انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1015 100 1

تعالی

/ta'AlA/

مترادف تعالی: برتری، بلندی، پیشرفت، ترقی، رفعت، بلندپایه شدن، بلندقدر شدن، رفعت یافتن

برابر پارسی: برتری، والایی

معنی تعالی در لغت نامه دهخدا

تعالی. [ ت َ ] (ع مص ) بلند شدن.(زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بس بلندشدن و برآمدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ارتفاع (برآمدن ). (از اقرب الموارد). و رجوع به تعال شود.

تعالی. [ ت َ لا ] (ع فعل ماضی ) صیغه ٔ ماضی معلوم است از باب تفاعل که اکثر اسم الهی را حال واقع می شود چنانکه خدای تعالی و حق تعالی ؛ یعنی برتر است خدا. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). کلمه ٔ فعل مأخوذ از تازی یعنی بلند شد و اگرچه صیغه ٔ ماضی است ولی بیشتر حال واقع میشود مر اسم الهی را مانند اﷲتعالی و خدای تعالی و حق تعالی ؛ یعنی برتر است خدا و همچنین تعالی اﷲ؛ یعنی برتر است خدا و تعالی شأنه ؛ برتر است شأن او. (ناظم الاطباء) : حاسدان را هرگز آسایش نباشد که با تقدیر خدای تعالی دایم بجنگ باشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 339). ششم آنکه از خداوندسبحانه و تعالی نومید نیستم. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 341). هرون سخت خویشتن دار است ان شأاﷲ تعالی که در غیبت بنده همچنین بماند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 379).
دو مفتی اند که فتوای امر و نهی دهند
قضا و رأی تو ملک ملک تعالی را.
انوری.
و بعد ازآن به قدرت ایزدتعالی ، آن فرّ و اقبال اپرویز و پارسیان نقصان گرفت. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 104). و اول نعمتی که خدای تعالی بر من تازه گردانید دوستی پدر و مادر بود. (کلیله و دمنه ). و بباید دانست که ایزدتعالی هر کاری را سببی نهاده است. (کلیله و دمنه ). ایزد تبارک و تعالی به کمال قدرت و حکمت عالم را بیافرید. (کلیله و دمنه ).
سرمه ٔ دیده ز خاک در احمد سازند
تا لقای ملک العرش تعالی بینند.
خاقانی.
عالم به اقطاع آن او نزل بقا بر خوان او
فیض رضا بر جان او ایزدتعالی ریخته.
خاقانی.
ما همه فانی و بقا بس تراست
ملک تعالی و تقدس تراست.
نظامی.
ایزدتعالی در وی نظر نکند. (گلستان ).
او خدایست تعالی ملک الملک قدیم
که تغیر نکند ملکت جاویدانش.
سعدی.
گر خداوند تعالی به گناهیت بگیرد
گو بیامرز، که من حامل اوزار تو باشم.
سعدی.
- تعالی اﷲ ؛ وه وه. خه خه. زه زه.به به. بخ بخ. تبارک اﷲ. ماشأاﷲ. بنام ایزد. بارک اﷲ. زه زهی. احسنت. (یادداشت مرحوم دهخدا) :
رویست بنام ایزد یا ماه تمام است آن
زلفست تعالی اﷲ یا تافته دام است آن.
خاقانی.
تعالی اﷲ چه روی است این که گویی آفتابستی
و گر مه را حیا بودی ، ز حسنش در نقابستی.
سعدی.
تعالی اﷲ چه دولت دارم امشب
که آمدناگهان دلدارم امشب.
(منسوب به حافظ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا)
- || برتر است خدا. (ناظم الاطباء) :
تعالی اﷲ یکی بی مثل و مانند
که خوانندش خداوندان خداوند.
نظامی.
گفتم تعالی اﷲ دوران باخبر در حضور و نزدیکان بی بصر دور. (سعدی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

معنی تعالی به فارسی

تعالی
بلندشدن، برترشدن، بلندپایه شدن، حق تعالی، ایزد
( فعل جمله دعایی ) بالاست والاست برتر است ( در مورد خدا بکاربرده میشود ): عالم باقطاع آن او نزل بقا برخوان او فیض رضا برجان او ایزد تعالی ریخته . ( خاقانی ) توضیح خداوند تعالی - دراین تعبیر اغلب آخر کلمه خداوند را بتو هم اینکه موصوف است مکسور خوانند ولی صحیح تر آنست که ساکن خوانده شود زیرا (( تعالی )) صفت نیست بلکه جمله معترضه است که برای تعظیم آورده شده است مانند (( ایزد تعالی )) و نظایر آن . خاقانی گوید : همو گوید : دو مفتیاند که فتوای امر و نهی دهند قضاو رای تو ملک نلک تعالی را . ( دکتر خیام پور ) بندرت بصورت صفت آمده : (( ما همه فانی بس تر است ملک تعالی و تقدس تراست . ( نظامی . مخزن الاسرار ) توضیح در صورتیکه در مصراع اخیر [[ تعالی و تقدس ]] بصورت مصدری بخوانیم موضوع منتفی است یا تعالی الله . ۱ - ( جمله فعلی ) برتر است خدا . ۲ - برای تحسین و اظهار شادمانی بکار رود : (( تعالی الله چه دولت دارم امشب . که آمد ناگهان دلدارم امشب . )) ( حافظ ) وگاه آنرا مکر آرند برای تاکید : (( تعالی الله درون چرخ چندین مه پر از حورست این خرگه نهان از دیده اعمی . )) یا تعالی شانه . برتر است شان و مقام او ( خدا ) . یا تعالی و تقدس برتر است منزه است ( خدای ) : [[ و آن چراغهای رخشنده نورانی افراخته و افروخته قدرت بی علت اوست تعالی و تقدس ٠ ]]
بلند شدن بس بلند شدن و بر آمدن
یعنی خداوند بزرگوار . خدایی که والاست .
خداوند متعال
( جمله ) بنام او ( خدای ) که والاست . توضیح نوشتن (( بسمه )) که متداول است - صحیح نیست .
رسم الخط متداول ( نادرست ) بجای (( باسمه تعالی ))
بزرگ است و برتر است در مورد باریتعالی بکار رود : در حالتیکه دهند بشارت او را بامرزش و اصل گردانند باو تحفه های کرامت را که فرموده است تبارک و تعالی .
( اسم ) خدا والاست ( شانش ) پروردگار والامقام : پس نیت باید که مشتمل باشد بر طلب قربت حق تعالی .
خداوند متعال
( جمله فعلی دعایی ) خدای تعالی او را ( مذکر ) نگاهداراد . یا حماهاالله ( تعالی ) . ایزد متعال او را ( مونث ) یا آنها را ( جمع ) نگاهداراد . : (( و این شرغ و این اسکجت خوشترین دیه های بخارا بوده است حماها الله تعالی .))
خدای بزرگ خدای برتر
خدای تعالی او رااز آفت بی گزند دارد . دعایی است که پس از گفتن یا نوشتن نام عالمی و مجتهدی آرند .
خدای تعالی آنکه عدم بروی جایز نبود .

معنی تعالی در فرهنگ معین

تعالی
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) بلند پایه گردیدن . ۲ - (اِمص .) بلندی ، برتری .
(بِ مِ هی تَ لا) [ ع . ] (شب جم .) به نام خدا که والاست .
(حَ تَ لا) [ ع . ] (اِمر.) خدا که والاست ، پروردگار والامقام .

معنی تعالی در فرهنگ فارسی عمید

تعالی
برتر است: اللّه تعالی، حق تعالی، ایزدتعالی.
۱. بلند شدن.
۲. برتر شدن، بلندپایه شدن.
برتر است خدا.
برتر است شٲن او.
خدای بزرگ.

تعالی در جدول کلمات

از نام های خدای تعالی به معنی پاینده و قائم به ذات
قیوم
از نام های خدای تعالی به معنی پاینده و قایم به ذات
قیوم
مخفف عج الله تعالی فرجه که به نام امام مهدی (موعود) می آید
عج
مخفف عجل الله تعالی فرجه
عج
یکی از صفات باری تعالی به معنی بخشاینده و عادل
دادار
از القاب حضرت مهدی(عج) در قرآن به معنی | رهبر و پیشوایی که خداوند تبارک و تعالی پیروی از ایشان را بر همه بندگان خود | واجب دانسته است
صاحب الامر
از صفات خداوند تعالی به معنی زنده جاوید
حی

معنی تعالی به انگلیسی

ascendancy (اسم)
فراز ، تفوق ، بالا ، تعالی ، استیلاء
god (اسم)
خدا ، تعالی ، خداوند ، ایزد ، الله ، پروردگار ، یزدان ، یاهو
holy (اسم)
خدا ، تعالی
eminence (اسم)
بلندی ، بزرگی ، تعالی ، پشته ، برجستگی ، بر امدگی ، مقام ، عالیجناب ، جاه ، علی ، علو
ascendency (اسم)
فراز ، تفوق ، بالا ، تعالی ، استیلاء
sublimation (اسم)
تعالی ، تصعید ، توجه بعالم بالا و امور عالیه
sublimity (اسم)
بلندی ، تعالی ، رفعت ، علو مقام ، افراشتگی
eminency (اسم)
بلندی ، بزرگی ، تعالی ، برجستگی ، بر امدگی ، مقام ، عالیجناب ، جاه

معنی کلمه تعالی به عربی

تعالی
صعود

تعالی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تعالی

محمدپارسا ٠٦:٢٧ - ١٣٩٦/٠٢/٢٣
این واژه تازى (اربى) است و برابرهاى پارسى آن چنینند: اَپَرى Apari (پهلوى: اَپَریهْ : تعالى ، عُلُو ، مناعت ) ، اَپرگرى Apargari (پهلوى: تعالى ، اعلائیت ، مافوقیت، عزت بخشى) ، افراز Afraz (پهلوى: تعالى ، رفیع ، قائم ، عمود و ..- در پهلوى و پارسى درى افراختن
Afraxtan : بالا بُردن ، ترفیع-تعالى بخشیدن ) ، بالیستیکى Balistiki (پهلوى: بالیستیکیهْ : عُلُو ، تعالى ، رفعت ، مناعت ) ، پَهْرُمى Pahromi (پهلوى: پهرمیهْ : تعالى ، اعلائیت ، ممتازیت ، برترى ، خارق العادگى )
|

یلدا ٢٣:٠٢ - ١٣٩٦/١١/٠٨
بلند مرتبه،برتر،بالا مقام
|

امیررضا فرهید ١٥:٥١ - ١٣٩٨/٠١/٣١
یکتا……بلند پروا …… یگانه …… دارای مقام و پرقدرت
|

پیشنهاد شما درباره معنی تعالی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تعالی   • موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی تعالی qom   • تعالی چیست   • موسسه آموزش عالی پویش قم   • تعالی انسان   • دانشگاه غیر انتفاعی شهاب دانش قم   • معني تعالي   • موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی تعالی قم   • مفهوم تعالی   • تعریف تعالی   • معرفی تعالی   • تعالی یعنی چی   • تعالی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تعالی
کلمه : تعالی
اشتباه تایپی : juhgd
آوا : ta'AlA
نقش : صفت
عکس تعالی : در گوگل


آیا معنی تعالی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )