انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1068 100 1

تسمیه

/tasmiye/

مترادف تسمیه: نام گذاری، نام گذاری کردن، نامیدن، نام نهادن

معنی تسمیه در لغت نامه دهخدا

تسمیت. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) نام خدای گفتن بر چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || دعا کردن کسی را که عطسه زند. (تاج المصادر بیهقی ) یرحمک اﷲ گفتن عطسه دهنده را. (منتهی الارب ) (از المنجد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دعا کردن عطسه کننده را چنانکه گویند: یرحمک اﷲ. ابوعبید گوید تشمیت اعلی است و ثعلب گوید اصل تسمیت است. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشمیت شود. || ملازم بودن میانه روی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ملازم راه بودن : سمَّت فلان ُ؛ لزم السمْت ای الطریق. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد).

تسمیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) نام کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (دهار). نامیدن و به نامی خواندن و نام نهادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نام نهادن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نام گذاشتن برای کسی. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || بسم اﷲالرحمن الرحیم گفتن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ذکر نام خدا. (از متن اللغة). آوردن شروع کننده ٔ کار نام خدا را. (از اقرب الموارد) (از المنجد).

تسمیه. [ ت َ ] (ع مص ) بر سر خود گذاشتن شتران را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی تسمیه به فارسی

تسمیه
نام نهادن، نامیدن، بنام خواندن، نامگذاری
۱- ( مصدر ) نام نهادن نام دادن نامیدن . ۲- ( اسم ) نامگذاری .
بر سر خود گذاشتن شتران را
طرفداران اصول مردم اصولی پیروان اصول .

معنی تسمیه در فرهنگ معین

تسمیه
(تَ یِ) [ ع . تسمیة ] (مص م .) نام نهادن ، نامیدن .

معنی تسمیه در فرهنگ فارسی عمید

تسمیه
۱. نام نهادن، نامیدن.
۲. به نام خواندن.
۳. نام گذاری.

تسمیه در دانشنامه اسلامی

تسمیه
معنی تَسْمِيَةَ: ناميدن
معنی جَنَّةِ: باغ (وجه تسمیه اش این است که پوشش درختان مانع از دیدن زمین می شود)-بهشت
معنی فَرْشاً: خردسالان چهارپايان ( در عبارت "مِنَ ﭐلْأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً کُلُواْ "وجه اين تسميه يا اين است که از کوچکي مانند فرش زمينند ، و يا اين است که مانند فرش لگد ميشوند و ممكن است هم منظور همان فرش معروف باشد و آنوقت منظور از آيه مي شود چهارپايان پ...
معنی تَنَادِ: ندا دادن (يوم التناد : قيامت ،تسميه قيامت به اين اسم به اين دليل است که قيامت ،روزی است که اهل دوزخ و اهل بهشت يکديگر را ندا دهند يا به خاطر اين است که در آن روز ستمگران يکديگر را با صداي بلند صدا ميزنند ، و داد و فريادشان به واويلا بلند ميشود ، همان...
ریشه کلمه:
سمو (۴۹۳ بار)
وسم‌ (۱۸۱ بار)
واژه تسمیه ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: قرآن و علوم اسلامی• تسمیه (علوم قرآنی)، به معنای «ذکر نام خدا»• تسمیه (فقه)، به معانی بردن نام خدا و تعیین به اسم و نام گذاری• تسمیه (علوم عقلی)، استعمال شده در دو معنای متفاوت کاربردهای دیگر• تسمیه در ایران، نام ها و نام گذاری در ایران• تسمیه در ترکی، نام ها و نام گذاری در ایران• تسمیه در عربی، نام ها و نام گذاری در ایران
...
واژۀ تسمیه به مناسبت بحث، بر دو معنای متفاوت اطلاق می شود: نخست به معنای نامیدن و وضع لغات، که در این معنا بر فعل کسی که برای مسمایی اسمی وضع می کند، دلالت دارد، و دوم به معنای خواندن نام افراد و مخاطب ساختن آنان است.
مباحث مربوط به اسم و تسمیه در جهان اسلام گذشته از برخی اشارات مختصر و پراکندۀ فیلسوفان و نحویان، بیشتر در میان متکلمان مطرح بوده است. مسئلۀ اسم و تسمیه، به تبع بحث از چگونگی نسبت اسماء و صفات خداوند با ذات او، به میان می آید. نفس وجود اسماء الاهی و اطلاق آن ها بر ذات خداوند، در نگاه اول مستلزم آن است که مسما و مابازائی مطابق با هریک از آن اسماء وجود داشته باشد. معنا و مسمای این اسماء از یک سو و کیفیت وضع و تسمیۀ آن ها در مقابل این معانی، از سویی دیگر، میان متکلمان محل اختلاف بوده است، زیرا پذیرش مسماهای کثیر در ذات خداوند را برخی مستلزم قول به تکثر در ذات، و منافی توحید می انگاشتند. از طرفی دیگر، نفی این اسماء و صفات از ذات او نیز مغایر با نص صریح قرآن است. تبعات این منازعات متکلمان را برآن داشت تا به بحث از رابطۀ اسم، مسما و تسمیه به طور عام بپردازند.
کهن ترین عقیده
از لحاظ تاریخی، کهن ترین عقیده در این موضوع از آنِ اصحاب حدیث است که در اطلاق اسماء کثیر بر ذات واحد خداوند، به اقتضای ظاهر نص، بر هویت متمایز هریک از صفات تأکید می کردند، بی آنکه خود را ملزم به پذیرش نتایج و لوازم منطقی این سخن بدانند.
نظر اشاعره و معتزله
درواقع، نخستین بار انتقادات معتزله از اقوال اصحاب حدیث بود که اشکالات ناشی از چنین طرز تلقی ای از اسماءالله را آشکار کرد. سپس معتزله برای اجتناب از این محذور، تا آن جا پیش رفتند که همۀ اسماء خداوند را به صرف تسمیه فرو کاستند، یعنی برای اسماء متعدد، مسمای واحد قائل شدند. اشاعره نیز می کوشیدند به جمع میان این دو رأی دست یابند، اما موضع آنان چندان روشن نیست. بنا بر گفتۀ آمدی، اشاعره در نفی یکی انگاشتن تسمیه و مسما همداستان اند، ولی دربارۀ مدلول حقیقی اسماء، برخی، ازجمله ابن فورک و موافقان او عقیده داشته اند که مدلول همۀ اسماء الاهی اعم از اسماء ذات، فعل و اسم جلاله، عین مسما و عبارت از تمام ذات خداوند است. به عبارت دیگر، ایشان مدلول اسم را «مطابقی» لحاظ می کردند و از این رو، نظری شبیه به نظر اصحاب حدیث داشتند.
موضع بینابین
...
تسمیه در اصطلاح فقه و علوم قرآنی به معنای «ذکر نام خدا» است.
به آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» نیز به دلیل محوریت واژه «اسم» در آن و مفهوم ذکر نام خدا، تسمیه اطلاق می شود. این آیه را «بَسمَلة» یا «بسمل» نیز می نامند که مصدری قیاسی و منحوت (برساخته) است.
پیشینه بسمله
از پیشینه «بسم الله» قبل از اسلام گزارش دقیقی در دست نیست؛ اولین کاربرد آن در تاریخ ادبیات عرب در شعر عمر بن ابی ربیعه گزارش شده است. اما عبارت «باسمک اللهم» هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) رواج داشته است و گفته اند نخستین کسی که در قریش «باسمک اللهم» را نوشت، امیة بن ابی الصلت بود. روایات، استفاده پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) از این عبارت را در ماجرای صلح حدیبیه در مقابل پیشنهاد سهیل بن عمرو تأیید می کند. در ادامه این روایات آمده است که با نزول آیه ۴۱ سوره هود، عبارت «باسمک اللهم» به «بسم الله»، و با نزول آیه ۱۱۰ سوره اسراء به «بسم الله الرحمن»، و با نزول آیه ۳۰ سوره نمل به «بسم الله الرحمن الرحیم» تبدیل شد. این در صورتی است که اولین نزول کامل عبارت را در سوره نمل بدانیم، که چنین نیست.
بسمله در قرآن
«بسمله» به صورت کامل آن ۱۱۴ بار در قرآن کریم به کار رفته است، در افتتاح ۱۱۳ سوره و در آیه ۲۷ سوره نمل که عبارت آغازین نامه سلیمان پیامبر (علیه السلام) به ملکه سبا است. سوره توبه تنها سوره ای است که با بسمله آغاز نشده است. مفسران علل گوناگونی برای آن ذکر کرده اند، مثل این که چون خطاب به اعراب بود و رسم اعراب برآوردن نام خدا نبوده است، مطابق رسم خودشان با ایشان صحبت شده است، یا این که در نزول به همراه جبرائیل آورده نشده بود، یا اجتهاد عثمان باعث حذف این آیه از ابتدای سوره شد و... تا آن جا که عده ای این سوره را با انفال یکی دانسته، و هفتمینِ سوره طِوال خوانده اند. معتبرترین قول عدم تناسب مفهومی آیات ابتدای سوره توبه با بسمله است که در حدیثی از امام علی (علیه السلام) بیان شده است: بسمله امان است و برائت، با شمشیر نازل شده است و با امان جمع نمی شود. دو کلمه اول این ذکر، یعنی «بسم الله» به تنهایی در سوره هود در وحی به نوح (علیه السلام) برای سوار شدن به کشتی ذکر شده است.
← دیدگاه شیعه
...
تسمیه به معانی بردن نام خدا و تعیین به اسم و نامگذاری آمده است.
اما اصطلاح «تسمیه» بیشتر در کاربرد فقهی مانند تذکیه، نماز ، وضو و جز آن ها استفاده می شود، و البته همیشه با «بسم الله» مساوی نیست و مطلق ذکر خدا ست. همچنین «تسمیه» تکبیر، تحمید، تحلیل، تسبیح و جز آن ها را نیز در برمی گیرد که هر کدام از اینها برای حلیت ذبیحه کافی است. حنبلیان تسمیه در وضو را که در نزد شیعه مستحب است، واجب دانسته، و آن را به ذکر «بسم الله» مقید می سازند، ذکری که چیزی دیگر نمی تواند به جای آن مجزی باشد. بعضی نیز ذکر هر یک از نامهای خدا را به شرطی که از پس عبارت «باسم» بیاید، روا می دانند، مانند «باسم العظیم» و «باسم الکریم» و جز آنها. همچنین از شروط صید آن است که با نام خدا تیر به سمت شکار پرتاب شود. اینجا ذکر «بسمله» یا تکبیر به عنوان سنت ضروری است، هرچند ترک آن سهواً مانع حلیت صید نیست. همچنین ذکر «بسمله» در وضو، دعا، هنگام خوردن، خوابیدن، از پس بیدار شدن، سوار و پیاده شدن بر مرکب، دفن میت و تمام اعمال روزانه، چه شخصی و چه عبادی در فرقه های مختلف اسلامی سنت است.
بسمله در قرآن
«بسمله» به صورت کامل آن ۱۱۴ بار در قرآن کریم به کار رفته است، در افتتاح ۱۱۳ سوره و در آیه ۲۷ سوره نمل که عبارت آغازین نامه سلیمان پیامبر (علیه السلام) به ملکه سبا است. سوره توبه تنها سوره ای است که با بسمله آغاز نشده است. مفسران علل گوناگونی برای آن ذکر کرده اند، مثل این که چون خطاب به اعراب بود و رسم اعراب برآوردن نام خدا نبوده است، مطابق رسم خودشان با ایشان صحبت شده است، یا این که در نزول به همراه جبرائیل آورده نشده بود، یا اجتهاد عثمان باعث حذف این آیه از ابتدای سوره شد و... تا آن جا که عده ای این سوره را با انفال یکی دانسته، و هفتمینِ سوره طِوال خوانده اند. معتبرترین قول عدم تناسب مفهومی آیات ابتدای سوره توبه با بسمله است که در حدیثی از امام علی (علیه السلام) بیان شده است: بسمله امان است و برائت، با شمشیر نازل شده است و با امان جمع نمی شود. دو کلمه اول این ذکر، یعنی «بسم الله» به تنهایی در سوره هود در وحی به نوح (علیه السلام) برای سوار شدن به کشتی ذکر شده است.
← دیدگاه شیعه
از معنای نخست در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن رفته است.
← تسمیه در ابتدای هر کار
...
تسمیة الداعی الی الشیئ باسم الصارف عنه.
تسمیة الداعی الی الشیء باسم الصارف عنه، لما بینهما من التعلق ذکره السکاکی و خرج علیه قوله تعالی:(ما منعک الا تسجد)یعنی ما دعاک الا تسجد! و اعتصم بذلک فی عدم زیادة لا.
تعریف دیگر
و قیل معناه ما حماک فی الا تسجد ای من العقوبة ای ما جعلک فی منعه من عقوبة ترک السجود. و هذا لایصح اما الاول فلم یثبت فی اللغة و اما الثانی فکان ترکیبه ما یمنعک سؤالا عما یمنعه لا بلفظ الماضی لانه لاتخویف بماض.
← نقد تعریف
 ۱. ↑ زرکشی، محمد بن بهادر، ۷۴۵ - ۷۹۴ق، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۲، ص۲۸۳.    
...
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمٌِ
را «آیه تسمیه» یا بَسمله می گویند.
در آغاز همه سُوره های قرآن به جز توبه، «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» آمده است و در آیه 30 سوره نمل/27 افزون بر آغاز سوره، در شروع نامه سلیمان تکرار شده است و همین «بِسمِ اللّهِ...» به اتفاق شیعه و سنی، جزو سوره بشمار می آید.
امامیه بر اساس روایات اتفاق دارند که «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» در آغاز سوره ها به جز سوره توبه/ 9 آیه ای از همان سوره شمرده می شود و هر کس آن را در نماز ترک کند، نمازش باطل است.


تسمیه در دانشنامه ویکی پدیا

تسمیه
تسمیه می تواند به موارد زیر اشاره کند:
بسم الله الرحمن الرحیم (آیه تسمیه)
اصالت تسمیه یا نام گرایی
وجه تسمیه یا ریشه شناسی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با تسمیه

تسمیه در جدول کلمات

وجه تسمیه باکو
بادکوبه

معنی تسمیه به انگلیسی

name (اسم)
اسم ، نام ، خوشنامی ، اب رو ، تسمیه ، نام و شهرت ، نام خودمانی
denomination (اسم)
پول ، مذهب ، نام گذاری ، تسمیه ، لقب یا عنوان ، واحد جنس

معنی کلمه تسمیه به عربی

تسمیه
طائفة
کنية

تسمیه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمدامین ١١:٤٦ - ١٣٩٥/١٢/١٢
(مصدر باب تفعیل) نام نهادن
|

فاطمه ١٧:١٦ - ١٣٩٧/٠٧/١٦
نامیدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وجه تسمیه به چه معناست   • تلفظ وجه تسمیه   • تسمیه چیست   • وجه تسمیه ضرب المثل های ایرانی   • وجه تسميه تهران   • وجه تسمیه اصفهان   • وجه تسمیه لهستان   • وجه تسمیه عقل   • معنی تسمیه   • مفهوم تسمیه   • تعریف تسمیه   • معرفی تسمیه   • تسمیه یعنی چی   • تسمیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تسمیه
کلمه : تسمیه
اشتباه تایپی : jsldi
آوا : tasmiye
نقش : اسم
عکس تسمیه : در گوگل


آیا معنی تسمیه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )