برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1321 100 1

تبعیض

/tab'iz/

مترادف تبعیض: حق کشی، رجحان بلامرجح

متضاد تبعیض: عدالت

برابر پارسی: برتری بیجا

معنی تبعیض در لغت نامه دهخدا

تبعیض. [ ت َ ] (ع مص ) پاره پاره کردن. (زوزنی ) جزٔجزء کردن چیزی را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). بهره بهره گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حصه حصه کردن. (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). تقسیم به اجزاء نمودن. (فرهنگ نظام ). تقسیم و جدا کردن بعضی را ازبعضی. (ناظم الاطباء). || در تداول ، گزیدن پاره ای و ترک و رد پاره های دیگر. || ترجیح بعض کسان بر بعض دیگر بدون مجوز مشروع و قانونی.

معنی تبعیض به فارسی

تبعیض
جزئ جزئ کردن، جداکردن، جداکردن برخی راازدیگران، برخی راقبول وبرخی راردکردن، بعضی رابربعضی دیگر، ترجیح دادن
۱- ( مصدر ) تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی . ۲- بین دو یا چند کس مساوی یکی یا بعضی را امتیاز دادن . ۳- ( اسم ) رجحان بعضی بر بعضی بدون مرجح . جمع : تبعیضات .
[discrimination] [روان شناسی] برخورد غیرعادلانۀ ناشی از پیش داوری و تعصب نسبت به برخی افراد براساس معیارهای قومی و جنسی و نژادی و دینی
[social discrimination] [روان شناسی] تبعیضی که براساس عوامل آشکاری چون قومیت یا نژاد یا پایگاه اجتماعی است
[affirmative action, positive discrimination] [مطالعات زنان] سیاست یا برنامه ای که هدف آن کاستن از تبعیض هایی است که در گذشته بر فرد یا گروهی وارد شده است، ازطریق اقدامات مثبت برای در اختیار نهادن فرصت های مناسب در حوزۀ تحصیل و کسب و کار متـ . تبعیض مثبت
[sexual discrimination] [روان شناسی] تبعیضی که برحسب جنسیت افراد صورت می گیرد
[gender discrimination, sex discrimination, sexism] [مطالعات زنان] رفتار ناخوشایند با زنان بر پایۀ این باور مردسالارانه که زنان ویژگی های نامطلوبی دارند
[مطالعات زنان] ← تبعیض جبرانی
[racial discrimination] [روان شناسی] تبعیضی که نسبت به افراد یا گروه های نژادی خاص اعمال می شود

معنی تبعیض در فرهنگ معین

تبعیض
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی . ۲ - (اِمص .) بعضی را بر بعضی برتری دادن . ،~ نژادی برتر شمردن نژادی نسبت به نژاد دیگر.

معنی تبعیض در فرهنگ فارسی عمید

تبعیض
بعضی را بر بعضی دیگر بدون دلیل موجّه و عادلانه ترجیح دادن.

تبعیض در دانشنامه اسلامی

از آداب و رسوم عصر جاهلیت تبعیض قائل بین فرزند پسر و دختر و بین زن و مرد بود.
← تبعیض بین پسر و دختر
 ۱. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۵۸.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۹، ص۴۴۸، برگرفته از مقاله «تبعیض در جاهلیت».    
...
ادات بیانگر معنای « بعض » را ادات تبعیض گویند.
« تبعیض » اراده بعض است، و ادوات تبعیض کلماتی هستند که در این معنا به کار گرفته شده اند و این ویژگی را دارند که می توان کلمه «بعض» را به جای آن ها گذاشت.
نمونه قرآنی
این ادوات عبارتند از:۱. من: که حرف جر است و معانی متفاوتی از جمله «تبعیض» دارد: (... حتی تنفقوا مما تحبون...)؛ «تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید»؛ یعنی بخشی از آن چه را دوست دارید انفاق کنید.۲. باء: (عینا یشرب بها عباد الله...)؛ «چشمه ای که بندگان خدا از آن می نوشند».

تبعیض در دانشنامه ویکی پدیا

تبعیض
تبعیض در اصطلاح دانش جامعه شناسی، موقعیتی است که افراد در برابر نقش ها و موقعیت های برابر از مزایای اجتماعی نابرابر برخوردار می شوند و برخی بر دیگران و بدونِ برتری داشتن، برتری داده می شوند. هم چنین حالتی که ویژگی ها و معیارهای انتسابی مبنای توزیع قدرت یا ثروت قرار گیرد؛ تبعیض نامیده می شود. در شرایط تبعیض، فرصت تحرک اجتماعی یک سان برای افراد وجود ندارد و افراد در آموزش یا انتخاب شغل شرایط نابرابری دارند. از عواملی که به رشد تبعیض در جامعه کمک می کند؛ جدایی گزینی مکانی افراد جامعه است. تبعیض نژادی، تبعیض جنسی، تبعیض مذهبی و تبعیض سنی از انواع رایج تبعیض هستند. تبعیض، انتساب گرایی است و ضدّ شایسته سالاری و گونه ای ستمکاری است.
"Sexism". New Oxford American Dictionary (3 ed.). Oxford University Press. 2010. ISBN 978-0-19-989153-5. Defines sexism as "prejudice, stereotyping, or discrimination, typically against women, on the basis of sex."
"Sexism". Encyclopedia Britannica, Online Academic Edition. 2015. Defines sexism as "prejudice or discrimination based on sex or gender, especially against women and girls." Notes that "sexism in a society is most commonly applied against women and girls. It functions to maintain patriarchy, or male domination, through ideological and material practices of individuals, collectives, and institutions that oppress women and girls on the basis of sex or gender."
Cudd, Ann E.; Jones, Leslie E. (2005). "Sexism". A Companion to Applied Ethics. London: Blackwell. Notes that "'Sexism' refers to a historically and globally pervasive form of oppression against women."
Masequesmay, Gina (2008). "Sexism". In O'Brien, Jodi. Encyclopedia of Gender and Society. SAGE. Notes that "sexism usually refers to prejudice or discrimination based on sex or gender, especially against women and girls." Also states that "sexism is an ideology or practices that maintain patriarchy or male domination."
Hornsby, Jennifer (2005). "Sexism". In Honderich, Ted. The Oxford Companion to Philosophy (2 ed.). ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تبعیض در دانشنامه آزاد پارسی

تَبْعیض (discrimination)
فرق گذاشتن (از لحاظ اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، قانونی) بین افراد یا گروه ها، به نحوی که یک فرد یا گروه نسبت به دیگران رفتار تبعیض آمیز داشته باشد. برخی از نمودهای تبعیض منفی، که غالباً بر تصوری قالبی مبتنی است، عبارت اند از یهودستیزی، تبعیض نژادی، کاست، نژادپرستی، تبعیض جنسی، و برده داری. تبعیض مثبت، یا تبعیض جبرانی، گاه با هدف محو آثار دیرپای تبعیض های منفی صورت می پذیرد. تبعیض نه فقط در حقِ گروه های اقلیت، بلکه در برخی از موارد در حقِ گروه های اکثریت نیز اعمال می شود. تبعیض بر مبناهای متفاوتی، ازجمله رنگ، ملّیت، دین، تفکر سیاسی، فرهنگ، طبقه، جنسیّت، سن، یا ترکیبی از این عوامل، مبتنی است. شماری از قوانین، نظیر قانون مصوّب ۱۹۶۹ سازمان ملل، تا حدی در منعِ تبعیض نژادی مؤثر بوده اند.

ارتباط محتوایی با تبعیض

تبعیض در جدول کلمات

چنانچه با دو هوا باشد نشانه تبعیض است
یکبام
سیاست تبعیض نژادی
اپارتاید

معنی تبعیض به انگلیسی

prejudice (اسم)
تعصب ، ضرر ، تبعیض ، غرض ، پیش داوری ، غرض ورزی ، قضاوت تبعیض امیز ، خسارت وضرر
discrimination (اسم)
تمیز ، فرق ، فرق گذاری ، تبعیض

معنی کلمه تبعیض به عربی

تبعیض
اجحاف , تمييز
متميز
التفرقة العنصرية ، التمييز العنصري
اجحاف
عشوائي
إلغاء التمييز
عشوائي

تبعیض را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
توپیر tupir (پشتو: توپیر والی)
ویشِس viŝes (سنسکریت: ویشِسَ viŝesa)
ویوِکا vivekã (سنسکریت: ویوکَ viveka)
Arash
Discrimination
اشکان
این واژه ریشه آریایی دارد، چون :
واژه عربیزه بعضی که در لغتنامه پارسی به شکل باسی bāsī* ثبت شده از لغت بئزو batzu(k)** در زبان باسک به معنای برخی some ساخته شده که در آنbat به معنای یک one و -tzu پسوند جمع است. بدینسان بئز و بئزی (بئز ی مانند برخ و برخی) نشان میدهند که واژگان بعض و بعضی ریشه در زبانهای ایرانی دارند.



پیرسها:

*A Vocabulary Persian, Arabic and English edited by Charles Wilkins

**The History of Basque by R. L. Trask



میلاد زمانی
عدالت ، حق
جمشید احمدی
بیدادگری
اگر تبعیض را به چم بی عدالتی بگیریم؛ عدالت = دادگری است، در چنین ریختی تبعیض = بیدادگری است.
محسن کشاورز
توفیر یا توپیر tupir
موشه
تبعیض به معنای بیداد گری نیست ، چون بیداد گری بد است ولی تبعیض همیشه بد نیست ، این واژه از واژه ایرانی بعضی و بعض ساخته شده است و و معنی درستی هم ندارد و هیچ روشن نیست که چه کسی این واژه بی معنی را در زبان فارسی رواج داده است ، به جای آن می توان از واژه "فرق" که این هم ایرانی است ( نه عربی ) بهره برد که واژه درستی است .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع تبعیض   • معنی تبعیض   • تبعیض چیست   • تبعیض در محیط کار   • تعریف تبعیض   • تبعیض در ایران   • تبعیض در خانواده   • فیلم تبعیض   • مفهوم تبعیض   • معرفی تبعیض   • تبعیض یعنی چی   • تبعیض یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تبعیض
کلمه : تبعیض
اشتباه تایپی : jfudq
آوا : tab'iz
نقش : اسم
عکس تبعیض : در گوگل

آیا معنی تبعیض مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )