برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1350 100 1

تدبیر

/tadbir/

مترادف تدبیر: پایان نگری، تمهید، چاره، چاره اندیشی، حزم، درایت، رایزنی، سیاست، شگرد، کیاست، مشورت، مشی، وسیله

برابر پارسی: راهکار، چاره، چاره اندیشی، رایزنی، کاردانی

معنی تدبیر در لغت نامه دهخدا

تدبیر. [ ت َ ] (ع مص ) اندیشه کردن در عاقبت کار. (تاج المصادر بیهقی ). پایان کار نگریستن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در پس کاری درآمدن و در عقب کاری غور کردن. پایان کاری نگریستن. (غیاث اللغات ). نیکو اندیشیدن ، و خصم بند ولایت گشای از صفات اوست و با لفظ آوردن و دادن و کردن وساختن مستعمل. (آنندراج ). پایان کار را نگریستن و اندیشیدن و توجه کردن و نظم و ترتیب دادن آن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). تأمل و تفکر و اندیشه. (ناظم الاطباء). چاره جویی. معالجه. مداوا. جستن راه علاج و چاره. راه بردن به رفع مشکلات. حل مسائل غامض. بکاربردن رای است در کار سخت ، و گفته اند تدبیر نگریستن در پایان است به شناخت خیر، و باز گفته اند تدبیر اجرای امور است بر علم عواقب ، و این درباره ٔ خدای تعالی حقیقت است و برای بنده مجاز. (تعریفات ) :
چه سازیم و تدبیر این کار چیست
در اندیشه با ما در این یار کیست ؟
فردوسی.
که شه کرد در کوه شنگان درنگ
هم ازبهر تدبیر و پیکار و جنگ.
فردوسی.
چو سه روز بگذشت افراسیاب
همی زد بتدبیر در آتش آب.
فردوسی.
از بزرگان و ز تدبیرگران
پیشدست است به تدبیر و به رای.
فرخی.
ولیکن اتفاق آسمانی
کند تدبیرهای مرد باطل.
منوچهری.
رزبان گفت چه رایست و چه تدبیر همی
مادر، این بچگکان را ندهد شیر همی.
منوچهری.
پانصد سال ملک یونان که در امان بماند در روی زمین از یک تدبیر راست بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 91). ایشان را تجربتی نباشد هرچند بتن خویش ، کاری و سخی باشند و تجمل و آلت دارند اما در تدبیر راه نبرند، امروز از فردا ندانند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 218). اکنون با این جمله نگذارند تدبیری راست برود و این سلجوقیان را بشورانند و توان دانست که آنگاه چه تولد شود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 479).
جوان کینه را شاید و جنگ را
کهن پیر تدبیر و فرهنگ را.
اسدی.
واکنون تدبیر چیست تام نیاید
بد چو برون بایدم همی شد از این دار.
ناصرخسرو.
به تقدیر باید که راضی شوی
که کار خدایی ...

معنی تدبیر به فارسی

تدبیر
بپایان کاری نگریستن، ودر آن اندیشیدن، توجه کردن
۱- ( مصدر ) پایان کاری را نگریستن در امری اندیشیدن پایان دیدن . ۲- کار ساختن . ۳- رای زدن مشورت کردن انداختن . ۴- ( اسم ) پایان بینی . ۵ - شور مشورت انداخت . جمع : تدبیرات . یا تدبیر امراض . تداوی . یا تدبیر منزل ( علم ) . یکی از شعب حکمت عملی است و موضوع آن تنظیم امور خانه و معاش خانوادگی است .
[moderation management, MM] [اعتیاد] یکی از روش های زیانکاهی برای آموزش خودمهاری و خودتنظیمی به الکل نوشانی که خواهان کاهش یا قطع مصرف الکل هستند
[contingency management, CM] [اعتیاد] روشی مبتنی بر شرطی شدگی کلاسیک که با استفاده از تشویق و تنبیه، احتمال اقدام به مصرف مواد را در مُراجع کاهش می دهد
[tactical concept] [علوم نظامی] شرح وضعیتی اجمالی که مبنای پذیرفته ای است برای بسط و تکمیل رهنامۀ راهکنشی در آینده
تدبیر کردن اندیشیدن چاره کردن اگر صواب بینند به بهانه شکار برنشینند تاوی با ابو عبدالله و غلامی چند نزدیک ایشان آید و این کار را تدبیری سازند بر حسب آنچه خواندیم تدبیر دیگر میسازیم تدبیر که خدایی دیگر یاید ساخت ٠
مدبر چاره جو متفکر عاقبت اندیش ٠
زیرک و دانا و هوشیار ذیل ( تدبیر شناسندگان ) آرد : ای عاقلان و حکیمان ٠
[concept of operations, commanders concept, CONOPS] [علوم نظامی] طرح و تصور فرمانده از یک یا مجموعه ای از عملیات
تدبیر کردن عمل تدب ...

معنی تدبیر در فرهنگ معین

تدبیر
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) به پایان کاری اندیشیدن . ۲ - اندیشیدن . ۳ - مشورت کردن . ۴ - (اِمص .) پایان بینی . ۵ - شور، مشورت .

معنی تدبیر در فرهنگ فارسی عمید

تدبیر
۱. به پایان کاری نگریستن و در آن اندیشیدن.
۲. برای انجام دادن امری فکر و دقت به کار بردن و توجه کردن.

تدبیر در دانشنامه اسلامی

تدبیر
مشروط کردن آزادی برده به وفات مولا را تدبیر می گویند. در فقه برای تدبیر بابی مستقل به همین نام منعقد شده است.
تدبیر از اسباب آزادی برده بوده و عبارت است از اینکه مولا آزادی برده خود را به وفاتش مشروط کند، مانند اینکه به برده‏اش بگوید: تو آزادی پس از وفات من. چنین برده‏ای «مُدَبَّر» نامیده می‏شود.

حکم تدبیر
تدبیر، امری مشروع، بلکه به لحاظ مصداق بودن آن برای عتق، مستحب است. اگر مولا آزادی برده خود را بر مرگ دیگری تعلیق کند آیا تدبیر محسوب می‏شود و صحیح است یا نه؟ اختلاف است. مشهور قول اوّل است.

صیغه تدبیر
تدبیر از ایقاعات است و با لفظ بیانگر مفهوم آن تحقّق می‏یابد مانند این جمله: أَنْتَ حُرٌّ بَعْدَ وَفاتی؛ (تو پس از مرگ من آزادی). صیغه تدبیر باید صریح باشد و با کنایه تحقّق نمی‏یابد؛ لیکن اگر مولا بگوید:أَنْتَ مُدَبَّرٌ؛ در تحقّق تدبیر با آن اختلاف است.

اقسام تدبیر
...
آیات فراوانی در قرآن است که خداوند را مدبر آسمان ها معرفی می کند.
خدا، تدبیرکننده امور آسمان ها است. در ادامه به تعدادی از آیات که در این زمینه نازل شده اند، اشاره می شود.... ثم استوی الی السماء فسوهن سبع سموت.... . .. الذی خلق السموت و الارض فی ستة ایام ثم استوی علی العرش... الا له الخلق و الامر... (جمله «استوی علی العرش» کنایه از تدبیر امور هستی است و ذکر آن پس از بیان آفرینش آسمان، بر تدبیر آسمان که از اجزای مهم عالم است، دلالت دارد.)... الله الذی خلق السموت... ثم استوی علی العرش یدبر الامر... قل من یرزقکم من السماء... و من یدبر الامر فسیقولون الله... الله الذی رفع السموت بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش... یدبر الامر... قال لقد علمت مآ انزل هـؤلاء الا رب السمـوت والارض بصآئر... و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السمـوت والارض... رب السموت و الارض و ما بینهما... تنزیلا ممن خلق الارض و السموت العلی • الرحمن علی العرش استوی • له ما فی السموت... قال بل ربکم رب السموت... قل من رب السموت السبع و رب العرش العظیم. الذی خلق السموت و الارض و ما بینهما فی ستة ایام ثم استوی علی ...


ارتباط محتوایی با تدبیر

تدبیر در جدول کلمات

تدبیر و تفکر
تامل
وزیر با تدبیر عضدالدوله دیلمی
صاحب بن عباد

معنی تدبیر به انگلیسی

measure (اسم)
حد ، اقدام ، میزان ، درجه ، مقدار ، پایه ، اندازه ، پیمانه ، تدبیر ، مقیاس ، واحد ، وزن شعر ، بحر
counsel (اسم)
مشورت ، اندرز ، رایزنی ، تدبیر ، مصلحت اندیشی ، مشاوره دو نفری
rede (اسم)
جریان ، مشورت ، پند ، مصلحت ، تدبیر ، واقعه ، وقوع
design (اسم)
قصد ، خیال ، زمینه ، طرح ، نقشه ، تدبیر ، طراح ریزی
contraption (اسم)
اسباب ، اختراع ، ابتکار ، تدبیر
experiment (اسم)
ازمایش ، امتحان ، تدبیر ، تجربه
scheme (اسم)
ترتیب ، تمهید ، برنامه ، طرح ، نقشه ، رویه ، تدبیر ، طرح کلی
contrivance (اسم)
اسباب ، اختراع ، تمهید ، تدبیر
plan (اسم)
اندیشه ، خیال ، برنامه ، طرح ، نقشه ، تدبیر
machination (اسم)
دسیسه ، تدبیر
gimmick (اسم)
تدبیر ، حیله

معنی کلمه تدبیر به عربی

تدبیر
تصميم , جهاز , حيلة , خطة , مستشار , مکيدة ، أجراءٌ
تآمر , تامل , حصة

تدبیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید مهدی الربیحی
تدبیر ==خوشبختی در دنیا واخرت
ا
فکر
علی احمدی
دوراندیشی
یه بنده خدا
فکر کردن
امیر
فکرکردن
فرناز
چاره ای ،درمان یا راهی
لادن
چاره
البرزا.
عاقبت اندیشی، آینده بینی، دوراندیشی.
یلدا
اندیشیدن، چاره
یلدا
اندیشیدن، چاره
na313
راه حل
مهبد خادملو
فکر کردن
نادر
تدبیر کلمه ای عربی است که ریشه آن واژه " دَبر " می باشد. دَبر یعنی: پشت، پشت سر، عقب و متضاد آن واژه " قَبل " می باشد به معنی" پیش، پیش رو، جلو. کلمه اِدبار به معنی: پشت کردن و کلمه اِقبال به معنی: روی آوردن، از هم خانواده های دَبر و قَبل می باشند که معمولاً ادبار به پشت کردن شانس و اقبال به روی آوردن شانس، تعبیر می شود.با این حساب تدبیر یعنی: پشت سر، عاقبت و سر انجام تصمیمی و عملی را لحاظ کردن. چون لازمه این کار فکر و اندیشه می باشد، تدبیر را معادل تفکر و اندیشه نیز می دانند.
تدبیر به ترکی می شود: ایشین دالیسین نَظَردَه آلماق
فرشته‌سادات‌محمد‌زاده
"تدبیر"‌‌باتلفظ‌/tadbir/،واژه‌ی‌عربی‌هست‌.‌‌وریشه‌ی‌آن،
[د،ب‌،ر‌]می‌باشد.🤔در‌نتیجه‌‌بر‌ریتم‌(آهنگ‌،وزن‌)تفعیل‌
می‌باشد‌.یعنی‌فکر‌کردن‌یا‌اندیشیدن‌‌برای‌انجام‌دادن‌کاری‌
فکر‌کردن‌یا‌اندیشیدن‌به‌عاقبت‌(پایان‌)کاری‌،چاره‌(راه‌حل)
جویی.👩‍🔧⚙👍🩸😢🧐🩹🆗️●•●.
❗راستی‌تا‌یادم‌نرفته‌:"تدبیر"مصدر‌‌هست‌❗

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تدبیر بورس   • سامانه تدبیر   • معنی تدبیر   • تدبیر گران فردا   • نرم افزار حسابداری تدبیر   • شرکت تدبیر   • نرم افزار صورت وضعیت تدبیر   • تدبیر آیین   • مفهوم تدبیر   • تعریف تدبیر   • معرفی تدبیر   • تدبیر چیست   • تدبیر یعنی چی   • تدبیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تدبیر
کلمه : تدبیر
اشتباه تایپی : jnfdv
آوا : tadbir
نقش : اسم
عکس تدبیر : در گوگل

آیا معنی تدبیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )