برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1278 100 1

تضاد

/tazAdd/

مترادف تضاد: اختلاف، تقابل، تناقض، ضدیت، مخالفت، مغایرت، ناسازگاری ، دشمنی، ضدیکدیگربودن، متضاد بودن، مخالف یکدیگر بودن ، ضدیت داشتن

متضاد تضاد: تماثل، سازگاری، سازگار بودن، موافق بودن

برابر پارسی: دوگانگی، نا همسانی، ناجوری، پارادخش، در برابر، رویارویی

معنی تضاد در لغت نامه دهخدا

تضاد. [ ت َ دد ] (ع مص ) با یکدیگر دشمنی کردن. (زوزنی ). با یکدیگر مخالفت کردن. (از اقرب الموارد). با همدیگر ضد بودن و با همدیگر دشمنی کردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مخالف یکدیگر بودن و با هم خصومت کردن. (ناظم الاطباء). || ناهمتایی کردن. (زوزنی ). ناهمتا شدن و بی همتایی کردن. (دهار). || (اِمص ) در فارسی امروزی ، تناقض و تخالف و عدم توافق و ضدیت و ناسازگاری. (از ناظم الاطباء). دشمنی. مخالفت : سگ صیاد بر سبیل عادت راسو مشاهده کرد، تضاد طبیعی و خلاف صنیعی در وی بجنبید درجست و راسوی را بکشت. (سندبادنامه ص 202). و تضاد و تنافی از مزاج طبایع اربعه برخیزد و دور نبود که عقرب سنان نیفکند و خارپشت تیر نیندازد. (سندبادنامه ص 343). || (اصطلاح منطق ) و تضاد آن بود با وجود تقابل اجتماع ایشان بر صدق محال بود، اما بر کذب ممکن بود. چه ضدان جمع نیاینداما مرتفع شوند. (اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 97). و رجوع به همین کتاب ص 56 و 58 و تقابل شود. || یکی از صنایع معنوی و آن جمع بین ضدین یا اضداد است و این صنعت را مطابقه و طباق و تکافؤ نیز نامیده اند. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به متضاد شود.

معنی تضاد به فارسی

تضاد
بایکدیگرضدشدن، م الفت، ناسازگاری، بدبودن
۱-( مصدر ) ضد یکدیگر بودنمخالف هم بودن. ۲ - ( اسم ) ناسازگاری ناهمتایی . ۳ - دشمنی مهالفت . ۴ - دو مفهوم که تضاد دارند مثل سیاهی و سفیدی . ۵ - مطابقه آوردن دو چیز متقابل مانند : سود و زیان شب و روز طباق تکافو . جمع : تضادات .
( مصدر ) تضاد داشتن باهمضد یکدیگر بودن مخالف هم بودن .
[antonymy] [زبان شناسی] رابطۀ معنایی میان واحدهای واژگانی دارای تقابل معنایی
[conflict theory] [جامعه شناسی] نظریه ای در تعارض با نظریۀ وفاق مبتنی بر این فرض که همواره در جامعه نوعی تضاد ارزش ها و هنجارها و منافع در بین گروه های اجتماعی وجود دارد

معنی تضاد در فرهنگ معین

تضاد
(تَ دّ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) ضد یکدیگر بودن . ۲ - (اِمص .) ناسازگاری .

معنی تضاد در فرهنگ فارسی عمید

تضاد
۱. با یکدیگر ضد بودن، با هم مخالفت کردن، مخالف یکدیگر بودن.
۲. ناسازگاری.
۳. (ادبی) = متضاد

تضاد در دانشنامه ویکی پدیا

تضاد
در منطق، دو قضیه را متضاد گویند که صدق هر دو محال ولی کذب آن دو جایز باشد، و آن در صورتی است که موضوع و محمول دو قضیّه یکی باشد و هر دو قضیه کلیه باشند، اما یکی موجبه کلیه باشد و دیگری سالبه کلیه . می توان از نام های دیگر تضاد طباق یا مخالف را نام برد .
مثال
و اما در ادبیات؛ تضاد از آرایه های ادبی است و به معنی آوردن دو کلمه با معنی متضاد است در سخن برای روشنگری، زیبایی و لطافت آن است. از لحاظ دیگر میتوان گفت به آوردن دو کلمه ی مخالف هم از نظر معنی در یک بیت یا مصراع را تضاد میگوند . تضاد قدرت تداعی دارد و از این رو سبب تلاش ذهنی می شود. تضاد در شعر و نثر به کار می رود؛ و خاص ادبیات فارسی نیز نیست. با این حال نمونه هایی از تضاد در اشعار فارسی، به ویژه شعر صائب تبریزی و سعدی وجود دارد. بیت زیر از سعدی نمونه ای از تضاد در ادب فارسی است:
در مثال بالا دشمن و دوست تضاد هستند .
واژه های پخته و خام و یک و دو با هم متضادند.
تضاد...خانواده اول می آیند (به هندی: Viruddh... Family Comes First) فیلمی محصول سال ۲۰۰۵ و به کارگردانی ماهش مانجرکار است. در این فیلم بازیگرانی همچون آمیتاب باچان، شارمیلا تاگور، سانجی دات، جان آبراهام، انوشا دندکار، پریم چوپرا، شارات ساکسنا، شیواجی ساتام، بیپاشا باسو ایفای نقش کرده اند.
۲۲ ژوئیه ۲۰۰۵ (۲۰۰۵-07-۲۲)
تضادِ فرهنگی یا تهاجمِ فرهنگی به معنی انتقال معانی میان نظام های فرهنگی بدون رضایت دوطرفه است. به عبارت دیگر، اگر یک نظام فرهنگی، ارزش های خود را با استفاده از قدرت بر نظام دیگری تحمیل کند، تهاجم فرهنگی صورت می گیرد. برخلاف مبادله فرهنگی که در آن نظام ها توسعه یافته و تغییرات را برمی تابند؛ در تهاجم فرهنگی، ارزش های اصلی هر نظام مورد تردید قرار می گیرد و به مرور زمان نظام های ارزشی و فرهنگی از بین می روند.
خودباختگی
اروپامحوری
فرهنگ های مهاجم معمولاً برای تضعیف و آسیب پذیر کردن فرهنگ دیگر، از روش ها ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تضاد در جدول کلمات

تضاد احساسات | افکار و رنگها در نقاشی
کنتراست

معنی تضاد به انگلیسی

conflict (اسم)
نبرد ، برخورد ، ستیزه ، ضدیت ، نا سازگاری ، تضاد ، کشمکش ، مناقشه ، مغایرت ، کشاکش
contrast (اسم)
ضد ، مخالفت ، تضاد ، مقابله ، هم سنجی ، کنتراست ، تقابل ، تباین
opposition (اسم)
ضدیت ، مخالفت ، تضاد ، مقابله ، مقاومت
antithesis (اسم)
تضاد ، ضد و نقیض ، تناقض ، پادگذاره
contradiction (اسم)
رد ، ضدیت ، مخالفت ، تضاد ، تناقض ، مغایرت ، ضد گویی ، خلاف گویی ، عدمتناسب
polarization (اسم)
تضاد ، قطبش ، ایجاد دو قطب
polarity (اسم)
تضاد ، تقارن ، قطبش ، تمایل قطبی ، توجه به قطب

معنی کلمه تضاد به عربی

تضاد
معارضة , نزاع

تضاد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نازنین
ناسازگاری
E-Sh
کنتراست
ب. الف. بزرگمهر
ناهمتایی

کاربرد واژه ی �ناهمتایی� در سنجش با واژه های همترازی چون�ناسازگاری�، �ناهمسانی� و �دوگانگی� که این دو را با اندک چشم پوشی می توان جایگزین واژه ی از ریشه عربی �تضاد� بشمار آورد بویژه در چارچوبی دربرگیرنده تر و فلسفی، سزاوارتر از واژه های یاد شده در بالاست.
جمشید احمدی
پادش
"تضاد" به چم دو یا چند چیزی است که با هم سر دشمنی/ ناسازگاری/ و ضدیت دارند. بنابراین باید به سوی واژه ی "پاد" رفت که معنای تمام این واژگان را در خود دارد؛ و تمام پارسی است.
یاسر رحمانی
ناهماهنگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مثال تضاد   • تضاد در شعر سعدی   • معنی تضاد در جدول   • انواع تضاد   • تعریف تضاد   • شعر در مورد تضاد   • تضاد در شعر حافظ   • تضاد یعنی چه   • مفهوم تضاد   • معرفی تضاد   • تضاد چیست   • تضاد یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی تضاد
کلمه : تضاد
اشتباه تایپی : jqhn
آوا : tazAdd
نقش : اسم
عکس تضاد : در گوگل

آیا معنی تضاد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )