انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1097 100 1

تخمک

/toxmak/

مترادف تخمک: تخمچه، تخم، بذر، نطفه، تخمه

معنی تخمک در لغت نامه دهخدا

تخمک. [ ت ُ م َ ] (اِ مصغر) مصغر تخم. رجوع به تخمه شود. || (اصطلاح گیاه شناسی ) در گیاه شناسی ، دانه های کوچکی است که درون تخمدان به وجود می آید و بر اثر رشد به دانه تبدیل می گردد.
آقای گل گلاب آرد: اگر در داخل تخمدان برشی داده شود در داخل آن اجسامی بنام تخمک یافت میشود که بوسیله ٔ رشته ای به دیواره ٔ درونی تخمدان اتصال دارند. طرز اتصال تخمکها به دیواره ٔ تخمدان ، در گیاهان اختلاف کلی دارد. چون اجتماع برچه ها برای تشکیل تخمدان نیز به اشکال گوناگون است وضع قرار گرفتن تخمک ها به چندین شکل دیده میشود... هر برچه را می توان برگی دانست که در یک طرف یا دو طرف آن تاخوردگی پدید آمده و تخمکی ساخته است... مهمترین قسمتهای برچه تخمک و پیدایش آن چنین است که در سطح داخلی پوسته ٔ جفت درونی تخمدان یک برآمدگی کوچک پدید آمده اطراف آن یک حلقه و پس از آن دو حلقه تشکیل می یابد که پوشش داخلی و خارجی را میسازند. تکمه ٔ نخستین که از زنبوریهایی غذائی تشکیل یافته بود، دارای یاخته هایی است که بسرعت تقسیم می شوند. قسمتی از آنها توده ٔ غذایی بنام خورش می سازند و یکی از آنها که در داخل خورش قرار گرفته کاهش رنگی یافته بتدریج دو، و چهار، وهشت هسته یافته ، کیسه ٔ رویانی تشکیل میدهند که سه یاخته در بالا و سه یاخته در پایین دارد و از بهم پیوستن دو هسته ٔ دیگر، هسته ٔ دومین بزرگی در وسط آن کیسه دیده میشود. مهمترین یاخته های کیسه ٔ رویانی یاخته ای است که در بالا و در وسط قرار گرفته ، و آنرا تخمه می گویند. پس در هر تخمک کامل می توان قسمتهای ذیل را تشخیص داد:
1 - دو پوسته ٔ داخلی خارجی. 2- سوراخی در بالای آن که سُفْت نامیده میشود. 3 - توده ٔ بزرگی در وسط که قسمت اعظم ماده ٔ غذایی است و خورش نامیده میشود. 4 - کیسه ٔ رویانی که در داخل آن تخمه و یاخته های در حال کاهش رنگی قرار گرفته است. 5 - بند یا رشته ای که تخمک را به دیواره ٔ درونی تخمدان متصل میسازد و اتصال این بند به دیواره ٔ تخمدان ممکن است تخمک را مستقیم یا معکوس یا مورب قرار دهد...
همینکه دانه ٔ گرده ای بر روی کلاله قرار گیرد ناهمواری سطح آن به ناهمواری های چسبنده ٔ کلاله می چسبد. رطوبت و ماده ٔ غذایی و لعابی کلاله در داخل گرده اثر کرده لوله ٔ گرده ساخته می شود. این لوله ٔ گرده در بافت مرکزی خامه فرومیرود، یعنی بوسیله ٔ ترشح دیاستازها، یاخته های آن را حل کرده راهی باز میکند و به تخمدان میرسد و از راه سُفْت به دهانه ٔ یکی از تخمک ها راه یافته داخل خورش میگردد. در مدتی که این لوله پیش میرود و در راه است هسته ٔرویا پیشاپیش میرود و هسته ٔ زایا که در پی آن است به دو قسمت تقسیم می شود و هر یک از آنها یک انتروزوئید (بساکه ) می سازد. چون لوله به کیسه ٔ رویان برسد، دیواره ٔ سلولزی آنرا حل میکند، یکی از بساکه ها از میان یاخته ها گذشته به هسته ٔ دومین میرسد و با آن می آمیزد و هسته ای در وسط کیسه ٔ رویان میسازد و بساکه ٔ دیگرداخل تخمه شده با هسته ٔ آن می آمیزد و تخم را تشکیل میدهد. آمیزش بساکه ها با هسته هایی که در کیسه ٔ رویان است هسته هایی میسازد که 2n کرموزوم دارند... در کیسه ٔ رویانی دو تخم ساخته شده ، یکی تخمی که از آمیزش بساکه و تخمه ساخته شده است و دیگری تخمی که از آمیزش بساکه با هسته ٔ دومین تشکیل یافته و شماره ٔ کروموزوم های آن از 2n بیشتر است. تخمه های آمیزش یافته مبدل به دانه میشوند و هسته ٔ دومین که آمیزش یافته ، مبداء بافت مخصوصی است که آنرا آلبومن می گویند. دیواره ٔ تخمدان هم در این موقع تغییر شکل یافته ضخیم میشود و مواد غذایی در خود اندوخته میکند و تبدیل به میوه می گردد. پس در هر میوه دو قسمت موجود است : یکی هسته ها یعنی تخمکهای گشنیده و دیگری فرابر که از هر طرف هسته ها را فراگرفته است.
پس از آمیزش تغییراتی در تخمک روی میدهد که خلاصه ٔ آنها از این قرار است : 1- سه یاخته ای که در مقابل تخمه قرار گرفته و دو یاخته ٔ طرفین آن مبدل به لعاب شده به مصرف غذای تخم در هنگام تقسیم میرسند. 2 - یاخته و تخم بلافاصله تقسیم شده در کیسه ٔ جنینی تشکیل جنین میدهند. (در بعضی گیاهان تقسیم آن مدتی پس از تشکیل شروع میشود).بدین طریق که نخست به دو قسمت بالا و پایین تقسیم میشود، آنکه نزدیکتر به سُفْت است فقط از طرف درازی تقسیم شده بند را تشکیل میدهد که وسیله ٔ اتصال جنین به دیواره ٔ کیسه است. آنکه دورتر از سُفْت است از جهات مختلف تقسیم شده توده ای از یاخته های بهم چسبیده را تشکیل میدهد که بتدریج شماره ٔ آنها زیادتر شده کم کم تمام فضای درونی کیسه ٔ جنینی را پر میکند... 3 - در ضمنی که این تغییرات در یاخته ٔ تخم روی میدهد هسته ٔ دوم که آمیزش یافته تقسیمات متوالی می یابد و بافتی می سازد که آنرا آلبومن می گویند. یاخته های آلبومن بتدریج مواد اندوخته ٔ خورش را هضم کرده آنها را به مواد آزتی و قطرات چربی و نشاسته تبدیل میکنند که اندوخته برای جنین است... 4 - دو پوسته ٔ تخمک نیز تغییراتی کرده پوست هسته را تشکیل میدهند.
پس از این تغییرات تخمک مبدل به هسته یا دانه شده است که دارای یک یا دو پوسته و یک توده ٔ مرکزی مرکب از لبه ها و گیاهکی کوچک می باشد.(از گیاه شناسی گل گلاب صص 180 - 186).
|| در جانورشناسی ، آنرا اوول گویند که پس از ترکیب با اسپرماتوزوئید هسته ٔ اولیه ٔ جنین تشکیل می گردد.
آقای دکتر فاطمی آرد: در متازوئرها تولید مثل جنسی بوسیله ٔ سلولهای مخصوصی صورت می گیرد که معرف دو جنس مختلفند. این سلولها که به اسم گامت موسومند بواسطه ٔ اعضای مخصوص یا غدد تناسلی به وجود می آیند و از اتحاد و ترکیب این دو سلول یعنی گامت نر یا اسپرماتوزوئید با گامت ماده یا تخمک است که فرد جدیدی که تمام صفات گونه را دربردارد تولید میشود. حیوانی که مولد اسپرماتوزوئید است حیوان نر و تولیدکننده ٔ تخمک را حیوان ماده گویند. (جانورشناسی عمومی تألیف مصطفی فاطمی ص 27). رجوع به تخم و تخمدان شود.

معنی تخمک به فارسی

تخمک
( اسم ) تخم ماده که در داخل نشو و نما یافته پس از تکمیل از مجرای تخمدان خارج و آماده برای لقاح میشود.
[زیست شناسی] ← گیامامه
[زیست شناسی] ← مامه 2
[integument, tegument] [زیست شناسی] ساختار پوششی در اطراف تخمک گیاهان
[زیست شناسی] ← مامه 2
[ovulation] [زیست شناسی] آزاد شدن تخمک پس از رسیدن و پاره شدن انبانک
[ovulate] [زیست شناسی] تولید و آزادسازی تخمک
[ovulatory] [زیست شناسی] مربوط به تخمک گذاری
[زیست شناسی] ← گیامامه
[oogamous] [زیست شناسی] مربوط به تخمک کامی
[oogamete] [زیست شناسی] یاختۀ بزرگ جنسی مادۀ غیرمتحرک
[oogamy] [زیست شناسی] لقاح یاختۀ بزرگ جنسی مادۀ غیرمتحرک با یاختۀ جنسی نر متحرک
[egg donation,oocyte donation] [علوم سلامت] روشی در فنّاوری کمک باروری که در آن برای زن نابارور از زنی بارور تخمک گرفته می شود
[oocyte retrieval] [علوم سلامت] روشی برای به دست آوردن تخمک از تخمدان در لقاح برون تنی
[علوم سلامت] ← زَم داری تخمک
[oocyte cryopreservation] [علوم سلامت] نوعی فنّاوری که در آن تخمک زن را استخراج و منجمد و نگهداری می کنند متـ . حفظ سرمایشی تخمک
[پزشکی] ← دشتان بی تخمک

معنی تخمک در فرهنگ معین

تخمک
(تُ مَ) (اِمر.) یاختة جنسی و تولید مثل در زن .

معنی تخمک در فرهنگ فارسی عمید

تخمک
یاختۀ جنسی تولیدمثل ماده.

تخمک در دانشنامه اسلامی

تخمک
تخمک به جزئی از منی حیوان یا انسان ماده گفته می شود. در جانورشناسی به تخمک گفته می‏شود که پس از ترکیب با اسپرماتوزوئید جنس نر، هسته اوّلیه جنین شکل می‏گیرد.
 ۱. ↑ لغت‏نامه دهخدا.

منبع
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰۰.    
...

تخمک در دانشنامه ویکی پدیا

تخمک
عکس تخمک
تخمگ در یک گیاه در درون تخمدان قرار دارد. هر تخمک دارای بافت مرکزی معروف به خورش (بافت) است که کیسهٔ جنینی در آن رشد می کند و به وسیلهٔ پوسته های تخمک که پوشش بیرونی آن را تشکیل می دهد، احاطه می شود. در پوسته های تخمک منفذ بسیار کوچکی به نام سفت قرار دارد که با رو بازگذاشتن قسمتی از خورش در فرایند لقاح شرکت می کند. علاوه بر این در مرحلهٔ دانه این منفذ عبور آب مورد نیاز برای رویش را میسر می سازد. از نظر قرار گرفتن، تخمک ها ممکن است راست، واژگون خمیده یا نیمه واژگون باشند. مطلب فوق نباید با تمکّن که آرایش تخمک ها در درون تخمدان است اشتباه گرفته شود.
تخمک مردان (به انگلیسی: Male egg) در حال حاضر تئوری ای بر اساس نتیجه حاصل از یک پژوهش است که در آن تخمک یک زن می تواند از محتوای ژنتیکی خود خالی گردد (شبیه به روشی که در ان برای کلون کردن استفاده می شود) و محتوای ژنتیکی آن با دی ان ای یک مرد جایگذاری شود. این تخمک می تواند توسط اسپرم یک مرد دیگر بارور گردد. ایده این طرح توسط یک پژوهشگر اسکاتلندی داده شده است. با این روش عملاً دو مرد می توانند صاحب فرزند شوند، هرچند که برای انجام این کار به یک رحم مصنوعی یا یک مادر جایگزین نیاز است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تخمک در دانشنامه آزاد پارسی

تُخْمَک (ovum)
تُخْمَک
در زیست شناسی، یاختۀ جنسی مادینۀ گیاه یا جانور. در جانورشناسی آن را اوول گویند که پس از ترکیب آن با اسپرماتوزوئید هستۀ اولیۀ جنین تشکیل می شود. در گیاه شناسی، دانه های کوچکی است که درون تخمدان به وجود می آید و براثر رشد به دانه تبدیل می شود. جاندار نَر مولد اسپرم، و جاندار ماده تولیدکنندۀ تخمک است. در پستانداران، تخمک لقاح یافته را تخم می نامند که براثر تقسیم سلولی خاصی به نام میوز، طی چرخۀ قاعدگی در تخمدان ها پدید می آید. هستۀ آن دارای کروموزوم های حامل عوامل وراثتی است؛ بعد از لقاح اسپرم و تخمک، که هر کدام حامل نصف کروموزوم ها هستند، یاختۀ واحدی تشکیل می شود که از تقسیم آن جنین شکل می گیرد. جانور ماده ممکن است تخم گذاری کند یا تخم در بدنش تکوین یابد (زنده زایی و بچه زایی). در خزندگان و پرندگان تخم گذار، تخم با پوسته ای محافظت می شود و مواد غذایی فراوانی را به شکل زرده در خود دارد. باروری در گیاهان نر و ماده نیز در اساس به باروری جانوران شباهت دارد. در گیاهان، به سلول تخم یا تخم زا معروف است و در تخمدان ایجاد می شود. تخمک خودبه خود قادر به حرکت نیست و جز در بکرزایی، باید پیش از نموِ بیشتر با یاختۀ جنسی نَر لقاح یابد.

ارتباط محتوایی با تخمک

تخمک در جدول کلمات

معنی تخمک به انگلیسی

ovule (اسم)
تخمک ، تخمچه ، اوول
ovum (اسم)
تخمک ، یاخته ماده ، سلول نطفه ماده

تخمک را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محسن مرادنوری ١١:٣٦ - ١٣٩٧/١١/١٥
اوول
|

علی سیریزی ٠١:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/٠٣
تخمک، گامت ماده‌است که درون تخمدان جاندار ماده قرار گرفته و پس از بارورسازی به یاختهٔ تخم تبدیل می‌شود.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تخمک در جدول   • چگونه بفهمیم تخمک بارور شده   • نام دیگر تخمک   • علائم دفع تخمک   • معنی تخمک   • مترادف تخمک   • تخمک چیست   • علایم تخمک گذاری دردناک   • مفهوم تخمک   • تعریف تخمک   • معرفی تخمک   • تخمک یعنی چی   • تخمک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تخمک
کلمه : تخمک
اشتباه تایپی : jol;
آوا : toxmak
نقش : اسم
عکس تخمک : در گوگل


آیا معنی تخمک مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )