انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1038 100 1

تدبیر

/tadbir/

مترادف تدبیر: پایان نگری، تمهید، چاره، چاره اندیشی، حزم، درایت، رایزنی، سیاست، شگرد، کیاست، مشورت، مشی، وسیله

برابر پارسی: راهکار، چاره، چاره اندیشی، رایزنی، کاردانی

معنی تدبیر در لغت نامه دهخدا

تدبیر. [ ت َ ] (ع مص ) اندیشه کردن در عاقبت کار. (تاج المصادر بیهقی ). پایان کار نگریستن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در پس کاری درآمدن و در عقب کاری غور کردن. پایان کاری نگریستن. (غیاث اللغات ). نیکو اندیشیدن ، و خصم بند ولایت گشای از صفات اوست و با لفظ آوردن و دادن و کردن وساختن مستعمل. (آنندراج ). پایان کار را نگریستن و اندیشیدن و توجه کردن و نظم و ترتیب دادن آن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). تأمل و تفکر و اندیشه. (ناظم الاطباء). چاره جویی. معالجه. مداوا. جستن راه علاج و چاره. راه بردن به رفع مشکلات. حل مسائل غامض. بکاربردن رای است در کار سخت ، و گفته اند تدبیر نگریستن در پایان است به شناخت خیر، و باز گفته اند تدبیر اجرای امور است بر علم عواقب ، و این درباره ٔ خدای تعالی حقیقت است و برای بنده مجاز. (تعریفات ) :
چه سازیم و تدبیر این کار چیست
در اندیشه با ما در این یار کیست ؟
فردوسی.
که شه کرد در کوه شنگان درنگ
هم ازبهر تدبیر و پیکار و جنگ.
فردوسی.
چو سه روز بگذشت افراسیاب
همی زد بتدبیر در آتش آب.
فردوسی.
از بزرگان و ز تدبیرگران
پیشدست است به تدبیر و به رای.
فرخی.
ولیکن اتفاق آسمانی
کند تدبیرهای مرد باطل.
منوچهری.
رزبان گفت چه رایست و چه تدبیر همی
مادر، این بچگکان را ندهد شیر همی.
منوچهری.
پانصد سال ملک یونان که در امان بماند در روی زمین از یک تدبیر راست بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 91). ایشان را تجربتی نباشد هرچند بتن خویش ، کاری و سخی باشند و تجمل و آلت دارند اما در تدبیر راه نبرند، امروز از فردا ندانند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 218). اکنون با این جمله نگذارند تدبیری راست برود و این سلجوقیان را بشورانند و توان دانست که آنگاه چه تولد شود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 479).
جوان کینه را شاید و جنگ را
کهن پیر تدبیر و فرهنگ را.
اسدی.
واکنون تدبیر چیست تام نیاید
بد چو برون بایدم همی شد از این دار.
ناصرخسرو.
به تقدیر باید که راضی شوی
که کار خدایی نه تدبیر ماست.
ناصرخسرو.
از اول و آخرْش بپرسیدم و آنگاه
ازعلت تدبیر که هست اصل مدبر.
ناصرخسرو.
چند روز بدین تدبیر مشغول باید بود تا ایمن شود که حمی یوم ، جنسی دیگر از جنسهای تبها نخواهد شد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی )... که این علامت ها پدید آید، طبیعت را به تدبیرهای پزاننده یاری باید داد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و اگر [ دایه ] آبستن شود تدبیر دایه ٔ دیگر باید کرد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). آنگاه بنای کارهای خویش در تدبیر معاش و معاد، بر قضیت آن نهد. (کلیله و دمنه ). از فرایض احکام جهانداری آنست که... تدبیر کارها بر قضیت سیاست فرموده آید. (کلیله و دمنه ). تدبیر آنست که ما همه بر شتر فراهم آییم. (کلیله و دمنه ).
تدبیر کرای خرِ رهی کن
هم با سبکی هم به تازه روحی.
سوزنی.
گفتی که بجوی تابیابی
جستیم و نیافتیم تدبیر.
خاقانی.
هم به تیر و هم به تدبیر ار بخواهد هر زمان
بر سر خوان بچه ٔ سیمرغ بریان آورد.
خاقانی.
ای بر قرار خوبی با تو قرار من چه
از سکه گشت کارم ، تدبیرکار من چه ؟
خاقانی.
تدبیر موافق تقدیر نیامد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 259).خواست تا ناحیت غرشستان را بتدبیر خویش گیرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 338). به حسن تدبیر و لطف رعایت مالی فراوان حاصل کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 359).
زمانی بود و گفت ای مرد هشیار
چه میدانی کنون تدبیر این کار؟
نظامی.
در آن غم که تدبیر چون آورد
کز آن سایه خود را برون آورد.
نظامی (از آنندراج ).
شاه گفت اکنون بگو تدبیر چیست
در چنین غم موجب تأخیر چیست ؟
مولوی.
گفت تدبیر آن بود کآن مرد را
حاضر آریم از پی این درد را.
مولوی.
هین چه سازم مر مرا تدبیر چیست
زین سپس من چون توانم بی تو زیست ؟
مولوی.
ملک گفتا هرآینه ما را خردمندی باید تا تدبیر مملکت را بشاید. (گلستان ).
تدبیر صواب از دل خوش باید جست
سرمایه ٔ عافیت کفافست نخست
شمشیر قوی نیاید از بازوی سست
یعنی ز دل شکسته تدبیر درست.
سعدی.
آنرا که عقل و همت و تدبیر و رای نیست
خوش گفت پرده دار که کس در سرای نیست.
سعدی.
شب سه ساعت به امر حق کن صرف
سه حساب و کتاب و دفتر و حرف
سه به تدبیر ملک و رای صواب
سه به آسایش و تنعم و خواب.
اوحدی.
بس سراسیمه بُوَد از دم تیغ شه دین
دشمنش را ندهد حادثه تدبیر فرار.
علی قلی بیک (از آنندراج ).
|| (اصطلاح پزشکی قدیم ) تصرف در اسباب و اختیار سببی که میبایست بکار رود (از جهت نوع و مقدار و قیمت ). || تصرف در غذا از جهت لطافت و غلظت و قلت و کثرت. || حقنه. || (اصطلاح فلسفه ) اصلاح جوهر روح به ترویح و تنقیه. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- بی تدبیر ؛ بی فکر. سست اندیشه :
با جوانی سر خوشست این پیر بی تدبیر را
جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را.
سعدی.
- تدبیرالمدینة (علم تدبیرالمدینه ) ؛ آن سیاست است... که یکی از سه قسم حکمت عملی است. (کشف الظنون ). رجوع به سیاست و تدبیر شهر شود.
- تدبیرالمنزل ؛ تدبیر منزل. تدبیر خانه. صاحب کشف الظنون آرد: یکی از سه قسمت حکمت عملی است و آن علم اعتدال احوال مشترک میان انسان و زن و فرزند و خدمتکاران و علاج کردن امور خارج از اعتدال است و موضوع آن احوال اشخاص مذکور است از حیث انتظام بمصالح جمعی که در منزل با یکدیگر شریک اند. و فایده ٔ آن شناخت چگونگی مشارکت اهل منزل است. و مقصود از منزل خانه ای نیست که از سنگ و چوب ساخته باشد بلکه مقصود سازواری مخصوصی است که بین شوهر و زن و پدر و فرزندان و خادم و مخدوم و صاحب مال و مال وجود دارد اعم از اینکه شهرنشین باشند و یابادیه گرد.
- تدبیر خانه ؛ تدبیر منزل. یکی از سه قسم حکمت عملی است. بوعلی سینا آرد : و اما علم دیگر، علم تدبیر خانه است تا آن انبازی که اندر یک خانه افتد، زن و شوی را و پدر و فرزند را و خداوند و رهی را، برنظام بود. (دانشنامه ٔ علائی چ خراسانی ص 69).رجوع به تدبیرالمنزل شود.
- تدبیر خود ؛ (علم تدبیر خود): سوم علم تدبیر خود است که مردم بنفس خویش چگونه باید که بود. (از دانشنامه ٔ علائی ص 69).
- تدبیر سلطان ؛ پولتیک و علم سیاست. (ناظم الاطباء).
- تدبیر شهر ؛ تدبیرالمدینه. سیاست. علم تدبیر عام. یکی از سه قسم حکمت عملی. علم عملی سه گونه است ، یکی علم تدبیر عام مردم تا آن انبازی که ایشان را بدو نیاز است برنظام بود و این دو گونه است : یکی علم چگونگی شرایع و دوم چگونگی سیاسات و نخستین اصلست و دوم شاخه و خلیفه. (دانشنامه ٔ علائی چ خراسانی صص 68 - 69) : لاجرم علم عملی سه گونه بود: یکی علم تدبیر شهر،... (دانشنامه ٔ علائی چ خراسانی ص 69). رجوع به تدبیرالمدینة و سیاست شود.
- تدبیر غذا ؛ ترتیب غذا و پرهیز. (ناظم الاطباء).
- تدبیر کار ؛ انتظام کار و بند و بست آن. (ناظم الاطباء).
- تدبیر معاش ؛ تدبیر منزل. خانه داری. (ناظم الاطباء). رجوع به تدبیر منزل و تدبیرالمنزل شود.
- تدبیر منزل ؛ از اقسام حکمت عملیه و بنام «علم تدبیر منزل » و «حکمت منزلیه » مشهور است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به تدبیر خانه و تدبیرالمنزل شود.
- نیک تدبیر ؛ خوش فکر. عاقبت اندیش. ضد بی تدبیر :
الا ای نیک رای نیک تدبیر
جوانمرد جهان طبع و جهانگیر.
سعدی.
|| پند و نصیحت. || پیشدل. || کنگاش. || جدگاره. جگاره. جلکاره. || مشورت و رأی و تصور و تجویز. شرط و بند و بست. || هنر و زیرکی و هشیاری. (ناظم الاطباء). || پس از مرگ بنده را آزاد کردن. (تاج المصادر بیهقی ). بنده را آزاد گردانیدن. (زوزنی ). آزادکردن بنده پس از مرگ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تعلیق العتق بالموت. (تعریفات جرجانی ). آزاد ساختن مملوک پس از مرگ ، تعلیق ، آزاد شدن وی بمردن مالک. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || از کسی چیزی روایت کردن. (تاج المصادر بیهقی ). روایت کردن حدیث از دیگری. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || حیله و کوشش کردن در هلاک کسی. (از اقرب الموارد) (از المنجد). || نیک داشتن والی سیاست اقطاع خود را. (از اقرب الموارد).

معنی تدبیر به فارسی

تدبیر
بپایان کاری نگریستن، ودر آن اندیشیدن، توجه کردن
۱- ( مصدر ) پایان کاری را نگریستن در امری اندیشیدن پایان دیدن . ۲- کار ساختن . ۳- رای زدن مشورت کردن انداختن . ۴- ( اسم ) پایان بینی . ۵ - شور مشورت انداخت . جمع : تدبیرات . یا تدبیر امراض . تداوی . یا تدبیر منزل ( علم ) . یکی از شعب حکمت عملی است و موضوع آن تنظیم امور خانه و معاش خانوادگی است .
[moderation management, MM] [اعتیاد] یکی از روش های زیانکاهی برای آموزش خودمهاری و خودتنظیمی به الکل نوشانی که خواهان کاهش یا قطع مصرف الکل هستند
[contingency management, CM] [اعتیاد] روشی مبتنی بر شرطی شدگی کلاسیک که با استفاده از تشویق و تنبیه، احتمال اقدام به مصرف مواد را در مُراجع کاهش می دهد
[tactical concept] [علوم نظامی] شرح وضعیتی اجمالی که مبنای پذیرفته ای است برای بسط و تکمیل رهنامۀ راهکنشی در آینده
تدبیر کردن اندیشیدن چاره کردن اگر صواب بینند به بهانه شکار برنشینند تاوی با ابو عبدالله و غلامی چند نزدیک ایشان آید و این کار را تدبیری سازند بر حسب آنچه خواندیم تدبیر دیگر میسازیم تدبیر که خدایی دیگر یاید ساخت ٠
مدبر چاره جو متفکر عاقبت اندیش ٠
زیرک و دانا و هوشیار ذیل ( تدبیر شناسندگان ) آرد : ای عاقلان و حکیمان ٠
[concept of operations, commanders concept, CONOPS] [علوم نظامی] طرح و تصور فرمانده از یک یا مجموعه ای از عملیات
تدبیر کردن عمل تدبیر ٠
بحسن تدبیر و لطف رعایت مالی فراوان حاصل کردن
نیک رای . نیک اندیش

معنی تدبیر در فرهنگ معین

تدبیر
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) به پایان کاری اندیشیدن . ۲ - اندیشیدن . ۳ - مشورت کردن . ۴ - (اِمص .) پایان بینی . ۵ - شور، مشورت .

معنی تدبیر در فرهنگ فارسی عمید

تدبیر
۱. به پایان کاری نگریستن و در آن اندیشیدن.
۲. برای انجام دادن امری فکر و دقت به کار بردن و توجه کردن.

تدبیر در دانشنامه اسلامی

تدبیر
مشروط کردن آزادی برده به وفات مولا را تدبیر می گویند. در فقه برای تدبیر بابی مستقل به همین نام منعقد شده است.
تدبیر از اسباب آزادی برده بوده و عبارت است از اینکه مولا آزادی برده خود را به وفاتش مشروط کند، مانند اینکه به برده‏اش بگوید: تو آزادی پس از وفات من. چنین برده‏ای «مُدَبَّر» نامیده می‏شود.

حکم تدبیر
تدبیر، امری مشروع، بلکه به لحاظ مصداق بودن آن برای عتق، مستحب است. اگر مولا آزادی برده خود را بر مرگ دیگری تعلیق کند آیا تدبیر محسوب می‏شود و صحیح است یا نه؟ اختلاف است. مشهور قول اوّل است.

صیغه تدبیر
تدبیر از ایقاعات است و با لفظ بیانگر مفهوم آن تحقّق می‏یابد مانند این جمله: أَنْتَ حُرٌّ بَعْدَ وَفاتی؛ (تو پس از مرگ من آزادی). صیغه تدبیر باید صریح باشد و با کنایه تحقّق نمی‏یابد؛ لیکن اگر مولا بگوید:أَنْتَ مُدَبَّرٌ؛ در تحقّق تدبیر با آن اختلاف است.

اقسام تدبیر
...
آیات فراوانی در قرآن است که خداوند را مدبر آسمان ها معرفی می کند.
خدا، تدبیرکننده امور آسمان ها است. در ادامه به تعدادی از آیات که در این زمینه نازل شده اند، اشاره می شود.... ثم استوی الی السماء فسوهن سبع سموت.... . .. الذی خلق السموت و الارض فی ستة ایام ثم استوی علی العرش... الا له الخلق و الامر... (جمله «استوی علی العرش» کنایه از تدبیر امور هستی است و ذکر آن پس از بیان آفرینش آسمان، بر تدبیر آسمان که از اجزای مهم عالم است، دلالت دارد.)... الله الذی خلق السموت... ثم استوی علی العرش یدبر الامر... قل من یرزقکم من السماء... و من یدبر الامر فسیقولون الله... الله الذی رفع السموت بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش... یدبر الامر... قال لقد علمت مآ انزل هـؤلاء الا رب السمـوت والارض بصآئر... و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السمـوت والارض... رب السموت و الارض و ما بینهما... تنزیلا ممن خلق الارض و السموت العلی • الرحمن علی العرش استوی • له ما فی السموت... قال بل ربکم رب السموت... قل من رب السموت السبع و رب العرش العظیم. الذی خلق السموت و الارض و ما بینهما فی ستة ایام ثم استوی علی العرش الرحمن... قال رب السموت و الارض...
← رب آسمان ها
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۹.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۳۳۴، برگرفته از مقاله «تدبیر آسمان ها»    
...
کتاب «تدبیر الحبالی و الاطفال و الصبیان و حفظ صحتهم و مداواة الامراض العارضة لهم»، که بیشتر با نام اختصاری «تدبیر الحبالی والاطفال» شناخته می شود، توسط احمد بن محمد بن یحیی بلدی برای وزیر دستگاه فاطمی نگاشته شده است. مؤلف این اثر را برای درمان و بهداشت کودکان و مادران باردار نگاشته است و شاید بتوان آن را جامع ترین تالیف در این زمینه تا روزگار مؤلف دانست.
مؤلف مباحث تخصصی مربوط به طب و بهداشت مادر و کودک را در سه فصل (مقاله) به نگارش درآورده که هر یک از فصول به ترتیب مشتمل بر ۵۸، ۴۸ و ۶۰ باب تشکیل شده است. در فصل اول کتاب به تدبیر مادران باردار، جنین و اطفال و مداوای بیماری های آن ها پرداخته شده است. مؤلف در این فصل نکته های بسیار جالبی، که مقایسه آن ها با اطلاعات زمان ما اهمیت و دانش او را مشخص می کند، آورده است. مؤلف در فصل دوم مراقبت های اطفال و دگرگونی های بعد از تولد، شیر مادر و دایه ، رژیم خاص مادران شیرده و مراقبت های غذایی آن ها، آزمایش شیر مادر و اصلاح آن، مراحل رشد و تکامل کودک، تغذیه طفل، ورزش های مناسب و ده ها مطلب مفید دیگر را مطرح کرده است. وی در فصل سوم به ذکر بیماری های گوناگون دوران کودکی و درمان آن ها پرداخته است.
کتاب «تدبیر الحبالی و الاطفال و الصبیان و حفظ صحتهم و مداواة الامراض العارضة لهم»، که بیشتر با نام اختصاری «تدبیر الحبالی والاطفال» شناخته می شود، توسط احمد بن محمد بن یحیی بلدی برای وزیر دستگاه فاطمی نگاشته شده است. مؤلف این اثر را برای درمان و بهداشت کودکان و مادران باردار نگاشته است و شاید بتوان آن را جامع ترین تالیف در این زمینه تا روزگار مؤلف دانست.
مؤلف مباحث تخصصی مربوط به طب و بهداشت مادر و کودک را در سه فصل (مقاله) به نگارش درآورده که هر یک از فصول به ترتیب مشتمل بر ۵۸، ۴۸ و ۶۰ باب تشکیل شده است. در فصل اول کتاب به تدبیر مادران باردار، جنین و اطفال و مداوای بیماری های آن ها پرداخته شده است. مؤلف در این فصل نکته های بسیار جالبی، که مقایسه آن ها با اطلاعات زمان ما اهمیت و دانش او را مشخص می کند، آورده است. مؤلف در فصل دوم مراقبت های اطفال و دگرگونی های بعد از تولد، شیر مادر و دایه ، رژیم خاص مادران شیرده و مراقبت های غذایی آن ها، آزمایش شیر مادر و اصلاح آن، مراحل رشد و تکامل کودک، تغذیه طفل، ورزش های مناسب و ده ها مطلب مفید دیگر را مطرح کرده است. وی در فصل سوم به ذکر بیماری های گوناگون دوران کودکی و درمان آن ها پرداخته است.
گزارش محتوا
۱. مؤلف در این اثر از دو شیوه تجربی و نظری در کنار هم بهره می گیرد. وی در چند باب اول مبانی نظری و فلسفی ای را که در تدبیر و درمان کودکان و زنان باردار مورد نیاز است، شرح و توضیح می دهد. علاوه بر این در جای جای اثرش مصطلحات به کار رفته در متن کتاب را به دقت و در عین حال وضوح تعریف می کند. ۲. در کنار پرداختن به مباحث نظری، استفاده از تجربیات شخصی نیز یکی از شاخصه های مؤلف است. عبارت های «ان التجربة تشهد علی صحته» «قد راینا ذلک» و «ما احفظ انی رایتها» شاهد توجه مؤلف به امور بالینی و تجربی است. ۳. یکی دیگر از مزایای قابل توجه این اثر جامعیت آن است. مؤلف در بررسی امراض سعی بر این دارد که از پرداختن به بیماری ای غفلت نورزد، از این رو گاه به شرح و درمان بیماری هایی می پردازد که قبل از او کسی به آن ها توجهی ننموده است. ۴. مؤلف در کنار پرداختن به بیماری های اطفال از توجه به حالات زنان باردار نیز غفلت نمی ورزد، چرا که سلامت طفل و جنین به حالات مادر باردار بستگی تام دارد و نمی توان این ها را دو مبحث جدای از هم دانست. این مطلب نشانگر ذوق و آگاهی مؤلف به دانش طب است. ۵. اهمیت این امر آنگاه برای ما روشن می شود که می بینیم که در قانون ابن سینا که سالیان درازی پس از مؤلف نگاشته شده، این مباحث به صورت پراکنده و گاه استطرادی مطرح شده است.
وضعیت کتاب
این کتاب دکتر محمود حاج قاسم محمد با استفاده از پنج نسخه خطی موجود تحقیق و تصحیح نموده است. محقق علاوه بر تصحیح و تحقیق متن کتاب، مقدمه ای درباره زندگی و آثار مؤلف و نیز جایگاه این اثر نگاشته است. علاوه بر این، وی در خاتمه کتاب فهرستی را برای اعلامی (اشخاص و کتب) که ذکر آن ها در متن کتاب آمده، ترتیب داده است. مصحح در پاورقی های این اثر به بیان اختلاف نسخ و نیز بیان شرح حال اشخاصی که نام آن ها در متن کتاب آمده، و یا توضیح عباراتی از متن کتاب پرداخته است.
«تدبیر الحُبالی و الاطفال و الصبیان و حفظ صحتهم و مداواة الامراض العارضة لهم»، که بیشتر با نام اختصاری «تدبیر الحُبالی والاطفال» شناخته می شود، توسط احمد بن محمد بن یحیی بلدی برای وزیر دستگاه فاطمی نگاشته شده است.
مؤلف این اثر را برای درمان و بهداشت کودکان و مادران باردار نگاشته است و شاید بتوان آن را جامع ترین تألیف در این زمینه تا روزگار مؤلف دانست.
مؤلف مباحث تخصصی مربوط به طب و بهداشت مادر و کودک را در سه فصل (مقاله) به نگارش درآورده که هر یک از فصول به ترتیب مشتمل بر 58، 48 و 60 باب تشکیل شده است.
مؤلف در این اثر از دو شیوه تجربی و نظری در کنار هم بهره می گیرد. وی در چند باب اول مبانی نظری و فلسفی ای را که در تدبیر و درمان کودکان و زنان باردار مورد نیاز است، شرح و توضیح می دهد. (ص75-80).
علاوه بر این در جای جای اثرش مصطلحات به کار رفته در متن کتاب را به دقت و در عین حال وضوح تعریف می کند.
محور تفکر فلسفی ابن باجه ، هستی انسان و سرگذشت اوست . انسان همچون فرد و همچون موجودی اجتماعی ، یا به تعبیر بهتر، انسان همچون موجودی منفرد، تنها مانده ، اما در جامعه ، از اینجاست نامگذاری «تدبیرالمتوحد» نوشته ناتمام ابن باجه ، ابن باجه پژوهش درباره انسان را از اینجا آغاز می کند، که هر موجود زنده ای در چیزهایی با جمادات مشترک است و هر حیوانی با موجود زنده تنها در برخی چیزها مشترک است ؛ و هر انسانی با حیوان غیرناطق در اموری شریک است .
موجود زنده و جماد در عناصری که از آن ها ترکیب یافته اند، مشترکند: همچون سقوط طبیعی به سوی پایین و صعود قهری به سوی بالا و مانند این ها. حیوان نیز با موجود زنده در این امر مشترک است ، زیرا هر دو از یک عنصرند، و در داشتن نفس غاذیه ، مولده و نامیه (بر روینده ) نیز مشترکند. بدین سان انسان با حیوان غیرناطق در همه این امور و نیز در احساس و تخیل و حافظه ، ذکر و افعالی که زاییده این هاست و وابسته به روان ددگونه (نفس بهیمیه ) است ، مشارکت دارد.
← امتیاز انسان از دیگران
ابن باجه «تدبیر المتوحد» را نخست با تعریف واژه «تدبیر» آغاز می کند و می گوید: واژه «تدبیر» در زبان عرب دارای معانی گوناگون است ، که مشهورترین آنها عبارت است از: «ترتیب کارهایی یا افعالی برای رسیدن به هدفی قصد شده ». بدین سان ، این واژه در مورد کسی که تنها یک کار انجام می دهد تا به هدفی که قصد آن را کرده است ، برسد، به کار نمی رود. اما کسی که معتقد است کارش چندگانه است و آن را از این حیث که دارای ترتیب است ، در نظر می گیرد، آنگاه آن «ترتیب »، «تدبیر» نامیده می شود. از این روست که خداوند را «مدبر» جهان می نامند. تدبیر می تواند بالقوه یا بالفعل باشد، اما دلالت این واژه بر آنچه بالقوه است بیشتر و مشهورتر است . از سوی دیگر آشکار است که «ترتیب »، اگر درباره امور ممکن یا بالقوه باشد، انگیزه آن «اندیشه » است ؛ زیرا این مختص به اندیشیدن است و تنها زاییده آن است . بنابراین تدبیر تنها برای انسان ممکن است و اگر این واژه در مورد موجود دیگری هم به کار رود، از لحاظ تشبیه آن به انسان است . تدبیر همچنین به گونه عموم و خصوص گفته می شود. اگر به عموم گفته شود، به همه کارهای انسان ، هرگونه که باشد، اطلاق می گردد. بدین سان در مورد پیشه ها و هنرها و نیز در مورد کارهای جنگی به کار می رود و در هنرهایی مانند کفشدوزی و بافندگی تقریباً به کار نمی رود؛ و اگر به این نحو گفته شود، باز هم دارای عموم و خصوص دیگری است . اگر به عموم گفته شود، به همه افعالی که صنایع یا هنرهای موسوم به بالقوه اند، اطلاق می شود؛ و اگر به خصوص گفته شود بر «تدبیر مدن » اطلاق می گردد. از سوی دیگر، «تدبیر» از لحاظ ارجمندی و کمال نیز دارای مراتبی است ؛ ارجمندترین اموری که تدبیر نامیده می شود، تدبیر مدن و تدبیر منزل است ، اما تدبیر خداوند در مورد جهان ، تدبیر به گونه ای دیگر است که حتی از نزدیک ترین معانی شبیه به آن نیز به دور است ، بلکه «تدبیر مطلق » است و ارجمندترین معانی تدبیر است و فقط بنابر همانندی که تصور می شود میان تدبیر انسانی و ایجاد جهان از سوی خداوند وجود دارد، تدبیر نامیده می شود. پس اگر تدبیر به اطلاق گفته شود، به معنای تدبیر مدن است ، اگر هم به تقیید گفته شود، به تدبیر درست و نادرست منقسم می گردد. تدبیر مدن را فلاطن (افلاطون ) در کتاب سیاست مدنی (منظور کتاب سیاست یا پولیتیا یا بنابر غلظ مشهور، جمهوری افلاطون است ) توضیح و شکل درست آن را نشان داده و گفته است که نادرستی و خطا چگونه بدان راه می یابد.
← مدینه فاضله
۱) ابن باجه ، محمد، رسائل الالهیة ابن باجة الالهیة، به کوشش ماجد فخری ، بیروت ، ۱۹۶۸م.۲) ارسطو، الاخلاق ، ترجمه اسحاق بن حنین ، کویت ، ۱۹۷۹م.۳) فارابی ، تحصیل السعادة، حیدرآباد دکن ، ۱۳۴۵ق /۱۹۲۶م.


ارتباط محتوایی با تدبیر

تدبیر در جدول کلمات

تدبیر و تفکر
تامل
وزیر با تدبیر عضدالدوله دیلمی
صاحب بن عباد

معنی تدبیر به انگلیسی

measure (اسم)
حد ، اقدام ، میزان ، درجه ، مقدار ، پایه ، اندازه ، پیمانه ، تدبیر ، مقیاس ، واحد ، وزن شعر ، بحر
counsel (اسم)
مشورت ، اندرز ، رایزنی ، تدبیر ، مصلحت اندیشی ، مشاوره دو نفری
rede (اسم)
جریان ، مشورت ، پند ، مصلحت ، تدبیر ، واقعه ، وقوع
design (اسم)
قصد ، خیال ، زمینه ، طرح ، نقشه ، تدبیر ، طراح ریزی
contraption (اسم)
اسباب ، اختراع ، ابتکار ، تدبیر
experiment (اسم)
ازمایش ، امتحان ، تدبیر ، تجربه
scheme (اسم)
ترتیب ، تمهید ، برنامه ، طرح ، نقشه ، رویه ، تدبیر ، طرح کلی
contrivance (اسم)
اسباب ، اختراع ، تمهید ، تدبیر
plan (اسم)
اندیشه ، خیال ، برنامه ، طرح ، نقشه ، تدبیر
machination (اسم)
دسیسه ، تدبیر
gimmick (اسم)
تدبیر ، حیله

معنی کلمه تدبیر به عربی

تدبیر
تصميم , جهاز , حيلة , خطة , مستشار , مکيدة ، أجراءٌ
تآمر , تامل , حصة

تدبیر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سید مهدی الربیحی ٢٢:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦
تدبیر ==خوشبختی در دنیا واخرت
|

ا ١٦:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢
فکر
|

علی احمدی ١٨:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
دوراندیشی
|

یه بنده خدا ١٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠١/١٨
فکر کردن
|

امیر ١٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠١/١٨
فکرکردن
|

فرناز ١٥:٤٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٣
چاره ای ،درمان یا راهی
|

لادن ٢٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٣١
چاره
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی احمدی > reflected
راحیل > بر
مرضیه > سیرت
محسن پالیزوان الیگودرز > زلقی
Fatemeh > A neat person
حمیدحسینی > نوروز
احسان جعفری > صدای بلند
حسنا > زمزم

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تدبیر بورس   • سامانه تدبیر   • معنی تدبیر   • تدبیر گران فردا   • نرم افزار حسابداری تدبیر   • شرکت تدبیر   • نرم افزار صورت وضعیت تدبیر   • تدبیر آیین   • مفهوم تدبیر   • تعریف تدبیر   • معرفی تدبیر   • تدبیر چیست   • تدبیر یعنی چی   • تدبیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تدبیر
کلمه : تدبیر
اشتباه تایپی : jnfdv
آوا : tadbir
نقش : اسم
عکس تدبیر : در گوگل


آیا معنی تدبیر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )