انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1096 100 1

تحلیل

/tahlil/

مترادف تحلیل: تجزیه، تضعیف، گدازش، محوسازی، حل کردن، گشودن، هضم کردن، حلیت، روایی، حلال سازی، حلال شمردن، روا داشتن

متضاد تحلیل: تحریم

برابر پارسی: گوارش، کاهش یافتن، ازدست رفتن، ریشه یابی، کاوش، کندوکاو، موشکافی، واکاوی

معنی تحلیل در لغت نامه دهخدا

تحلیل. [ ت َ ] (ع مص ) بسی به جای فروآمدن. (تاج المصادر بیهقی ). فرودآمدن در جایی. (زوزنی ). تحلیل به مکانی ؛ فرودآوردن به جایی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). به جایی فرودآمدن.(غیاث اللغات ) (آنندراج ). || تحلیل عقده ؛نیک گشادن گره را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از هم گشادن چیزی را. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || حلال بکردن. (تاج المصادر بیهقی ). حلال کردن. (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). حلال گردانیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). حلال گردانیدن خدای تعالی چیزی را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). حلال کردن. (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). || سوگند راست کردن. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). تحلیل یمین ؛ گشادن سوگند به استثناء یا به کفاره یا کفاره ٔ سوگند دادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). تَحِلَّة. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب ). || تحلیل کسی ؛ کسی را حلال کردن به او چیزی را که میان آن دو است. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || فانی کردن چیزی را به گداختن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). گداز و گداختگی. (ناظم الاطباء). || انحلال و هضم و انهضام. (ناظم الاطباء). هضم شدن و تبدیل به خون شدن غذا. (فرهنگ نظام ). || التحلل و التحلیل ؛ هو استفراغ غیرمحسوس. (بحر الجواهر).
- تحلیل بردن ؛ هضم نمودن غذا یا چیزی.
- تحلیل پذیرفتن ؛ هضم شدن. خرج شدن : تا بدین سبب مایه هاء خام اندر تن ایشان [ زنان ] بیشتر گرد آید و کمتر تحلیل پذیرد، یعنی کمتر خرج شود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- تحلیل دادن ؛ هضم کردن. گذراندن.
- تحلیل رفتن ؛ هضم شدن. گذشتن.
- تحلیل کردن ؛ گواریدن : اسباب زکام و نزله... دو نوعست یکی آنست که هر گاه که اندر دماغ سوءالمزاج گرم پدید آید یعنی هر گاه که دماغ گرم شود، تری ها را به خویشتن کشد فزون از آنکه بتواند گواریدن و تحلیل کردن. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
|| تسلیم در نماز. (مفاتیح ). سلام نماز گفتن :
وقت تحلیل نماز ای بانمک
زآن سلام آورد باید بر ملک.
مولوی (مثنوی ).
|| ناپدیدکردگی. (ناظم الاطباء). || آنچه در آن مبالغه کرده نشود. یقال : ضربه ضرباً تحلیلاً؛یعنی زد او را اندک بقدر تعذیر و ادب. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || نزد اطباء همان تحلل است ، و نزد محاسبان عبارتست از عکس ، و نزد ارباب منطق عبارتست از حذف آنچه که دلالت کند بر علاقه بین دو طرف قضیه از نسبت حکمیة یعنی حذف حرفی که دلالت بر ربط بین دو طرف کند خواه ربط حملی و خواه ربط شرطی باشد. || نزد ارباب معمی اسم است مر عمل از اعمال تسهیلیه را. مولوی جامی در رساله ٔ مؤلفه ٔ خود میفرماید: تحلیل عبارتست از آنکه به اعتبار معنی شعری مفرد باشد، و به اعتبار معمائی مرکب از دو چیز یا بیشتر. مثاله ، شعر:
ز روی عربده تا ما جدال میکردیم
ز جهل سرزنش اهل حال میکردیم.
از این بیت اسم عماد برمیخیزد، یعنی چون از روی لفظ عربده عین گرفته شود، با لفظ ما و با حرف دال که از لفظ جدال بعدانداختن سر او که حرف جیم است ترکیب کنند عماد حاصل شود. (کشاف اصطلاحات الفنون ). صاحب غیاث اللغات آرد:به اصطلاح معما، دو بخش کردن لفظی را یا زیاده و از هر بخش معنی علیحده گرفتن و بعضی را بحال خود گذاشتن ، چنانکه معمای اسم اسد. لفظ اسباب به تحلیل دو جزو کردند: یکی «اس »، دوم «باب » و هر دو لفظ مرادند نه معنی ایشان ، چرا که لفظ «اس » بحال خود ماند و از لفظ باب مرادف او که «در» است خواسته شد، و از لفظ «در» حرف را بعمل اسقاط که کلمه لانهایت اشارت است بدان حذف نمودند، پس لفظ «اس » را به دال که از کلمه ٔ «در» باقیمانده ملحق کردند اسم اسد حاصل شد. (غیاث اللغات )(آنندراج ). به اصطلاح معما، دو بخش کردن لفظی را و یا زیاده و از هر بخش معنی علیحده گرفتن و بعضی را بحال خود گذاشتن. (ناظم الاطباء).

تحلیل. [ ت ِ ] (ع اِ) ج ، تحالیل. سوراخ نره و سوراخ پستان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). احلیل به ابدال. (قطر المحیط).

معنی تحلیل به فارسی

تحلیل
حلال کردن، رواشمردن، حل کردن، گشودن، حل کردن غذا
۱- ( مصدر ) حلال کردن روا شمردن روا داشتن . ۲- دو یا چند بخش کردن لفظی را و از هر بخش معنی علی حده گرفتن و بعضی را بحال خود گذاشتن . ۳- ( اسم ) روایی حلیت . جمع : تحلیلات .
تحالیل سوراخ نره و سوراخ پستان
[analysis] [ریاضی] فهرست بندی داده های یک مسئله و داده های دیگر مربوط به آن و سپس جست وجوی هدف با مشخص کردن مراحلی که باید طی کرد و سرانجام توجیه نتیجه
[missing contact analysis] [زیست شناسی-پروتگان شناسی] روشی برای شنـاسایی بـرهـم کنـش هـایی ویژۀ دنـا ـ پروتـئین (DNA-protein) ازطریق تغییر نشانی جایگاه بر روی دِنا پیش از اتصال پروتئین به آن
[citation analysis] [آینده پژوهی و آینده نگری] روشی مبتنی بر محاسبۀ تعداد اسناد منتشرشده ای که به یک سند مشخص ارجاع داده می شوند
[information analysis] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] مطالعۀ اطلاعات به قصد استنتاج
[domain fusion analysis] [زیست شناسی-پروتگان شناسی] جست وجو و آشکارسازی پروتئین های به هم وابسته ازلحاظ عملکردی با تجزیه و تحلیل توالی ها برای یافتن الگوهای حبه ها
[analysis of the transference, transference analysis] [روان شناسی] در روان کاوی، تفسیر روابط و تجارب اولیۀ مُراجع که در روابط کنونی او با روان کاو بازتاب می یابد
[exploratory data analysis] [آمار] تحلیل مجموعۀ داده ها برای خلاصه کردن و ساده سازی خصیصه های اصلی آنها به وسیلۀ نمودارها، بدون استفاده از مدل های آماری
[context analysis] [آینده پژوهی و آینده نگری] بررسی و تبیین شرایط و عوامل تأثیرگذار بر یک پدیده
( مصدر ) هضم کردن ( غذا ) گواریدن .
[survival analysis] [آمار، ریاضی] تحلیل داده های مربوط به زمان شکست یا زمان رخداد پیشامدهای خاص
[cross impact analysis] [آینده پژوهی و آینده نگری] تحلیل احتمال وقوع رویدادها یا روندها و میزان تأثیر آنها بر هم
[mortuary analysis] [باستان شناسی] بررسی نحوۀ واسپارش و حالت های تدفین و نحوۀ رفتار با جسد و چیدمان گورنهاده ها که به باستان شناسان در پی بردن به ساختارهای اجتماعی کمک می کند
[image analysis] [مهندسی نقشه برداری] فرایند بررسی یک تصویر برای تشریح یا اندازه گیری یا نقشه سازی یا شمارش یا پایش آنچه بر سطح زمین قرار دارد
[differential cryptanalysis] [رمزشناسی] تحلیل رمزی که در آن تحلیلگر می کوشد با به دست آوردن رابطۀ محتمل بین تفاضل ورودی ها و خروجی ها کلید رمز را به دست آورد
[discriminant analysis] [آمار] روشی که در آن ازطریق مجموعه ای از مشاهدات چندمتغیرۀ معین بر روی نمونه هایی که با قطعیت می دانیم از دو یا چند جامعه می آیند، بتوان قاعده ای وضع کرد که براساس آن افراد دیگر، با کمینال احتمال به رده بندی، به جامعۀ درست اصلی تخصیص داده شوند
[آینده پژوهی و آینده نگری] ← تحلیل تکافت
[SWOT analysis] [آینده پژوهی و آینده نگری] روشی تحلیلی برای دسته بندی عوامل مهم درونی و بیرونی اثرگذار بر سازمان و راهبردها و آینده های ممکن و شناسایی توانایـی ها، کاستـی ها، فـرصت ها و تهدیـدها ص.ک. تحلیل توانایی ـ کاستی ـ فرصت ـ تهدید strength-weakness-opportunity...
[crime analysis] [حقوق] به کار گرفتن نظام مند روش های تحلیلی برای کشف به موقع اطلاعات مربوط به الگوهای وقوع جرم و روند همبستگی متغیرها؛ این روش ها به سه گروه اداری و راهبردی و راهکنشی تقسیم می شوند
[life-cycle analysis] [مهندسی محیط زیست و انرژی] ← ارزیابی چرخۀ عمر
[multi-criteria analysis] [آینده پژوهی و آینده نگری] روشی برای اولویت بندی یا تصمیم گیری در موقعیت های پیچیده که در آن با استفاده از چند معیار تأثیر هر مداخلۀ مشخص سنجیده می شود

معنی تحلیل در فرهنگ معین

تحلیل
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - حل کردن ، تجزیه کردن . ۲ - روا شمردن ، حلال کردن .

معنی تحلیل در فرهنگ فارسی عمید

تحلیل
۱. حل کردن.
۲. گشودن.
۳. حل کردن غذا در معده.
۴. [قدیمی] حلال کردن، روا شمردن.

تحلیل در دانشنامه اسلامی

تحلیل
به حلال کردن و یا حلال کردن استمتاع از کنیز خود برای دیگری و یا ازدواج زن سه طلاقه با مردی غیر از شوهر سابقش را تحلیل می گویند.
تحلیل به معنای اوّل در برابر تحریم قرار دارد. منشأ تحلیل اشیاء همچون تحریم ، مفاسد و مصالح واقعیِ موجود در آنها در ارتباط با مکلف است؛ از این‏رو، تحلیل شأن شارع مقدس است. بدین جهت تحلیل چیزی که خداوند آن را حرام کرده، با علم به آن موجب ارتداد است. در شریعت مقدّس برای حلال شدن برخی امور، اسبابی قرار داده شده است که انسان با ایجاد آنها، آن چیز را بر خود حلال می‏گرداند، به عنوان مثال، عقد نکاح سبب حلال شدن هریک از      و مرد اجنبی بر یکدیگر، اجازه مالک به تصرف در مالش، سبب حلال گردیدن تصرّف در مال وی برای فرد مُجاز، سلام نماز موجب حلال شدن منافیات آن، حلق و تقصیر و غیر آن سبب حلال شدن محرمات احرام بر فرد، و بالاخره اضطرار موجب حلال گردیدن جمیع محرّمات ـ غیر آنچه استثنا شده می گردد. تحلیل به معنای دوم از تحلیل به معنای دوم در باب نکاح سخن رفته است. حکم تحلیل مولا می‏تواند جهت آمیزش یا سایر استمتاعات، کنیز خود را برای دیگری حلال کند. به مولا مُحَلِّل و به کنیز مُحلَّلَه گفته می‏شود. ماهیّت تحلیل آیا تحلیل نوعی عقد نکاح است یا اباحه و تملیک منفعت؟ بنابر مشهور، تحلیل تملیک منفعت است نه عقد نکاح؛ از این‏رو، احکام ملک یمین بر آن مترتّب می‏شود نه نکاح؛ در نتیجه مُحلَّله پدر پیش از آمیزش بر پسر، و محلَّله پسر قبل از دخول بر پدر حرام نیست. بنابر قول مشهور ـ که حقیقت تحلیل، تملیک منفعت باشد ـ آیا تحلیل از عقود است تا نیاز به قبول داشته باشد و یا از ایقاعات ؟ ظاهر کلمات جمعی از فقها و صریح کلمات جمعی دیگر، قول نخست است؛ لیکن برخی، قول دوم را برگزیده‏اند. البتّه بنابر عقد بودن، از عقود جایز به شمار می‏رود نه لازم. کیفیّت تحلیل در تحقّق تحلیل، صرف رضایت کافی نیست بلکه لفظ معتبر است، به اینکه بگوید: وطی کنیزم را بر تو حلال کردم{أَحْلَلْتُ لَکَ وَطْئَها }یا{جَعَلْتُکَ فی حِلٍّ مِنْ وَطْئِها }و بنابر مشهور لفظ عاریه ـ به اینکه بگوید: کنیز خود را جهت انتفاع از او به تو عاریه دادم ـ کفایت نمی‏کند و در کفایت لفظ اباحه و مانند آن، که مترادف با تحلیل است اختلاف می‏باشد. احکام در مقدار و چگونگی انتفاع از مُحلَّله باید بر چارچوب مفاد لفظ یا قرائن حالیِ بیانگرِ مفاد لفظ، بسنده شود. بنابر این اگر مولا بوسیدن را تحلیل کرده است باید بر همان مقدار اکتفا شود؛ ولی اگر آمیزش را تحلیل کرده است، کمتر از آن از انواع استمتاعات نیز حلال خواهد بود محلَّله مستحقّ نفقه نیست. در تحلیل، تعیین مدّت و ذکر مهر، شرط نیست. برخی قدما تعیین مدّت را لازم دانسته‏اند. فرزندی که از این طریق متولّد می‏شود در صورتی که شرط حُرّیت او شده باشد ـ و بنابر مشهور در صورت عدم اشتراط نیز ـ محکوم به حرّیت است. تحلیل به معنای سوم از تحلیل به معنای سوم در باب طلاق سخن رفته است. مردی که همسر آزاد خود را سه بار یا همسرِ کنیز خود را دو بار طلاق داده بدون آنکه وی در بین طلاقها با مردی دیگر ازدواج کرده باشد، ازدواج مجدّد طلاق دهنده با آن زن منوط به این است که مردی دیگر ـ که از آن به «مُحَلِّل» تعبیر می‏شود ـ با شرایط زیر با آن زن ازدواج کند و سپس وی را طلاق دهد: ۱. بالغ باشد. کودک و حتّی ـ بنابر مشهور ـ غیر بالغِ در آستانه بلوغ نمی‏تواند محلّل قرار گیرد. ۲. صیغه عقد ازدواج بخواند؛ بدین جهت اگر زن کنیز باشد اباحه یا تحلیل کفایت نمی‏کند؛ چنان‏که وطی حرام، وطی به شبهه و آمیزش به عقد فاسد نیز کافی نیست. ۳. ازدواج، دائمی باشد نه موقّت. ۴. دخول در قُبُل ـ به نحوی که موجب غسل شود ـ انجام گیرد. بنابر مشهور، انزال و تکرار وطی، شرط نیست.
واژه تحلیل ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تحلیل (فقه)، به معنای حلال کردن یا حلال کردن استمتاع از کنیز خود برای دیگری یا ازدواج زن سه طلاقه با مردی غیر از شوهر سابقش• تحلیل (منطق)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق، به معنای شناسایی اجزای مرکب تصوری و یا تصدیقی
...
تَحلیل به معنای حلال کردن یا حلال کردن استمتاع از کنیز خود برای دیگری یا ازدواج زن سه طلاقه با مردی غیر از شوهر سابقش می باشد.
تحلیل به معنای اوّل در برابر تحریم قرار دارد. منشا تحلیل اشیاء همچون تحریم (تحریم)، مفاسد و مصالح واقعیِ موجود در آنها در ارتباط با مکلّف است؛ از این رو، تحلیل شان شارع مقدّس است. بدین جهت تحلیل چیزی که خداوند آن را حرام کرده، با علم به آن موجب ارتداد (ارتداد) است. در شریعت مقدس برای حلال شدن برخی امور، اسبابی قرار داده شده است که انسان با ایجاد آنها، آن چیز را بر خود حلال می گرداند، به عنوان مثال، عقد نکاح سبب حلال شدن هریک از زن و مرد اجنبی بر یکدیگر (ازدواج)، اجازه مالک به تصرّف در مالش، سبب حلال گردیدن تصرّف در مال وی برای فرد مُجاز (اذن)، سلام نماز موجب حلال شدن منافیات آن، حلق و تقصیر و غیر آن سبب حلال شدن محرّمات احرام (احرام) بر فرد (تحلّل)، و بالاخره اضطرار موجب حلال گردیدن جمیع محرّمات (غیر آنچه استثنا شده) می گردد (اضطرار). از تحلیل به معنای دوم در باب نکاح سخن رفته است.
محلل و محلله
مولا می تواند جهت آمیزش یا سایر استمتاعات، کنیز خود را برای دیگری حلال کند. به مولا «مُحَلِّل» و به کنیز «مُحلَّلَه» گفته می شود.
ماهیّت تحلیل
آیا تحلیل نوعی عقد نکاح است یا اباحه و تملیک منفعت؟ بنابر مشهور، تحلیل تملیک منفعت است نه عقد نکاح؛ از این رو، احکام ملک یمین بر آن مترتّب می شود نه نکاح؛ در نتیجه مُحلَّله پدر پیش از آمیزش بر پسر، و محلَّله پسر قبل از دخول بر پدر حرام نیست. بنابر قول مشهور (که حقیقت تحلیل، تملیک منفعت باشد) آیا تحلیل از عقود (عقد) است تا نیاز به قبول داشته باشد و یا از ایقاعات (ایقاع)؟ ظاهر کلمات جمعی از فقها و صریح کلمات جمعی دیگر، قول نخست است؛ لیکن برخی، قول دوم را برگزیده اند. البتّه بنابر عقد بودن، از عقود جایز به شمار می رود نه لازم.
کیفیّت تحلیل
...
تحلیل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شناسایی اجزای مرکب تصوری و یا تصدیقی است.
هرگاه شیء واحد مرکب -از اجزای خارجی یا ذهنی- تجزیه شود این عمل را «تحلیل» می گویند، چنان که از عکس چنین عملی با نام «ترکیب» یاد می شود. در منطق از تحلیل یک ماهیت برای دستیابی به ترکیب حدی یا رسمی و از تحلیل نتیجه قیاس برای تعیین صورت حقیقی قیاس کمک گرفته می شود.
اقسام تحلیل
تحلیل بر دو قسم است: ذهنی و خارجی.
تحلیل ذهنی
تحلیل ذهنی عبارت است از: تحلیل معانی کلی برای تحصیل ذاتیات (جنس و فصل) و عرضیات (عرض عام و خاص) مانند تحلیل انسان به «حیوان ناطق» و تحلیل حیوان به «جسم نامیِ حساسِ متحرک» تا برسد به اولیاتی که ترکیب و یا مشارکت و مباینتی در آن نباشد؛ مثل جوهر. نام دیگر تحلیل ذهنی، تحلیل عقلی است.
تحلیل خارجی
...
کتاب «تحلیل العروة (بحث الاجتهاد و التقلید)»، از جمله تالیفات حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ راضی تبریزی می باشد که در آن، به مسئله اجتهاد و تقلید و بررسی مدارک فقهی آن با توجه به مباحث کتاب گران قدر « العروة الوثقی »، پرداخته شده است. این کتاب، به زبان عربی بوده و در یک جلد به چاپ رسیده است.
کتاب، مشتمل بر شرح ۷۲ مسئله و یک خاتمه است. شارح، در هر مسئله، نخست، متن کامل آن مسئله را از کتاب «العروة الوثقی» ذکر می کند و سپس به شرح آن می پردازد.
آیه تحلیل به آیه ۲۳۰ سوره بقره اطلاق می شود.
← حرمت ازدواج مرد با زن سه طلاقه اش
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۳۰.    
...
اخبار تحلیل به روایات در بردارنده حلیت خمس و انفال برای شیعیان اطلاق می شود.
به این اخبار برای حلیت انفال و نیز خمس برای شیعیان در عصر غیبت، استدلال شده است.

الحیاة السیاسیة للإمام الرضا(ع)، دراسة و تحلیل توسط محقق و مورخ معاصر، علامه سید جعفر مرتضی عاملی نوشته شده به تبع عنوان خود تنها به تاریخ زندگی سیاسی امام رضا علیه السلام می پردازد. بنابر این از زندگی شخصی و اخبار و آثار علمی امام سخن چندانی به میان نیامده است.
محور اصلی کتاب حاضر بحث از ولیعهدی امام هشتم است و مؤلف با بیان مقدماتی در خلافت عباسی به بررسی علل و انگیزه های این رویداد پرداخته است.
با توجه به زمان تدوین این اثر یعنی 1400 قمری و اینکه کتاب حاضر جزو اولین نوشته های مؤلف است، باید گفت در زمان خود و حتی امروزه تحقیق و تحلیلی مانند آن در خصوص زندگی سیاسی امام هشتم نوشته نشده و مؤلف همانند دیگر آثار خود سعی کرده است مباحثی را به بحث و بررسی بگذارد که در کتب مشابه کمتر به آنها توجه شده است.
در پایان کتاب ضمایمی شامل حکم ولیعهدی امام و متن چند نامه آمده است.
مطالعه کتاب الحیاة السیاسیة للإمام الرضا (ع)، دراسة و تحلیل در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
«حیاة الإمام المنتظر المصلح الاعظم»، کتابی است به زبان عربی، نوشته شیخ باقر شریف القرشی، از نویسندگان شیعی معاصر که به بررسی موضوع زندگانی حضرت صاحب الزمان علیه السلام و نیز موضوع غیبت و علائم ظهور می پردازد.
کتاب مشتمل بر سخنی از نویسنده و نیز مقدمه ای به قلم وی و ده بخش می باشد.
اندیشه مهدویت در جهان بینی اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است، از این رو توجه و اهتمام مضاعف بدان امری مطلوب است، چرا که امام مهدی(ع) حقیقتی نورانی است که با سیره خود، که همانا سیره و روش پیامبر اکرم(ص) است، کرانه های زندگی انسانی را روشن می سازد؛ از این رو بر مومنان در زمان غیبت لازم است، در انتظار فرج به سربرده و زمینه را برای ظهور مصلح جهانی فراهم نمایند.
بنا به گفته مولف، موضوع مهدویت و انتظار بیش از آن که در آثار علمای شیعه انعکاس یافته باشد، در منابع اهل سنت مورد بررسی قرار گرفته است؛ از این رو انکار مهدی(ع) از جانب برخی افراد نظیر ابن خلدون یا احمد امین مصری جز از سر عناد و لجاج ایشان نیست، بدین جهت است که هیچ یک از خوانندگان آثار اینان، وقعی به دیدگاه های ایشان نمی نهند.
مولف در این کتاب، به معرفی برخی صفات و ویژگی های شخصیتی حضرت امام مهدی(ع) پرداخته و درباره بلایا و مشکلاتی که از جانب حکّام جور متوجه سادات علوی و شیعیان اهل بیت طی قرون و اعصار گردیده سخن می گوید. همچنین از زمان و مکان ظهور حضرت که در روایات بدان اشاره شده، سخن گفته و درباره سیاست امام و روش حکومت ایشان، پس از ظهور مطالبی را با استفاده از روایات بیان می نماید. سخن درباره اصحاب خاص حضرت و مجاهدان در رکاب آن امام منتظر و نیز علائم ظهور حضرتش مطالب ارزنده دیگری است که در این کتاب بیان گردیده است.
حیاة الإمام زین العابدین علیه السلام، دراسة و تحلیل اثر باقر شریف قرشی دانشمند معاصر (متوفی 1433ق)، تحلیلی از زندگانی امام سجاد(ع) از دوران امامت و ابعاد مختلف زندگانی آن حضرت به زبان عربی است.
کتاب در دو جلد تدوین شده است؛ جلد اول مشتمل بر مقدمه و هفت بخش و جلد دوم مشتمل بر ده بخش می باشد.
تحقیقاتی که در این کتاب انجام گرفته است بر اساس موثق ترین منابع خطی و چاپی است که مجموعه دانش های مورخان و راویان می باشد. شایان ذکر است که در بیشتر رویدادها و تصاویری که مؤلف ترسیم کرده به یک منبع بسنده نکره بلکه به جهت تأکید بیشتر و دلالت بیشتر بر مقصود مورد نظر از مآخذ و منابع مختلف بهره برده است
دوران زندگانی امام سجاد(ع) از ادوار شگفت تاریخ تشیع و به لحاظ نهضت های شیعی و نمودارهای مجاهدت و تلاش توان فرسای آن حضرت و یارانش، یکی از پربارترین، تنبه آفرین ترین و عبرت انگیزترین دوران تاریخ تشیعه به شمار می رود.
سرگذشت این امام بزرگوار، تاریخ زندگانی انبیا و مرسلین را به خاطر می آورد و از هر جهت همانند آنهاست؛ زیرا که او در زهد و تقوا و توجهش به خدا همچون حضرت مسیح و در گرفتاری و صبر و تحملش نظیر حضرت ایوب و در عزم راستین و اخلاق والایش همانند رسول خدا حضرت محمد(ص) است



تحلیل در دانشنامه آزاد پارسی

روندِ تقسیم و تجزیۀ یک مفهوم به اجزای ساده تر آن به نحوی که ساختار منطقی آن آشکار شود. صورت ساده و ابتدایی تحلیل را با تعریف واژه در فرهنگ می توان نشان داد، مثلاً میش، گوسفندِ مادۀ پشم دار است.
فلسفۀ تحلیلی. راسل، ویتگنشتاینمتقدم و موردر آغاز قرن ۲۰، با استفاده از دستاوردهای منطق، کوشیدند تا به ارائۀ شرایط صدق قضایا با روندی که ساختارِ منطقیِ نهفته در ظاهر گزاره ها و جملات را آشکار کند، بپردازند. فلسفۀ تحلیلی بر آن بود که رویکردی علمی و عینی برای حل مسائل سنتی فلسفه طرح کند. همچنان که ریاضی دان می تواند تصوری پیچیده را با سلسله عملیات ساده تر ریاضی وصف کند، فیلسوف هم باید بتواند ماهیت مفاهیم پیچیده را به کمک تصورات و عملیاتِ ساده ترِ سازندۀ آن ها بشناسد. برنامۀ تحلیل در کارهای پوزیتیویست های منطقی، به ویژه کارناپ، به اوج خود رسید و تقریباً کل فلسفۀ انگلیسی ـ امریکایی نیمۀ اول قرن ۲۰ و سال های پس از آن را تحت تأثیر قرار داد. هرچند آرمان تحلیل با اصرار بر ژرف کاوی در معنا در همۀ سطوح و مراحلِ فلسفیدن تأثیر شفابخش عمیقی بر فلسفه داشت، اعتماد آغازین به آن زیاده از حد خوشبینانه دانسته شد. زیرا، اولاً، معلوم شد که فقط تعداد اندکی از مفاهیم پذیرای تحلیلی مناقشه ناپذیرند. ثانیاً، هویت مفاهیم چندان ناشی از ساختار درونی خود آن ها نیست، بلکه از جایگاه آن ها در نظریه یا شبکۀ وسیع تری از آموزه ها و عملکردها ناشی می شود. ثالثاً، صرف نظر از آموزه های تجربه گرایانه یا اتمیستیراه عمده ای برای تعیین نقطۀ توقف تحلیل یا حتی برای تعیین جهت پیشروی آن وجود ندارد، و سرانجام این که آزمون موفقیت تحلیل، یعنی نمودارشدن ساختار پیچیده ای که در واقع مترادف با مفهوم اولیه است، در عمل مشکوک و نامطمئن از کار درخواهد آمد و به جای آن که داوری بی طرف برای نظریۀ فلسفی باشد، در پرتو همان نظریه ها موضوع مناقشه و ایراد خواهد شد. تحلیل در نزد قدما، به پیروی از یونان که آن را آنالوطیقا می خواندند، در دو حوزۀ تصورات (با تأکید بر تصورات کمتر کلی و بازگرداندن آن ها به تصورات بیشتر کلی) و حوزۀ تصدیقات (با هدف ایضاح وضع مقدمات و بازشناسی نوعی و شکل قیاس) محل بحث بوده است.

تحلیل در جدول کلمات

تحلیل غذا
هضم
تحلیل غذا در معده
هضم
شاخه ای از ریاضیات که با تحلیل وقایع تصادفی سروکار دارد
احتمالات
از اصلی ترین ابزار تحلیل فعالان بازار سرمایه
ترازنامه

معنی تحلیل به انگلیسی

resolution (اسم)
ثبات قدم ، تحلیل ، دقت ، تجزیه ، نیت ، قصد ، تصویب ، نتیجه ، تصمیم ، عزم ، عزیمت ، حل ، رفع ، تفکیک پذیری ، عزم راسخ
erosion (اسم)
فرسایش ، سایش ، ساییدگی ، تحلیل ، فساد تدریجی
absorbency (اسم)
جذب ، قدرت جذب ، خاصیت درکشی یا دراشامی ، تحلیل ، قابلیت جذب ، فرو بری
analysis (اسم)
تحلیل ، تجزیه ، آزمایش ، انالیز ، کاوش ، جداگری ، فرگشایی ، استقراء ، شی تجزیه شده ، مشتق و تابع اولیه
lysis (اسم)
تحلیل ، فروکش ، سقوط وزوال تدریجی مرض ، زوال و فساد سلول و غیره
corrosion (اسم)
تحلیل ، خوردگی ، زنگ ، زنگ زدگی ، فساد تدریجی

معنی کلمه تحلیل به عربی

تحلیل
تآکل , تحليل , قابلية المص
امتص , عقب
استوعب , اضعف , اقضم , کل
اصرف
إساءة التأويل
حلل
محلل

تحلیل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

زهرا ٢٠:٢٥ - ١٣٩٦/٠٢/١٢
بررسی وتجزیه کردن
|

حسین ایرونی ١٩:٥٩ - ١٣٩٦/١١/٢٠
تحلیل یعنی فرآیندی ذهنی برگرفته از تجارب قبلی است که طی آن تحلیلگر تلاش می کند از ساده ترین طریق ممکن، تحولات و پدیده های پیچیدۀ روز اعم از اجتماعی، امنیتی، سیاسی و ... را ارزیابی کرده و به زبان ساده برای دیگران توضیح و تشریح نماید.
|

مائده شیخی ٢١:٠٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٥
آنالیز
|

ب. الف. بزرگمهر ١٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٦/٣١
برآورد

به باور من، واژه ی �برآورد� که آن را می توان همراه با واژه های دیگری چون �سیاسی�، �اجتماعی ـ اقتصادی� و مانند آن ها برای روشن تر شدن دامنه ی آن نیز بکار برد (نمونه: �برآورد سیاسی�)، گویاتر از بسیاری از برابرهای یاد شده در بالاست؛ گرچه در میان شان، �ریشه یابی� و �واکاوی� نیز تا اندازه ای بسیار نزدیک به واژه ی جاافتاده ی �تحلیل� از ریشه ی عربی است.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تحلیل   • تعریف تحلیل   • تحلیل چیست   • تحلیل سیاسی   • تحلیل یعنی چه   • تحلیل ها   • ديلي تحليل   • پارسیان تحلیل   • مفهوم تحلیل   • معرفی تحلیل   • تحلیل یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تحلیل
کلمه : تحلیل
اشتباه تایپی : jpgdg
آوا : tahlil
نقش : اسم
عکس تحلیل : در گوگل


آیا معنی تحلیل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )