انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 950 100 1

تخییر

/taxyir/

معنی تخییر در لغت نامه دهخدا

تخییر. [ ت َخ ْ ] (ع مص ) برگزین کردن. (تاج المصادر بیهقی ). برگزیدن. (دهار). تفضیل دادن کسی را بر غیر وی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)(از المنجد). اختیار کردن. (آنندراج ). || مخیر کردن. (زوزنی ). اختیار دادن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی تخییر به فارسی

تخییر
برگزین کردن برگزیدن تفضیل دادن کسی را بر غیر وی اختیار کردن یا مخیر کردن اختیار دادن کسی را .

معنی تخییر در فرهنگ معین

تخییر
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - برتری دادن . ۲ - حق انتخاب دادن .

معنی تخییر در فرهنگ فارسی عمید

تخییر
۱. تفضیل دادن.
۲. اختیار دادن در برگزیدن.

تخییر در دانشنامه اسلامی

تخییر
تخییر به معنای اعطای حق انتخاب نسبت به دو یا چند چیز است.از این عنوان در اصول فقه و نیز بسیاری از ابواب فقه نظیر طهارت، صلاة، زکات، خمس، صوم، حج، جهاد و غیره سخن رفته است که در این مقاله از هر دو بعد اصولی و فقهی به اهمّ مباحث تخییر اشاره می کنیم. ـــ تخییر به آزادی انتخاب یکی از دو یا چند گزینه است.
تخییر در لغت به معنای واگذار کردن اختیار، دادن حق انتخاب به دیگری و ترجیح دادن چیزی بر چیز دیگر است. این واژه به معنای لغوی خود در برخی ابواب علم اصول به کار می رود، از جمله در مباحث تعارض ادلّه ، تزاحم و واجب تخییری .در منابع فقهی اهل سنّت اصولاً کاربرد آن از مفهوم لغوی خارج نشده است.
تعریف تخییر
ـــ تخییر عبارت است از واگذاری حقّ گزینش به انسان، نسبت به یکی از فعل و ترک یا یکی از دو فعل و یا یکی از چند متعلّق فعل از ناحیه شارع یا عقل و یا غیر آن دو. ـــ تخییر، به معنای آزادی انسان در انتخاب یکی از دو یا چند گزینه می باشد؛ به این معنا که هر کدام را خواست، انتخاب نموده و طبق آن عمل می کند. به این ترتیب، دامنه تخییر اعم از «اصل تخییر» می باشد که فقط در «دوران بین محذورین» جاری است.
تعریف تخییر در علم اصول
در اصطلاح اصولیان متأخر امامی ، اصل تخییر که یکی از اصول عملیه چهارگانه به شمار می رود، عبارت است از حکم عقل به اختیار داشتن مکلف میان انجام دادن کاری و ترک آن یا انجام دادن یکی از دو کار در مواردی که احتیاط امکان ندارد.
ورود تخییر در سه مبحث علم اصول
...
تخییر ابتدایی به معنی تخییر قبل از گزینش و مقابل تخییر استمراری است. با اختیار یک طرف در مقام عمل، تخییر، زوال پیدا کرده و همان طرف گزینش شده تعیّن می یابد. از این عنوان در اصول فقه مباحث دوران نوع تکلیف بین وجوب و حرمت، تعارض دو دلیل و عدم امکان جمع بین آنها سخن گفته شده و در ابواب مختلف فقه نیز نظیر اجتهاد و تقلید، صلات و تجارت از آن سخن به میان آمده است.
تخییر ابتدایی به معنی مخیّر بودن مکلّف در انتخاب یکی از اطراف تخییر قبل از هرگونه گزینش و مقابل تخییر استمراری است. با اختیار یک طرف در مقام عمل، تخییر، زوال پیدا کرده و همان طرف گزینش شده تعیّن می یابد. از این عنوان در اصول فقه و نیز ابواب مختلف فقه نظیر اجتهاد و تقلید، صلات و تجارت سخن گفته شده است.

مباحث کاربردی تخییر ابتدایی
← کاربرد در اصول فقه
 ۱. ↑ مصباح الفقیه جلد۴ صفحه۲۷۰ و۲۷۱۲. ↑ الإجتهاد و التقلید صفحه۱۵۱ تا۱۵۵    
...
ـــ تخییر استمراری مقابل تخییر ابتدایی و به معنی تخییر، حتّی پس از گزینش است. از این عنوان در اصول فقه و نیز ابواب مختلف فقه نظیر اجتهاد و تقلید و صلات سخن رفته است. ـــ تخییر استمراری به مختار بودن مکلف به صورت مستمر در عمل بر طبق یکی از دو یا چند دلیل متعارض اطلاق می شود.
ـــ تخییر استمراری، مقابل تخییر ابتدایی عبارت است از ثبوت و استمرار حقّ انتخاب یک طرف برای مکلّف در هربار و عدم تعیّن آن با یک بار گزینش. بنابراین با گزینش یک طرف و شروع در عمل، عدول از آن و گزینش طرف دیگر، صحیح و جایز خواهد بود. از این عنوان در اصول فقه و نیز ابواب مختلف فقه نظیر اجتهاد و تقلید و صلات سخن رفته است. ـــ تخییر استمراری، مقابل تخییر بدوی و تخییر انحلالی بوده و عبارت است از اختیار مکلف در انتخاب یکی از دو یا چند امر به طور مستمر؛ یعنی در هر واقعه ای که برای مکلف رخ می دهد آزاد است هر طرف را انتخاب کند و به آن ملتزم گردد؛ برای مثال، در جایی که شک دارد دفن میت کافر واجب است یا حرام ، می تواند در یک واقعه، جنازه کافری را دفن کند و در واقعه ای دیگر، جنازه کافر دیگری را دفن نکند، یا اگر اخبار متعارضی وارد شده که مضمون بعضی وجوب نماز جمعه در عصر غیبت و مضمون برخی حرمت آن باشد، مکلف می تواند یک هفته آن را اقامه کند و هفته دیگر، آن را ترک نموده و نماز ظهر بخواند.
بررسی
بحث اصولیون در استمراری یا بدوی بودن تخییر، مربوط به تخییر در مسئله اصولی است، اما در مسئله فرعی فقهی مانند: خصال کفاره ، شکی نیست که تخییر ، استمراری است؛ یعنی کسی که روزه واجب خود را از روی عمد افطار نموده است، در مرتبه اول می تواند یک بنده آزاد کند، در بار دوم می تواند شصت روز روزه بگیرد و در بار سوم می تواند شصت فقیر را اطعام کند.
مباحث کاربردی تخییر استمراری
← کار برد در اصول فقه
...
تخییر اصولی به مختار بودن مجتهد در تمسّک به یکی از دو یا چند دلیل متعارض، در مقام فتوا اطلاق می شود.
تخییر اصولی، مقابل تخییر فقهی و به معنای تخییر مجتهد در انتخاب یکی از دو یا چند دلیل متعارض به عنوان حجت و دلیل و صدور فتوا بر طبق آن می باشد.از آن جا که « حجیت »؛ مسئله اصولی است، چنین تخییری، تخییر اصولی نام دارد و در حقیقت، حکم حجیتِ یکی از دو خبر متعارض، حکمی وضعی و اصولی است، نه تکلیفی و فقهی.
توضیح
در تخییر بین اخبار متعارض ، میان علمای اصول اختلاف است که آیا این تخییر، منسوب به حجیت است، به گونه ای که تخییر، تخییر در حجیت یکی از دو خبر متعارض باشد، یا این که تخییر، منسوب به عمل است، به گونه ای که مکلف در عمل به یکی از دو خبر مخیر باشد. در صورتی که تخییر، منسوب به حجیت خبر باشد، از آن جا که «حجیت» حکم اصولی است، این تخییر را تخییر اصولی می گویند، که تنها در حق مفتی و مجتهد صادق است؛ به خلاف تخییر فقهی که در حق عامی هم جاری است.
فرق بین تخییر اصولی و فقهی
۱. تخییر اصولی (تخییر در حجیت) به مجتهد اختصاص دارد و معمولا « عوام با آن سر و کار ندارند»؛ چون «حجیت» حکم اصولی است و احکام اصولی به مجتهد اختصاص دارد؛ بنابراین، برای مثال، اگر یکی از دو خبر، بر وجوب نماز جمعه و دیگری بر حرمت آن دلالت کند و مجتهد خبری را که بر وجوب دلالت می کند، اختیار نماید و بر اساس آن فتوا دهد، مقلدان او باید به طور متعیّن نماز جمعه بخوانند و حق ترک آن را ندارند. اما در تخییر فقهی ( تخییر عملی ) این چنین نیست و اگر مجتهد در حق مقلدان خود، به تخییر در عمل به یکی از دو خبر فتوا دهد، و مقلد، خبری را که بر وجوب نماز جمعه دلالت می کند، انتخاب نماید، باید نماز جمعه بخواند و اگر خبر دیگر را انتخاب کند نباید نماز جمعه بخواند، و در هر صورت، ممکن است عمل مجتهد، بر خلاف عمل مقلد باشد، چون هر کدام جداگانه حق انتخاب دارند. ۲. در تخییر اصولی، مجتهد می تواند حجیت یکی از دو خبر متعارض را به خداوند نسبت بدهد؛ برای مثال، بگوید: حکم خداوند وجوب نماز جمعه است. ولی اگر تخییر، فقهی باشد، نمی توان وجوب نماز جمعه را به خداوند نسبت داد، زیرا مکلف در مقام عمل مخیر است، ولی حجیت آن خبر برای او ثابت نیست تا حکم آن را به خدا نسبت بدهد.
بررسی
...
تخییر انحلالی به آزادی انتخاب از میان مصادیق هر دو امر متعارض اطلاق می شود.
تخییر انحلالی، مقابل تخییر استمراری است و آن نوع خاصی از تخییر میان دو امر می باشد؛ به این بیان که مکلف در انتخاب بعضی از افراد هر یک از دو امر در عرض هم که او قادر به انجام هر دو نیست، مخیر می باشد، مانند آن که امر مردد است بین این که در یک روز خاص، اکرام همه علما بر مکلف واجب و یا حرام باشد و او مخیر باشد بین این که بعضی از علما را اکرام کرده و بعضی را اکرام نکند؛ لازمه این انحلال در امتثال این است که نسبت به اکرام بعضی از علما، مخالفت قطعی و نسبت به اکرام بعضی دیگر موافقت قطعی نماید.
فرق میان تخییر انحلالی و استمراری
فرق میان تخییر انحلالی و استمراری این است که در تخییر استمراری، تعدد واقعه به حسب تعدد افراد زمان است که در طول یک دیگر قرار دارند اما در تخییر انحلالی، تعدد واقعه به حسب تعدد افراد موضوع است که در عرض یک دیگر قرار دارند.
تخییر بدوی به مختار بودن مکلّف برای بار اوّل در عمل بر طبق یکی از دو یا چند دلیل متعارض اطلاق می شود.
تخییر بدوی، مقابل تخییر استمراری بوده و عبارت است از اختیار و آزادی مکلف در انتخاب یکی از دو یا چند امر، فقط برای یک بار و در ضمن یک واقعه؛ بنابراین، مکلفی که در حرمت یک عمل یا وجوب آن مردد می باشد، فقط در واقعه اول، مخیر است که جانب حرمت یا وجوب را انتخاب کند، ولی هنگامی که در این واقعه، یک جانب را اختیار نمود، از آن پس اختیار از وی سلب می گردد و تا آخر عمر، در وقایع بعدی، باید به همان تصمیم نخست پای بند باشد. برای مثال، اگر در شک میان وجوب و حرمت نماز جمعه در زمان غیبت ، جانب وجوب را انتخاب کرد، باید تا آخر عمر، در ظهر جمعه نماز جمعه بخواند و نمی تواند آن را ترک نماید.
← نکته
 ۱. ↑ انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۳، ص۵۴۲.    
...
تخییر بین اقل و اکثر به تخییر بین دو شیء دارای قدر متیقن در مقام امتثال اطلاق می شود.
تخییر بین اقل و اکثر، مقابل تخییر بین متباینین می باشد و به این معنا است که مکلف در انجام یکی از دو امری که رابطه آنها با یک دیگر، رابطه اقل و اکثر است، مخیر می باشد، و این در جایی پیش می آید که غرض مولا به طور جداگانه و مستقل، هم با انجام اقل و هم با انجام اکثر حاصل شود، مانند این که مکلف مخیر باشد تسبیحات اربعه را یک بار و یا سه بار قرائت نماید.
← نکته
 ۱. ↑ اصول الفقه، مظفر، محمد رضا، ج۱، ص۹۵.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۲۹۵، برگرفته از مقاله «تخییر بین اقل و اکثر».    
...
تخییر بین متباینین به تخییر بین دو شیء فاقد قدر متیقن در مقام امتثال اطلاق می شود.
تخییر بین متباینین، که مقابل تخییر بین اقل و اکثر می باشد، عبارت است از تخییر در اموری که رابطه آنها با یک دیگر تباینی است ارتباط اقل و اکثری ندارند و هیچ قدر متیقنی میان آنها وجود ندارد، مثل: تخییر در خصال کفاره که مکلف ، بین اطعام فقیر یا شصت روز روزه و یا آزاد کردن بنده مخیر است.در این مثال، به تک تک آن موارد امر شده است و تخییر، از عطف آنها به هم با کلمه «او» فهمیده می شود. ولی گاهی فقط یک امر وجود دارد، اما چون به جامع انتزاعی میان افراد متباین تعلق گرفته است، عقل به تخییر حکم می کند، مانند آن که مولا به عبد خود بگوید: «اشتر قلماً»؛ که در این صورت عبد بین خریدن قلم حبر (مداد) و قلم رصاص (فلزی) و غیر آنها مخیر است.
تخییر تکوینی به تخییر بین انجام و ترک یک شیء، بدون نیاز به حکم شرع یا عقل اطلاق می شود.
تخییر تکوینی اصطلاحی است که توسط میرزای نائینی در بحث دوران امر بین محذورین مطرح شده و عبارت است از تخییر نفس الامری واقعی که بین انجام و ترک یک شیء برای هر انسانی ثابت است، و به دلیل حصول فی نفسه، نیاز به جعل شرعی یا عقلی ندارد.
توضیح
میرزای نائینی معتقد است در باب دوران امر بین محذورین هیچ یک از اصول عملیه جاری نمی شود، و در وجه عدم جریان اصل تخییر (شرعی و عقلی) می گوید: جعل تخییر توسط شارع - چه تخییر ظاهری و چه تخییر واقعی - در جایی است که تخییر فی نفسه حاصل نباشد، و الاّ از قبیل تحصیل حاصل و محال می شود، و در دوران امر بین محذورین، این تخییر فی نفسه حاصل است، زیرا مکلف یا عمل را انجام می دهد و یا ترک می کند. تخییر عقلی نیز جاری نیست، زیرا تخییر عقلی در جایی است که دو طرف تخییر دارای ملاک و مصلحت باشد، مثل: باب تزاحم ، که عقل از روی ناچاری و به دلیل عدم امکان جمع بین دو طرف، حکم به تخییر می دهد، ولی در دوران امر بین محذورین چنین نیست، بلکه در عالم واقع فقط یکی از دو طرف ( فعل یا ترک ) دارای ملاک و مصلحت است.
اصل تخییر، اصطلاحی در اصول فقه شیعه در باب اصول عملیه است.
تخییر در لغت به معنای واگذار کردن اختیار ، دادن حق انتخاب به دیگری و ترجیح دادن چیزی بر چیز دیگر است. این واژه به معنای لغوی خود در برخی ابواب علم اصول به کار می رود، از جمله در مباحث تعارض ادله ، تزاحم و واجب تخییری .
تخییر در منابع فقهی اهل سنت
در منابع فقهی اهل سنت اصولاً کاربرد آن از مفهوم لغوی خارج نشده است.
در اصطلاح اصولیان امامی
در اصطلاح اصولیان متأخر امامی، اصل تخییر که یکی از اصول عملیه چهارگانه به شمار می رود، عبارت است از حکم عقل به اختیار داشتن مکلف میان انجام دادن کاری و ترک آن یا انجام دادن یکی از دو کار در مواردی که احتیاط امکان ندارد. شیخ انصاری نخستین فقیهی است که به طور مبسوط در مبحث اصول عملیه، به اصل تخییر پرداخته است. وی کاربرد این اصل را وقتی می داند که حکم واقعی یک موضوع مورد شک بوده و نسبت به زمان قبل ازشک، هیچگونه یقینی وجود نداشته باشد و در عین حال احتیاط نیز ممکن نباشد.
← موارد اجرای اصل تخییر
...
تخییر شرعی به حکم شرع به آزادی انتخاب یکی از دو یا چند چیز اطلاق می شود.
تخییر شرعی، مقابل تخییر عقلی بوده و در جایی است که شرع انسان را در انتخاب یکی از دو یا چند چیز، آزاد گذاشته تا هر کدام را خواست، انجام دهد، مانند: تخییر در خصال کفاره یا تخییر در اطعام ده مسکین یا تهیه لباس آنها در کفاره حنث قسم.
آیه تخییر به آیه ۲۸ و ۲۹ سوره احزاب اطلاق می شود.
← آزادی همسران پیامبر برای طلاق
 ۱. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۲۸.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۱۸۵.    
...
آیه 28 و 29 سوره احزاب /33 را «آیه تخییر» گفته اند؛ زیرا خداوند دراین دو آیه، زنان پیامبر را بین انتخاب دنیا و برگزیدن خدا و پیامبرش مخیر کرده است.
در شأن نزول این آیه آمده است: پس از جنگ خیبر که مسلمانان دارایی های فراوانی را به غنیمت گرفتند، برخی از همسران پیامبر تقاضاهایی چون بُرد، حُلّه و جامه مصری و... داشتند که رسول خدا صلی الله علیه و آله رنجور شد و سوگند یاد کرد یک ماه نزد آنان نرود و خداوند متعالی، این آیات را فرو فرستاد.
هنگامی که پیامبر، این آیات را برای همسران خویش خواند، آنان خدا و رسول را برگزیدند و حضرت شادمان گشت:
«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَ زِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا»
«وَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا»
اخبار تخییر روایات بیان کننده تخییر مکلّف در عمل به هر یک از دو خبر متعارض را گویند. احادیث دلالت کننده بر حجیت یکی از اخبار متعارض متعادل به طور نامعیّن را اخبار تخییر گویند.
ـــ اخبار تخییر، به دسته ای از روایات گفته می شود که در باب تعارض اخبار، برای یکی از دو خبر متعارض متعادل به طور نامعین اثبات حجیت می کنند.
ـــ به روایاتی که بر تخییر میان دو خبر متعارض در مقام عمل دلالت دارد- مانند «... بأیّهما أخذت من باب التّسلیم وسعک» - اخبار تخییر گفته می شود. از این اخبار در اصول فقه یاد شده است.به قول مشهور، چنانچه دو خبر در مقام بیان حکم مسأله ای متعارض باشند مانند آن که یکی به چیزی امر و دیگری از آن نهی کند و هیچ کدام بر دیگری ترجیح نداشته باشد، مکلّف در عمل به مقتضای هر کدام، مخیّر است.
توضیح
وقتی دو یا چند روایت با یک دیگر تعارض کنند، نخست به مرجحات باب تعارض مراجعه می شود و اگر دو روایت از هر نظر با هم مساوی باشند و مرجحی برای یکی از آن ها پیدا نشود، باید یکی از دو خبر را بنا بر ابتدایی بودن تخییر انتخاب کرده و تا آخر طبق آن عمل نماییم و الا اگر مدتی به یکی و مدتی بعد به دیگری عمل شود، مخالفت قطعی لازم می آید.مشهور اصولیون، عمل به روایات تخییر را هنگام تعادل واجب می دانند.
نمونه ای از اخبار تخییر
یکی از اخبار تخییر، خبر ابن جهم از امام رضا (علیه السلام) است: «قلت: یجیئنا الرجلان و کلاهما ثقة بحدیثین مختلفین و لایعلم ایهما الحق؟ قال: فاذا لم یعلم فموسع علیک بایهما اخذت؛ از امام هشتم (علیه السلام) سؤال نمودم: دو راوی که هر دو آن ها ثقه هستند دو حدیث مختلف برای ما نقل می کنند و نمی دانیم کدام یک حق است، حضرت فرمود: هنگامی که این چنین شد شما اختیار دارید به هر کدام که خواستید، عمل کنید»
ادات بیانگر تخییر بین چند چیز با امتناع جمع بین آن ها را ادات تخییر گویند.
«تخییر» یعنی مخیر ساختن و آزاد گذاشتن شنونده در پذیرش یکی از دو طرف موضوعی که جمع هر دو غیرممکن است (در مقابل اباحه که جمع بین دو طرف یا همه طرف ها امکان پذیر است).
نمونه قرآنی
بعضی از ادوات تخییر در قرآن عبارتند از:
← او
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۳۳.    
...
ادله تخییر به دلایلِ ثابت کننده تخییر بین دو امر مساوی یا دو روایت متعارض اطلاق می شود.
ادله تخییر، به دلایلی گفته می شود که به سبب آنها حکم به تخییر می گردد، چه عقلی باشد و چه شرعی. بنا بر نظر مشهور در اصل تخییر، عقل به سبب اجتناب از ترجیح بلا مرجح ، به تخییر حکم می نماید؛ بنابراین، دلیل تخییر، حکم عقل است.هم چنین، در هنگام تعارض روایات و عدم وجود مرجح ، «اخبار تخییر» وظیفه مکلف را تخییر می داند؛ از این رو، دلیل تخییر، در این مورد، شرع است.
اصل تخییر به حکم به تخییر مکلَّف در صورت دَوَران امر بین ارتکاب یکی از دو محذور اطلاق می شود. یکی از اصول مهمی که در احکام شرعی به کار می رود اصل تخییر است.به اصل تخییر اصالت تخییر و قاعده تخییر نیز گفته می شود.
حکم عقل به مخیّر بودن مکلف میان فعل و ترک یا میان دو فعل در صورت عدم امکان احتیاط است. به بیان کامل تر؛ اصل تخییر، یکی از اصول عملی است که وظیفه عملی مکلف را هنگام شک در «مکلفٌ به» و مقدور نبودن احتیاط ، تعیین کرده و به تخییر حکم می کند؛ بنابراین، در جایی که اصل تکلیف محرز بوده و امر بین ارتکاب یکی از دو محذور دائر باشد، به گونه ای که احتیاط نیز مقدور نباشد، اصل تخییر، مکلف را در ارتکاب هر یک از دو محذور، مخیر می نماید.
← تعریف اصطلاحی اصل تخییر
مجرای اصل تخییر، یا یک عمل مردّدِ میان وجوب و حرمت است ـ که از آن به دوران امر بین محذورین ((وجوب و حرمت)) تعبیر می شود ـ مانند نماز جمعه که حکم آن مردّد میان وجوب و حرمت باشد، و یا دو عمل، مانند دو فعلی که به اجمال می دانیم یکی واجب و دیگری حرام است، امّا اینکه کدام واجب و کدام حرام است، مشخص نیست، همچون نماز ظهر روز جمعه و نماز جمعه، بنابر قول به اینکه اگر یکی واجب باشد، دیگری حرام است.
اقسام شبهه
شبهه در هر دو مورد یا حکمی است مانند مثال یاد شده و یا موضوعی مانند آنکه فردی می داند چیزی را نذر کرده است، لیکن شک دارد فعل آن را نذر کرده یا ترک آن را، یا کسی که بین دو فعل ـ برای مثال، یکی سفر و دیگری اطعام زید ـ تردید دارد، یعنی مکلّف می داند که مولا از دو فعل یاد شده، به یکی امر و از دیگری نهی کرده است، لیکن فراموش کرده است که به کدام امر و از کدام نهی کرده است.
دیدگاه های دیگر در مورد دوران بین محذورین
...
اصل تخییر به حکم به تخییر مکلَّف در صورت دَوَران امر بین ارتکاب یکی از دو محذور اطلاق می شود. یکی از اصول مهمی که در احکام شرعی به کار می رود اصل تخییر است. به اصل تخییر اصالت تخییر و قاعده تخییر نیز گفته می شود.
منظور از تخییر اینست که اختیار کار با خود مکلف باشد پس هر یک از دو طرف مورد شک را که اخیار کند عقابی برای وی نخواهد بود.
از جمله مواردی که مورد اجراء اصل تخییر است موردی است که حکم چیزی مشکوک و مردد باشد میان وجوب و حرمت و هیچ راهی برای ترجیح یکی از این دو احتمال در میان نباشد. در این صورت مکلف به حکم عقل مخیر است میان بجاآوردن و نیاوردن بدین معنی که اختیار عمل به خود او واگذار شده پس هر طرف را که اختیار کند کیفری برای او نخواهد بود .
تقریرات اصول فقه دکتر محمود شهابی خراسانی، عباس فربد
اماکن تخییر یا اماکن اربعه، مکان هایی که مسافر می تواند در آنجا نماز را تمام یا شکسته بخواند. بنابر آنچه که به مشهور فقهای شیعه نسبت داده اند، این مکان ها عبارت است از: مکه، مدینه، مسجد کوفه و حرم امام حسین(ع). البته برخی از فقها این مکان ها را شامل مسجدالنبی، مسجدالحرام، مسجد کوفه و حرم امام حسین دانسته و برخی دیگر شهر کوفه را نیز از اماکن تخییر برشمرده اند.
برخی از فقها در محدوده قدیم و جدید این اماکن تفاوت قائل شده و حکم تخییر را فقط در محدوده قدیم آنها جاری می دانند.
اماکن تخییر به مکان هایی گفته می شود که مسافر در آنجا می تواند نماز را شکسته یا تمام بخواند. به خاطر اینکه مسافر در این مکان ها میان قصر (شکسته خواندن نماز) و تمام خواندن نماز مخیر است، از آنها به اماکن تخییر یاد می شود. همچنین به لحاظ تعداد این مکان ها، آنها را اماکن اربعه می نامند.
تعارض استصحاب و تخییر، تنافی میان مدلول دو اصل عملیِ استصحاب و تخییر را می گویند.
تعارض استصحاب و تخییر، از اقسام تعارض اصول عملی و به معنای تنافی مؤدای اصل استصحاب و اصل تخییر در موردی خاص است.
مثال
برای مثال، در روزه « یوم الشک » روزی که مشکوک است آیا آخر ماه رمضان است یا اول ماه شوال که هلال ماه شوال دیده نشده و از راه های شرعی هم اثبات نشده که روزه واجب است یا حرام ، حالت دوران بین محذورین برای مکلف پیش می آید، زیرا اگر ماه شوال باشد، روزه حرام و اگر ماه رمضان باشد، واجب است؛ در چنین مواردی، عقل به تخییر حکم می کند. ولی از طرف دیگر، استصحاب بقای رمضان یا عدم دخول شوال یا عدم رؤیت هلال شوال و یا بقای وجوب روزه و یا حرمت افطار ، که یک سلسله اصول موضوعی و یا حکمی، وجودی و یا عدمی است جاری می باشد که مؤدای آن عدم تخییر است.
حکم
مشهور اصولی ها در این مورد، استصحاب را از باب ورود ، بر اصل تخییر مقدم می دانند، زیرا موضوع اصل تخییر، تحیر و تردد است، و با اجرای استصحاب که حجت معتبر است تحیر از بین می رود و اطمینان جایگزین آن می شود.
دوران بین تعیین و تخییر به معنی تردید در مخیَّر بودن بین دو یا چند چیز و یا متعیَّن بودن یکی از آنها است و به دوران بین تعیین و تخییر، شک در تعیین و تخییر نیز گفته می شود.
دوران بین تعیین و تخییر، هنگامی پیش می آید که مکلف به طور اجمالی می داند تکلیفی متوجه او است، اما نمی داند این تکلیف ، تعیینی است یا تخییری، مانند آن که علم دارد نماز ظهر بر او واجب است و آب برای وضو نیز در دسترس ندارد، اما نمی داند باید تا آخر وقت صبر کند تا آب پیدا شود و نماز خود را با وضو بخواند و یا این که مخیر است در این که " الآن با تیمم نماز بخواند و یا صبر کند تا آب پیدا شود ".
حکم دوران بین تعیین و تخییر
عده ای از اصولیون در این جا به برائت اعتقاد دارند و عده ای قاعده اشتغال را جاری می دانند. کسانی که به برائت معتقد شده اند می توانند به حکم تخییری عمل کنند، ولی اگر به قاعده اشتغال پایبند شدند، باید احتیاط کنند؛ یعنی نماز با تیمم بخوانند و پس از دسترسی به آب آن را قضا نمایند. در این جا چون مبانی یکی نیست احکام نیز متفاوت است. هم چنین گفته شده اگر دوران از باب اقل و اکثر باشد، برائت جاری می شود و الا احتیاط حاکم است.
شرایط اصل تخییر، امور لازم در اجرای اصل تخییر می باشد.
شرایط اصل تخییر، به اموری گفته می شود که در جریان اصل تخییر دخیل بوده و در صورت فقدان آنها، اصل تخییر جاری نمی شود.
از شرایط اصل تخییر
دلیل لزوم جستوجو، حکم عقل است، زیرا عقل در صورتی به تخییر حکم می کند که مجتهد ، درباره وجود دلیل بررسی وجستوجو کرده باشد؛ یعنی به مظان وجود دلیل جاهایی که نسبت به وجود دلیل در آنها ظن وجود دارد، مانند کتاب های روایی معتبر مراجعه کرده و از یافتن دلیلی برای حکم مایوس شده باشد، آن گاه عقل حکم می کندکه در دوران بین محذورین ، مکلف مخیر است هر یک از طرفین را اختیار کند.
مورد صلاحیت دار برای جریان یافتن اصل تخییر در آن، مجرای تخییر نامیده شده است.
مجرای تخییر، به معنای محل جریان قاعده تخییر است، و آن در جایی است که تکلیف ، معلوم، و مکلف به ، مشکوک می باشد و احتیاط هم ممکن نیست.این معنا در دو جا تحقق پیدا می کند:۱. در عمل واحد؛ مانند دوران بین وجوب و حرمت ، و لزوم انجام یک فعل یا ترک آن، یا همان دوران امر بین محذورین ، و آن در جایی است که جنس تکلیف مشترک میان وجوب و حرمت که همان الزام است، معلوم می باشد، ولی شک می شود که آیا آن الزام به ایجاد فعل تعلق گرفته یا به ترک آن؛ برای مثال، مکلف می داند درباره نماز جمعه در عصر غیبت از سوی مولا الزامی وارد شده، ولی نمی داند الزام به فعل است تا وجوب باشد و یا به ترک است تا حرمت باشد فرض آن است که هیچ یک از وجوب و حرمت بر دیگری رجحان ندارد در این گونه موارد، عقل به تخییر حکم می کند.۲. در عمل متعدد؛ و آن در جایی است که وجوب یک فعل و حرمت دیگری معلوم است، ولی در این که کدام واجب است و کدام حرام ، تردید می باشد؛ برای مثال، مکلف نمی داند روز جمعه ، نماز ظهر واجب و نماز جمعه حرام است یا به عکس. در این جا نیز عقل به تخییر حکم می کند و این مورد از مجاری تخییر شمرده می شود، زیرا انجام دادن هر دو، مستلزم علم به ارتکاب یک امر حرام و ترک هر دو نیز مستلزم ترک واجب است، اما انجام دادن یکی و ترکِ دیگری، مستلزم موافقتِ احتمالی است.
نکته
مرحوم « شیخ انصاری » در بعضی از عبارات خود مجرای اصل تخییر را از شک در تکلیف و شک در مکلف به، خارج نموده و آن را قسمی مقابل آن دو قرار داده است، و در برخی دیگر از عباراتش، مجرای اصل تخییر را شک در مکلّفٌ به دانسته است، البته به شرط آن که احتیاط ممکن نباشد. بعضی از اصولی ها معتقدند شک در تکلیف و شک در مکلّف به، در جایی که احتیاط ممکن نیست، مجرای اصل تخییر می باشد. شک در تکلیف، مانند: دوران بین حرمت چیزی و وجوب آن (بنا بر این که ملاک شک در تکلیف، شک در نوع آن باشد نه در جنس تکلیف؛ یعنی موارد علم به جنس تکلیف و شک در نوع آن، از موارد شک در تکلیف محسوب شود). و شک در مکلّفٌ به مانند آن که مکلف می داند در شب معینی بر او بیتوته واجب است، اما نمی داند در این شهر یا در آن شهر و احتیاط هم ممکن نیست؛ از این رو، مخیر است.


ارتباط محتوایی با تخییر

تخییر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی تخییر



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اصل تخییر در قانون مدنی   • اصل برائت در اصول فقه   • تعریف اصل تخییر   • اصل اشتغال   • اصل احتیاط   • اصل استصحاب   • اصل احتیاط در حقوق   • معنی تخییر   • مفهوم تخییر   • تعریف تخییر   • معرفی تخییر   • تخییر چیست   • تخییر یعنی چی   • تخییر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تخییر
کلمه : تخییر
اشتباه تایپی : joddv
آوا : taxyir
نقش : اسم
عکس تخییر : در گوگل


آیا معنی تخییر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )