انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1095 100 1

تعصب

/ta'assob/

مترادف تعصب: خشک اندیشی، حمیت، غیرت، سخت گیری، عصیبت، جانب داری، طرف داری، هواداری افراطی، جانب داری کردن، حمایت کردن

برابر پارسی: پافشاری بیخردانه، پی ورزی، خشک اندیشی، ستیهندگی، کورباوری

معنی تعصب در لغت نامه دهخدا

تعصب. [ ت َ ع َص ْ ص ُ ] (ع مص )بستن عصابه. (تاج المصادر بیهقی ). عصابه بر سر بستن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || عصبیت کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). حمیت و عصبیت و برنایشتی و جانب داری و طرفداری و حمایت. (ناظم الاطباء) : عمر من به شصت وپنج سال آمده و بر اثر وی [ بوسهل ] می بباید رفت و در تاریخی که میکنم سخنی نرانم که آن به تعصبی و میلی کشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 175). به قدمی راسخ و عزمی ثابت در هواداری و حفظ خاندان کریم اتابکی تعصب نمود و حق گزاری کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ اول تهران ص 11).
تعصب را کمر دربسته چون شیر
شده بر من سپر بر خصم شمشیر.
نظامی.
خلقی به تعصب بر وی گرد آمدند. (گلستان ). || دعوای عصبیت کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || حمایت کردن و یاری دادن و پشتی کردن و خویشاوندی کردن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || مایل شدن بسوی کسی و دفاع کردن از حریم او و دامن بکمر زدن و جدیت نمودن در پیروزی وی. (از اقرب الموارد). || مخالفت و مقاومت کردن با کسی و مشاهده ٔ عناد و عصبیت در نفس خودبر علیه کسی کردن. (از اقرب الموارد). عداوت. کینه ورزی. دشمنی : سلطان را نیک درد آمده بود که حسنک را قرمطی خوانده بودند و به آن وحشت و تعصب خلیفه زیاده می گشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 180). علی رایض حسنک را به بند می برد و استخفاف می کرد و تشفی و تعصب و انتقام مینمود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 177). فضل ربیع که حاجب بزرگ بود میان بسته تعصب آل برمک را.(تاریخ بیهقی ایضاً ص 424). || نپذیرفتن گفتار حق در مقابل دلیل بر اثر تمایل به جانبی. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || سخت غیور بودن دردین و مذهب و دفاع کردن از آنها. (از اقرب الموارد). حمایت مذهبی. (ناظم الاطباء) :
تا گوش خوبرویان با گوشوار باشد
تا جنگ و تا تعصب با ذوالفقار باشد.
منوچهری.
|| قناعت نمودن بچیزی و راضی شدن به آن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || میان بستن از گرسنگی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی تعصب به فارسی

تعصب
جانب داری کردن ا کسی یاازطریقه ومذهبی، حمایت ویاری کردن، بچیزی دلبسته ومقیدبودن و، سخت از آن دفاع کردن
۱-( مصدر ) جانب داری کردن حمایت کردن حمیت داشتن.۲ - پر خاش کردن سخت گرفتن . ۳ -( اسم ) حمیت عصبیت . ۴ - سختگیری . جمع : تعصبات .
عصابه بر سر بستن
( مصدر ) جانبداری کردن حمایت کردن .
تعصب کردن تعصب ورزیدن
جانب داری کردن طرفداری شدید کردن
نوشته جین اوستن . نویسنده در این کتاب با تصویر صحنه هایی از زندگی معمولی و روزمره چند خانواده داستانی شیرین و دلپذیر پرداخته . مادر سبکسری که می کوشد دخترانش را شوهر دهد و جوانی را از خاندان اشراف که از فرط غرور ] بهمه زنان بدیده خرده گیری می نگرد و دختری زیبا و با نشاط و شوخ طبع که با [ تعصب ] شدیدی ازین جوان بیزار است و جوانی زیبا و توانگر ولی ساده و زودباور که بواسطه مداخله نابجای دوستش دختری را که از جان و دل دوست دارد ترک میکند از بازیگران این داستانند . این کتاب بفارسی ترجمه و منتشر شده .

معنی تعصب در فرهنگ معین

تعصب
(تَ عَ صُّ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) از چیزی سخت جانبداری کردن . ۲ - (اِمص .) حمیت ، عصبیت . ۳ - سخت گیری .

معنی تعصب در فرهنگ فارسی عمید

تعصب
۱. جانبداری کردن از مذهبی.
۲. به چیزی دلبسته و مقید بودن و سخت از آن دفاع کردن.
۳. [قدیمی] کینه، دشمنی.

تعصب در دانشنامه اسلامی

تعصب
تعصب یکی از راذئل اخلاقی است که مایه دوری از حق و محروم شدن از سعادت است. و به معنی وابستگی غیرمنطقی به چیزی تا آنجا که انسان حق را فدای آن کند.
«تعصب» و «عصبیت» در اصل از ماده«عصب» به معنی رگ ها و پی هایی است که مفاصل را به هم ارتباط می دهد، سپس هر گونه ارتباط و به هم پیوستگی را تعصب و عصبیت نامیده اند، اما معمولا این لفظ در مفهوم افراطی و مذموم آن به کار می رود. تعصب و تحجر به معنای ایستایی، تحول ناپذیری، جمود و برنتابیدن فرهنگ و ارزش های حق و متعالی است که هم در ساحت بینش و دانش (تحجر) و هم در حوزه گرایش و رفتار (جمود) بروز و ظهور دارد و عقل و دل و ابزارهای معرفت یاب و منابع شناخت زا را نیز شامل می گردد. ابن منظور در مورد معنای لغوی عصبیّت می گوید: «إن یدعوالرجل إلی نصرة عُصبته و التألّب معهم علی من یناویهم ظالمین او مظلومین؛ عصبة خویشاوندان پدری هستند و در پی آن شخص به دنبال طرفداری و دفاع از قوم و قبیله خود می باشد.»
مفهوم شناسی
بی تردید اساسی ترین پایه عبودیت و بندگی خدا تسلیم و تواضع در برابر حق است و به عکس هرگونه تعصب و لجاجت مایه دوری از حق و محروم شدن از سعادت است. تعصب به معنی «وابستگی غیرمنطقی به چیزی » تا آنجا که انسان حق را فدای آن کند و لجاجت به معنی اصرار بر چیزی است به گونه ای که منطق و عقل را زیر پا بگذرار، ثمره این دو شجره خبیثه نیز «تقلید کورکورانه » است که سد راه پیشرفت و تکامل انسان هاست.هنگامی که به تاریخ انبیای بزرگ بازمی گردیم و علل انحراف و گمراهی اقوام پیشین را مورد بررسی قرار می دهیم به خوبی می توان دریافت که این سه امر (تعصب و لجاجت و تقلید کورکورانه) نقش اصلی را در انحراف آنها داشته است و یک برنامه عام برای همه اقوام زشت کار پیشین بوده است، آنها به خاطر وابستگی شدید به افکار و برنامه های خرافی، و لجاجت و اصرار بر آنها، چشم و گوش بسته به پیروی نیاکان شان ادامه می دادند و به این طریق، خرافات بی اساس از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد، وصدای دلنشین مردان الهی که برای هدایت آنها آمده بودند، در میان نعره های جاهلانه آنان گم می شد.
تعصب از دیدگاه قرآن
داستان های از تعصب در قرآن اشاره است، به عنوان نمونه:
← داستان حضرت نوح
...
تعصب
تَعَصُّب یا حَمیَّت از رذائل اخلاقی به معنای طرف داری غیرمنطقی نسبت به شخص، گروه یا چیزی است. تعصب را به دو گونه پسندیده و ناپسند تقسیم کرده اند. معمولا این واژه را بر گونه افراط آمیز و نکوهیده آن اطلاق می کنند و بر گونه پسندیده آن نام های دیگری گذاشته می شود. تعصب بر اثر وجود برخی زمینه ها و عوامل از جمله خودبزرگ بینی، توانگری، جهل و نادانی، شخصیت زدگی و عدم رعایت انصاف در وجود انسان، ریشه می دواند. کفر، گناه، قساوت قلب، حسد، حق ناپذیری، خشونت و ورود به جهنم از آثار و پیامدهای تعصب و حمیت در متون دینی برشمرده شده است.
تعصب از رذائل اخلاقی به معنای طرف داری یا دشمنی بیش از حد نسبت به شخص، گروه یا چیزی است. تعصب را با واژه هایی مانند حمیت، خشک اندیشی، سخت گیری و جانبداری نیز هم معنا دانسته اند. تعصب اگرچه هرگونه وابستگی و ارتباط را در بر می گیرد؛ ولی معمولا در معنای مذموم و افراطی آن استفاده می شود و بر هر نوع وابستگی و دفاع غیرمنطقی انسان از شخص، عقیده یا چیزی اشاره دارد. تعصب را جز اخلاقاقیات فاسدی دانسته اند که منشا بسیاری از مفاسد اخلاقی دیگر نیز می گردد. این صفت نفسانی خود به خود قبیح است؛ اگرچه تعصب ورزی در قالب دفاع از حقی یا امر دینی صورت گیرد ولی منظور از این نوع دفاع برتری دادن خود یا بستگان و همکیشان باشد. تعصب به صورت صریح در قرآن یک بار در قالب واژه «حمیت» بکار رفته و به تعصب جاهلی مشرکان در مقابل مسلمانان اشاره دارد و چند بار در قالب واژه «عصبه» به معنای جمعیتی که درباره یکدیگر تعصب داشته باشند، استفاده شده است. تعصب به صورت غیر صریح در دیگر آیات قرآن به تعصب بر عقائد پدران و گذشتگان در مقابل پیامبران در ضمن داستان ها و نقل قول هایی زیادی ازکافران و اقوام گذشته پرداخته است. واژه تعصب در روایات متعددی نیز مورد استفاده قرار گرفته به صورتی که در برخی از جوامع روایی باب های تحت عنوان «باب العصبیة» تدوین شده است و در ضمن آن احادیثی در تاریخچه، ریشه ها و آثار تعصب وارد شده است. در حدیث جنود عقل و جهل تعصب را از لشکریان جهل و ضد انصاف معرفی کرده اند.
تعصب و حمیت را به دو گونه پسندیده و ناپسند تقسیم کرده اند؛ اگرچه معمولا این واژه را بر گونه افراط آمیز و نکوهیده آن اطلاق می کنند و بر گونه پسندیده آن نام های دیگری گذاشته می شود.
تعصب
یکی از صفات رذیله انسانی تعصّب ناروا و «وابستگی غیرمنطقی به چیزی» است که انسان را از درک حق و برتری دادن آن بر باطل، باز می دارد. تعصّبهای ناروا در طول تاریخ بشر مشکلات عدیده ای را به وجود آورده است. سدّ راه هدایت انبیا شدن، درگیریهای ناروا و طولانی، و برتری دادن عدّه ای به ناحق و بدون لیاقت، همه ریشه در تعصبهای ناروا دارد. امروزه نیز در جهان، تعصّب باعث درگیریها، سلب آزادیها و خود محوریهای نا به جا و به ناحق شده و می شود. تعصب جاهلی، انسان را کور و کر نموده، از دیدن حق و قبول آن در هر جا و هر زمان باز می دارد.
تعصّب از مادّه «عَصَبَ» در اصل به معنای رشته هایی است که مفاصل استخوانها و عضلات را به هم پیوند می دهد. سپس این مادّه به معنای هر نوع وابستگی شدید فکری و عملی آمده است که غالبا بار منفی دارد؛ هر چند وابستگی مثبت نیز در مفهوم آن هست.
تعصّب و حمیّت به دو قسم مذموم و غیرمنطقی و ممدوح و منطقی تقسیم می شود؛ هرچند غالبا این واژه در منابع دینی در بخش منفی و مذموم به کار رفته است. اگر تعصّب و وابستگی انسان به امور غیرمنطقی همچون نژاد، قبیله و امثال آن باشد، تعصّب مذموم نامیده می شود و در قرآن و روایات از آن به نام «تعصّب جاهلی» یاد شده است و اگر تعصّب و وابستگی نسبت به امور مثبت همچون دین و آیین و مذهب از روی علم و آگاهی باشد، به آن تعصّب مثبت و ممدوح گفته می شود. در روایات نیز به این تقسیم اشاره شده است که به ذکر سه نمونه اکتفا می کنیم:
این جملات اشاره به عصبیت و تعصّب منفی دارد؛ امّا در ادامه خطبه به تعصّب مثبت اشاره می کند و می فرماید: «فَإِنْ کَانَ لَا بُدَّ مِنَ الْعَصَبِیَّةِ فَلْیَکُنْ تَعَصُّبُکُمْ لِمَکَارِمِ الْخِصَالِ وَ مَحَامِدِ الْأَفْعَالِ وَ مَحَاسِنِ الْأُمُورِ الَّتِی تَفَاضَلَتْ فِیهَا الْمُجَدَاءُ وَ النُّجَدَاءُ مِنْ بُیُوتَاتِ الْعَرَبِ ... فَتَعَصَّبُوا لِخِلَالِ الْحَمْدِ مِنَ الْحِفْظِ لِلْجِوَارِ وَ الْوَفَاءِ بِالذِّمَامِ وَ الطَّاعَةِ لِلْبِرِّ وَ الْمَعْصِیَةِ لِلْکِبْرِ وَ الْأَخْذِ بِالْفَضْلِ وَ الْکَفِّ عَنِ الْبَغْی؛ اگر بناست تعصّبی در کار باشد، پس تعصّب خود را برای اخلاق پسندیده و کارهای نیک و امور نیکی که افراد با شخصیّت و بزرگان از خاندانهای عرب داشتند، قرار دهید!... پس تعصّب بورزید در راه صفات ارزشمند، همچون: حفظ [حقوق[ همسایگان، وفای به عهدها، اطاعت از نیکیها، سرپیچی از تکبّر، جود و بخشش و خودداری از ستم.»
جمله «لَیْسَ مِنَ الْعَصَبیّة» چون الف و لام در «اَلْعَصبیّة» عهد ذکری است، می خواهد بگوید: دوست داشتن قوم و قبیله تعصّب ناروا نیست، نه اینکه تعصّب روا و ممدوح هم نباشد؛ لذا این روایت می تواند به عنوان شاهدی بر تقسیم تعصب باشد.
روشن است که تعصّب حمزه در واقع برای دفاع از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مقابل مشرکان بی ادب و بی منطق بود و تعصّب در دفاع از حق، تعصّب ممدوح و پسندیده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از شهادت حمزه به شدّت برای او گریه کرد و با جملاتی به این تعصّب ممدوح اشاره نمود؛ آنجا که فرمود: «... یا حَمْزَةُ یا فاعِلَ الْخَیْراتِ یا کاشِفَ الْکُرُباتِ یا ذابُّ یا مانِعُ عَنْ وَجْهِ رَسُولِ اللّه ِ؛ ای حمزه! ای انجام دهنده کارهای خیر! ای برطرف کننده سختیها ! ای دفاع کننده ! و ای دور کننده از برابر رسول خدا!» حال، آنچه مورد بحث و پی گیری قرار می گیرد، تعصّب مذموم و نارواست؛ چرا که اطلاق تعصّب، غالبا به تعصّب مذموم انصراف دارد.
در قرآن کریم داستانهای فراوانی درباره تعصّب آمده که به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می شود:
تعصب به معنی «وابستگی غیر منطقی به چیزی » است تا آنجا که انسان حق را فدای آن کند.
تعصّب از مادّه «عَصَبَ» در اصل به معنای رشته هایی است که مفاصل استخوان ها و عضلات را به هم پیوند می دهد. سپس این مادّه به معنای هر نوع وابستگی شدید فکری و عملی آمده است که غالبا بار منفی دارد؛ هر چند وابستگی مثبت نیز در مفهوم آن هست. اما معمولا این لفظ در مفهوم افراطی و مذموم آن به کار می رود. تعصب و تحجر به معنای ایستایی، تحول ناپذیری، جمود و برنتابیدن فرهنگ و ارزش های حق و متعالی است که هم در ساحت بینش و دانش (تحجر) و هم در حوزه گرایش و رفتار (جمود) بروز و ظهور دارد و عقل و دل و ابزارهای معرفت یاب و منابع شناخت زا را نیز شامل می گردد. ابن منظور در مورد معنای لغوی عصبیّت می گوید:«إن یدعوالرجل إلی نصرة عُصبته و التألّب معهم علی من یناویهم ظالمین او مظلومین:عصبة خویشاوندان پدری هستند و در پی آن شخص به دنبال طرفداری و دفاع از قوم و قبیله خود می باشد.» تعصب برگرفته از عصبیت و آن خصلتی است که فرد را به حمایت از خویشان خود وادار کند، ظالم باشند یا مظلوم. امام سجاد علیه السّلام می فرماید: تعصبی که به سبب آن، انسان، گناهکار شمرده می شود این است که شخص اشرار قوم خویش را بهتر از نیکان دیگر اقوام بداند. این لغت با واژه حمیّت ارتباط نزدیکی دارد. واژه «حمیّت» از مادّة «حمی» به معنی حرارت است، و سپس در معنی غضب، و سپس به معنی نخوت و تعصب آمیخته با غضب به کار رفته است، تعبیر دیگر که از عصبیت در آیات و روایات آمده حمیت است:•«إِذْ جَعَلَ الَّذینَ کَفَرُوا فی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الْجاهِلِیَّةِ...:(به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دل های خود خشم و نخوت جاهلیّت داشتند؛...» این واژه گاه در همین معنی مذموم و گاه در معنی ممدوح و پسندیده به کار می رود، و اشاره به غیرتِ منطقی و تعصّب در امور مثبت و سازنده است.
اقسام تعصب
تعصّب و حمیّت به دو قسم مذموم و غیرمنطقی و ممدوح و منطقی تقسیم می شود؛ هرچند غالبا این واژه در منابع دینی در بخش منفی و مذموم به کار رفته است. اگر تعصّب و وابستگی انسان به امور غیرمنطقی همچون نژاد، قبیله و امثال آن باشد، تعصّب مذموم نامیده می شود و در قرآن و روایات از آن به نام «تعصّب جاهلی» یاد شده است و اگر تعصّب و وابستگی نسبت به امور مثبت همچون دین و آیین و مذهب از روی علم و آگاهی باشد، به آن تعصّب مثبت و ممدوح گفته می شود. تعصب غالبا در همان معنی مذموم به کار رفته است، چنان که امیر مؤمنان امام علی علیه السلام در خطبه قاصعه بارها روی این معنی تکیه کرده است؛ هنگامی که مردم را از تعصبات جاهلیت بر حذر می دارد، می فرماید: «فاطفئوا ما کمن فی قلوبکم من نیران العصبیة و احقاد الجاهلیة، فانما تلک الحمیة تکون فی المسلم من خطرات الشیطان و نخواته و نزغاته و نفثاته:شراره های تعصب و کینه های جاهلی را که در قلب دارید خاموش سازید که این نخوت و حمیت و تعصب ناروا در مسلمانان از القائات و نخوت و وسوسه شیطان است» امام علی علیه السلام می فرماید:« فان کان لا بد من العصبیة فلیکن تعصبکم لمکارم الخصال و محامد الافعال و محاسن الامور:اگر قرار هست تعصبی داشته باشید این تعصب شما به خاطر اخلاق پسندیده، افعال نیک و کارهای خوب باشد»ضمنا از این حدیث بخوبی روشن می شود که ایستادگی سرسختانه برای طرفداری از یک واقعیت مطلوب، نه تنها تعصب مذموم نیست، بلکه می تواند خلاء روحی انسان را در پیوندهای نادرست جاهلی پر کند. درحدیثی از امام سجاد علیه السلام می خوانیم که از آن حضرت درباره تعصب سؤال کردند. ایشان فرمودند: «العصبیة التی یاثم علیها صاحبها ان یری الرجل شرار قومه خیرا من خیار قوم آخرین، و لیس من العصبیة ان یحب الرجل قومه، و لکن من العصبیة ان یعین قومه علی الظلم:تعصبی که انسان به خاطر آن گناهکار می شود این است که اشرار قومش را بهتر از نیکان قوم دیگر بداند، اما اینکه انسان قوم و قبیله خویش را دوست دارد عصبیت نیست، عصبیت آن است که انسان قوم و قبیله خود را در ستمگری یاری دهد» امیر مؤمنان علی علیه السلام به هنگام انتقاد از بعضی از یاران سست عنصر و سرکش می فرماید: «منیت بمن لا یطیع اذا امرت و لا یجیب اذا دعوت...اما دین یجمعکم و لا حمیة تحمشکم:گرفتار مردمی شده ام که اگر فرمان دهم اطاعت نمی کنند و اگر دعوتشان کنم اجابت نمی کنند... آیا دین ندارید که شما را جمع کند؟ یا غیرتی که شما را به خشم آورد؟ (و به انجام وظائف وا دارد»
تعصّب در قرآن
در قرآن مجید واژه عصبه در ۴ آیه ذکر شده که به معنای وابستگی شدید و پیوند و ارتباط و همکاری عمیق بین جمعیتی است نسبت به انجام کاری دست به دست هم می دهند. این همان معنایی است که لغویین از این واژه استنباط نموده اند، به طوری که راغب در مفردات می گوید: کلمه" عصبه" به معنای جماعت دست به دست هم داده و متعصب است . •«إِذْ قالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلی أَبینا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفی ضَلالٍ مُبین :هنگامی که (برادران) گفتند: «یوسف و برادرش (بنیامین ) نزد پدر، از ما محبوب ترند؛ در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم! مسلّماً پدر ما، در گمراهی آشکاری است!» جمله " وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ"یعنی: و ما ده نفر قوی هستیم که ضعف بعضی با قوت بعضی دیگر جبران شده. این جمله بر حسادت و غیظ و کینه آنان نسبت به پدرشان یعقوب دلالت می کند، که ناشی از محبت بیشتر وی نسبت به آن دو بود. •«قالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُون:گفتند: «با اینکه ما گروه نیرومندی هستیم، اگر گرگ او را بخورد، ما از زیان کاران خواهیم بود (و هرگز چنین چیزی) ممکن نیست!)»» جمله " وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ"یعنی: ما جمعیتی نیرومند و کمک کار یکدیگریم . •«إِنَّ الَّذینَ جاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ...:مسلّماً کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی (متشکّل و توطئه گر) از شما بودند؛ امّا گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است؛...» کلمه" افک" به معنای مطلق دروغ است، و معنایش در اصل، هر چیزی است که از وجهه اصلی اش منحرف شود، وجهه ای که باید دارای آن باشد، مانند اعتقاد منحرف از حق به سوی باطل و عمل منحرف از صحت و پسندیدگی به سوی قباحت و زشتی، و کلام بر گشته از صدق به سوی کذب و در کلام خدای تعالی در همه این معانی و موارد استعمال شده و نیز راغب می گوید: کلمه" عصبه" به معنای جماعت دست به دست هم داده و متعصب است . و بعضی دیگر گفته اند: در عدد ده تا چهل استعمال می شود. •«...إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّة....:ما آن قدر از گنج ها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود! »
تعصب جاهلانه
...
تعصب آزر (قرآن)
نپذیرفتن سخن حقّ، از کوچک تر از خود، نشانه تکبّر است و انسان متکبر به جایی می رسد که قبول حرف حقّ برایش تلخ می گردد و آن را نمی پذیرد.
تعصب و پافشاری آزر بر بت پرستی:•«قال اراغب انت عن ءالهتی یـابرهیم لئن لم تنته لارجمنک واهجرنی ملیـا:گفت: «ای ابراهیم! آیا تو از معبودهای من روی گردانی؟! اگر (از این کار) دست برنداری، تو را سنگسار می کنم! و برای مدّتی طولانی از من دور شو!»»
تفسیر المیزان
کلمه" رغبت" به طوری که در مجمع البیان آمده از کلمات اضداد است، یعنی اگر با لفظ" عن" متعدی شود به معنای نفرت از چیزی است، و اگر با لفظ" فی" متعدی شود به معنای میل در آن است، و کلمه" تنته" از انتهاء و خودداری از کاری است، اما خودداری بعد از آنکه او را از آن عمل نهی کرده باشند، و کلمه" رجم" به معنای سنگسار کردن است، ولی معنای معروف آن کشتن به وسیله سنگباران است، و کلمه" هجر" به معنای ترک و جدایی است، و کلمه" ملی" به معنای روزگاری طولانی است .در این آیه پدر ابراهیم او را تهدید به بدترین کشتن ها کرده، و آن سنگسار است که با آن افراد رانده شده را شکنجه کرده، می کشند، و آزر، ابراهیم را با این کلام خود از خود طرد کرده است.
تفسیر نمونه
قرآن می گوید: نه تنها دلسوزی های ابراهیم و بیان پربارش به قلب آزر ننشست بلکه او از شنیدن این سخنان، سخت برآشفت و" گفت: ای ابراهیم آیا تو از خدایان من روی گردانی"؟! " اگر از این کار خودداری نکنی به طور قطع تو را سنگسار خواهم کرد" (لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ )." و اکنون از من دور شو دیگر تو را نبینم" (وَ اهْجُرْنِی مَلِیًّا).جالب اینکه اولا" آزر" حتی مایل نبود تعبیر انکار بت ها و یا مخالفت و بدگویی نسبت به آنها را بر زبان آورد، بلکه به همین اندازه گفت:" آیا تو روی گردان از بت ها هستی" مبادا به بت ها جسارت شود، ثانیا به هنگام تهدید ابراهیم. او را به سنگسار کردن تهدید نمود، آن هم با تاکیدی که از" لام" و" نون تاکید ثقیله" در" لارجمنک" استفاده می شود و می دانیم سنگسار کردن یکی از بدترین انواع کشتن است. ثالثا به این تهدید مشروط قناعت نکرد بلکه در همان حال ابراهیم را وجودی غیر قابل تحمل شمرد و به او گفت برای همیشه از نظرم دور شو (کلمه ملیا به گفته" راغب" در" مفردات" از ماده املاء به معنی مهلت دادن طولانی آمده است و در اینجا مفهومش آنست که برای مدت طولانی یا همیشه از من دور شو).این تعبیر بسیار توهین آمیزی است که افراد خشن نسبت به مخالفین خود به کار می برند و در فارسی گاهی به جای آن" گورت را گم کن" می گوئیم، یعنی نه تنها خودت برای همیشه از من پنهان شو، بلکه جایی برو که حتی قبرت را هم نبینم!.بعضی از مفسران جمله" لارجمنک" را به معنی سنگسار کردن نگرفته اند بلکه به معنی بدگویی یا متهم کردن، تفسیر کرده اند، ولی این تفسیر بعید به نظر می رسد، بررسی سایر آیات قرآن که با همین تعبیر وارد شده است، به آنچه گفتیم گواهی می دهد.
ابلیس پایه گذار نافرمانی و گناه در برابر خدا است، چون اوّلین نافرمانی توسّط او و در برابر امر الهی صورت گرفت.
تعصب ابلیس به ماده خلقت خویش، در مقایسه با ماده خلقت آدم علیه السّلام :•«ولقد خلقنـکم... قلنا للملـئکة اسجدوا لاءدم فسجدوا الا ابلیس... قال ما منعک الا تسجد... قال انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین:ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود. ( خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گل !»». •«واذ قال ربک للملـئکة انی خــلق بشرا من صلصـل من حما مسنون:و (به خاطر بیاور) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده، می آفرینم » •«فسجد الملـئکة کلهم اجمعون الا ابلیس ابی... قال یـابلیس ما لک الا تکون مع السـجدین قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصـل من حما مسنون:همه فرشتگان، بی استثنا ، سجده کردند ...جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده کنندگان باشد.(خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده کنندگان نیستی؟!» گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده ای، سجده نخواهم کرد!»» •«واذ قلنا للملـئکة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس قال ءاسجد لمن خلقت طینـا:(به یاد آورید) زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده ای؟!»» اعتراض ابلیس به وجوب سجده بر آدم خاکی، تعصب وی بر ماده خلقت خویش را بیان می کند.•«قال یـابلیس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدی... قال انا خیر منه خلقتنی من نار وخلقته من طین:گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترین ها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!)»گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گل!»»
آثار تعصب ابلیس
 ۱. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۱.    
...
یکی از سیاست های یهود متعصّب از زمان پیامبر اسلام، ایجاد ارتباط و سپس قطع آن، به منظور ایجاد تزلزل در جامعه است، اما قرآن می فرماید: الطاف پروردگار، در انحصار گروه خاصّی نیست.
تعصب برخی اهل کتاب، سبب کفر آنان به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم :•«وقالت طـائفة من اهل الکتـب... ولا تؤمنوا الا لمن تبع دینکم...:و جمعی از اهل کتاب (از یهود) گفتند: « (بروید در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید؛ و در پایان روز، کافر شوید (و باز گردید)! شاید آنها (از آیین خود) بازگردند! (زیرا شما را، اهل کتاب و آگاه از بشارات آسمانی پیشین می دانند؛ و این توطئه کافی است که آنها را متزلزل سازد). و جز به کسی که از آیین شما پیروی می کند، (واقعاً) ایمان نیاورید!» بگو: «هدایت، هدایت الهی است! (و این توطئه شما، در برابر آن بی اثر است)»! (سپس اضافه کردند: «تصور نکنید) به کسی همانند شما (کتاب آسمانی) داده می شود، یا اینکه می توانند در پیشگاه پروردگارتان، با شما بحث و گفتگو کنند، (بلکه نبوّت و منطق، هر دو نزد شماست!)» بگو: «فضل (و موهبت نبوّت و عقل و منطق، در انحصار کسی نیست؛ بلکه) به دست خداست؛ و به هر کس بخواهد (و شایسته بداند،) می دهد؛ و خداوند، واسع (دارای مواهب گسترده) و آگاه (از موارد شایسته آن) است.»
تفسیر المیزان
مراد از کلمه " وَجْهَ النَّهارِ" به قرینه اینکه مقابل آخر النهار قرار گرفته اول روز است، چون وجه هر چیزی اولین جنبه ای است که از آن چیز برای بیننده ظاهر می شود، وجه نهار هم اول روز است و سیاق کلام این طائفه از اهل کتاب می رساند که در اول روز چیزی به رسول خدا ص وحی شده که موافق با عقیده اهل کتاب بوده و در آخر روز چیزی وحی شده که با عقیده دیگرشان مخالف بوده، و این باعث شده بگویند: به آنچه اول روز نازل شده ایمان بیاورید و به آنچه در آخر روز نازل شده کفر بورزید.و بنا بر این پس منظور از جمله:" بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا" باید وحی خاصی از قرآن بوده باشد که موافق نظریه اهل کتاب بوده، خلاصه منظور این نیست که اول روز ایمان بیاورید و آخر روز کفر بورزید، بلکه منظور این است به آنچه اول روز نازل شده ایمان بیاورید و بدانچه آخر روز نازل شده کفر بورزید به دلیل اینکه کلمه " وَجْهَ النَّهارِ" به کلمه" انزل" نزدیک تر است تا به کلمه" آمنوا" و جمله:" وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ" در معنای:" و اکفروا بما انزل فی آخر النهار" است، با این بیان روایاتی هم که در شان نزول این آیات از ائمه اهل بیت ع وارد شده تایید می شود، چه در آن روایات آمده که این گفتار که آیه شریفه حکایت اش کرده، گفتاری است که یهودیان در هنگام برگشتن قبله گفتند، چون رسول خدا ص نماز صبح را به طرف بیت المقدس خواند که قبله یهودیان بود و هنگام ظهر که قبله به سوی کعبه برگشت نماز ظهر را بدان سو گزارد، طائفه ای از یهود گفتند: شما یهودیان ایمان بیاورید به وحی و دستوری که صبح نازل شد، یعنی به نماز خواندن رو به بیت المقدس، و کفر بورزید به حکمی که در آخر روز نازل شده، یعنی نماز خواندن به طرف کعبه، و مؤید دیگرش این است که بعد از این سخن بطوری که قرآن حکایت نموده، گفتند:" وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ"، یعنی به کسانی که از دین شما پیروی نمی کنند اعتماد نکنید و به دین ایشان ایمان نیاورید و زنهار که هیچیک از اسرار خود را نزد ایشان فاش نکنید و به ایشان نگوئید که در تورات ما بشارت دین شما و علائم پیغمبر شما آمده، و نیز کتاب خود ما خبر داده که قبله از بیت المقدس به کعبه بر می گردد.بعضی از مفسرین گفته اند: کلمه " وَجْهَ النَّهارِ" متعلق به صیغه امر" آمنوا" است و مراد از آن اول روز است و کلمه" آخره" در تقدیر حرف" فی" بر سر دارد و ظرف" فی آخره" متعلق است به جمله" و اکفروا"، و منظورشان از اینکه گفتند:" آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ ..." این بوده که یک عده از ایشان به قرآن ایمان بیاورند و با جماعت مؤمنین مخلوط شوند، آن گاه در آخر روز مرتد گشته، چنین وانمود کنند که اگر ما صبح مسلمان شدیم، برای این بود که از ظاهر دعوت اسلامی امارات و نشانی های صدق و حقیقت را احساس کردیم، ولی در آخر روز بر ایمان ثابت شد که این دعوت صحیح نیست، چون شواهدی برای بطلان آن یافته، فهمیدیم این آن دینی نیست که بشارت هایش در کتب ما آمده، و این آن پیامبری نیست که کتب، از آمدنش خبر داده، و این خود نقشه و توطئه ای است که مؤمنین را دچار تردید در دین خود می سازد و عزیمتشان را سست می کند، و در نتیجه سورت و وحدت کلمه شان شکسته می شود و احدوثه ای که پدید آورده اند باطل می گردد. لیکن هر چند این معنا بعید نیست، آن هم از یهودیان که هیچ وقت از توطئه علیه اسلام فروگذار نکرده، همواره از هر طریق ممکن در خاموش ساختن نور آن کوشیده اند، لیکن لفظ آیه با آن منطبق نیست بعضی هم گفته اند مراد این است که در خصوص نماز خواندن شان به طرف کعبه اول روز اظهار ایمان کنید و در آخر روز به آن کفر بورزید، بلکه مسلمانان به این وسیله از اسلام برگردند، بعضی دیگر گفته اند: معنایش این است که در اول به خاطر اینکه قبلا اقرار کرده بودید که صفات پیامبر اسلام در کتب ما بوده، ایمان بیاورید و در آخر روز کفر ورزیده، چنین وانمود کنید که آنچه که در کتب ما در صفات آخرین پیامبر آمده، با پیامبر شما تطبیق نمی کند، بلکه به این وسیله مؤمنین به اسلام دچار شک و تردید شده، از دین خود برگردند.
تفسیر نمونه
آیات فوق که در حقیقت از آیات اعجاز آمیز قرآن بود و پرده از روی اسرار یهود و دشمنان اسلام بر می داشت، نقشه ماهرانه آنها را برای متزلزل ساختن مسلمانان صدر اول فاش کرد آنها در پرتو آن بیدار شدند و از وسوسه های اغواگر دشمن بر حذر گردیدند ولی اگر دقت کنیم می بینیم که در عصر و زمان ما نیز همان طرح ها به اشکال دیگری اجرا می شود وسائل تبلیغاتی دشمن که از مجهزترین و نیرومندترین وسائل تبلیغاتی جهان است در این قسمت به کار گرفته شده و کوشش می کنند که پایه های عقائد اسلامی را در افکار مسلمین، مخصوصا نسل جوان ویران سازند آنها در این راه از هر گونه وسیله و هر کس در لباس های" دانشمند، خاورشناس، مورخ، عالم علوم طبیعی، روزنامه نگار و حتی بازیگران سینما" استفاده می کنند. آنها این حقیقت را مکتوم نمی دارند که هدفشان از این تبلیغات این نیست که مسلمانان به آئین مسیح یا یهود در آیند بلکه هدف آنها متزلزل ساختن پایه های عقائد اسلامی در افکار جوانان و بی علاقه ساختن آنها نسبت به مفاخر آئین و سنت شان است، قرآن امروز هم به مسلمانان در برابر این جریان هشدار می دهد.منظور از آغاز و پایان روز این است که فاصله میان ایمان و کفر شما کوتاه باشد، این کوتاهی فاصله سبب خواهد شد که بگویند آنها اسلام را چیز مهمی خیال می کردند، ولی از نزدیک چیز دیگری یافتند و لذا به سرعت از آن بازگشتند.این توطئه در افراد ضعیف النفس اثر قابل ملاحظه ای خواهد داشت به خصوص اینکه عده مزبور از دانشمندان یهود بودند، و همه می دانستند که آنها نسبت به کتب آسمانی و نشانه های آخرین پیامبر ، آشنایی کامل دارند، و این امر لا اقل پایه های ایمان تازه مسلمانان را متزلزل می سازد، جمله" لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ " نشان می دهد که آنها امیدوار به تاثیر این نقشه بودند.ولی برای اینکه پیروان خود را از دست ندهند تاکید کردند که ایمان شما باید تنها جنبه صوری داشته باشد" شما جز به کسی که از آئینتان پیروی می کند (واقعا) ایمان نیاورید،از بعضی از تفاسیر بر می آید که یهود خیبر به یهود مدینه این توصیه را کردند مبادا آنها که نزدیک تر به پیامبراند، تحت تاثیر او قرار گرفته ایمان بیاورند، زیرا گروهی از آنها عقیده داشتند نبوت تنها در نژاد یهود خواهد بود، و اگر پیامبری ظهور کند باید از یهود باشد.سپس در یک جمله معترضه که از کلام خداوند است، می فرماید:" به آنها بگو: هدایت تنها هدایت الهی است و این توطئه های شما در برابر آن بی اثر است (قُلْ إِنَّ الْهُدی هُدَی اللَّهِ ).در این جمله به اصطلاح معترضه که در لابلای سخنان یهود قرار گرفته، خداوند پاسخ پر معنی و کوتاهی به آنها می دهد که اولا هدایت از ناحیه خدا است و در انحصار نژاد و قوم خاصی نیست و هیچ لزومی ندارد که پیامبر ص تنها از یهود باشد، و ثانیا آنها که مشمول هدایت الهی شده اند با این توطئه ها متزلزل نخواهند شد.
تعصب بت پرستان مکه (قرآن)
صبر و مقاومت در همه جا ارزش نیست، بلکه گاهی یکدندگی و لجاجت است، همچون صبر و مقاومت در گمراهی و انحراف که موجب انحطاط انسان می گردد.
تعصب و لجاجت بت پرستان مکه، بر ادامه بت پرستی:•«ان کاد لیضلنا عن ءالهتنا لولا ان صبرنا علیها وسوف یعلمون حین یرون العذاب من اضل سبیلا:اگر ما بر پرستش خدایان مان استقامت نمی کردیم، بیم آن می رفت که ما را گمراه سازد! امّا هنگامی که عذاب الهی را ببینند، بزودی می فهمند چه کسی گمراه تر بوده است!».
تفسیر المیزان
کلمه" ان" مخففه از مثقله است، و کلمه" اضلال" در اینجا بویی از معنای صرف را هم دارد، (صرف این است که خدای تعالی توجه و قلب کسی را از درک چیزی منصرف سازد)، و به همین جهت کلمه مذکور با حرفی متعدی شده که کلمه صرف با آن متعدی می شود و آن عبارت است از حرف" عن".در این آیه جواب" لولا" حذف شده چون مطالب گذشته بر آن دلالت می کرد، و معنای جمله این است که: نزدیک است این شخص ما را از خدایان مان منصرف کند در حالی که مردی گمراه کننده است اگر ما بر آلهه خود، یعنی بر پرستش آنها، خویشتن داری نمی کردیم ما را از آنها بر می گردانید." وَ سَوْفَ یعْلَمُونَ حِینَ یرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِیلًا"- این جمله تهدیدی است از خدای تعالی به ایشان و تنبیهی است که متوجه شان می کند به اینکه از عذابی که رو به ایشان می آید در غفلت اند. و نیز نمی دانند که به زودی به ضلالت و گیجی خود یقین پیدا خواهند کرد.
تفسیر نمونه
قرآن در آیاتی از زبان مشرکان چنین نقل می کند: اگر ما استقامت و پایداری بر پرستش خدایان مان نکنیم بیم آن می رود که این مرد ما را گمراه سازد و ارتباط مان را با آنها قطع کند ولی قرآن از چند راه به آنها پاسخ می گوید:نخست با یک جمله کوبنده به این گروه که اهل منطق نبودند چنین پاسخ می دهد: هنگامی که عذاب الهی را دیدند به زودی می فهمند چه کسی گمراه بوده است"؟! (وَ سَوْفَ یعْلَمُونَ حِینَ یرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِیلًا). این عذاب ممکن است اشاره به عذاب قیامت باشد چنان که بعضی از مفسران مانند ] در مجمع البیان گفته اند، و یا عذاب دنیا همچون شکست دردناک روز بدر و امثال آن، چنان که قرطبی در تفسیر معروف خود گفته است. و نیز ممکن است اشاره به هر دو باشد. جالب اینکه این گروه گمراه در این سخنان خود به دو کار ضد و نقیض دست زدند، از یک سو پیامبر و دعوتش را به باد مسخره می گرفتند، اشاره به اینکه آن قدر ادعای او بی اساس است که ارزش برخورد جدی ندارد، و از سوی دیگر معتقد بودند که اگر دو دستی به آئین نیاکان خود نچسبند، امکان دارد سخنان پیامبر ص آنها را نیز از آن بازگرداند، و این نشان می دهد که سخنانش را فوق العاده جدی و مؤثر و حساب شده و دارای برنامه می دانستند این پریشان گویی از افراد سرگردان و لجوج بعید نیست.بعلاوه بسیار دیده شده است که منکران حق هنگامی که در برابر امواج خروشان منطق رهبران الهی قرار می گیرند گاهی استهزاء را به عنوان یک تاکتیک برای کوچک نشان دادن و محو آن، انتخاب می کنند در حالی که در باطن چنین عقیده ای ندارند، و گاه آن را جدی گرفته با تمام وجود با آن مبارزه می کنند.دومین پاسخی که قرآن از سخنان آنها می گوید در آیه بعد آمده است، روی سخن را به پیامبر کرده به عنوان دلداری و تسلی خاطر و هم به عنوان بیان دلیل اصلی عدم پذیرش دعوت پیامبر از سوی آنان می فرماید:" آیا دیدی کسی که معبود خود را هوای نفس خویش برگزیده"؟! (أَ رَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ). یعنی اگر آنها در برابر دعوت تو دست به استهزاء و انکار و انواع مخالفت ها زدند نه به خاطر آن بوده که منطق تو ضعیف و دلائل تو غیر قانع کننده و در آئین ات جای شک و تردید است بلکه به خاطر این است که آنها پیرو فرمان عقل و منطق نیستند، معبود آنها هوای نفس شان است، آیا انتظار داری چنین کسانی تو را پذیرا شوند، یا بتوانی در آنها نفوذ کنی؟!


تعصب در دانشنامه ویکی پدیا

تعصب
تعصب یک باور یا رفتار است که با حرارت بی چون و چرا، برای تمام اهداف با موضوعات مختلف، یا با شور و شوق وسواسی برای تفریح یا سرگرمی انجام شود. فیلسوف جرج سانتایانا تعصب را اینچنین تعریف کرده است: «تلاش خود را مضاعف کردن وقتی هدف را فراموش کرده اید». به باور وینستون چرچیل، «متعصب کسی است که نمی تواند نظر خود را تغییر دهد یا موضوع را عوض کند». با هر دو تعریف، متعصب، استانداردهای بسیار سخت و سفت و آستانه تحمل پایین برای آرا و نظرهای مخالف دارد.
پیش داوری
بنیادگرایی
بی خردی
اختلال وسواسی جبری
نیل پستمن در کتاب خود صحبت دیوانه، صحبت احمقانه می گوید «کلید تمام باورهای متعصبانه این است که همگی خود-تأییدگر هستند... (برخی بارها) متعصبانه اند نه به خاطر اینکه لزوماً نادرست باشند، بلکه چون به طریقی اظهار می شوند که گویی هیچ وقت نادرستی آنها نمی تواند نشان داده شود.»
رفتار یک تماشاچی یا یک طرفدار (به انگلیسی: fan) که شور و شوق زیادی برای یک موضوع خاص دارد با رفتار یک متعصب که هنجارهای اجتماعی را نقض می کند متفاوت است. هرچند رفتار یک طرفدار ممکن است عجیب و غیرعادی به نظر بیاید، هنجارها را نقض نمی کند. یک فرد نوابیغ (به انگلیسی: crank) نیز با متعصب تفاوت دارد. فرد نوابیغ با خرافات عجیب باورهایی دارد که از نظر هنجارهای جامعه مضحک و یا احتمالاً غلط اند؛ مثل تخت بودن زمین. در طرف مقابل، باورهای یک فرد متعصب شاید در جامعه نرمال "تلقی" شوند، مثل علاقه به دین یا سیاست، با این تفاوت که مقیاس دخالت فرد، تعهد او به موضوع یا وسواسش به آن به شکل غیرطبیعی و نامتناسب هستند.
عکس تعصب
تعصب ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تعصب (فیلم)
تعصب (فیلم ۱۹۱۶)
تعصب فیلمی به کارگردانی تقی مختار و نویسندگی سیروس الوند محصول سال ۱۳۵۴ است.
محمدعلی فردین
شورانگیز طباطبایی
یداله شیراندامی
حمیده خیرآبادی
نعمت اله گرجی
قبادی
شادی آفرین
انصاری
رفیع مددکار
رهبانی
رضا هوشمند
افروز
زکریا هاشمی
علی (محمدعلی فردین) زنی به نام طلا (شورانگیز طباطبائی) را به امامزاده می برد تا توبه کند و بعد طلا را به خانه ی مادرش می برد تا او را به عقد خود در آورد. قاسم و عده ای از اهالی از علی می خواهند که طلا را از محله بیرون کند. علی با قاسم درگیر می شود. او، پس از ازدواج با طلا، با شکایت قاسم، به زندان می افتد. علی به طلا پیغام می دهد که دوستش اکبر (ذکریا هاشمی) مراقب او خواهد بود؛ اما یکی از هم بندهای علی به نام رسول (یدالله شیراندامی) خود را اکبر معرفی می کند و طلا را به زادگاهش باز می گرداند. علی پس از آزادی همراه اکبر به دنبال طلا می رود. رسول آنها را می یابد و ماجرا را به علی می گوید. اکبر با دیدن طلا او را می شناسد. طلا که در گذشته اقدس نام داشته به اکبر خیانت کرده بوده است. وقتی اکبر قصد دارد طلا (اقدس) را از پا درآورد رسول مداخله می کند و زخم برمی دارد. علی و اکبر درگیر می شوند و اکبر، موقع فرار، با اتومبیلی تصادف می کند. سرانجام طلا و علی به زادگاهشان باز می گردند.
تعصب (به انگلیسی: Intolerance) فیلمی صامت به مدت ۳ ساعت و ۳۰ دقیقه به کارگردانی دیوید وارک گریفیث با بازی ورا لوئیس است. این فیلم به عنوان یکی از بزرگترین شاهکارهای دورهٔ سینمای صامت در نظر گرفته می شود.
تعصب در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها (IMDb)
تعصب با کیفیت اچ دی در یوتیوب در یوتیوب
تعصب فیلمی به کارگردانی تقی مختار و نویسندگی سیروس الوند محصول سال ۱۳۵۴ است.
تعصب تفریطی (به انگلیسی: Omission bias) یکی از انواع منتسب به تعصب شناختی است. تمایل به قضاوت افعال زیان بار به صورت حادتر، یا با بار اخلاقی کم تر نسبت به تفریط های زیان بار هم مرتبه (عدم فعل) به سبب این امر مسلم که ذات فعل همواره مشهودتر از عدم فعل است. نظر به اینکه خواه این موضوع تبیین کننده خطایی نظام مند در تفکر، یا مورد تأیید از سوی یک نگره اخلاقی ماهوی باشد، جای مناقشه است. بهر یک پیامدگرا، قضاوت افعال زیان بار به صورت حادتر به نسبت با ناکنش وری، فی الواقع مانعهالجمع است، ولی اصول اخلاقی وظیفه گرایانه، بطور معمول، می تواند منجر به تمایز اخلاقی میان عمل و روا دانستن آن شود. این تعصب معمولن در مورد بغرنج تراموا نمود می یابد.
ویکی پدیا:روان شناسی شناختی
ویکی پدیا:مورد بغرنج تراموا
ویکی پدیا:تعصب
اسپرانکا، مینسک و بارون تعصب تفریطی را به دادرسی های اخلاق گزینشی بسط دادند. در سناریویی، جان، یک تنیس باز، در بازی سرنوشت ساز روز آتی با حریفی سرسخت مواجه خواهد شد. جان می داند حریفش به یک ماده غذایی حساسیت دارد. افراد با دو حالت حضور یافته بودند. جان غذای حاوی مواد حساسیت زا را جهت آسیب رسانی به عملکرد حریفش توصیه می کند، یا خودِ حریف غذای حساسیت زا را سفارش می دهد، و جان لب به سخن نمی گشاید. اکثر افراد عمل جان در توصیه غذای حساسیت زا را غیراخلاقی تر در قیاس با سستی جان در عدم آگاه سازی حریفش از ماده حساسیت زا تشخیص دادند. این اثر همچنین در عرصه های ورزشی جهان واقع، تصرف یافته است. آمارهای اتحادیهٔ ملی بسکتبال نشان داده که داوران در لحظات نهایی بازی های پایانی، ۵۰ درصد معدودتر خطاها را اعلان داشتند. نمونه ای دیگر در جهان واقع زمانی ست که والدین عزم بر عدم واکسیناسیون کودکان خویش به علت احتمال بالقوه مرگ آفرینی آن دارند – حتا در مواقعی که احتمال مرگ ناشی از واکسیناسیون به نسبت مرگ ناشی از بیماری مورد پیشگیری بسیار کمتر است.
ترجمه شده در تاریخ ۱۳۹۴/۲/۲۰ توسط گروه نشر گمانه.
ویکی پدیای زبان انگلیسی
تعصب مذهبی (انگلیسی: Religious fanaticism) یک شور وطن پرستی عادی است، یا با یک وسواس توأم با اشتیاق نشأت گرفته از خود فرد است یا از یک گروه، که آن ها را وقف مذهب می کنند ـ یک نوع تعصب انسانی که می تواند به شیوه دیگری در گرفتاری ها و مشارکت افراد بیان شود که شامل شغل، نقش و تمایلات وطن پرستانه است.
«نیازهای معنوی»... انسان ها میل معنوی به درک و معنا دارند و با توجه به رمز و راز وجود، تلاش های معنوی تنها می توانند از طریق نوعی رابطه با مطلوب غایی هستی انجام شوند. در هر حال، آن قالب، برتر از دیگری است.
«جذابیت» … آن را به گونه ای ارائه می دهد که کسانی که راه خود را پیدا می کنند، خود را به شیوه ای سازگار با چشم انداز خاص نهایی بودن در مرکز این شکل مذهبی بیان می کنند.
«گزینه زنده» … این گزینه در آگاهی اخلاقی، به عنوان یک گزینه زنده وجود دارد که نیازهای معنوی را مخاطب قرار می دهد و آرزوهای انسانی را برای مقصود، قدرت و تعلق خاطر برآورده می کند.
از زمانی که مسیحیت به وجود آمد، برخی از کسانی که در قدرت بودند، اغلب از طریق سوء استفاده متعصبانه از قدرت، به دنبال گسترش و کنترل کلیسا رفته بوده اند. گرانت شفر می گوید: «عیسی ناصری به عنوان یک مبلغ عاری از خشونت مشهور شده است». آغاز حکومت متعصبان مسیحی با کنستانتین یکم امپراتور روم به عنوان اصول مذهب کاتولیکی همزمان شد. النس می گوید: «هنگامی که مسیحیت در امپراتوری کنستانتین به قدرت رسید، تقریباً به طور ظالمانه ای تمامی غیر مسیحیان و تمامی مسیحیان ارتدوکس که با ایدئولوژی دوناتیست رسمی، سیاست و عمل آنها همسو نبودند سرکوب کردند». نمونه ای از مسیحیانی که با ایدئولوژی ارتدوکس همسویی نکردند، دوناتیست ها، که «از قبول روحانیان توبه مادامیکه به ارتداد محکوم می شدند راه کار می دادند اجتناب کردند». فعالیت مسیحیان متعصب، به عنوان کاتولیک، تا قرون وسطی با جنگ های صلیبی ادامه یافت. این جنگ ها توسط کاتولیک ها براه افتاد، پاپ این جنگ را به عنوان بازپس گرفتن سرزمین مقدس از مسلمانان تحریم کرد. با این حال، بسیاری از کاتولیک ها جنگ های صلیبی را به عنوان یک جنگ واقعی در دفاع از خود می بینند. چارلز سلنگوت، در کتاب «خشم مقدس: درک خشونت مذهبی»، گفت:جنگ های صلیبی جنگ های بسیار مقدس برای حفظ نظم اجتماعی و مذهبی مسیحی بود. جنگجویان صلیبی در راه رسیدن به سرزمین مقدس از مسلمانان با استفاده از زور، ده ها جوامع یهودی را نابود کردند و هزاران نفر را کشتند؛ زیرا یهودیان ایمان مسیحی را قبول نمی کردند. یهودیان باید در کمپین مذهبی کشته می شدند؛ زیرا وجود آن ها تنها حقیقت را که توسط کلیسای مسیحی حمایت می شود، به چالش کشیده است.
شافر می افزاید: «هنگامی که صلیبیون در سال ۱۰۹۹ اورشلیم را تصرف کردند، مسلمانان، یهودیان و مسیحیان بومی را بدون هیچ گونه تبعیضی کشتند». به گفته برخی ها، یکی دیگر از اشکال برجسته تعصب، چند قرن بعد با تفتیش عقاید اسپانیایی ها ظهور پیدا کرد.تفتیش عقاید راه کار حکومت سلطنتی بود تا اطمینان حاصل کند که مردم از مسیحیت کاتولیک پیروی می کنند. سلنگوت گفت: «تفتیش عقاید پاسخی به دفاع از خود در درون مسیحیت کاتولیک بود و ابتدا دشمنان داخلی کلیسا را مورد هدف قرار داد». نیروی محرک تفتیش عقاید، مأمورین تحقیق بودند که مسئولیت داشتند تا حقیقت مسیحیت را ترویج کنند. سلنگوت در ادامه می گوید: مأمورین تحقیق معمولاً خود را به مثابه مربیان به حساب می آوردند و با معطوف کردن توجهات مردم به اشتباهاتشان در علم و قضاوت به آن ها کمک می کردند تا عقاید صحیحی داشته باشند… مجازات و مرگ تنها برای کسانی بود که از پذیرش اشتباهات خودشان امتناع می کردند… در دوران تفتیش عقاید اسپانیایی ها در قرن پانزدهم، وجه افتراق روشن بین اعتراف و بیگناهی و باقی ماندن در اشتباه به صورت نامبهم بود. بازجویان می بایست انواع تکنیک ها را از جمله شکنجه اختراع می کردند تا مشخص شود که اعتقادات جدید اصیل هستند یا نه.
افراط گرایی درون اسلام به قرن هفتم و به خوارج برمیگردد. آن ها از موضع اساساً سیاسی خود، آموزه های افراطی را توسعه دادند و بین دو جریان اصلی آن یعنی سنی و شیعه جدایی ایجاد کردند. خوارج به طور خاص به در پیش گرفتن یک روند رادیکال بنام تکفیر شناخته می شوند، که به موجب آن، سایر مسلمانان را کافر پنداشته و آن ها را مستوجب مرگ می دانند.
عروس و تعصب فیلمی سینمایی محصول سال ۲۰۰۴ هندوستان است.این فیلم به کارگردانی گاریندر چادا و با هنرپیشگی آیشواریا رای ساخته شده است.
آیشواریا رای
مارتین هندرسون
دنیل گیلیز
نادیرا بابر
انوپم کهیر
نوین اندروز
نامراتا شیرودکار
سونالی کولکارنی
نام این فیلم کنایه ای به نام رمان معروف انگلیسی، غرور و تعصب اثر جین آستن است.این فیلم در واقع اقتباسی از کتاب غرور و تعصب اما با تغییر نام ها و مکان ها و بردن داستان به هند، انگلستان و آمریکا است.
Wikipedia contributors، "Bride and Prejudice،" Wikipedia، The Free Encyclopedia، http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Bride_and_Prejudice&oldid=191710192 (accessed February ۱۹، ۲۰۰۸).
غرور و تعصب (به انگلیسی: Pride and Prejudice) (به معنی تفاخر و پیش داوری) رمان مشهوری اثر جین آستن، نویسندهٔ انگلیسی است. این کتاب دومین داستان جین آستن است. او این داستان را در سال ۱۷۹۶، درحالی که تنها ۲۱ سال داشت، نوشت، اما تا سال ۱۸۱۳ چاپ نشد. اکثر منتقدان غرور و تعصب را بهترین اثر جین آستن می دانند و خود او آن را «بچهٔ دلبند من» می نامید. بااین حال، این کتاب، که ابتدا با نام تأثرات اولیه نوشته شده بود، تا مدت ها توسط ناشران رد می شد و وقتی پس از ۱۷ سال به چاپ رسید، به جای نام آستن، نام «یک خانم» به عنوان نام نویسنده روی جلد به چشم می خورد.
الیزابت بنت
آقای دارسی
جین بنت
آقای بینگلی
خانم بنت
آقای بنت
لیدیا بنت
مری بنت
کیتیا بنت
آقای کالینز
شارلوت لوکاس
از این رمان بارها فیلم سازی شده است، که یکی از معروف ترین نسخه های آن متولد سال ۲۰۰۵ با بازی کیرا نایتلی (در نقش «الیزابت») و مَتیو مَک فادین (در نقش «آقای دارسی») بوده است. در سال ۲۰۰۴ هم بالیوود برمبنای این کتاب، فیلم عروس و تعصب را با بازی آیشواریا رای ساخت.
آقا و خانم بِنِت (Bennet) پنج دختر دارند. جِین و الیزابت بزرگ تر از سه خواهر دیگر هستند و البته باوقارتر و سنگین تر. دو خواهر کوچکتر بسیار سبکسر هستند و مایه خجالت دو خواهر بزرگشان. دختر وسط (مری) تنها دختر نازیبای خانواده است بنابراین به یادگیری ساز زدن و کمالات پرداخته. چندی است که در همسایگی شان در قصری به نام «نِدِرفیلد» مردی سرشناس و ثروتمند به اسم «چارلز بینگلی» ساکن شده که بسیار بامحبت و خوش چهره است. خانم بِنِت می کوشد تا هرطور شده مرد جوان را برای ازدواج به یکی از دخترانش مایل کند. در یک مهمانی عمومی روستا، خانوادهٔ بِنِت نیز حضور دارند. آقای دارسی، دوستِ صمیمی چارلز بینگلی هم در آن جشن شرکت کرده است. او صاحب قصری به نام پمبرلی است و مردی بسیار ثروتمند و خوش قیافه است، ولی رفتاری بسیار متکبرانه و پرغرور دارد. آن شب، جین با چارلز بینگلی آشنا می شود و ارتباط عاشقانه ای بین آن دو شکل می گیرد.
پس از آن مراسم، همه از خودبزرگ بینی و بدخلقی دارسی صحبت می کنند؛ مخصوصاً الیزابت از رفتار او بسیار متنفر شده است چون دارسی، بدون اینکه بداند الیزابت حرف هایش را می شنود، به زیبایی او توهین کرد و نپذیرفت با او برقصد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تعصب در دانشنامه آزاد پارسی

تَعَصُّب (prejudice)
در رفتارشناسی اجتماعی، به معنی پیش داوری منفی دربارۀ اعضای یک نژاد یا گروه به رغم واقعیت های خلاف. شخص متعصب معمولاً گروه خود را از لحاظ هوش، منش، یا رفتار برتر از دیگران می پندارد. روان شناسان ریشه های تعصب را در بی نظمی های شخصیتی، عوامل برانگیزنده در محیط اجتماعی، و ویژگی های مربوط به فرآیندهای فکری بهنجار جست وجو کرده اند. تعصب غالباً با نهادهایی اجتماعی چون جداسازی، تبعیض نژادی، یا نوع دیگری از تبعیض همراه است. این رفتار در کودکان زیر سه یا چهار سال مشاهده نمی شود.

نقل قول های تعصب

تعصّب یک اصطلاح است برای باور یا رفتار مربوط به حمایتی انتقادناپذیر.
• «نگریستم و هیچ یک از جهانیان را نیافتم که برای چیزی تعصّب ورزد جز آنکه آن تعصّب را علّتی بُوَد... پس اگر به ناچار تعصّب ورزیدن باید، در چیزی تعصّب ورزید که شاید: در خوی های نیک و گزیده و کردارهای پسندیده و کارهای نیکو.... به خوبیِ خوی و رفتار، و بردباری به هنگامِ خشمِ بسیار، و آنچه پسندیده است از رفتار و کردار. پس در خصلت های نیکو تعصّب ورزید از حمایت کردنِ پناهندگان، و بر سر رساندنِ پیمان و به فضیلت آراسته بودن، و دست بازداشتن از ستمکاری و بزرگ شمردن گناهِ خونریزی و خونخواری، و دادِ مردمان دادن، و خشم را فروخوردن....» نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۹۲ -> علی بن ابی طالب

ارتباط محتوایی با تعصب

تعصب در جدول کلمات

تعصب
رگ
تعصب و غیرت
رگ

معنی تعصب به انگلیسی

partiality (اسم)
طرفداری ، تعصب ، غرض ، علاقه شدید به چیزی ، ملیت ، جانبداری
zealotry (اسم)
هوا خواهی ، تعصب ، شوق و اشتیاق
zeal (اسم)
شوق ، غیرت ، حرارت ، گرمی ، تعصب ، ذوق ، جانفشانی ، حمیت
bias (اسم)
تعصب ، پیشقدر ، تمایل بیک طرف ، سینه کش
prejudice (اسم)
تعصب ، ضرر ، تبعیض ، غرض ، پیش داوری ، غرض ورزی ، قضاوت تبعیض امیز ، خسارت وضرر
bigotry (اسم)
تعصب ، سرسختی درعقیده ، عمل تعصب امیز
fanaticism (اسم)
تعصب ، کوته فکری ، خرافات پرستی
intolerance (اسم)
نا توانی ، تعصب ، عدم تحمل ، نابردباری ، طاقت فرسایی
intolerancy (اسم)
نا توانی ، تعصب ، عدم قبول ، عدم تحمل ، نابردباری ، طاقت فرسایی
preconception (اسم)
تعصب ، عقیدهاز قبل تشکیل شده ، حضور پیش از وقت ، تصدیق بلا تصور
prepossession (اسم)
تعصب ، اشغال قبلی ، تصرف قبلی ، تمایل بیجهت

معنی کلمه تعصب به عربی

تعصب
اجحاف , تعصب , حماس , حماسة
تعصب
عاطفة
تعصب

تعصب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ابوالفضل ١٦:١٦ - ١٣٩٦/٠٢/٠٢
این واژه عربی است و پارسی جایگزین این است:
آساگ âsâg (سغدی: âsâż)
|

امیدنژاد ٠١:٢٥ - ١٣٩٦/٠٨/٢٤
فناتیسم
|

محمدحسین ابادی ٢٢:٢٦ - ١٣٩٦/١٢/٠١
رگ
|

علی ١١:٥٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٨
پی ورزی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعصب یعنی چی؟   • تعصب بیجا   • معنی تعصب   • تعصب چیست   • تعصب در اسلام   • انواع تعصب   • تعصب از دیدگاه اسلام   • تعصب دینی   • مفهوم تعصب   • تعریف تعصب   • معرفی تعصب   • تعصب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تعصب
کلمه : تعصب
اشتباه تایپی : juwf
آوا : ta'assob
نقش : اسم
عکس تعصب : در گوگل


آیا معنی تعصب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )