انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1095 100 1

تصحیف

/tashif/

مترادف تصحیف: بدخوانی، خطاخوانی، بد خواندن، خطا خواندن، تغییردادن

معنی تصحیف در لغت نامه دهخدا

تصحیف. [ ت َ ] (ع مص ) خطا کردن در صحیفه یعنی خطا کردن در کتاب. (مجمل اللغةیادداشت مرحوم دهخدا). خطا در نوشته. (منتهی الارب ) (بحر الجواهر) (ناظم الاطباء). خطا کردن در کتابت. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ): صحفه تصحیفاً فتصحف ؛ تغییر داد آن را بنحوی که مشتبه گردید پس تغییر داده شد.(ناظم الاطباء). || خطا کردن در قرائت. (زوزنی ). خطا کردن در قرائت کلمه و روایت آن در کتاب وگویند تحریف کلمه است از وضع آن و در مصباح آمده که تصحیف ، دگرگونی لفظ است بدان گونه که معنی مراد تغییر کند و اصل آن خطاست. (از اقرب الموارد). قرائت چیزی است برخلاف آنچه که کاتب آن اراده داشته است و یا برخلاف آن که بر آن اصطلاح کرده اند. (از تعریفات جرجانی ). و تصحیف در احادیث فراوان وارد شده است خواه در متن و خواه در سند و کتابها در این فن نوشته اند که از آن جمله است : التصحیف تألیف حسن بن عبداﷲبن سعید عسکری متوفی بسال 382 هَ. ق. || به اصطلاح معما تغییر کردن در نقاط و حروف به اثبات یا به محو کردن و بعضی چنین تصریح کرده که تصحیف به اصطلاح معمالفظی را به بردن نقطه ، یا به آوردن نقطه یا به نقل نقطه ، لفظی دیگر مقرر گردانند چنانکه بوسه را به تغییر نقاط توشه گردانند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). در مطلعالسعدین نوشته که تصحیف آن است که بر تبدیل نقاطالفاظ مصرع یا فقره از مدح به ذم کشد. شاعر گفته :
به کویت ناگهان گبری درآمد
زدی تیری که بشکست آن سر گبر.
(از آنندراج ).
که هرگاه لفظ کویت و گبر و تیر را تصحیف کنند شعر از مدح به هجو کشیده میشود :
همچو تصحیف قبا باد و چو مقلوب کلاه
دشمنت اعنی هلاک و حاسدت اعنی فنا.
سنائی.
آن روز رفت آب غلامی که یوسفی
تصحیف عید شد ببهای محقرش.
خاقانی.
با هرکه انس گیری از او سوخته شوی
بنگر که انس نیز به تصحیف آتش است.
خاقانی.
مجلس انس حریفان را هم از تصحیف انس
در تنور آن کیمیای جان جان افشانده اند.
خاقانی.
و از آن جایگاه بگذشت بر عزم قنوج ، و به تصحیف آن (فتوح ) فال گرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص 413).
مرا بوسه گفتا به تصحیف ده
که درویش را توشه از بوسه به.
(بوستان ).

معنی تصحیف به فارسی

تصحیف
خطاکردن درنوشتن، تغییردادن کلمه باکم کردن نقطه
۱ -( مصدر ) خطا خواندن.۲-خطا کردن در نوشتن.۲ - تغییر دادن کلمه بوسیل. کاستن یاافزودن نقطه هایی آن.۴- استعمال کلماتی توسط نویسنده یا شاعر که با تغییر دادن نقطه معنی آنها تغییر کند مثل آوردن (( بوسه )) که (( توش. )) گردد . جمع : تصحیفات .
خطا خواندن کلمه ای بطوریکه شکل و معنی آن تغییر یابد .

معنی تصحیف در فرهنگ معین

تصحیف
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - خطا خواندن . ۲ - تغییر دادن واژه با کاستن یا افزودن نقطه های آن .

معنی تصحیف در فرهنگ فارسی عمید

تصحیف
۱. خطا کردن در نوشتن.
۲. تغییر دادن کلمه با کم یا زیاد کردن نقطه های آن.
۳. (اسم) (ادبی) در بدیع، کلمه ای که هنگام نوشتن یا خواندن به واسطۀ تغییر کردن یا کم و زیاد شدن نقطه های آن تغییر پیدا کند، مانندِ عبد و عید، توشه و بوسه: مرا بوسه گفتا به تصحیف ده / که درویش را توشه از بوسه به (سعدی۱: ۸۹).

تصحیف در دانشنامه اسلامی

تصحیف
«تصحیف» در لغت، به معنای خطا کردن در خواندن و نوشتن بر اثر شباهت حروف، تغییر دادن کلمه با کم یا زیاد کردن نقطه های آن است۲ و «مُصحَّف»، کلمه و یا عبارتی است که هنگام نوشتن یا خواندن تغییر داده شده باشد؛ و در اصطلاح حدیث پژوهان، حدیثِ «مُصحَّف» حدیثی است که قسمتی از سند یا متن آن (به طور سهوی) به کلمه یا عبارت مشابه آن تغییر یافته باشد. اما چنانچه این تغییر عمدی باشد به آن تحریف گفته می شود.
عامل اصلی تصحیف، اشتباه در شنیدن حدیث بر اثر مشابهت تلفظ حروف آن یا اشتباه در دیدن یا اشتباه در قرائت کلمه به سبب مشابهت شکل حروف حدیث است. این تصحیفات در کتب حدیثی ممکن است از ناحیه خود مؤلف باشد و یا افراد قبل از وی؛ یعنی راویان اصلی یا مؤلفان مصادر اولیه و یا افراد پس از مؤلف؛ یعنی نسخه برداران و کاتبان کتب حدیثی.
تصحیف بر دو گونه است: نوشتاری و شنیداری
تصحیف و تحریف، از اصطلاحات علم درایه و حدیث شناسی می باشد.
تصحیف در لغت به معنای خطا در صحیفه، و تحریف به معنای منحرف ساختن است.

اختلاف درمعنای اصطلاحی تصحیف و تحریف
در کتب درایه برای این دو واژه معناهای مختلفی ذکر شده است.

← اشتراک و اختلاف تصحیف و تحریف
تحریفِ متن، و به تبع آن تصحیفِ متن، را گاه همان متن یا گوینده سخن پدید می آورد، گاه افرادِ قبل از وی یعنی ناقلان و مصادر کلام وی، و گاه افراد پس از وی یعنی ناسخان آن متن، و در هر سه صورت تحریف کننده را محرِّف و تصحیف کننده را مصحّف یا صَحَفی گویند.
به طور کلی تحریف گاه در نقل و حکایت و گاه در کلام یا گوینده به صورت مستقل صورت می گیرد.

اقسام تحریف و تصحیف
...
این صفحه مدخلی از دانشنامه جهان اسلام است
از اصطلاحات علم درایه و حدیث شناسی. تصحیف در لغت به معنای خطا در صحیفه و تحریف به معنای منحرف ساختن است. در کتب درایه برای این دو واژه معناهای مختلفی ذکر شده است. برخی آن دو را به یک معنا گرفته اند.
ابن حجر عَسقَلانی (1414الف، ص94) کاربرد هر دو را در جایی دانسته که صورت خط در سیاق لفظ حفظ شده باشد با این تفاوت که مواردی را که عامل تغییر واژه، اشتباه در نقطه گذاری باشد، تصحیف و مواردی را که عامل این تغییر، دگرگونی حرکات و سکنات (شَکْل) باشد، تحریف خوانده است. برخی نیز در تحریف برخلاف تصحیف فاسدبودن انگیزه را شرط دانسته اند.
به نظر می رسد که با توجه به معنای لغوی و استعمالات این دو واژه نزد قدما، تحریف اعم از تصحیف است و هر گونه تغییر در کلام را شامل می گردد.
اما تصحیف تنها قسمی از تحریف است که در آن تغییر واژه از یکسانی یا شباهت لفظی یا کتبی دو کلمه ناشی می شود.
به طور کلی، تصحیف را به تصحیف لفظی و تصحیف معنوی تقسیم کرده اند، اما برخی دیگر عنوان تصحیف را برای اشتباهات معنوی مناسب ندیده و به جای آن لفظ «غلط» را پیشنهاد کرده اند. شاید به همین سبب، ابن صلاح (ص256) استعمال کلمة مصحف را در برخی اقسام آن مجاز دانسته است. به نظر می رسد که می توان اشتباهات معنوی را از اقسام تحریف و نه تصحیف به شمار آورد و آن را در قسم تبدیل به کلمه غیرمشابه جای داد.
تحریفِ متن و به تبع آن تصحیفِ متن را گاه مرجوع کنید بهلفِ همان متن یا گوینده سخن پدید می آورد، گاه افرادِ قبل از وی یعنی ناقلان و مرجوع کنید بهلفان مصادر کلام وی و گاه افراد پس از وی یعنی ناسخان آن متن و در هر سه صورت تحریف کننده را محرِّف و تصحیف کننده را مصحّ ف یا صَحَفی گویند. به طور کلی تحریف گاه در نقل و حکایت و گاه در کلام مرجوع کنید بهلف یا گوینده به صورت مستقل صورت می گیرد.

تصحیف در دانشنامه آزاد پارسی

تَصحیف
(در لغت به معنی خطاکردن) در اصطلاح بدیع، آوردن کلماتی در سخن که، با جابه جایی نقطه های حروف آن کلمات، معنای جمله تغییر کند که گاه برای پنهان کردن مقصود و گاه برای طرح معما و تفریح به کار می رود. کلامی که در آن تصحیف صورت گرفته باشد مُصَحَّف گویند. کلام مصحّف بر سه نوع است: ۱. مصحّفِ منتظم، که نقطه های حروف همۀ کلمات آن ها را بتوان جابه جا کرد و معانی دیگر گرفت: حُرّ و مُحَبتی و گُلِ گلبنان بدر/یا مردِ نیکیی و نکوساز در سفر؛ که می توان با جابه جایی نقطه های همۀ کلمات بدین صورت خواند: خرّ و مُخَنّثی و کَلِ کَلتَبان پدر/نامرد بنگیی و نگوسار در سقر توضیح آن است که در قدیم، «گ» را به صورت «ک» یا «ک» با سه نقطه روی آن می نوشته اند؛ ۲. مصحّفِ مضطرب، که در تشخیص این که کدام کلمات را می توان به تصحیف خواند دشوار باشد: دلبر بقّال گفت از من چه خواهی بهر نُقل گفتمش کای گوهر یکدانه خواهم بینمت که صورت مصحف «بینمت»، «یتیمت» است؛ ۳. مصحّف ذواللسانین، که بیتی را بتوان هم به عربی، و هم به فارسی خواند: جُندُ کِسری بِلادَهُم بَرَحَت فَرَحاً وعدهم دهی بحلاق که فارسی اش چنین است: چند کس را بلادهم، برخت فرّخا وعده ام دهی بخلاف؛ تصحیف بهره گیری از جناس خط است.

ارتباط محتوایی با تصحیف

تصحیف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تصحیف   • مفهوم تصحیف   • تعریف تصحیف   • معرفی تصحیف   • تصحیف چیست   • تصحیف یعنی چی   • تصحیف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تصحیف
کلمه : تصحیف
اشتباه تایپی : jwpdt
آوا : tashif
نقش : اسم
عکس تصحیف : در گوگل


آیا معنی تصحیف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )