برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1316 100 1

تزیین

/tazyin/

مترادف تزیین: آذین، آرایش، زیب، زینت، زیور، آراستن، زینت دادن

برابر پارسی: آذین، آرایش، زیوردادن، فرآویز کردن

معنی تزیین در لغت نامه دهخدا

تزیین. [ ت َزْ ] (ع مص ) آراستن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بیاراستن. (زوزنی ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). آرایش. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
ای جان ترا بباغ دهقان
از علم و عمل جمال و تزیین.
ناصرخسرو.
آنکه زو خاک سیه حورالعین گشت
حور ازو یابد بر خلد برین تزیین.
ناصرخسرو (دیوان ص 342).
زبانها به تحسین عبارات و تزیین اشارات او روان گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 367). کمال براعت و بلاغت او در تزیین و تحسین مقالات خویش معروف. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ایضاً ص 274).
گازر مباش از پی تزیین دیگری
جامه سپید کرد ورا رو مسود است.
ابن یمین.

معنی تزیین به فارسی

تزیین
زینت دادن، زیورکردن، آراستن
۱- ( مصدر ) زینت دادن زیور کردن آراسته نمودن . ۲- ( اسم ) آراستگی . جمع : تزیینات .
آراستن بیاراستن .
[ornamentation] [موسیقی، هنرهای تجسمی] [موسیقی] تغییر موسیقی، معمولاً با اضافه کردن نت ها، به منظور زیباتر یا مؤثرتر کردن آن یا نشان دادن توانایی های اجراکننده [هنرهای تجسمی] افزودن عناصر تزیینی به یک سطح یا فضای دوبعدی برای زیباتر کردن آن
[in-glaze decoration] [سراميک] تزیین روی سطح لعاب خام که هم زمان با لعاب پخته می شود
آراستن آرایش دادن .
[on-glaze decoration] [سراميک] پوشش تزیینی سرامیکی یا فلزی که بر روی بدنۀ لعاب خورده قرار می گیرد تا در هنگام پخت مجدد به خوبی با لعاب درهم بیامیزند
[underglaze decoration] [سراميک] پوششی که برای تزیین بر روی بدنۀ خام یا بیسکویت شده (fried biscuit/ bisque) قرار می گیرد و سپس با یک لعاب شفاف پوشیده می شود
[ornamented] [موسیقی] ویژگی آنچه تزیین شده باشد
کنایه از تخلق به اخلاق حمیده است .
( مصدر ) زینت دادن زیور کردن .
[enamel firing] [سراميک] فرایند حرارت دهی پس از ایجاد پوشش های عموماً تزئینی با رنگ و مواد فلزی، مانند طلا، که معمولاً در دمای 700 تا 800 درجۀ سلسیوس صورت می گیرد و باعث تثبیت و دوام پوشش می شود

معنی تزیین در فرهنگ معین

تزیین
(تَ) [ ع . ] (مص م .) زینت دادن ، زیور کردن .

معنی تزیین در فرهنگ فارسی عمید

تزیین
زینت دادن، زیور کردن، آراستن.

تزیین در جدول کلمات

تزیین روی پلو
زرشک
تزیین ناخن
مانیکور

معنی تزیین به انگلیسی

adornment (اسم)
زینت ، تزیین ، اراستگی ، پیراستگی ، زیور و پیرایه
decoration (اسم)
تزیین ، اراستگی ، تصنع ، ارایشگری ، اذین بندی ، مدال یا نشان ، پیرایه
embellishment (اسم)
تزیین ، ارایش ، چاشنی
garniture (اسم)
تزیین ، چاشنی

معنی کلمه تزیین به عربی

تزیین
زينة

تزیین را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تزیین غذا و سفره آرایی   • تزیین غذای ایرانی   • عکس تزیین برنج   • تزیین غذا و دسر   • تزیین سفره شام مهمانی   • تزیین میز غذا   • تزیین غذا و سالاد   • تزیین غذای کودک   • معنی تزیین   • مفهوم تزیین   • تعریف تزیین   • معرفی تزیین   • تزیین چیست   • تزیین یعنی چی   • تزیین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تزیین
کلمه : تزیین
اشتباه تایپی : jcddk
آوا : tazyin
نقش : اسم
عکس تزیین : در گوگل

آیا معنی تزیین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )