انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1009 100 1

ترکمان

/torkamAn/

معنی ترکمان در لغت نامه دهخدا

ترکمان. [ ت ُ ] (نف مرکب ) بمعنی ترک مانند است. (برهان ). ترک مانند و ماناترک. (ناظم الاطباء). و رجوع به کلمه ٔ بعد شود.

ترکمان. [ ت ُ ک َ ] (اِخ ) لقب طایفه ای هم هست از ترکان بی اعتدال. گویند این طایفه از اولاد یافث بن نوح نیستند. (برهان ). نام طایفه ای است معروف و مشهور از گرگان استراباد تا خوارزم و از آنجا تا بلخ و بخاراو سمرقند و مرو و سرخس.ایلات ایشان صحرانشینی کنند و به خیمه و خرگاه و الاچیق ، ییلاق و قشلاق گزینند و چندین طایفه اند و بعضی از ایشان در آذربایجان سالها سلطنت داشتند و در تواریخ مسطور است. (از انجمن آرا) (آنندراج ). لقب طایفه ای معروف که در پایه فروتر از ترکان اند. (آنندراج ) (بهارعجم ). نام قومی از ترک... و در سراج نوشته که چون اینها از ترکان پایه کمتر دارند چنین موسوم شدند یعنی مانند ترکان و بعضی نوشته که مرکب نیست. (غیاث اللغات ). اصلی است ترکان را به غایت نامردم و ناداشتند وقیل به فتح تا. (شرفنامه ٔ منیری ). طایفه ای از ترکان صحرانشین که اکنون مطیع و منقاد و محکوم دولت روس اند و در ترکستان متفرق باشد. (ناظم الاطباء). ترکمان یا ترکمن نام قومی است ترک در آسیای مرکزی. این نام از قرن پنجم هجری (یازدهم میلادی ) نخست به شکل جمع فارسی «ترکمانان » توسط نویسندگان ایرانی مانند گردیزی وابوالفضل بیهقی استعمال شده و بهمان معنی که اغز درترکی و غز در عربی و فارسی بکار رفته. میدانیم که غزان نخست در مغولستان سکونت داشتند و در کتیبه های ارخون متعلق به قرن هشتم میلادی ، ذکر ایشان در مغولستان رفته. اغزان مزبور را ترک محسوب داشته اند نه ترکمان ، ترکمانان ، را فقط در جانب مغرب یاد کرده اند، نخست با تلفظ «تو کو مونگ در دایرة المعارف چینی قرن هشتم میلادی (تونگ تین فصل 193). بقول تونگ تین ، کلمه ٔ توکومنگ نام دیگریست که بکشور سوک تاک یعنی کشور آلانان اطلاق شده و اینان در آغاز تاریخ میلادی در مشرق تا مسیر سفلای سیردریا مستقر بودند و آنجا در قرن چهارم هَ. ق. (دهم میلادی ) مقر اصلی اغزان بود. در کتب جغرافیایی عرب ، ترکمان (الترکمان یا الترکمانیون ) فقط توسط مقدسی در شرح چند شهر واقع در شمال و شمال غربی «اربیجاب » یا «سیرام » که موقع آن درست معلوم نیست ، آمده در باب اصل کلمه ٔ ترکمان در قرن پنجم اطلاعی نداشته و اینکه آن را از ترکیب فارسی «ترک مانند» گرفته اند. (محمد کاشغری ج 3 ص 307). وجه اشتقاقی عامیانه است (همین وجه اشتقاق درمتن برهان نقل شده است ). بعلت مهاجرت های ترکمانان بسوی مغرب ، زبان و قیافه ٔ آنان تعدیل شد، بقسمی که بین ایشان و بقیه ٔ ترکمانان فقط شباهتی مختصر باقی ماند. امروزه ترکمانان در آسیای مرکزی و شمال گرگان و خراسان سکونت دارند. سلسله های ترکمان که در ایران دوره ٔ اسلامی حکومت کرده اند: قراقوینلو (780 - 874 هَ. ق.)، آق قوینلو (780 - 980 هَ. ق.)، قاجاریه (210 - هَ. ق. 1304 هَ. ق.).(حاشیه ٔ برهان چ معین ). ج ، تراکمه :... را فرموده ایم با جمله ترکمانان نیشابور نزدیک تو آیند... و ترکمانانرا دل گرم کرده. بخمارتاش سپرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 267). از خراسان به حدیث ترکمانان و آمدن ایشان به حدود مرو و سرخس و بادغیس و باورد وفسادهای بافراط که میرود. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 440). و دو سالار محتشم نیز با لشکرها به بلخ و تخارستان اند. چگونه ممکن گردد ترکمانان رودبار را قصد مرو کردن و از بیابان برآمدن. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 453).
مرطغرل ترکمان و جغری را
با بخت نبود و با مهی کاری.
ناصرخسرو.
از شیر شتر خوشی نجویم
چون ترشی ترکمان ببینم.
خاقانی.
و تاختن ترک و ترکمان از دیگر جانب و آنچه یافتندی به غارت بردندی. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 133).
مشتری را ماهئی صید و کمانی زیر دست
آفت تیر از کمان ترکمان انگیخته.
خاقانی.
ترکمان را گر سگی باشد بدر
بر درش بنهاده باشد رو و سر.
مولوی.
بر در خرگه سگان ترکمان
چاپلوسی کرده پیش میهمان.
مولوی.
تا نشان پای اسبت گم کنند
ترکمانا نعل را وارونه زن.
(یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
ترکمانی نام جنت می شنید
گفت آنجا غارت و تاراج هست.
(یادداشت مرحوم دهخدا).
خطه ٔ ایران زمین را چون سلیمان زمان
یافت در زیر نگین آمد خطاب از آسمان
کاین زمان شمشیر کین بر ترک ترکان آزمای
در دیار ترکمان نه ترک مان نه ترکمان .
سلمان (از شرفنامه ٔ منیری ).

ترکمان. [ ت ُ ک َ ] (اِخ ) یکی از بخشهای سه گانه ٔ شهرستان میانه که از شمال محدود است به شهرستان سراب و از جنوب به بخش مرکزی و از خاور به بخش ترک و بستان آباد شهرستان تبریز. این بخش عموماً کوهستانی و سردسیر و دارای آب و هوای سالم است. قراء آن همه در دره های ارتفاعات بزکش واقع است و آب این بخش از رودخانه های کوچک محلی بزرلیق ، ایشلیق و النجارق تأمین میگردد. راه شوسه ٔ تبریز از دهستان تیرچایی و بروانان این بخش میگذرد وغیر از دهات ایشلیق کلاله ، خواجه ده ، اونیلق و ترکمان که دارای راه ماشین رو تسطیح شده می باشند و دیگر آبادیهای واقع در کنار شوسه ، بقیه ٔ دهات آن دارای راه مالرو است و خط آهن میانه به مراغه از جنوب دهستان اوچ تپه ٔ بخش عبور می نماید. جمع 120 آبادی با 59089 تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

ترکمان. [ ت ُ ک َ ] (اِخ ) قصبه ای از دهستان بروانان است که در بخش ترکمان شهرستان میانه و 33 هزارگزی شمال باختری میانه و 3 هزارگزی شوسه ٔ میانه تبریز قرار دارد. مرکز بخش دارای پست بهداری ، شعبه ٔ تلفن و دبستان است و مختصات جغرافیایی آن بقرار زیر است : عرض 37 درجه و 34 دقیقه و 41 ثانیه. ارتفاع از سطح دریا تقریباً 1600 گز و اختلاف ساعت آن با تهران 20 دقیقه یعنی ساعت 12 در ترکمان برابر با ساعت 12 و 20 دقیقه تهران است. عهدنامه ٔ مشهور ترکمان چای بین ایران و روس در این محل بسته شد. کوهستانی و معتدل است و 2751 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رود ترکمان و محصول آنجا غله و نخود سیاه و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4). و رجوع به ترکمان چای شود.

ترکمان. [ ت ُ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باراندوزچای است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه و 20 هزارگزی جنوب خاوری ارومیه قرار درد. جلگه و معتدل است و 100 تن سکنه دارد. آب آن از باراندوزچای و محصول آنجا غله و توتون و برنج و انگور و دیگر حبوبات و چغندر است شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جوراب بافی است. راه ارابه رو دارد، که اتومبیل هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ای-ران ج 4).

معنی ترکمان به فارسی

ترکمان
یکی از بخشهای سه گانه شهرستانها میانه که از شمال محدود است به سراب از جنوب بخش مرکزی از باختر بستان آباد دارای آب و هوای سالم و ییلاقی . خط آهن میانه و مراغه از جنوب این بخش میگذرد . جمعیت بخش در حدود ۵۹٠۸۹ تن است . مرکز بخش ترکمان میباشد که ۲۷۵۱ تن سکنه دارد و عهد نامه معروف ترکمانچای بین ایران و روسیه در این محل بسته شد .
۱- ( اسم ) ۲- فردی از قوم ترکمان
دهی از دهستان باراندوز چای است که در بخش حومه شهرستان رضائیه و ۲٠ هزار گزی جنوب خاوری رضائیه قرار دارد جلگه معتدل است و ۱٠٠ تن سکنه دارد.
[ گویش مازنی ] /terkemaan/ ترکمان – ترکمن
( معاهده ترکمانچای ) در اواخر سال ۱۲۴۱ ه. ق سپاه روس ناگهان به مرز ایران حمله کرد . در اواسط سال ۱۲۴۳ ه. ق ./ ۱۸۲۸ م . ایران شکست خورد و با میانجیگری انگلستان عهد نامه شومی بنام عهد نامه ترکمانچای میان ایران و روس بسته شدکه بموجب آن رود ارس مرز ایران شناخته شد و دشت مغان و بندر لنکران و کشتی رانی بحر خزر بروسیه واگذار گردید .
قریه ای از اعمال تبریز قصبه است در مغرب میانه بر سر راه زنجان به تبریز .
[ گویش مازنی ] /terkemaan rish/ دم اسبی – نام گیاهی با برگ های سوزنی و مطبق
[ گویش مازنی ] /terkemaan melije/ مورچه ی درشت
دهی از دهستان بهی است که در بخش بوکان شهرستان مهاباد و ۸ هزار گزی خاور بوکان و هفت هزار و پانصد گزی شوسه بوکان به میاندو آب قرار دارد .
[ گویش مازنی ] /terkemaan kaei/ کدو حلوایی که با آن بورانی نیز تهیه کنند
شاعری است که اصل وی از شیراز است و در هندوستان بدنیا آمده است .
ایلک خان
دهی از دهستان بارانداز چای است که در بخش حومه شهرستان رضائیه و در مسیر راه ارابه رو ترکمان واقع است
مولف مر آت البلدان نویسد : مزرعه ایست از مزارع قریه طایفان قم
دهی است از دهستان بار اندوز چای بخش حومه شهرستان رضائیه
وی یکی از سرداران ظهیر الدین بابر است .
از امرای قرن هشتم است و هنگام یورش تیمور در اوایل ماه رمضان ۷۹۵ با خشم خود در دشت قولاغی به حصار حبشی
اسم او محمود بیک از مشاهیر و معاریف ترکمان است شخصی بسیار آرمیده و خوشرفتار و مصاحب بود
وی شاعر و از نزدیکان سلطان یعقوب خان ترکمان ( متوفی در سال ۸۹۶ قمری ) بوده است
میرزا حسن بیگ شکر اوغلی از شاعران قرن یازدهم هجری است .

ترکمان در جدول کلمات

از آن طرف ترکمان است
هز

ترکمان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ترکمان

رضا ٠٤:١٢ - ١٣٩٦/١٠/٠٦
1 نام روستائی در نزدیکی تبریز
2 معماران شیرازی که کار گنبد مساجد را میکردند آخرین بازبینی گنبد ترکمان یا تائید کار گنبد معنی داشت
3 قومی از اقوام ایرانی ساکن شمال ایران
|

ارژنگ ترکمان ٠٣:٤٨ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
ترک با ایمان
|

پیشنهاد شما درباره معنی ترکمان



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مترجم ترکمان   • نام قوم ترکمن در جدول   • دهستان ترکمان   • ترکمن های ایران   • مدرسه ترکمان   • شجره نامه ترکمن   • اقوام ترکمن   • نام طوایف ترکمن   • معنی ترکمان   • مفهوم ترکمان   • تعریف ترکمان   • معرفی ترکمان   • ترکمان چیست   • ترکمان یعنی چی   • ترکمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ترکمان
کلمه : ترکمان
اشتباه تایپی : jv;lhk
آوا : torkamAn
نقش : اسم
عکس ترکمان : در گوگل


آیا معنی ترکمان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )