برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1346 100 1

تجرید

/tajrid/

مترادف تجرید: عزلت گزینی، تنهایی، انتزاع، پیرایش، مجردسازی، مجرد ساختن، تنهایی گزیدن، گوشه گیری کردن، برهنه کردن

متضاد تجرید: تعمیم

برابر پارسی: آهنجش

معنی تجرید در لغت نامه دهخدا

تجرید. [ ت َ ] (ع مص ) برهنه کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). برهنه کردن کسی را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برهنه کردن چیزی را از زوایدی که بر آن باشد. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). در لغت برهنه کردن. (کشاف اصطلاحات الفنون چ احمد جودت ج 1 ص 213). || پیراستن درخت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیراستن و اصلاح نمودن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). بریدن شاخهای درخت. (کشاف اصطلاحات الفنون ایضاً). || باز کردن پوست چیزی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): تجرید چوب ؛ کندن پوست آن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || برکندن موی را از پوست. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || سؤال کردن از قوم و ندادن آنان یا دادن آنان بناخوشی. (از قطر المحیط) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سؤال کردن چیزی از کسی و ندادن یا دادن بکراهت. (آنندراج ). || پنبه بیرون کردن از پنبه دانه. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || برکشیدن شمشیر را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شمشیر ازنیام بیرون کشیدن. (آنندراج ). || ضبط نکردن اعراب و نقاط کتاب را. (از اقرب الموارد) (از قطرالمحیط) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بی قران گزاردن حج را. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ). بتنهایی و بی عمره گذراندن حج را. (ناظم الاطباء). || برهنه کردن زمین را از نبات و جز آن.(از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ). || جامه ٔ کهنه پوشیدن. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بمعنی مجرد وبرهنه مجاز است. (آنندراج ). || (اصطلاح تصوف ) در اصطلاح صوفیه تجرید از خلایق و علایق و عوایق و تفرید از خودی. کما فی کشف اللغات. و در لطائف اللغات میگوید: تجرید بمعنی قطع تعلقات ظاهریست و تفرید قطع تعلقات باطنی. (کشاف اصطلاحات الفنون ) :
از کجا برداشته اول ز بغداد طلب
در کجا در وادی تجرید امکان دیده اند.
خاقانی.
اولا تجرید شو از هر چه هست
وانگهی ازخود بشو یکبار دست.
اسیری لاهیجی (از آنندراج ).
تجرید عبارتست از ترک اغراض دنیوی ظاهراً و نفی اغراض اخروی و دنیوی باطناًو مجرد حقیقی کسی بود که بر تج ...

معنی تجرید به فارسی

تجرید
۱- ( مصدر ) تنهایی گزیدن . ۲- ( مصدر ) پیراستن تجرید معانی . ۳- برهنه کردن . ۴- تیغ بر کشیدن . ۵- ( اسم ) تنهایی . ۶- پیرایش . ۷- عاری شدن بنده از قیود مادی و حجابهای ظلمانی وانصراف از ما سوی ا...و توجه بذات احدیت . ۸- عملی از ذهن که صفتی از صفات را بنظر آورده و سبب غفلت از صفات اجزای دیگر شود در صورتیکه آن جز و یا آن صفت بتنهایی و مستقلا نمیتواند وجود داشته باشد مثلا تصور شکل یا قطر یا رنگ یا وزن یک کتاب . قطع نظر از دیگر صفات و خصوصیات . جمع : تجریدات .
نامش میر حیدر و از شعرای متاخر هند است . ابتدا در خدمت قمرالدین اعتماد الدوله بود و سپس به بنگاله رفت و در سال ۱۱۵٠ درگذشت .
[abstraction] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] شیوه ای در خدمات اَبری که امکان می دهد کاربر با جزئیات سروکار نداشته باشد
عارفان و حکمایی که بتجرید روح از بدن و پیوستن آن بجهان ارواح قائلند و در آن حالت و جد و لذت خاصی برای آنان روی میدهد .

معنی تجرید در فرهنگ معین

تجرید
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) تنهایی گزیدن . ۲ - (مص م .) پیراستن ، تجرید معانی . ۳ - پوست کندن . ۴ - برهنه کردن . ۵ - گوشه گرفتن ، تنهایی . ۶ - درآوردن شمشیر از غلاف . ۷ - (اِمص .) پیرایش .

معنی تجرید در فرهنگ فارسی عمید

تجرید
۱. (تصوف) ترک کردن علایق و اغراض دنیوی و به طاعت و عبادت پرداختن.
۲. [قدیمی] تنهایی.
۳. [قدیمی] عاری شدن از قیود مادی.

معنی تجرید به انگلیسی

abstraction (اسم)
ربایش ، انتزاع ، تجرید ، تجرد ، چکیدگی ، اختلاس ، دزدی ، براهنگ ، بیخبری از کیفیات واقعی و ظاهری

معنی کلمه تجرید به عربی

تجرید
تجريد

تجرید را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود.ه.ز
برجسته کردن معنای اصلی از روش منفک کردن معانی الحاقی وپیوسته-ویرایش(زدودن)معنای فرعی و نیل به یک مفهوم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تجرید یعنی چه   • تجریدی بودن اسناد تجاری   • تجرید چیست   • تعریف وصف تجریدی   • تجرید در عرفان   • معنی انتزاعی   • تجرید در معماری   • انتزاعی دهخدا   • معنی تجرید   • مفهوم تجرید   • تعریف تجرید   • معرفی تجرید   • تجرید یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تجرید
کلمه : تجرید
اشتباه تایپی : j[vdn
آوا : tajrid
نقش : اسم
عکس تجرید : در گوگل

آیا معنی تجرید مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )