انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1093 100 1

تحقیق

/tahqiq/

مترادف تحقیق: بررسی، پژوهش، تتبع، تفحص، کندوکاو، مطالعه، استفسار، استنطاق، رسیدگی، غوررسی، کاوش، وارسی، بررسی کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن

برابر پارسی: پژوهش، جستجو، بازجویی، بررسی، رسیدگی

معنی تحقیق در لغت نامه دهخدا

تحقیق. [ ت َ ] (ع مص ) حقیقت کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || درست کردن. (دهار).درست و راست کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || رسیدگی و وارسی کردن. (ناظم الاطباء). به کنه مطلب رسیدن و واقع چیزی را بدست آوردن.(فرهنگ نظام ). || بدانستن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). درست بدانستن. (دهار). بدانستن و تصدیق کردن قولی را. (منتهی الارب ). تصدیق کردن قول یا گمانی را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) :
تحقیق سخنگوی نخیزد ز سخن دزد
کف بر سر بحر آیدپیدا نه به پایاب.
خاقانی.
این شرط مهربانی و تحقیق دوستی است
کز بهر دوستان بری از دشمنان جفا.
سعدی.
|| واجب کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). واجب کردن و تأکید و اثبات کردن چیزی را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). اثبات المسئلة بدلیلها. (تعریفات ). در عرف اهل علم ، اثبات مسأله به دلیل است ، چنانکه تدقیق اثبات دلیل است به دلیل. (کشاف اصطلاحات الفنون ) (از فرهنگ نظام ). || تحقق بخشیدن. برآوردن. روا کردن : سلطان ایشان را با تحقیق امانی و انجاز مباغی و تشریفات گرانمایه ٔ پادشاهانه بازگردانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 335). || تعمق کردن در علوم و ادبیات : با او مناظره کرد، لفظ او را بر محک امتحان عیاری نیافت و سخن او را در تحقیق اعتباری ندید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 400). || در نزد قراء،اعطاء حق هر حرفی است بدان. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || در نزد صوفیه ، ظهور حق است در صور اسماء الهی. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || (اِمص ، اِ) حکمت و عرفان :
نه تحقیق گفت و نه وعظ و نه زهد
که حرفی ندانست از آن عنصری.
خاقانی.
گشادند از درون جان در تحقیق سعدی را
چو اندر قفل گردون زد کلید صبح دندانه.
سعدی.
- از روی تحقیق ؛ براستی. بدون تردید و شک. بی گمان. به تحقیق :
نه مرد است آن به نزدیک خردمند
که با پیل دمان پیکارجوید
بلی مرد آن کس است از روی تحقیق
که چون خشم آیدش باطل نگوید.
سعدی (گلستان ).
- اهل تحقیق ؛ فیلسوفان و مجتهدین. (ناظم الاطباء). اهل حقیقت و راستی و درستی. مردمی که جویای حقیقت و راستی باشند. فرزانگان و آزادگان. اهل حکمت و عرفان : تا به حلقه ٔ اهل تحقیق درآمد. (گلستان ).
- به تحقیق ؛ بدون شک. بی گمان. براستی. از روی تحقیق :
آسیایی راستست این کآبش از بیرون اوست
من شنیدستم به تحقیق این سخن از راستی.
ناصرخسرو (دیوان ص 440).
شیرین زمان تویی به تحقیق
من بنده ، خسرو زمانم.
سعدی.
شیرین جهان تویی به تحقیق
بگذار حدیث ماتقدم.
سعدی.
و گر چل ساله را عقل و ادب نیست
به تحقیقش نشاید آدمی خواند.
سعدی (گلستان ).
- تحقیق تر ؛ صحیح تر و بشرح. خالی از خطا. بدرستی : من که بوالفضلم کشتن قاید منجوق را تحقیق تراز خواجه احمد عبدالصمد شنودم در آن سال که امیر مودود به دینور رسید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 336).
- عالم تحقیق ؛ عالم حق و حقیقت. جهان راستی و وارستگی. عالم روحانی و معنوی. مقابل عالم صوری و نفسانی :
در نگارستان صورت ترک حظ نفس کن
تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل.
سعدی.

معنی تحقیق به فارسی

تحقیق
حقیقت پیداکردن، بحقیقت پیوستن، راست ودرست شدن ، به حقیقت امری رسیدگی کردن، رسیدگی وبازجویی
۱-( مصدر )درست کردن رسیدن بر رسیدن پژوهیدن . ۲- ( اسم ) پژوهش رسیدگی . بررسی مطالعه . ۳- حقیقت واقعیت . جمع : تحقیقات .
کتابی است بعربی تالیف بیرونی در باب علوم و مذاهب و آداب و رسوم مردم هند . این کتاب درباب سال ۱۸۸۷ م . باهتمام زاخائو بچاپ رسیده.
[preliminary investigation] [علوم نظامی] همۀ فعالیت هایی که افسر پلیس در هنگام مواجهه با صحنۀ جرم بر عهده دارد و شامل تشخیص وقوع جرم و حفظ وضعیت صحنۀ جرم و شواهد آن است
( مصدر )بر رسیدنوارسی کردن پژوهیدن .

معنی تحقیق در فرهنگ معین

تحقیق
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - درست کردن . ۲ - درستی امری را بررسی کردن .

معنی تحقیق در فرهنگ فارسی عمید

تحقیق
۱. پژوهش.
۲. (اسم) جزوه، دفتر و مانند این ها که چگونگی و مراحل انجام و نتیجه پژوهش در آن نوشته می شود.
۳. بازجویی کردن، کسب اطلاع کردن.
۴. [قدیمی] راستی، درستی.
۵. [قدیمی] حقیقت جویی، حکمت.

تحقیق در جدول کلمات

تحقیق در باره روابط بین موجودات زنده
بوم شناسی
انجمنی رسمی در هر کشور که از سرآمدان علوم و فنون برای بحث و تحقیق در مسائل علمی | و ادبی تشکیل م یشود
فرهنگستان
انجمنی رسمی در هر کشور که از سرآمدن علوم و فنون برای بحث و تحقیق در مسائل علمی و ادبی تشکیل می شود
فرهنگستان
رسیدگی و تحقیق برای کشف علت جرم
بازجویی
روش تحقیق در علوم
متدلوژی
علم تحقیق روی زندگی حیوانات
جانورشناسی
محقق و مستشرقی که درباره ایران تحقیق می کند
ایرانشناس
کسب اطلاع کردن | تحقیق کردن
سرو گوش آب دادن

معنی تحقیق به انگلیسی

verification (اسم)
تصدیق ، تایید ، تحقیق ، رسیدگی ، ممیزی ، مقابله ، باز بینی
scholarship (اسم)
مستمری ، تحقیق ، فضیلت ، دانش ، فضل وکمال ، کمک هزینه دانشجویی
probe (اسم)
کاوش ، میله ، تحقیق ، رسیدگی ، مسبار ، جستجو ، کاوشگر ، میله استحکام ، اکتشاف جدید ، سنبه جراحی
research (اسم)
کاوش ، تحقیق ، تفحص ، جستجو ، تجسس ، پژوهش ، تتبع
rummage (اسم)
اشفتگی ، کاوش ، اغتشاش ، تحقیق ، جستجو ، بازرسی کشتی
quest (اسم)
طلب ، تحقیق ، باز جویی ، جستجو ، جویش
ascertainment (اسم)
اثبات ، تحقیق
investigation (اسم)
تحقیق ، رسیدگی ، باز جویی ، سراغ
inquiry (اسم)
تحقیق ، رسیدگی ، باز جویی ، سراغ ، خبر گیری ، جستار ، پرس و جو ، استعلام ، پرسش ، استفسار ، سئوال
scrutiny (اسم)
تحقیق ، رسیدگی ، موشکافی ، بررسی ، بررسی دقیق ، مداقه
fishing expedition (اسم)
تحقیق ، استنطاق ، بازپرسی قانونی
disquisition (اسم)
مقاله ، تحقیق ، تفحص ، جستجو

معنی کلمه تحقیق به عربی

تحقیق
بحث , تحقيق , زمالة ، استطلاع
استقرأ
استجوب , استفسر , تجربة , حقق فيه , دقق , سوال
طالب

تحقیق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرش ٠٥:٤٥ - ١٣٩٥/١٠/٢١
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
وامو vãmo (گیلکی)
ویدا vidã (اوستایی)
مِنائیچ menãïĉ (اوستایی: مِنائیچا menãïĉã)
|

سارا ١٢:٠٦ - ١٣٩٨/٠١/١٢
تحقیق درباره ایران
|

مرضیه م ز ١٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠٥/١٥
متدلوژی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تحقیق رایگان   • تحقیق در عملیات 2   • تحقيق در مورد نماز   • تحقیق در عملیات پیشرفته   • تحقيق دانشجويي   • کتاب تحقیق در عملیات   • تحقیق در عملیات 1   • تحقيق در مورد ورزش   • معنی تحقیق   • مفهوم تحقیق   • تعریف تحقیق   • معرفی تحقیق   • تحقیق چیست   • تحقیق یعنی چی   • تحقیق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تحقیق
کلمه : تحقیق
اشتباه تایپی : jprdr
آوا : tahqiq
نقش : اسم
عکس تحقیق : در گوگل


آیا معنی تحقیق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )