برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1351 100 1

ترفیع

/tarfi'/

مترادف ترفیع: ارتقا، برکشی، پیشرفت، ترقی

برابر پارسی: بالا بردن، برکشیدن، پایه دادن

معنی ترفیع در لغت نامه دهخدا

ترفیع. [ ت َ ] (ع مص ) برداشتن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || دور شدن و دور نمودن ، یقال : رفعهم ؛ ای باعدهم فی الحرب. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || مختلف دویدن خر، یقال : رفع الحمار؛ اذا عدا عدواً بعضه ارفع من بعض. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نیک راندن شتر را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || شکایت بردن پیش حاکم و نزدیک آن شدن با خصم : رفعه الی الحاکم. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (اِ) در تداول امروز رتبه و درجه ٔ بالاتری که به کارمندان کشوری و لشکری دهند. ج ، ترفیعات.

معنی ترفیع به فارسی

ترفیع
بلندکردن، بالابردن، برداشتن
۱-( مصدر ) بالا بردنبر کشیدنبر آوردن. ۲- ( اسم ) برکشی ارتقائ . جمع ترفیعات .
در تداول امروز رتبه و درجه دادن .

معنی ترفیع در فرهنگ معین

ترفیع
(تَ) [ ع . ] (مص م .) بالا بردن ، برکشیدن .

معنی ترفیع در فرهنگ فارسی عمید

ترفیع
۱. بلند کردن، بالا بردن، برداشتن.
۲. بالا بردن مقام و رتبه.
۳. ارتقای مقام و رتبه یافتن.

ترفیع در جدول کلمات

ترفیع درجه نظامیان و سلب آن به موجب ••• است
قانون
ترفیع درجه نظامیان و سلب آن به موجب •••• است
قانون
ترفیع درجه نظامیان و سلب آن به موجب ••••• است
قانون
ترفیع درجه نظامیان و سلب ان بموجب •••• است
قانون

معنی ترفیع به انگلیسی

raise (اسم)
سرک ، ترفیع ، اضافه حقوق
advancement (اسم)
پیشرفت ، ترقی ، ترویج ، ترفیع
promotion (اسم)
پیشرفت ، ترقی ، ترویج ، ترفیع ، جلو اندازی
upgrade (اسم)
سر بالایی ، ترفیع ، بهبود امکانات
elevation (اسم)
ترفیع ، بلندی ، علو ، جای بلند و برامدگی
lift (اسم)
سرقت ، دزدی ، پیشرفت ، ترقی ، ترفیع ، بلندی ، جر ثقیل ، بالابری ، اسانسور ، بالا بر ، بالارو ، برخاستگی
preference (اسم)
ترفیع ، مزیت ، برتری ، تقدم ، رجحان ، ترجیح ، اولویت ، صلیقه
mount (اسم)
ترفیع ، صعود ، کوه ، تپه ، پایه ، مقوای عکس ، قاب عکس ، مرکوب
elation (اسم)
ترفیع ، رفعت ، بالابری ، سرفرازی شادی
preferment (اسم)
ترفیع ، ارتقاء ، حق تقدم ، مقام افتخاری

معنی کلمه ترفیع به عربی

ترفیع
ارتفاع , انتشاء , ترقية , تفضيل , تقدم , جبل , مصعد
ارفع , روج , زيادة

ترفیع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " اپرگری"
محیر ترکستانی
"فرازمند" (دارای بلندی و ارتفاع)یا بگونه‌ی ویرآگین(=مجازی)‌کسی که دارای رده‌و پایه‌ بالا می‌باشد....
کارواژه‌ی فرزامند کردن= ترفیع دادن
سجاد بابائیان
جایزه - پیشرفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ترفیع در نقشه برداری   • فیلم ترفیع   • معنی ترفیع   • مفهوم ترفیع   • تعریف ترفیع   • معرفی ترفیع   • ترفیع چیست   • ترفیع یعنی چی   • ترفیع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ترفیع
کلمه : ترفیع
اشتباه تایپی : jvtdu
آوا : tarfi'
نقش : اسم
عکس ترفیع : در گوگل

آیا معنی ترفیع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )