برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1322 100 1

ترجمه

/tarjome/

مترادف ترجمه: برگردان، نقل، بیوگرافی، شرح احوال، شرح حال، گزارش

برابر پارسی: برگردان، برگردانی، ترزبانی، ترگویه، نورند، ویچاردن

معنی ترجمه در لغت نامه دهخدا

ترجمت. [ ت َ ج َ / ج ُ م َ ] (ع مص ) ترجمة :
آن لغت دل که بیان دل است
ترجمتش هم بزبان دل است.
نظامی.
رجوع به ترجمة و ترجمه شود.

ترجمة. [ ت َ ج َ م َ ] (ع مص )تفسیر کردن زبانی را بزبان دیگر. (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بیان کردن سخن کسی را بزبان دیگر. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)(از المنجد): ترجم کلامه و عن کلامه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تفسیر کتابی به لغت دیگر. (از اقرب الموارد): ترجمه بالترکیة؛ ای نقله الی اللسان الترکی. (المنجد). بیان کردن مطالب زبانی بزبان دیگر، و مأخذاین ترجمان است که معرب ترزبان باشد و ترجمان بمعنی کسی که کلام دو شخص متغایراللسان را بیکدیگر بفهماندچون عربان ترزبان را معرب کرده ترجمان ساختند پس از آن مصدر و افعال و اسماءاشتقاق کردند چون ترجم یترجم ترجمة فهو مترجم چون دحرج یدحرج دحرجة فهو مدحرج. اگرچه در لفظ ترجمان بفتح و ضم جیم بعضی اختلاف کرده اند چنانچه منتخب و صراح مگر در لفظ ترجمه بحرکت جیم اختلاف نباید کرد چرا که بر وزن دحرج است ، سوای این بحر الجواهر و کشف و منتخب و کنز و مزیل الاغلاط همه بفتح جیم ثابت میکنند. (غیاث اللغات ). لغتی را بلغت دیگر آوردن مثلاً تازی را بفارسی یا پارسی را بتازی ترجمه کنند. (آنندراج ). بیان کردن زبانی است بزبان دیگر. (کشاف اصطلاحات الفنون از صراح و کنز اللغات ). || یاد کردن شرح حال کسی. (از اقرب الموارد). ذکر سیرت مردی. (از المنجد). ذکر سیرت و اخلاق و نسب شخص. ج ، تراجم. (اقرب الموارد) (المنجد). || (اِمص ) تعبیر و تفسیر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) : رساله ناظر بدین ترجمه و بیان است. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 442). || (اِ) اول نامه : ترجمة الکتاب ؛ فاتحته. (اقرب الموارد) (المنجد). چند سطری که در بالای نامه نوشته میشود و شامل نام کسی است که نامه را نوشته است ، و همچنین نام کسی که نامه را دریافت می دارد. (دزی ج 1 ص 144). عنوان نوشتن بر سر نامه که شامل نام نویسنده و مخاطب نامه است :من حسن بن علی الی معاویةبن ابی سفیان. || رقعه ٔ غیرمترجمه ؛ نامه ای که نویسنده ٔ آن معلوم نشده باشد. بدون امضاء: و اکتب معها رقعة غیرمترجمة و قال فیها... (معجم الادباء چ مارگلیوث ج 1 ص 2 ...

معنی ترجمه به فارسی

ترجمه
تفسیر، نقل مطلب اززبانی بزبان دیگر، ذکرسیرت و، اخلاق ونسب کسی، تراجم جمع
۱- ( مصدر ) گزاردن گزارش کردن گردانیدناز زبانی بزبان دیگر نقل کردن . ۲- ذکر کردن سیرت و اخلاق و نسب شخصی . ۳- ( اسم ) گزارش . جمع : تراجم . یا ترجمه احوال . شرح احوال .
[compilation] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند رمزگشایی دستورهای نوشته شده به زبانی سطح بالاتر و تولید برنامه ای به زبان هم گذاری
[translation] [زیست شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] [زیست شناسی] تولید یک زنجیرۀ پلی پپتیدی که توالی آمینواسیدهای آن از توالی رَمزه های یک مولکول رِنای پیک مشتق می شود [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] برگردان یک متن از یک زبان (زبان مبدأ) به زبان دیگر (زبان مقصد)
[translational] [زیست شناسی] مربوط به ترجمه
مشهور به ترجمه طبری . ماخذ اصل آن کتاب تاریخ طبری است ولی در حقیقت اقتباسی است از آن نه ترجمه کامل نویسنده ومترجم آن بلعمی وزیر منصور بن نوح است که بفرمان آن پادشاه از ۳۵۲ ه. ق . بترجمه و تخلیص تاریخ طبری آغاز کرد و از منابع دیگر نیز استفاده نمود . ازین کتاب نسخ خطی متعدد در دست است و یک بار هم در هندوستان طبی مغلوط شده و جلد اول آن هم در تهران بچاپ رسیده.
ترجمه فارسی ((تاریخ یمینی )) است بقلم ابوشرف ناصح بن ظفرجرفادقانی و آن در آغاز قرن هفتم بنثر مصنوع فارسی نوشته شده.
ترجمه فارسی جامع البیان فی تفسیرالقران تالیف محمد بن جریر طبری است که بتفسیر طبری مشهوراست . این کتاب بفرمان منصور بن نوح توسط گروهیاز دانشمندان مانند فقیه ابوبکرابن احمد بن حامدوخلیل بن احمد سجستانی (از بخارا) وابوجعفر بن محمد علی (از بلخ)و فقیه حسن بن علی مندوسی وابوالجهم خالدبن هانی متفقه (از باب الهند ) و جز آنان بفارسی ترجمه شد و در آن جرح وتعدیل و تغییر و تصرف کردند.اهمیت این ترجمه اشتمال ...

معنی ترجمه در فرهنگ معین

ترجمه
(تَ جَ یا جُ مِ) [ ع . ترجمة ] ۱ - (مص م .) روایت کردن مطلبی از زبانی به زبان دیگر.۲ - ذکر کردن سیرت و اخلاق و نسب کسی . ۳ - (اِمص .) گزارش .

معنی ترجمه در فرهنگ فارسی عمید

ترجمه
۱. نقل مطلبی از زبانی به زبان دیگر.
۲. [جمع: تَراجِم] [قدیمی] ذکر سیرت، اخلاق، و نسب کسی.
۳. شرح احوال.

ترجمه در دانشنامه اسلامی

ترجمه
تَرْجُمه، گردانیدن گفتار یا نوشتاری از زبانی به زبان دیگر؛ یا تحویل و تبدیل بیانی به بیان دیگر برای روشن تر کردن مفهوم سخن است.
ریشۀ رباعی «ترجم» وام گرفته از زبان آرامی است؛ وجه وصفی آن «ترجمان»، نه تنها در ریشه، بلکه در ریخت نیز آرامی است و مستقیماً از آن زبان گرفته شده است معنای کهن تر واژه در آرامی بلند سخن گفتن است و چنین می نماید که در فرآیند نقل استلزامی، به معنای مفهوم سخن گفتن، و در فرآیند تضییق معنایی، به معنای مفهوم گفتن سخن نامفهوم، یا برگرداندن به زبانی دیگر به کار رفته است. مهم ترین کاربرد تاریخی این ریشه در پیش از اسلام، برای ترجمه های آرامی کتاب مقدس است که «تَرگوم» خوانده می شد.
به معنای عام مترجم
کاربردهای مربوط به آغاز عصر اسلامی نشان می دهد که واژۀ ترجمان به معنای عام مترجم در میان عرب معمول بوده، و نمونه هایی از آن در حدیث نبوی نشان داده شده است. در یک فرآیند استعار ی، از آن روی که گاه فهم قرآن با دشواری رو به رو ست و نیاز به بیان کننده دارد، از همان عصر صحابه، تعبیر ترجمان قرآن برای مفسر به کار رفته است، بدون این که انتقال از زبانی به زبانی ملحوظ باشد. درک همین معنای تعمیم یافته «بیان کننده» از ترجمان است که در زبان عصر صحابه، امکان می داد تا اتباع شیطان ترجمانهایی تلقی گردند که شیطان به زبان آنان سخن می گوید، یا «فرستادۀ هر کس» ترجمان عقل او دانسته شود ترجمان با این معنا، گاه برای بیان معانی دقیق فلسفی نیز به کار رفته است؛ (اجرای موسیقی)، ترجمان موسیقی و معبِّر از آن است.
معنای ثانوی
بدین ترتیب معنای ثانوی ترجمان، یعنی سخن گوینده از سوی کسی، یا بیان کنندۀ سخن کسی شکل گرفته است. نمونه های محدودی از کاربرد مصدر ترجمه در این معنا را دست کم تا سدۀ ۵ق می توان سراغ گرفت، اما در دوره های بعد، به فراموشی سپرده شده است. در عنوان کتابی تألیف ابوعدنان سلمی، با ضبط «غریب الحدیث و ترجمته»، از ترجمه تبیین و تفسیر اراده شده است.
معنای بسط سخن
...
«آثار البلاد و اخبار العباد»، ترجمه اثر ارزشمند زکریا بن ...


ترجمه در دانشنامه ویکی پدیا

ترجمه
زبان انگلیسی: .I must go there
زبان نواهو: It is only good that I go there
زبان انگلیسی: .I make the horse run
زبان نواهو: .The horse is running for me
صنعت و هنر ترجمه یا برگردان کار درک و تفسیر موضوعات، معانی، و مفاهیم پدید آمده در یک زبان (زبان مبدأ)، و سپس انتقال، معادل یابی و بازسازی آن ها در زبانی دیگر (زبان مقصد) را بر عهده می گیرد.
مترجمان کم تجربه در این فنّ ظریف، ممکن است بر این باور باشند که در زبان و ترجمه، درست همانند علمی دقیق، می توان هر واژه و مفهومی را هم به طور دقیق تعریف و درک کرد، و هم آن ها را به شیوه ای شفاف با پیوندهای متقابل و کاملاً ثابت، از دو حوزهٔ زبانی متفاوت به هم اتصال داد. هر چند چنین برخوردی ممکن است در مورد زبان های برنامه نویسی رایانه ای و زبان های ماشینی دیگر (همچون هوش مصنوعی) تا اندازه ای میسّر باشد، در خصوص زبان های طبیعی انسانی دور از واقعیّت و امکان است.
بیشتر این پیچیدگی ها به طبیعت و نقش بی همانند زبان در تمامی تجربه ها و فرایندهای حیات انسانی چه در سطوح فردی و شخصیتی، و چه در ترازهای اجتماعی و فرهنگی بازمی گردد.
عکس ترجمه
ترجمه (زبان) :ترجمه زبانهای مختلف به یکدیگر مثلا : زبان فارسی به زبان فرانسوی.
ترجمه (زیست شناسی) :در زیست شناسی ترجمه (زیست شناسی) قسمتی از عمل تقسیم سلولی است.
رمزخوانی یا ترجمه یک فرایند درون یاخته ای است که طی آن پروتئین ها ساخته می شوند زیرا هیچ معادل آمینو اسیدی ندارند.
در فرایند رمزخوانی، چیدمان نوکلئوتیدها در آران ای ناقل به چیدمان اسیدهای آمینه در پروتئین برگردانده می شوند. در این فرایند، در واقع اسیدهای نوکلئیک که رمزهای یک ژن هستند در ریبوزم خوانده می شوند و از روی آن رمزها، پروتئین که از اسیدهای آمینه درست شده است، ساخته می شوند.
این فرایند در درون یاخته و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ترجمه در دانشنامه آزاد پارسی

ترجمه (زیست شناسی)(translation)
در یاخته های زنده، فرآیند پروتئین سازی. در ترجمه، اطلاعات به رمزدرآمده در توالی نوکلئوتیدی آراِن اِی پیک به توالی اسیدهای آمینۀ یک زنجیرۀ پیتیدی ترجمه می شوند. این فرآیند ترجمۀ رمز وراثتی۱ است. نیز ← رونویسی (زیست شناسی)

نقل قول های ترجمه

ترجمه جایگزینی مواد متنی است در یک زبان (زبان مبدأ) با مواد متنی معادل در زبان دیگر.
• «معتقدم که مترجم، باید کتابی را ترجمه کند که برای جامعه مفید باشد و به درد جامعه بخورد. از این کتاب های سَبُک هیچ دوست ندارم ترجمه کنم. هیچ گاه سراغ آثار سبک و سخیف نرفته ام. ترجیح دادم همین تاریخ اجتماعی هنر را در چهار جلد ترجمه کنم که کار کمرشکنی بود و اگر آدم زحمت می کشد، پس بهتراست برای کاری مانا و پایا باشد تا بخواهد کتابی را ترجمه کند که مثلا فقط به مسائل جنسی توجه کرده است.» -> ابراهیم یونسی
• «فرانسوی ها مثلی دارند که می گوید ترجمه خوب مثل زن است، اگر زیباست خیانت می کند و اگر زشت است وفادار است. البته من قبلا هم گفته ام کسی که این را گفته، نه زن را می شناخته، نه ترجمه را. به هر حال ترجمه باید درست و نسبت به متن اصلی امین و خوش خوان باشد. منتها مهم این است که الفاظ در متن معنا می دهند نه به تنهایی. وقتی شما به فرهنگ لغت مراجعه می کنید، در برابر هر کلمه معناهای متعدد پیدا می کنید که بعضی ظاهرا یا اساسا ربطی به هم ندارند.» -> عزت الله فولادوند
• «نهضت ترجمه تنها به اراده فرد، به خواست این یا آن مترجم شکل نمی گیرد. خواننده هم باید در ذوق ادبی به درجه ای برسد که نیاز او را از ادبیات بومی خودش فراتر ببرد. آن وقت است که دادوستدی بین او و مترجم صورت می بندد. هم در این دادوستدِ دوسویه است که روند ترجمه شکل می گیرد و تکامل آن آغاز می شود.» «در مصاحبه با روزنامهٔ شرق»؛ چاپ ۸ مه ۲۰۱۷/ ۱۸ اردیبشهت ۱۳۹۶ -> محمود حدادی

ارتباط محتوایی با ترجمه

ترجمه در جدول کلمات

ترجمه اوستا
پازند

معنی ترجمه به انگلیسی

interpretation (اسم)
شرح ، تفسیر ، بیان ، تعبیر ، ترجمه
translation (اسم)
تفسیر ، برگردان ، انقال ، ترجمه ، پچواک ، حرکت انتقالی
version (اسم)
تفسیر ، متن ، نسخه ، ترجمه ، شرح ویژه
rendition (اسم)
تفسیر ، تسلیم ، تحویل ، ترجمه ، باز گردانی

معنی کلمه ترجمه به عربی

ترجمه
ترجمة , تفسير , نسخة
ترجم
ترجم
قابل للترجمة

ترجمه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عسل
این واژه از اساس پارسى و پهلوى ست و تازیان(اربان) آن را از واژه پهلوى ترگوم Targum به معنى ترجمه برداشته معرب نموده و ساخته اند : الترجمة ، مترجم ، تَرْجَمَ یُتَرجِمُ ، تراجِم و ...!!!!!! در پهلوى ترگومTargum : ترجمه ترگومیدن Targumidan : ترجمه کردن ترگَمان
- ترگوماک Targaman - Targumak : مترجم ، ترجمه کننده ترگومان- ترگومیک Targuman - Targumik (ترجمه شده) در پهلوى همین طور آزَنتى Azanti یا زند Zand : ترجمه،شرح
ابراهیم
برگردان، ویچاردن
م. نمازیان
پَچوه ، پَچواک ، نورَند (فرهنگ عمید)
تَرگُمان
برگردان
شاهین خلیل زاده
میتوانیم از واژه پارسی گویاوری بهره ببریم که از دو واژه گویا به چم کسی که میگوید و وری از ریشه ورزیدن
فر کیانی
ترجمه یا ترگومان فارسیه
سیامک یوسفی
نیازی به واژه های نا آشنا و یا نا خوش آهنگ نیست اگر چه ریشه این واژه از پهلوی باشد. ترگمان و برگردان هر دو خوبند اگر پارسی زبانان آنها را بکار ببرند وگرنه راه بجایی نخواهیم برد.

پیشنهاد می کنم واژه "باز نویسی" یا "باز نگاری" را برای برگردان نوشته و "باز گویی" را برای برگردان گفته بکار ببریم. برای نمونه:

باز نویس پارسی نمایشنامه هملت به کوشش م.ا. به آذین
باز گفت انگلیسی سخنرانی فلان کس
چنین کنند بزرگان - باز نویسنده پارسی نجف دریابندری

این واژه بهتر از دیگر واژه ها پیشوند و پسوند می پذیرد مانند

باز نویس/بازگو/ باز نوشته/ بازگفته/ باز گفتار/ باز نوشتار/ بازنویسی/ بازگویی / باز نوشتن / بازگفتن / باز نوشت / بازگفت / باز می گفت / باز می نوشت / باز نویسنده / باز گوینده

با بکار بردن "از" و "به" می توان از دو زبان به کار رفته نام برد.

باز نویس فرانسه به پارسی "بینوایان" ویکتور هوگو.

زنده باشید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ترجمه عربی به فارسی   • دیکشنری انگلیسی به انگلیسی   • ترجمه فارسی به فارسی   • دیکشنری فارسی به انگلیسی اندروید   • ترجمه متن عربی به فارسی   • دیکشنری انگلیسی به فارسی با تلفظ   • دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی   • گوگل اسکولار   • معنی ترجمه   • مفهوم ترجمه   • تعریف ترجمه   • معرفی ترجمه   • ترجمه چیست   • ترجمه یعنی چی   • ترجمه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ترجمه
کلمه : ترجمه
اشتباه تایپی : jv[li
آوا : tarjome
نقش : اسم
عکس ترجمه : در گوگل

آیا معنی ترجمه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )