از شهری که در آن مرتکب جرم گردیده به شهر دیگری فرستاده می شود و به اهل آن شهر نوشته می شود که این شخص اخراج شده است، پس با او هم نشینی، معامله، ازدواج و نیز هم غذا نشوید و این عمل تا یک سال در مورد وی اجرا می گردد.» همچنین حبس کردن محارب در محل تبعیدشان نیز از مباحث مطرح شده در این زمینه است که برخی علمای معاصر شیعه زندانی کردن در مکان تبعید را جایز ندانسته اند؛ با این حال برخی هم در شرایطی که تبعیدی در تبعیدگاه ایجاد مفسده کند و کنترل و مراقبتش ممکن نباشد، زندانی کردن در محل تبعید را جایز شمرده اند.
تبعیدبه معنی اجبار کردن شخصی توسط یک حکومت برای زندگی در یک محل خاص است. تبعید همچنین می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تبعید (فیلم ۱۹۱۴)، فیلم مایکل کورتیز
تبعید (فیلم ۱۹۱۷)، فیلم موریس تورنو
تبعید (فیلم ۱۹۲۲)، فیلم ولادیمیر بارسکی
تبعید (فیلم ۱۹۲۳)، فیلم فریدریش ویلهلم مورنائو
تبعید (فیلم ۱۹۳۱)، فیلم اسکار میشو
تبعید (فیلم ۱۹۴۷)، فیلم مکس اوفلس
تبعید (فیلم ۱۹۹۴)، فیلم پل کاکس
تبعید (مجاری: A tolonc) یک فیلم صامت مجارستانی به کارگردانی مایکل کورتیز است که در سال ۱۹۱۴ منتشر شد.
«تبعید» (انگلیسی: Exile (1917 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۱۷ منتشر شد.
سپتامبر ۱۹۱۷ (۱۹۱۷-09)
«تبعید» (گرجی: Modzgvari) یک فیلم است که در سال ۱۹۲۲ منتشر شد.
«تبعید» (آلمانی: Die Austreibung) یک فیلم صامت درام به کارگردانی فریدریش ویلهلم مورنائو است که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد.
۲۳ اکتبر ۱۹۲۳ (۱۹۲۳-10-۲۳)
هیچ نسخه ای از این فیلم باقی نمانده است.
«تبعید» (انگلیسی: The Exile (1931 film)) فیلمی در ژانر درام است.
«تبعید» (انگلیسی: The Exile (1947 film)) فیلمی در ژانر رمانتیک است که در سال ۱۹۴۷ منتشر شد.
۱۷ اکتبر ۱۹۴۷ (۱۹۴۷-10-۱۷) (U.S.)
«تبعید» (انگلیسی: Exile (1994 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ادن یونگ اشاره کرد.
۱۲ فوریه ۱۹۹۴ (۱۹۹۴-02-۱۲)
تبعید (روسی: Изгнание) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی آندری زویاگینتسف است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. این فیلم در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن ۲۰۰۷ به نمایش درآمد.
۱۸ مه ۲۰۰۷ (۲۰۰۷-05-۱۸) (جشنواره فیلم کن ۲۰۰۷)
۲ اکتبر ۲۰۰۷ (۲۰۰۷-10-۰۲) (روسیه)
"الکس" به همراه خانواده خود برای مدتی به خانه پدری در روستا می رود. در آنجا "ورا" به "الکس" می گوید که حامله است در حالی که بچه از "الکس" نیست ...
تبعید کیفری (انگلیسی: Penal transportation) جابجایی مجرمان محکوم شده یا سایر افراد نامطلوب به مکان دور، اغلب یک مستعمره برای مدت مشخصی بود.
تبعید
نفی بلد
زندان
کشتزارهای اتن رای
جشنواره جهانی سینمای تبعید (به انگلیسی: International Exile Film Festival)، یک جشنواره سینمایی مستقل در سوئد است که هر دو سال یکبار در گوتنبرگ برپا می شود.
جشنواره فیلم های ایرانی
جشنواره جهانی سینمای تبعید در آغاز با عنوان جشنواره سینمای ایران در تبعید تنها به ساخته های سینماگران مهاجر ایرانی اختصاص داشت ولی از سال ۱۹۹۳ حیط فعالیت خود را به آثار همه فیلمسازان تبعیدی یا آثار فیلمسازان با موضوع تبعید اختصاص داد.
تازه ترین دوره جشنواره در اکتبر ۲۰۰۹ برگزار شد.
مدیریت این جشنواره به عهده حسین مهینی است. سیروس وقوعی، منتقد سینما مقیم استکهلم، از همکاران این جشنواره است.
دولت در تبعید (انگلیسی: Government in exile) دولتی است که خارج از سرزمین خود تشکیل شده است.
رأس جالوت
دولت موقت
سازمان ملت ها و اقلیت های غیررسمی
مثال های متعددی از دولت های در تبعید وجود داشته است که در نتیجه تهاجم آلمان نازی در طول جنگ جهانی دوم و قبل از آن جابه جا شده یا در آن سوی مرزها تشکیل شده بودند. در طول جنگ جهانی دوم لندن به مامن دولت های در تبعید فرانسه آزاد، بلژیک، چکسلواکی، یونان، هلند، نروژ، لهستان، کره و یوگسلاوی تبدیل شد.
سیاره تبعید (به انگلیسی: Planet of exile)، کتابی است نوشتهٔ اورسولا لو گویین در ژانر علمی تخیلی که اولین بار در سال ۱۹۶۶ منتشر شد. داستان در فضای مجموعه حلقه هاینیش می گذرد.
ششصد سال پیش، سفینه ای از لیگ جهانی (حکومتی فراگیر دربرگیرنده صدها سیاره)، به سیاره ای در سیستم گاما دراگونیز آمد. سیاره ای که هر سال آن، شصت سال زمینی را در برمی گیرد و هر فصل آن پانزده سال به طول می انجامد. مردمان این سفینه، شهرهایی در سیاره ساختند اما بنا بر قانون خود نمی توانستند از تکنولوژی های بسیار فراتر از تکنولوژی بومیان سیاره استفاده کنند (برای جلوگیری از نابودی فرهنگ بومیان سیاره). سرنشینان این سفینه قصد داشتند تا مردمان بومی را که همچون قبایل بدوی و کوچ نشین زندگی می کردند با تکنولوژی ها و دانش های جدید آشنا کنند و این سیاره را آماده پیوستن به لیگ جهانی کنند. اما پس از تنها چند سال، جنگی بزرگ بین لیگ جهانی و نژادی بیگانه روی می دهد و سفینه ناچار می شود که سیاره را ترک کند؛ با این حال برخی از سرنشینان در سیاره می مانند تا ماموریت خود را تا زمان برگشت دوباره سفینه پی گیری کنند. اما سفینه دیگر برنمی گردد و حال ششصد سال زمینی گذشته و بیست نسل از سرنشینان سفینه در سیاره زندگی کرده اند. نوادگان آنها هنوز خواندن و نوشتن بلدند و کتاب های باقی مانده از گذشتگان خود را می خوانند ولی نمی دانند که سفینه واقعاً وجود داشته و یا یک افسانه است! بر اثر شرایط سخت زندگی در سیاره (پانزده سال زمستان سخت در هر سال) و نیز کم شدن هر ساله باروری نوادگان سفینه (که خود را تِواران می نامند)، جمعیت آنها کم شده و تنها چندهزار نفر از آنها در اصلی ترین شهرشان، لاندین، باقی مانده اند. داستان از ابتدای زمستان دهمین سالگرد حضور سرنشینان سفینه آغاز می شود. هرساله در آغاز فصل زمستان، قبایل مهاجم شمالی به صورت پراکنده برای دزدی به سرزمین های جنوبی می آیند اما این بار متحد شده و نزدیک به صدهزار نفر در مسیر خود به جنوب تمام شهرهای زمستانی بین راه را چپاول کرده و مردمانشان را می کشند. اکنون، جیکوب آگات آلترا، رییس تراوان ها، مجبور می شود برای مقابله با این قبایل، با روسای قبایل ساکن در شهرهای زمستانی اطراف متحد شود. اما ماجرایی باعث برهم خوردن این اتحاد می شود. داستان درباره جنگی است که در ابتدای این زمستان سخت روی می دهد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تبعید در دانشنامه آزاد پارسی

تَبعید (exile)
دوری اجباری از زادگاه به عنوان مجازات تعیین شده از سوی دولت یا دادگاه و یا اقامت خودخواسته خارج از میهن از بیم جان یا ترس از آزار و ایذاء به سبب داشتنباور دینی یا عقیدۀ سیاسی. شخصی را که به حکم دولت و به عنوان مجازات مجبور به خروج از کشور یا اجبار او به اقامت در نقطه ای معیّن در داخل کشور کنند «تبعیدی» خوانده می شود. تبعیدی کسی است که حضورش در کشور یا شهری از نظر سیاسی یا اجتماعی خطرناک تشخیص داده می شود. تبعیدیان را معمولاً به نقاط دور افتاده و بد آب و هوا می فرستند. عمل تبعید پیشینۀ کهن دارد و در تمدن های قدیم نیز وجود داشته است. معروف ترین تبعیدی ایران در عصر جدید، امام خمینی (ره) است که پس از وقایع ۱۵ خرداد ۴۲ دستگیر و پس از مدتی به ترکیه و سپس عراق تبعید شدند. مهاجرت به خارج از کشور، چنانچه از سر بیم باشد، تبعید خودخواسته خوانده می شود. پناه جویان و پناهندگان هم نوعی تبعیدی به شمار می آیند. مهاجرت های انبوه در زمان جنگ یا بلایای بزرگ طبیعی تبعید به حساب نمی آید. کشورهای پذیرندۀ تبعیدیان سیاسی، عقیدتی و دینی معمولاً قوانینی برای حمایت از آنان وضع کرده اند و در حقوق بین الملل برای این گونه تبعیدیان حقوقی منظور شده است.

ارتباط محتوایی با تبعید

تبعید در جدول کلمات

تبعید گاه ناپلئون
سنتهلن
صحابی پیامبر اسلام (ص) که در زمان عثمان به روستای ربذه تبعید شد | وی مخالف تجمل و ثروت اندوزی دستگاه حکومتی بود
ابوذر غفاری
هیچکس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید کرد مگر در مواردی که••• مقرر می دارد
قانون

معنی تبعید به انگلیسی

exile (اسم)
تبعید ، نفی ، جلای وظن
banishment (اسم)
تبعید ، اخراج ، نفی
deportation (اسم)
تبعید ، اخراج ، حمل ، نفی بلد ، جلای وطن
expulsion (اسم)
تبعید ، اخراج ، حذف ، راندگی ، دفع ، بیرون شدگی
transportation (اسم)
تبعید ، انتقال ، حمل و نقل ، بارکشی ، ترابری ، نقل ، سرویس باربری
transmigration (اسم)
تبعید ، فرهنگسار ، فراکوچ
proscription (اسم)
ترک ، تبعید ، محرومیت ، محکومیت ، تخطئه

معنی کلمه تبعید به عربی

تبعید
ابعاد , طرد , منفي , نقل
الابعاد خارج البلاد
أَجْلي
ابعد , مغترب , منفي
حکومة الظل
الجاضع للنفي

تبعید را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تبعید

فرامرز فرشاد ٠٣:٢٣ - ١٣٩٦/٠٩/٢٤
دوری -دوری ناخواسته -دوری از دیار
|

بهرام س ١٩:٤٦ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
دورافکنی
|

زهرا ١٥:٠١ - ١٣٩٧/١٠/١٧
بیرون کردن از محل اقامت
|

پیشنهاد شما درباره معنی تبعید



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سجاد > درسته
ابراهیم > سخن چین
میثم علیزاده > Bear
میلاد علی پور > heavily
حمید رمضی > Scrunchie
محدثه فرومدی > traditional
میلاد رحیمی > خوا قزات
Marina > اکیپ

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تفاوت تبعید و نفی بلد   • شهرهای تبعیدی ایران   • معنی تبعید   • تبعیدگاه های ایران   • حکم تبعید.   • تبعید در اسلام   • تبدیل تبعید به جزای نقدی   • تفاوت نفی بلد با تبعید   • مفهوم تبعید   • تعریف تبعید   • معرفی تبعید   • تبعید چیست   • تبعید یعنی چی   • تبعید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تبعید
کلمه : تبعید
اشتباه تایپی : jfudn
آوا : tab'id
نقش : اسم
عکس تبعید : در گوگل


آیا معنی تبعید مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )