برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1151 100 1

تعلم

/ta'allom/

مترادف تعلم: آموزش، فراگیری، یادگیری، آموختن، یادگرفتن، فراگرفتن

برابر پارسی: آموزش

معنی تعلم در لغت نامه دهخدا

تعلم. [ ت َ ع َل ْ ل ُ ] (ع مص ) بیاموختن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آموختن و دانستن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از کسی آموختن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مطاوعة تعلیم است ، گویند علمته فتعلم. (از اقرب الموارد) : و چون ایام رضاع به آخر رسید در مشقت تعلم و تأدب افتد. (کلیله و دمنه ). و چندانکه اندک مایه ٔ وقوف افتاد... به رغبتی صادق و حرصی غالب درتعلم آن میکوشیدم. (کلیله و دمنه ). و رنج تعلم هرچه فراوانتر تحمل نیفتد در سخن که شرف آدمی بر دیگر جانوران بدانست این منزلت نتوان یافت. (کلیله و دمنه ).و رجوع به تعلیم و اساس الاقتباس چ مدرس رضوی ص 344 شود. || استوار کردن کار را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و یقال : تَعَلَّم بلفظ الامر بمعنی اعلم و اذا قیل لک اعلم ان زیداً خارج قل علمت و اذا قیل تعلم لاتقل تعلمت ُ و هی من النواسخ قال تعلم شفاء النفس قهر عدوها فبالغ بلطف فی التحیل و المکر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هو فی موضعاعلم و هو مختص بالامر کقوله : تعلم انه ُ لا طیر الاعلی متطیر و هو الثبور. (اقرب الموارد). و به فتح اول وثانی و لام مشدد مفتوح در این صورت صیغه ٔ امر است بمعنی بیاموز از باب تفعل. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

معنی تعلم به فارسی

تعلم
آموختن، یادگرفتن، دانستن
۱ -( مصدر ) آموختن دانش آموختن یاد گرفتن . ۲ -( اسم ) دانش آموزی . جمع : تعلمات .

معنی تعلم در فرهنگ معین

تعلم
(تَ عَ لُّ) [ ع . ] (مص ل .) آموختن ، دانش آموختن .

معنی تعلم در فرهنگ فارسی عمید

تعلم
۱. آموختن، یاد گرفتن.
۲. دانستن.

تعلم در دانشنامه اسلامی

تعلم
معنی تَعْلَمَ: تا بداني - تا بشناسي(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
معنی تَعْلَمُ: مي داني(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
معنی لَمْ تَعْلَمْ: ندانسته ونمي داني
معنی لَا تَعْلَمُ: نمی داند(مؤنث)
معنی لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ: نمي دانستي (ونه مي توانستي بداني)
معنی يَتَطَهَّرُواْ: که مي خواهند پاک شوند - که پاک شدن را بپذيرند (از معاني باب تفعّل قبول اثر فعل است مانند تعلّم که به معني تعليم را پذيرفتن يا همان ياد گرفتن است)
معنی يَتَطَهَّرُونَ: خواهان پاکي اند - پاک شدن را مي پذيرند (از معاني باب تفعّل قبول اثر فعل است مانند تعلّم که به معني تعليم را پذيرفتن يا همان ياد گرفتن است)
معنی دِرَاسَتِهِمْ: آموختن (دراست از نظر معنا اخص از تعلّم است ، چون اگر چه هر دو به معناي آموختن است ، ولي دراست غالبا در جائي بکار ميرود که انسان از روي کتاب درسي را بگيرد و بخواند تا بياموزد . )
معنی دَرَسْتَ: درس گرفته اي - آموخته اي(دراست از نظر معنا اخص از تعلّم است ، چون اگر چه هر دو به معناي آموختن است ، ولي دراست غالبا در جائي بکار ميرود که انسان از روي کتاب درسي را بگيرد و بخواند تا بياموزد . )
معنی دَرَسُواْ: آموختند(دراست از نظر معنا اخص از تعلّم است ، چون اگر چه هر دو به معناي آموختن است ، ولي دراست غالبا در جائي بکار ميرود که انسان از روي کتاب درسي را بگيرد و بخواند تا بياموزد . )
معنی تَدْرُسُونَ: مي خوانيد - درس مي خوانيد(دراست از نظر معنا اخص از تعلّم است ، چون اگر چه هر دو به معناي آموختن است ، ولي دراست غالبا در جائي بکار ميرود که انسان از روي کتاب درسي را بگيرد و بخواند تا بياموزد . )
ریشه کلمه:
علم‌ (۸۵۴ بار)
تعلم به معنای آموختن، دانش آموختن و یاد گرفتن است.
فراگیری اسمای الهی از سوی آدم علیه السلام، موجب امر خداوند به سجده فرشتگان بر وی شد.و ...


تعلم در جدول کلمات

تعلم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Soroush
یاد گرفتن
بهمن سلیمانی
معرفت، علم، عرف

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تعلم   • تعلیم   • تالم   • مفهوم تعلم   • تعریف تعلم   • معرفی تعلم   • تعلم چیست   • تعلم یعنی چی   • تعلم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تعلم
کلمه : تعلم
اشتباه تایپی : jugl
آوا : ta'allom
نقش : اسم
عکس تعلم : در گوگل

آیا معنی تعلم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )