انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1098 100 1

تساهل

/tasAhol/

مترادف تساهل: انعطاف، تسامح، سهل گیری، آسان گیری، سهل انگاری، مسامحه، مماطله، سهل انگاری کردن، مسامحه کردن ، سهل گرفتن، آسان گرفتن

متضاد تساهل: کوشیدن، سخت گرفتن

برابر پارسی: آسان گیری، ساده گیرانه

معنی تساهل در لغت نامه دهخدا

تساهل. [ ت َ هَُ ] (ع مص ) همدیگر آسان گرفتن. (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). تسامح. (زوزنی ) (متن اللغة). تلاین و تسامح. (اقرب الموارد) (المنجد). || تساهل امر بر چیزی ضد تعاسر بر آن است. (از اقرب الموارد). || تساهل در عبارت ، ادای لفظی است آنچنانکه دلالت صریحی بمقصود نکند. (از تعریفات جرجانی ).

معنی تساهل به فارسی

تساهل
سهل گرفتن، آسان گرفتن بریکدیگر، بانرمی رفتار
۱- ( مصدر ) سهل گرفتن بر یکدیگر. ۲- آسان گرفتن بنرمی رفتار کردن . ۳- آسان گفتن . ۳- ( اسم ) سهل انکاری .

معنی تساهل در فرهنگ معین

تساهل
(تَ هُ) [ ع . ] (مص ل .) سهل گرفتن بر یکدیگر.

معنی تساهل در فرهنگ فارسی عمید

تساهل
۱. سهل گرفتن، سست گرفتن.
۲. آسان گرفتن بر یکدیگر، به نرمی رفتار کردن.

تساهل در دانشنامه اسلامی

تساهل و تسامح در جامعه، یعنی از روی آگاهی و اقتدار و با سعه صدر، به عقاید و روش ها و منش ها و جریانات سیاسی مخالف امکان اظهار وجود دهیم و وجود تکثر و تنوع عقاید و افکار را بپذیریم. تساهل و تسامح به این معنی، کاملا با بی مبالاتی و بی تفاوتی نسبت به عقاید مخالف متفاوت است، چرا که تساهل یعنی تحمل و نه پذیرش عقاید مخالف و این موضوع کاملا با بی مبالاتی و بی تفاوتی نسبت به عقاید مخالف متفاوت است.
تساهل، تسامح، تحمل و مدارا هر چند از جمله مفاهیمی است که برابر با واژه تلرانس (Tolerance) به کار می رود و با آن دارای اشتراک معنایی می باشد، اما وجه تمایزهایی نیز با آن دارد. واژه Toleration به معنای تحمل کردن، ابقا کردن و اجازه دادن است و در معنای جدید غربی آن، بیش تر در ویژگی روش سیاسی حکومت به کار می رود تا شیوه های اخلاقی یا دینی، در حالی که تساهل و تسامح و یا مدارا در ادبیات فارسی، بیش تر مفهومی اخلاقی است تا سیاسی. اما متاسفانه واژه مذکور در فارسی به معنای تساهل، تسامح، مدارا و تحمل ترجمه شده است. این در حالی است که هر یک از واژه های مزبور، خود دارای معنای متفاوتی نسبت به یکدیگر است. در واژه «تسامح»، همواره نوعی بزرگواری، بزرگ منشی، احسان، بخشش و توانایی وجود دارد؛ واژه «تحمل» به معنای حمل کردن، مقاومت کردن و تاب آوردن و بردباری است، در حالی که واژه «تساهل» و «تحمل» با نوعی زبونی، ضعف، سستی و ناتوانی همراه است و این دو در مقابل یکدیگر است. بدین روی، برای رفع محذور، «تلرانس» را در فارسی به «حلم» ترجمه کرده اند؛ زیرا حلم یعنی تحمل ناگواری ها در عین قدرت و قوت، بر خلاف تحمل و صبر که آدمی ناگواری ها را بر خود هموار می کند، بدون این که قادر به دگرگون کردن اوضاع باشد.
تساهل و تسامح در اصطلاح
تساهل و تسامح در یک بیان، آن گونه رفتاری است که صرفا به تحمل عقاید مخالف قناعت نکند، بلکه به صاحبان آن عقاید اجازه اظهار نظر بدهد. چنین رفتاری در جامعه ای است که گروه ها و احزاب اجتماعی مختلف در کنار یکدیگر با عقاید و افکار متفاوت و رسوم و سنت های گوناگون زندگی می کنند. در واقع، همان گونه که از تعریف مزبور بر می آید، تساهل بیش تر روش و شیوه سیاسی حکومت و ابزاری است برای کاهش تضادها و بحران ها در جامعه؛ چرا که اگر حکومت نتواند با سعه صدر و با تساهل و تسامح، با گروه ها و تکثرها و آداب و رسوم و صاحبان فرهنگ های مختلف برخورد کند، نه تنها قادر به مهار فشارها و تنش ها در جامعه نخواهد بود، بلکه این تنش ها و اختلافات منجر به انحرافات و تضادها و حتی بحران های غیر قابل مهار خواهد شد.بنابراین، برای تحقق تساهل و تسامح، شرایطی لازم است؛ از جمله این که اولا، در جامعه، تنوع افکار و تعدد عقاید وجود داشته باشد. پس در جامعه بدون تعدد افکار و تنوع عقاید و حتی مدارا و بردباری مردم یک جامعه یک رنگ و یک دست عقیدتی و بدون تنوع عقاید، تساهل و تسامح مفهومی ندارد.ثانیا، در جامعه قدرت حاکمی وجود داشته باشد که عقاید مخالف را با سعه صدر و از روی آگاهی و اقتدار تحمل نماید. پس تحمل از روی ضعف و ناتوانی و سستی و یا از روی بی اعتنایی و بی تفاوتی و نیز از روی جهل، از قلمرو تساهل و تسامح خارج است. بنابراین، بر خلاف کسانی که تساهل و تسامح را به پذیرش عقاید مخالف معنا کرده اند (از جمله، محسن کدیور این تعریف را انتخاب کرده اند. تساهل ـ در این معنا ـ هرگز به معنای پذیرش عقایدی نمی باشد که مورد قبول انسان نیست یا پذیرش عقایدی که با نظر انسان متفاوت است؛ زیرا اگر کسی عقیده ای را قبول نداشته و با آن مخالف و بدان معترض باشد، چگونه ممکن است آن را بپذیرد؟ در صورت پذیرش عقیده مخالف، آیا این به منزله اعتراض نداشتن و مخالفت نورزیدن و بی تفاوتی نسبت به آن نیست؟ بنابراین، در صورتی که نسبت به عقیده ای معترض نبوده و یا مخالف آن نیستیم و آن را می پذیریم، دیگر نمی توان چنین نگرشی را تساهل نامید، «بی تفاوتی» نام بهتری برای چنین نگرشی است. حاصل آن که تساهل و تسامح در جامعه، یعنی از روی آگاهی و اقتدار و با سعه صدر، به عقاید و روش ها و منش ها و جریانات سیاسی مخالف امکان اظهار وجود دهیم و وجود تکثر و تنوع عقاید و افکار را بپذیریم.
رابطه تساهل با بی تفاوتی
روشن شد که تساهل یعنی تحمل و نه پذیرش عقاید مخالف و این موضوع کاملا با بی مبالاتی و بی تفاوتی نسبت به عقاید مخالف متفاوت است؛ چرا که لازمه تساهل، تحمل عقیده ای علی رغم میل باطنی و نپذیرفتن و نیز نامطلوب و منفور دانستن آن است. بنابراین، در تساهل میل به مخالفت و اعتراض و نپذیرفتن نظر و عقیده مخالف اصل است، در حالی که در بی تفاوتی و بی اعتنایی، شخص هیچ احساسی نسبت به چیزی ندارد و از این رو، نسبت به آن بی اعتناست، نه این که نسبت به آن متساهل باشد؛ زیرا وقتی آدمی هیچ احساسی نسبت به چیزی نداشته باشد، نمی توان گفت آن را مکروه یا ناصواب می شمارد. بسیاری همچون هابز، که به دین بی اعتنا بوده اند، با تسامح دینی نیز مخالفت ورزیده اند و بسیاری از جمله جان لاک، که دارای اعتقادات دینی بوده اند، از تسامح دینی نیز طرف داری کرده اند. در خصوص تفاوت تحمل با تساهل، باید گفت: تساهل نوعی تحمل از روی آزادی، اختیار و آگاهی است و این تحمل از موضع قدرت صورت می گیرد، در حالی که تحمل از موضع ضعف اعمال می شود. و عامل تساهل، قدرت سرکوب دارد، ولی سرکوب نمی کند.اما رابطه تساهل و تردید این گونه است که تساهل انتقاد و اعتراض نسبت به موضوع تساهل است، ولی وقتی عدم سرکوب ناشی از تردید نسبت به ضرورت آن و یا نسبت به نفس اعتراض باشد، دیگر تساهلی در کار نخواهد بود و چون تساهل عبارت است از مدارای صبورانه در خصوص چیزی مکروه یا ناصواب است، از این رو، تساهل و تحمل از آزادی نیز متمایز است.
پیشینه تساهل و تسامح
...
یکی از آموزه های بنیادین دین اسلام که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است، قاعده تساهل و تسامح است و اسلام، خود را شریعت سَمْحه و سَهْله می خواند.
در روایتی از رسول خدا ص نقل شده که فرمودند:«بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ». مراد از حنیفیّة دین اسلام است. تساهل از ماده سهل و تسامح از ریشه سمح هر دو به معنای آسان گرفتن، مدارا کردن و سهل گرفتن بر یکدیگر است.
← تساهل
اصطلاح تساهل و تسامح به این معنا است که آدمی از روی آگاهی و اختیار، عقاید و رفتار مخالفان را برتابد و در برابر رفتار آنان ناسازگاری نشان ندهد. تساهل و تسامح آن گونه رفتاری است که صرفاً به تحمل عقاید مخالف قناعت نکند، بلکه به صاحبان آن عقاید اجازه اظهار نظر بدهد. اینکه این سهل و سمحه در باب تفاعل (ارتباط متقابل دوسویه)به کار رفته این معنا را تقویت می کند که تساهل و تسامح می بایست دو سویه باشد و گرنه نمی تواند مقصود را بر آورده سازد؛ چرا که اگر یکی کوتاه بیاید، ولی دیگری همچنان بر اختلاف و خشونت و دامن زدن بر آن تاکید کند، نمی توان با این رویه به مساله انسجام و وحدت اجتماعی کمک کرد، البته کوتاه آمدن یکی و پیش دستی در این کار گام مهمی است؛ ولی این روش در صورتی موثر است که با تساهل و تسامح دیگری همراه شود. مفهوم تسامح و تساهل، عام و گسترده است و اسلام در مواردی خاص، تساهل را روا می شمارد و در موارد دیگر، مسلمانان را به قاطعیّت و دوری از سهل انگاری مکلّف می سازد. آیه ۱۹۴ سوره بقره دلیل ما بر این مدعاست.«الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ ...: ماه حرام در مقابل ماه حرام است (ماه های رجب، ذو القعده، ذو الحجّه و محرم محترم اند و نباید در آنها جنگید، اما اگر کسی حرمت آن را شکست و شروع به جنگ کرد، باید در همان ماه حرام با او جنگید) و همه محترم ها (مانند حرم، مسجد الحرام، جان و عرض مؤمن در مقابل هم اند و) قصاص دارند، پس هر که بر شما تعدّی کرد (و احترامی را شکست) شما هم به مانند آن بر او تعدّی کنید»
مستندات قرآنی تساهل و تسامح
طرفداران تسامح و تساهل با استناد به آیات قرآنی دربردارنده مسائلی همچون ضرورت رفق و مدارا با دیگر ادیان، عدم خشونت و اجبار در قلمرو اندیشه و باور، واقع نگری وتوان سنجی و بررسی طاقت انسانی در احکام دینی، تبلیغ دین درحد یادآوری و پند دهی ونه تحکم و اجبار و…، به اثبات دیدگاه خویش پرداخته اند.•«لااکراه فی الدین: هیچ گونه اکراه و اجبار در دین نیست.» •«لکم دینکم و لی دین: برای شماست دین شما و برای من دین من.» •«یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر: خداوند برای شما آسانی را خواسته است و دشواری را نخواسته است.» •«ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج: خداوند نخواسته است که کم ترین حرج و حکم طاقت فرسا بر شما وضع کند.» •«ولو شاء ربک لجعل الناس امة واحدة ولایزالون مختلفین الا من رحم ربک ولذلک خلقهم: اگر خداوند می خواست، می توانست همه مردم را یک گونه وهمسان قرار دهد، (ولی چنین اراده نکرد) وازاین رو همواره گونه گون هستند، مگر کسانی که مورد رحمت پروردگار قرار گیرند و به همین منظور آنها را آفریده است.» •«ما انزلنا علیک القرآن لتشقی: ای پیامبر ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا در رنج و مشقت قرار گیری» •«فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر: پس تذکر ده! زیرا تو پند دهنده هستی و بر مردم سیطره و فرمانروایی نداری.» •«قل لاتسئلون عما اجرمنا و لانسئل عما تعملون: بگو شما را از جرم ما نمی پرسند و ما را به خاطر عمل شما مؤاخذه نخواهند کرد.» •«وجادلهم بالتی هی احسن:با آنان (مخالفان) به نیکوترین وجه محاجّه و مجادله نما» •«فقولا له قولا لینا:پس با او سخنی نرم بگویید، باشد که بپذیرد»
تعمیم و تخصیص تسامح و تساهل
...
تساهل و تسامح در جامعه، یعنی از روی آگاهی و اقتدار و با سعه صدر، به عقاید و روش ها و منش ها و جریانات سیاسی مخالف امکان اظهار وجود دهیم و وجود تکثر و تنوع عقاید و افکار را بپذیریم. تساهل و تسامح به این معنی، کاملا با بی مبالاتی و بی تفاوتی نسبت به عقاید مخالف متفاوت است، چرا که تساهل یعنی تحمل و نه پذیرش عقاید مخالف و این موضوع کاملا با بی مبالاتی و بی تفاوتی نسبت به عقاید مخالف متفاوت است.
تساهل، تسامح، تحمل و مدارا هر چند از جمله مفاهیمی است که برابر با واژه تلرانس (Tolerance) به کار می رود و با آن دارای اشتراک معنایی می باشد، اما وجه تمایزهایی نیز با آن دارد. واژه Toleration به معنای تحمل کردن، ابقا کردن و اجازه دادن است و در معنای جدید غربی آن، بیش تر در ویژگی روش سیاسی حکومت به کار می رود
داوری، رضا، تساهل و تسامح نامه فرهنگ، ش ۲۸، ص۴.
تساهل و تسامح در یک بیان، آن گونه رفتاری است که صرفا به تحمل عقاید مخالف قناعت نکند، بلکه به صاحبان آن عقاید اجازه اظهار نظر بدهد. چنین رفتاری در جامعه ای است که گروه ها و احزاب اجتماعی مختلف در کنار یکدیگر با عقاید و افکار متفاوت و رسوم و سنت های گوناگون زندگی می کنند. در واقع، همان گونه که از تعریف مزبور بر می آید، تساهل بیش تر روش و شیوه سیاسی حکومت و ابزاری است برای کاهش تضادها و بحران ها در جامعه؛ چرا که اگر حکومت نتواند با سعه صدر و با تساهل و تسامح، با گروه ها و تکثرها و آداب و رسوم و صاحبان فرهنگ های مختلف برخورد کند، نه تنها قادر به مهار فشارها و تنش ها در جامعه نخواهد بود، بلکه این تنش ها و اختلافات منجر به انحرافات و تضادها و حتی بحران های غیر قابل مهار خواهد شد.بنابراین، برای تحقق تساهل و تسامح، شرایطی لازم است؛ از جمله این که اولا، در جامعه، تنوع افکار و تعدد عقاید وجود داشته باشد. پس در جامعه بدون تعدد افکار و تنوع عقاید و حتی مدارا و بردباری مردم یک جامعه یک رنگ و یک دست عقیدتی و بدون تنوع عقاید، تساهل و تسامح مفهومی ندارد.ثانیا، در جامعه قدرت حاکمی وجود داشته باشد که عقاید مخالف را با سعه صدر و از روی آگاهی و اقتدار تحمل نماید. پس تحمل از روی ضعف و ناتوانی و سستی و یا از روی بی اعتنایی و بی تفاوتی و نیز از روی جهل، از قلمرو تساهل و تسامح خارج است.
موریس گرنستن، تساهل و تسامح نامه فرهنگ، ص۲۸) ۴۲.
روشن شد که تساهل یعنی تحمل و نه پذیرش عقاید مخالف و این موضوع کاملا با بی مبالاتی و بی تفاوتی نسبت به عقاید مخالف متفاوت است؛ چرا که لازمه تساهل، تحمل عقیده ای علی رغم میل باطنی و نپذیرفتن و نیز نامطلوب و منفور دانستن آن است. بنابراین، در تساهل میل به مخالفت و اعتراض و نپذیرفتن نظر و عقیده مخالف اصل است، در حالی که در بی تفاوتی و بی اعتنایی، شخص هیچ احساسی نسبت به چیزی ندارد و از این رو، نسبت به آن بی اعتناست، نه این که نسبت به آن متساهل باشد؛ زیرا وقتی آدمی هیچ احساسی نسبت به چیزی نداشته باشد، نمی توان گفت آن را مکروه یا ناصواب می شمارد. بسیاری همچون هابز، که به دین بی اعتنا بوده اند، با تسامح دینی نیز مخالفت ورزیده اند و بسیاری از جمله جان لاک، که دارای اعتقادات دینی بوده اند، از تسامح دینی نیز طرف داری کرده اند.
Maurice Cranston، "Toleration" in the Encyclopedia of philosophy، ed. Paul Edwards، Vol. ۸ (New York: The Macmillan company and the Free press، ۱۹۶۷)، PP. ۱۴۳-۱۴۶.
...
این مقاله در صدد یافتن نظرگاه دین در خصوص تساهل و تسامح است. آیا در تفکر دینی، تساهل و تسامح پذیرفته شده است یا خیر؟ و در صورت پذیرش، آیا تساهل مطلقا پذیرفته شده یا در موارد خاصی پذیرفته شده است؟ شروط و ملاک های پذیرش تساهل و تسامح در دین چیست؟ پیش از هر چیز، باید دید تساهل و تسامح از منظر دین چه معنایی دارد، سپس به دقت تساهل و تسامح مورد نظر و نیز موارد و شرایط جواز آن را بررسی کرد.
سهل گیری و تحمل مبتنی بر آموزه های دینی نسبت به باورها و رفتارهای مخالف، به خصوص باورها و رفتارهای دین مخالف را «تساهل دینی» و سخت گیری و عدم تحمل برخاسته از آموزه های دینی نسبت به باورها و رفتارهای مخالف، به ویژه باورها و رفتاری دینی مخالف را «عدم تساهل دینی» گویند. بنابر تعریف مزبور، در تفکر دینی، تساهل در اصل پذیرش دین وجود دارد؛ یعنی انسان در اصل انتخاب و پذیرش نوع دین آزاد و مختار است؛ زیرا فلسفه و حکمت آفرینش انسان، رشد، تعالی و کمال انسان بر مبنای اختیار و آزادی است و چون هدف خلقت انسان، پیمودن راه کمال از طریق امور اختیاری بوده و انسان برای کسب این مقام، افزون بر قدرت و اختیار، نیازمند آگاهی و شناخت است و هر چند انسان از ناحیه قدرت و اختیار هیچ نقصی ندارد، اما ابزار شناخت ـ یعنی حس و شهود و عقل ـ وی برای شناخت کمال واقعی و راه سعادت کامل نیست و او با این ابزارها قادر نیست مسیر کمال را بپیماید و حق را از باطل تمییز دهد، از این رو، خداوند متعال ابزار شناخت انسان را از طریق وحی و ارسال رسل و تشریع شرایع و احکام دینی و راهنمایی و هدایت توسط پیامبران (علیهم السّلام) تکمیل نموده و زمینه شناخت کامل وی را فراهم آورده است. بنابراین، انسان با عنایت به ابزارهای شناخت خویش و نیز به کمک وحی و هدایت رسولان الهی (علیهم السّلام) و با آزادی و اختیار کامل، می تواند مسیر هدایت و رستگاری را بپیماید. بنابراین، در اسلام، انسان در اصل پذیرش و انتخاب دین، مختار و آزاد است و هیچ گونه اکراه و اجباری در پذیرش دین برای وی وجود ندارد. («لااکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی» ) «انا هدینا السبیل اما شاکرا و اما کفورا» یعنی ما راه هدایت و سعادت را نشان دادیم، مردم در انتخاب آن آزادند. «قل الحق من ربک فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر». البته، روشن است که آزادی افراد در انتخاب دین و نیز عدم اجبار و اکراه در پذیرش دین، هرگز به معنای عدم بازخواست افراد در قیامت نیست. چه، عدم اجبار در پذیرش دین، غیر از لزوم تبعیت از دین حق است. بنابراین، در این خصوص، مقتضای دین، تساهل و تسامح به معنای سهل و آسان گیری است و دین از انعطاف لازم برخوردار می باشد.
اصول تساهل ناپذیر دین
از سوی دیگر، هر چند مقتضای دین در پذیرش اصل دین، تساهل و سهل گیری است، اما پس از پذیرش دین، در حوزه دینی، اصول و فروع ثابت و لایتغیری وجود دارد و به تعبیری، دین در این خصوص تساهل ناپذیر است و مؤمن پس از پذیرش آزادانه دین، باید بدون کم و کاست، به این اصول و به طور کلی، لوازم دین معتقد و مقید باشد و هرگز دین در این زمینه، انعطاف پذیر و اهل مداهنه و مدارا نیست، هر چند پس از پذیرش و اعتقاد به لوازم دین، در نحوه اجرا و عمل و متناسب با شرایط زمان و مکان و نیز توان و قدرت عمل مؤمنان از انعطاف لازم برخوردار است و اهل مدارا و مسامحه و سهل گیری است. این نوع سهل و آسان گیری و مدارای دینی با مؤمنان با هدف نیل به سعادت و رستگاری و در راستای تحقق فلسفه آفرینش است. بنابراین، همان گونه که مقتضای دین در اصل پذیرش بر تساهل و مدارا و آسان گیری است، پس از پذیرش، در شیوه اجرا و عمل به فروع نیز دارای تساهل و مداراست؛ مثلا، مؤمنی که توان گرفتن روزه را ندارد، از گرفتن روزه ـ با شرایطی خاص ـ معاف می شود. همچنین است در سایر اعمال و مناسک دینی.
مبارزه انبیا با گمراهی
البته، همان گونه که گذشت، حکمت و اقتضای فلسفه آفرینش و تشریع دین و ارسال رسل، نیل به سعادت و کمال انسانی است و لازمه تحقق چنین هدفی، علاوه بر برخورداری انسان از امکانات و ابزارهای لازم شناخت، فقدان موانع و شفاف بودن مسیر شناخت حق می باشد. به همین دلیل، انبیا و رسولان الهی (علیهم السّلام) هیچ گاه در ابلاغ دین و پیام الهی، کوتاه نیامده و اهل مسامحه و مدارا نبوده و با هر عاملی که موجبات گمراهی مؤمنان و نیز تیره و تار کردن مسیر حق از باطل را فراهم می آورد، برخورد می کردند و این گونه موانع را از مسیر راه برمی داشتند. از این رو، پیامبران الهی (علیهم السّلام) هرگز در اجرای وظیفه الهی خویش و نیز ابلاغ دین، اهل مدارا و مسامحه نبوده و همیشه سازش ناپذیر و با مخالفان دین الهی، اهل پیکار و مبارزه و جهاد بوده اند؛ زیرا، در صورت مدارا و مسامحه در ابلاغ وحی الهی، اساسا تحقق فلسفه خلقت و تکمیل ابزار شناخت انسان و رهنمونی انسان به سعادت و کمال بی معنا و غیرممکن می نمود. جنگ های پیامبران الهی (علیهم السّلام) با فرعونیان زمان، جهاد پیوسته و مستمر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) در طول حیات خود با طاغوتیان زمان، گواه این مدعاست.
روح آمیزه های دینی
...



تساهل در دانشنامه آزاد پارسی

تساهُل (toleration)
آزادی دین، در کشورهای واجد دینی رسمی. در قرن ۱۹ تساهل، در همۀ جهان مراعات می شد؛ ولی پیدایش فاشیسم و کمونیسم دامنۀ اجرای آن را در بسیاری کشورها محدود کرد، اگرچه بیشتر حکومت ها همچنان مدعی پشتیبانی از تساهل اند. جنبش اصلاح دین اصلِ لزوم تبعیت مردم از دین پادشاهشان را پذیرفت. این اصل تلویحاً به برابری دین ها از لحاظ نظری اشاره داشت، و از همین رو زمینه را برای پذیرش اصل تساهل هموار کرد. بی اعتنایی به دین در دورۀ جدید نیز به توسعۀ اصل تساهل کمک کرده است.

تساهل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حمید اروانه ١٧:١٤ - ١٣٩٧/١١/١٥
آزاد گذاشتن ، آسان گرفتن .
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تساهل و تسامح در اسلام   • عقد مسامحه ای   • تسامح در حقوق   • رواداری   • معنى تسامح   • معنی مسامحه   • تصامح   • اغماض   • معنی تساهل   • مفهوم تساهل   • تعریف تساهل   • معرفی تساهل   • تساهل چیست   • تساهل یعنی چی   • تساهل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تساهل
کلمه : تساهل
اشتباه تایپی : jshig
آوا : tasAhol
نقش : اسم
عکس تساهل : در گوگل


آیا معنی تساهل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )