انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1074 100 1

تجویر

معنی تجویر در لغت نامه دهخدا

تجویر. [ ت َج ْ ] (ع مص ) بیوکندن. (تاج المصادر بیهقی ). بیفکندن. (زوزنی ) (از اقرب الموارد) (ازقطر المحیط). انداختن کسی را به زدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || به جور منسوب کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). نسبت دادن کسی را به جور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). || برگردانیدن بنا را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء): جَوَّرَ البناءَ؛ قلبه ُ و قعره ُ. (قطر المحیط).برگرداندن و واژگون کردن بنا. (از اقرب الموارد).

تجویر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تجویر   • مفهوم تجویر   • تعریف تجویر   • معرفی تجویر   • تجویر چیست   • تجویر یعنی چی   • تجویر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تجویر
کلمه : تجویر
اشتباه تایپی : j[,dv
عکس تجویر : در گوگل


آیا معنی تجویر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )