انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1095 100 1

تزیین

/tazyin/

مترادف تزیین: آذین، آرایش، زیب، زینت، زیور، آراستن، زینت دادن

برابر پارسی: آذین، آرایش، زیوردادن، فرآویز کردن

معنی تزیین در لغت نامه دهخدا

تزیین. [ ت َزْ ] (ع مص ) آراستن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بیاراستن. (زوزنی ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). آرایش. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
ای جان ترا بباغ دهقان
از علم و عمل جمال و تزیین.
ناصرخسرو.
آنکه زو خاک سیه حورالعین گشت
حور ازو یابد بر خلد برین تزیین.
ناصرخسرو (دیوان ص 342).
زبانها به تحسین عبارات و تزیین اشارات او روان گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 367). کمال براعت و بلاغت او در تزیین و تحسین مقالات خویش معروف. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 274).
گازر مباش از پی تزیین دیگری
جامه سپید کرد ورا رو مسود است.
ابن یمین.

معنی تزیین به فارسی

تزیین
زینت دادن، زیورکردن، آراستن
۱- ( مصدر ) زینت دادن زیور کردن آراسته نمودن . ۲- ( اسم ) آراستگی . جمع : تزیینات .
آراستن بیاراستن .
[ornamentation] [موسیقی، هنرهای تجسمی] [موسیقی] تغییر موسیقی، معمولاً با اضافه کردن نت ها، به منظور زیباتر یا مؤثرتر کردن آن یا نشان دادن توانایی های اجراکننده [هنرهای تجسمی] افزودن عناصر تزیینی به یک سطح یا فضای دوبعدی برای زیباتر کردن آن
[in-glaze decoration] [سراميک] تزیین روی سطح لعاب خام که هم زمان با لعاب پخته می شود
آراستن آرایش دادن .
[on-glaze decoration] [سراميک] پوشش تزیینی سرامیکی یا فلزی که بر روی بدنۀ لعاب خورده قرار می گیرد تا در هنگام پخت مجدد به خوبی با لعاب درهم بیامیزند
[underglaze decoration] [سراميک] پوششی که برای تزیین بر روی بدنۀ خام یا بیسکویت شده (fried biscuit/ bisque) قرار می گیرد و سپس با یک لعاب شفاف پوشیده می شود
[ornamented] [موسیقی] ویژگی آنچه تزیین شده باشد
کنایه از تخلق به اخلاق حمیده است .
( مصدر ) زینت دادن زیور کردن .
[enamel firing] [سراميک] فرایند حرارت دهی پس از ایجاد پوشش های عموماً تزئینی با رنگ و مواد فلزی، مانند طلا، که معمولاً در دمای 700 تا 800 درجۀ سلسیوس صورت می گیرد و باعث تثبیت و دوام پوشش می شود

معنی تزیین در فرهنگ معین

تزیین
(تَ) [ ع . ] (مص م .) زینت دادن ، زیور کردن .

معنی تزیین در فرهنگ فارسی عمید

تزیین
زینت دادن، زیور کردن، آراستن.

تزیین در جدول کلمات

تزیین روی پلو
زرشک
تزیین ناخن
مانیکور

معنی تزیین به انگلیسی

adornment (اسم)
زینت ، تزیین ، اراستگی ، پیراستگی ، زیور و پیرایه
decoration (اسم)
تزیین ، اراستگی ، تصنع ، ارایشگری ، اذین بندی ، مدال یا نشان ، پیرایه
embellishment (اسم)
تزیین ، ارایش ، چاشنی
garniture (اسم)
تزیین ، چاشنی

معنی کلمه تزیین به عربی

تزیین
زينة

تزیین را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تزیین غذا و سفره آرایی   • تزیین غذای ایرانی   • عکس تزیین برنج   • تزیین غذا و دسر   • تزیین سفره شام مهمانی   • تزیین میز غذا   • تزیین غذا و سالاد   • تزیین غذای کودک   • معنی تزیین   • مفهوم تزیین   • تعریف تزیین   • معرفی تزیین   • تزیین چیست   • تزیین یعنی چی   • تزیین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تزیین
کلمه : تزیین
اشتباه تایپی : jcddk
آوا : tazyin
نقش : اسم
عکس تزیین : در گوگل


آیا معنی تزیین مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )