انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 896 100 1

معنی تعلیق در لغت نامه دهخدا

تعلیق. [ ت َ ] (ع مص )درآویختن. (زوزنی ) (دهار) (از تاج المصادر بیهقی ). درآویختن چیزی را به چیزی و متعلق گردانیدن. یقال : علقه فتعلق. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). درآویختن چیزی را بچیزی و بر چیزی ، درآویختن و معلق گردانیدن آن. (از اقرب الموارد). آویختن چیزی را. (غیاث اللغات ). و بمجاز علاقه و دلبستگی :
داده شه را به نام نیک غرور
و او ز تعلیق نیکنامی دور.
نظامی.
|| بند کردن در را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نصب کردن و سوار کردن در بر خانه. (از اقرب الموارد). || عاشق گردانیدن. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || دوستی نمودن ، یقال : علق فلان امراةُ مجهولاً. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ترک و قطع نکردن کاری راو تعلیق افعال القلوب از آن است. (از اقرب الموارد). || همراه میاره شتر فرستادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || انداختن مهار شتر بر گردن آن ، برای کسی گویند که از شتر فرود آید و مهار آن را بگردنش افکند. (از اقرب الموارد). || (اِ) نوعی از خط که از رقاع و توقیع برآمده. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || در شواهد زیر بمعنی یادداشت آمده : خواجه [ احمد حسن ] خلعت بپوشید و به نظاره ایستاده بودم آنچه از معاینه گویم و از تعلیق که دارم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 150). چنان صواب دیدم که بر سر تاریخ مأمونیان شوم چنانکه از استاد ابوریحان تعلیق داشتم. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 681). و رجوع به تعلیق کردن شود. || به اصطلاح شعرا تعلیق عبارت است از مرتب کردن حکمی بر ثبوت یا نفی حکم دیگر. حکم اول را جزا و حکم ثانی را شرط گویند و این شش قسم است یکی آنکه ثانی و حکم اول هر دو ممکن باشد عادةً و عقلاً چنانکه :
اگر بر رفیقان نباشی شفیق
به فرسنگ بگریزد از تو رفیق.
دوم آنکه حکم ثانی ممکن و حکم اول مستحیل عادةً و عقلاً:
اگر نهیب دهد چرخ واژگون گردد
و گر عتاب کند آفتاب خون گردد.
سوم آنکه حکم ثانی ممکن و حکم اول مستحیل عادةً و ممکن عقلاً چنانکه :
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را.
حافظ.
چهارم آنکه هر دو حکم محال عقلاً و عادةً چنانکه :
گر چرد در چمن حسن تو زنبور عسل
چه عجب گر ز گل شمع بگیرند گلاب.
پنجم آنکه حکم اول ممکن و حکم ثانی مستحیل عقلاً و عادةً چنانکه :
گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نپیچم الحکم ﷲ.
ششم آنکه حکم اول ممکن و حکم ثانی مستحیل عادةً و ممکن عقلاً چنانکه :
گر ز آب زندگانی بهره یابم چون خضر
روز و شب افتاده باشم همچو سگ در کوی دوست.
و باید دانست که حکم اول درلفظ از حکم ثانی مؤخر باشد و حکم ثانی که بعد حرف شرط که گر و چون و غیره واقع شده در لفظ از حکم اول مقدم باشد و گاه برعکس هم آید. (آنندراج نقل از رساله ٔ عبدالواسع). || (اصطلاح نحو) نزد نحویان باطل ساختن عمل افعال قلوب است لفظاً نه محلاً بخلاف الغا، چه آن ابطال عمل فعل است لفظاً و محلاً. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || نزد محدثان خلاف یک راوی یا بیشتر از اوائل اسناد حدیث. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی تعلیق به فارسی

تعلیق
۱ - ( مصدر ) آویختن آویزان کردن در آویختن . ۲ - یاد داشت کردن نوشتن مطالب درذیل رساله یاکتاب . ۳ -( اسم ) یاد داشت ضمیم. کتاب و رساله . جمع : تعلیقات .
[suspension] [شیمی، مهندسی بسپار، موسیقی] [شیمی، مهندسی بسپار] فرایند اختلاط ذرات ریز جامد یا مایع در یک مایع یا گاز به صورت معلق [موسیقی] 1. نغمۀ ناملایم یک آکورد که امتدادیافتۀ یک نغمۀ ملایم از آکورد قبلی است و به صورت متصل و پایین رونده حل می شود 2. امتداد نغم...
[acoustic levitation] [فیزیک] معلق نگه داشتن جسم در محیط شاره با استفاده از امواج صوتی پرشدت
[chain suspension] [موسیقی] تسلسل دو یا چند تعلیق به طوری که نتِ حلِ یک تعلیق به نتِ تهیۀ (prepared note) تعلیق بعدی تبدیل شود
[double suspension] [موسیقی] دو نغمۀ ناملایم یک آکورد که امتدادیافتۀ دو نغمۀ ملایم از آکورد قبلی اند و اغلب به صورت متصل و پایین رونده حل می شوند
[suspension of disbelief] [هنرهای نمایشی] تمایل تماشاگر به باورداشت نمایش و قراردادهای آن
یادداشت کردن
[suspension system] [حمل ونقل ریلی] سامانه ای شامل تجهیزات هیدرولیکی (hydraulic) و اجزای اصطکاکی و فنرهای مارپیچ و بیضوی و لاستیکی و هوایی که ازطریق آن بدنۀ وسیلۀ نقلیه بر روی چرخ ها قرار می گیرد

معنی تعلیق در فرهنگ معین

تعلیق
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) آویزان کردن . ۲ - چیزی در زیر کتاب یا نوشته ای نوشتن . ۳ - (اِ.) نام یکی از خطوط اسلامی منشعب از نسخ با شیوة ایرانی . ۴ - (اِمص .) آویزان بودن ، آویختگی . ۵ - انجام نشدن کاری یا بلاتکلیف ماندن امری بدون مشخص بودن زمان قطعی انجام
( ~. زَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) ثبت کردن ، یادداشت کردن .

معنی تعلیق در فرهنگ فارسی عمید

تعلیق
۱. معلق کردن، آویختن، آویزان کردن چیزی به چیز دیگر.
۲. چیزی در ذیل کتاب یا نامه نوشتن، یادداشت هایی بر کتاب افزودن.
۳. (هنر) در خوشنویسی، نوعی از خطوط اسلامی که از رقاع و توقیع برآمده است.

تعلیق در دانشنامه اسلامی

تعلیق
تعلیق یعنی وابسته کردن مفاد عقد یا ایقاع به امری( مثل تعلیق فروش کتاب به آمدن زید از سفر). تعلیق در مقابل تنجیز عبارت است از اینکه مفاد عقد یا ایقاع- مثلا فروش کتاب- به تحقّق امری دیگر- مثلا آمدن زید از سفر- انشاء گردد. به مضمون جمله اوّل (معلق) و جمله دوم (معلق علیه) گفته می‏شود و از آن در باب تجارت سخن رفته است.
از شرایط صحت عقد و ایقاع منجز بودن آن است؛ ازاین‏رو، تعلیق در آن دو به‏طور اجمال موجب بطلان می‏گردد.
برای روشن شدن موارد تعلیق صحیح و باطل به قلمرو بحث و اقسام و احکام هریک اشاره می‏کنیم.
قلمرو بحث
محل بحث و اختلاف در صحّت یا عدم صحّت تعلیق کجا است، انشاء یا منشأ؟
تعلیق در نفس انشاء، محال و غیر معقول است؛ زیرا انشاء به محض صدور آن از متکلم واقعیت خارجی می‏یابد.
آنچه مورد بحث و اختلاف است، تعلیق منشأ (چیزی که انشاء به آن تعلّق گرفته، مثلا منفعت این خانه) است، مانند اینکه کسی به دیگری بگوید: اگر زید از سفر بازگردد تو در فروش خانه من وکیل هستی. در اینجا وکالت، به بازگشت زید مشروط شده است. امّا موردی که انشاء و منشأ هر دو مطلق (منجّز) هستند و تنها متعلّق عقد مشروط به امری است، از قلمرو بحث خارج است و اشکالی در آن نیست، مانند اینکه کسی به وکیل خود بگوید: تو در فروش خانه من در روز جمعه وکیل هستی و مراد مقید کردن فروش خانه به روز جمعه باشد نه وکالت.
اقسام تعلیق
ظرف زمانی معلّق علیه (امری که منشأ مشروط به آن می‏شود) یا حال است و یا آینده. هریک از آن دو، وجودش یا معلوم است و یا مشکوک. هریک از چهار صورت یا در تحقّق مفهوم عقد یا ایقاع دخالت دارد و یا در صحّت آن و یا در هیچ‏کدام. مجموع می‏شود دوازده قسم.
بنابر مشهور- بلکه بر آن ادّعای اجماع شده- تعلیق منشأ بر امری که وجودش مشکوک است موجب بطلان عقد یا ایقاع می‏گردد؛ خواه زمانش حال باشد یا آینده، در مفهوم یا صحّت عقد یا ایقاع دخیل باشد یا نباشد.
برخی فقها با استدلال به اینکه قطع به ترتّب اثر بر عقد یا ایقاع، شرط صحّت آن نیست، تعلیق یاد شده را صحیح دانسته‏اند.
تعلیق بر امر استقبالی دوگونه تصور می‏شود: ۱. قید به‏گونه شرط متأخر در منشأ اخذ شود؛ بدین معنا که مفاد عقد یا ایقاع فعلی است و هم‏اکنون انشاء می‏شود، لیکن مقید به تحقّق معلّق علیه در آینده است، مانند اینکه فروشنده بگوید: این خانه را فروختم اگر ماه رمضان داخل شود و مراد انشای بیع در زمان حال، لیکن مقید به دخول ماه رمضان باشد.
۲. قید به‏گونه شرط مقارن در منشأ اخذ شود؛ بدین معنا که مفاد عقد یا ایقاع پس از تحقّق آن امر انشاء گردد. مثلا در مثال یاد شده مراد، تحقّق بیع از زمان حلول ماه رمضان باشد نه از هم‏اکنون.
اگر قید به‏گونه شرط مقارن در منشأ اخذ شود و امر استقبالی معلوم الحصول باشد، مانند ماه رمضان، برخی بر بطلان این نوع تعلیق ادّعای اجماع کرده‏اند.
هرچند برخی معاصران آن را نپذیرفته‏اند.
صحّت گونه‏های دیگر تعلیق محل اختلاف است. بسیاری، تعلیق عقد یا ایقاع را بر امری که در تحقّق مفهوم عقد یا ایقاع دخالت دارد، صحیح دانسته‏اند، مانند اینکه مردی بگوید: (إن کانت هذه زوجتی فهی طالق)؛ اگر این همسر من است او را طلاق دادم. همچنین تعلیق بر امری که در صحّت عقد یا ایقاع دخالت دارد، مانند اینکه شخص بگوید: اگر فلان چیز تملّک‏پذیر است آن را به تو فروختم.
تعلیق منشأ بر امری که دخالتی در مفهوم و نیز صحّت عقد یا ایقاع ندارد- و از آن به تعلیق بر صفت تعبیر می‏شود- در صورتی که حصول آن صفت در زمان حال یقینی باشد، بسیاری آن را- همچون صورت پیشین- صحیح دانسته‏اند، مانند اینکه فروشنده با علم به اینکه امروز، جمعه است بگوید: اگر امروز، جمعه باشد خانه‏ام را به تو فروختم.

یکی از اصطلاحات کاربردی در علم درایه (حدیث شناسی)، «تعلیق» است. تعلیق به معنای «افتادگی در آغاز سند بدون هیچ نشانه ای» است.
در همین راستا، افتادگی در سند، به سه صورت است: الف. افتادگی در ابتدای سند: اگر در یک کتاب حدیثی، افتادگی در ابتدای سند روایت وجود داشت و هیچ نشانه ای هم دالّ بر این که افتادگی وجود دارد نبود، به آن تعلیق گفته می شود. ب. افتادگی در میان سند که به آن حدیث، منقطع می گویند. ج. افتادگی در انتهای سند که به آن حدیث، مرسل می گویند. گاه این نوع افتادگی در سند، به منظور اختصار در نگارش رخ داده است. نویسندگان کتاب ها، برای این که متن کتاب طولانی و ملال آور نشود، در بسیاری از موارد، به نگارش اختصاری روی می آوردند که با این کارشان، علاوه بر تندنویسی، در میزان استفاده از کاغذ و قلم هم صرفه جویی می شد.
توضیح تعلیق با مثال
مثلاً سند دو روایت پیاپی ذیل را ملاحظه کنید: ۱. محمد بن یعقوب الکلینی رَضِیَ اللهُ عَنْهُ عن اَبی علی الاَشْعَری عن الحسن بن علی الکُوفی عن عَبَّاس بن عَامر عن اَبانِ بن عُثْمانَ عن الفُضَیل بن یَسار عن اَبی جعفر (علیه السّلام) قال: ... » . ۲. و عن علی بن ابراهیم عن اَبیه و عبدالله بن الصَّلْت جَمیعاً عن حَمَّاد بن عیسی عن حریز بْنِ عبدالله عن زُرارة عن اَبی جعفر (علیه السّلام) قال: ... ». در سند روایت دوم تعلیق شکل گرفته است؛ چرا که با اعتماد به سند روایت اول، نام «محمد بن یعقوب کلینی» از ابتدای سند دوم حذف شده است. البته چنین تعلیق هایی به مُسند بودن روایت ضربه نزده و روایت می تواند در صورت ثقه بودن راویان دیگر، از صحت و اعتبار برخوردار باشد.
« تعلیق و تحقیق عن أمهات مسائل القضاء»، کتابی است از مرحوم آیة الله محمد هادی معرفت ، به زبان عربی ، در تبیین شانزده نکته دارای اهمیت، پیرامون مباحث قضا. مؤلف، نکات مزبور را از کتاب« القضاء الإسلامی » خود استخراج کرده است. این شانزده نکته، دارای جایگاه خاصی در مسائل قضایی می باشند که توجه بدانها و فهم مآخذ و مدارک آنها، در ادراک و دراست این بخش عظیم فقهی که هدف انبیا و اولیا بوده و دین مبین اسلام آن را جزو مهم ترین آموزه های خود برشمرده کمک بزرگی خواهد بود.
مهمات قضا که مؤلف بدانها در کتاب، توجه ویژه نموده است . این مهمات عبارتند از: ۱- قضاوت، ولایتی شرعی بوده و در نظام اسلامی منصبی رسمی به شمار می رود. ۲- گستره ولایت قضا و موارد شمول آن. ۳- تبیین مسئله قضاوت بر مبنای علم و ضرورت مذهب بر آن. ۴- بی اساس بودن قاضی تحکیم. ۵- اجتهاد، استنباطی است برآمده از ملکه نه مجرد قدرت بر آن. ۶- عدالت صفت فعل بوده و شرایط آن به مناسبت مراتبش مختلف می گردد. ۷- معتبر بودن پاکی ولادت و گریزی به مسئله ایمان ولد الزنا. ۸- عدم صلاحیت زن برای قضاوت، به جهت مستعد نبودن برای آن. ۹- توکیل و جایگزینی در قضاوت. ۱۰- شمارش گناهان کبیره. ۱۱- فحص از جرایم و تعقیب مجرمان. ۱۲- مرافعه در شبهات حکمیه. ۱۳- ضابط شبهات دفع کننده حدود. ۱۴- حقیقت توبه و جایگاه آن در سقوط حدود. ۱۵- اجرت گرفتن بر قضاوت یا ارتزاق از بیت المال . ۱۶- مبحث رشوه و مشابهات آن. این موارد، بخش ها و فصول کتاب را به خود اختصاص داده اند که اشاره ای اجمالی به تک تک آنها خواهیم داشت.
گزارش محتوا
← ولایت شرعی بودن قضاوت
 ۱. ↑ الدروس، شهید اول، ج۱، ص ۹۸.    
...
فقها و حقوق دانان اسلامی، بر بطلان تعلیق در عقود و ایقاعات ، دلایلی ذکر کرده اند، در این مقاله به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
اجماع ، برخی از فقهای شیعه ، با استناد به اجماع فقهای امامیه، تعلیق را (دست کم در برخی از عقود و ایقاعات) موجب بطلان عقد و ایقاع معلّق می دانند. اوّلین فقیهی که اجماع را دلیل بر بطلان تعلیق دانست (بنابر تحقیقی که در فصل ششم، سیر تاریخ فقهی آن را بیان کردیم) سید مرتضی (م ۴۳۶ هـ. ق.) معروف به علم الهدی بود. وی در کتاب الانتصار، در دو مورد، در بحث ظهار و طلاق، بر بطلان تعلیق، به اجماع فقها استناد می کند و بطلان طلاق معلّق را از مختصات فرقه امامیه می داند. گویا وی، نخستین فقیه به کار برنده واژه تعلیق است، زیرا واژه تعلیق، در آثار فقهای پیش از او، در معنای اصطلاحی اش به کار نرفته بود.
← فقهای پیش از سید مرتضی
برخی از فقها، دلیل بطلان تعلیق را اجماع می دانند و معتقدند: مهم ترین دلیل مسأله، اجماع است، لکن انتقادهایی بر آن می شود:
← انتقاد اول
...
واژه تعلیق در اصطلاح علم فقه، وابسته کردن به شرط یا وصفی است که طرفین در عقد (منشاء) انشا می کنند برای مثال: فروشنده در عقد بیع، تملیک و تملک را به آمدن زید از سفر بداند، به طوری که اگر زید آمد، مشتری مالک مبیع شود و در غیر این صورت، مالک آن نگردد.به اعتبارات مختلف، تعلیق را بر اقسام چندگانه ای می توان شمرد که برخی از فقهای بزرگوار، به گونه ای پراکنده، اقسام و احکام آن را بررسیده اند. در این بخش، برخی از اقسام تعلیق را برمی شمریم و حکم هر یک را بر می رسیم:
تعلیق وصفی، تعلیق شرطی. تعلیق به اعتبار نوع معلّق علیه، بر دو قسم است:
← تعلیق وصفی
تعلیق معلوم الحصول و ممکن الحصول حالی و آینده ای. معلّق علیه، خواه در مفهوم عقد دخیل باشد و یا در صحت آن، و یا هرگز مداخله ای در مفهوم عقد و صحت آن نداشته باشد، به اعتبار تحقق یا عدم تحققش در حال یا آینده، بر اقسامی است:۱. معلّق علیه، در زمان حال، معلوم الحصول باشد، مانند آن که فروشنده دانا به جمعه بودن امروز، بگوید: اگر امروز، روز جمعه است، کتابم را به تو فروختم، این قسم را (تعلیق معلوم الحصول حالی) نام نهادیم.۲. معلّق علیه، در زمان آینده معلوم الحصول است و به طور حتمی تحقق می یابد، اگر چه اکنون و در زمان حال، معلوم الحصول نیست، چنان که فروشنده بگوید: (بعت داری إذا دخل شهر رمضان) و یا موکل، در روز شنبه بگوید: تو وکیل من هستی در روز پنجشنبه. این قسم را (تعلیق معلوم الحصول استقبالی) نامیدیم.۳. معلّق علیه، در زمان حال، محتمل الوقوع باشد، مثل آن که موکل بگوید: (أنت وکیلی إن کان محمد فی الدار)؛ تو وکیل من هستی، اگر که اکنون محمد در خانه باشد. این قسم را (تعلیق ممکن الوقوع حالی) برشمردیم.۴. معلّق علیه، در زمان آینده، محتمل الوقوع باشد، امّا بی تردید در زمان حال تحقق ندارد، مانند: بعتک داری إن جاء محمد غدا. ۵ و ۶. معلّق علیه، در زمان آینده و حال، معدوم الوقوع باشد، چنان که مرد مطلِّق بگوید: (انتِ طالق إن اجتمعت الضّدان) یا فروشنده بگوید: کتاب را به تو فروختم، اگر از آسمان خون ببارد.
تقسیم سوم
تعلیق عام، صوری و معنوی. برای آن که در معلّق علیه، کلمه ای دلالت بر تعلیق کند و یا از نظر معنی، مفهوم تعلیق در آن نهفته باشد، تعلیق را می توان بر اقسامی شمرد: اوّل: گاهی عقد یا ایقاع، هم از جهت صورت معلّق است، چنان که ادات و حروفی که دلالت بر تعلیق می کند، در آن وجود دارد و هم از جهت معنی و مفهوم، مانند: إن دخلت الدار فأنت طالق.دوم: گاهی عقد یا ایقاع، از جهت معنی معلّق است، امّا از جهت ظاهر و صورت، ادات تعلیق در آن وجود ندارد. چنان که صاحب برده، به کنیزش می گوید: (کل ولد تلدینه فهو حرّ؛ هر فرزندی که به دنیا آوردی آزاد است.) در این گفتار این قسم را، (تعلیق معنوی) نام نهادیم، زیرا تعلیق، در مفهوم جمله نهفته است.سوم: گاهی عقد یا ایقاع، از جهت صورت معلّق است، امّا از جهت معنی، مفهوم تعلیق در آن وجود ندارد، مانند آن که فروشنده با علم بر این که خریدار، معامله را می پذیرد، می گوید: (بعتک داری إن قبلت.)
تقسیم چهارم
...
در فقه پر بار اسلام، تحقق عقد و قرارداد صحیح، شرایط و مقررات ویژه ای را می طلبد که بر دو قسم است: الف. شرایط عمومی؛ ب. شرایط خصوصی. فقها و حقوق دانان اسلامی، تعلیق را موجب بطلان عقد می دانند، زیرا تنجیز از شرایط عمومی عقد و ایقاع است.
بر فرض صحت تعلیق، در برخی از فرض های عقد معلّق و محال نبودن آن، تجزیه و تحلیل و توجیه حقوقی آن چگونه خواهد بود؟ زیرا فرض می شود: عاقد، عقد را بر امر مجهول التحقق معلّق کرده و در حال یا آینده، در صورت وقوع معلّق علیه، تحقق می یابد و یا آن که عقد را بر امر محقق الوقوع معلّق کرده و در آینده محقق می گردد. حال چگونه، شرط یا وصفی که بعد به وجود می آید، می تواند در عقدی که پیش تر تحقق یافته، تأثیر گذارد؟
← تحلیل اوّل
چنانچه در بحث جای گاه عقد معلّق در قانون مدنی خواهد آمد، از ظاهر برخی از مواد قانون مدنی استفاده می شود که عقد معلّق، دست کم در برخی صور صحیح است و برای همین، دانش مندان علم حقوق، در تحلیل تعلیق، از فقهای بزرگ شیعه ، پیروی کرده اند و مطلبی بر گفتار آنان نیفزوده اند. بدین جهت، با توجه به تفصیلی که در بیان فقهی مسأله مطرح شد، به ذکر چکیده آن بسنده می کنیم: ۱. بسیاری از حقوق دانان، تعلیق در انشاء را محال دانسته و معتقدند: همچنان که تعلیق، در عالم مادی امکان پذیر نیست، در امر اعتباری نیز نمی توان ایجاد و اثر عقد را به امر دیگری، منوط کرد؛ ۲. بعضی از محققان، تعلیق در انشاء را (برخلاف امور تکوینی) در امور اعتباری ممکن شمرده اند و معتقدند: چون ایجاد امور اعتباری، به قصد انشاء کننده وابسته است، مانعی ندارد که انشاء نیز منوط بر امر خارجی باشد؛ ۳. دیگر از محققان، تعلیق در منشأ را نیز ممکن نشمرده و گفته اند: در امور اعتباری نیز مانند امر تکوینی و مادی، منشأ نمی تواند از انشاء تخلف کند و جداسازی انشاء از منشأ، محال است و برای همین، تعلیق، به دو صورت امکان دارد:
← صورتهای تعلیق
(۱) مقالات حقوقی، دکتر ابوالقاسم گرجی.(۲) مبانی العروة الوثقی، ابوالقاسم خوئی.(۳) العناوین الفقهیه، میر عبدالفتاح مراغی.(۴) حقوق مدنی، دکتر سید حسن امامی.(۵) العروة الوثقی، محمدکاظم یزدی.(۶) الحدائق الناضرة، یوسف بحرانی.(۷) مستمسک عروة الوثقی، محسن حکیم.(۸) المکاسب، مرتضی انصاری.(۹) حقوق مدنی (قواعد عمومی) دکتر کاتوزیان.
در فقه پر بار اسلام، تحقق عقد و قرارداد صحیح، شرایط و مقررات ویژه ای را می طلبد که بر دو قسم است: الف. شرایط عمومی؛ ب. شرایط خصوصی.فقها و حقوق دانان اسلامی، تعلیق را موجب بطلان عقد می دانند، زیرا تنجیز از شرایط عمومی عقد و ایقاع است.
در تعریف تعلیق گفته شد: عقد معلّق، عقدی است که بر شرط یا وصفی معلّق باشد، چنانکه بی تحقق شرط یا وصف، اصل عقد تحقق نیابد. امّا فقها در مورد حقیقت تعلیق، اختلاف بسیاری دارند؛ بر این که آیا اناطه عقد بر وقوع شرط یا وصف، نتیجه تعلیق در انشاء بوده، یا نتیجه تعلیق در منشأ و یا نتیجه تعلیق در امر دیگر؟ به عبارت دیگر، در عقد معلّق، چه چیزی در واقع معلّق خواهد بود؟ آیا انشای عقد که از طرف متعاقدان صادر شده، معلّق است و یا منشأ و قصد متعاقدان؟ که در این صورت، انشای عقد ، معلّق بر امری نیست و از این جهت، عقد منجّز خواهد بود.
دیدگاه فقها در انشای عقد در عقود
برخی از محققان، مسأله را گسترانده اند و فراتر از این، نه تنها تعلیق در انشاء را جایز ندانسته اند، بلکه حتی تعلیق در اخبار را، ممکن نشمرده اند و گفته اند: همان گونه که تعلیق در ماهیت و چیستی انشاء، ممکن نیست، در خود (إخبار) و خبر رسانی نیز، نامعقول بوده و در واقع، تعلیق، در (مخبرٌ به) و خبر است.
← مخالفان
...
نوعی خط تودرتو و پیچیده، بر گرفته از خط توقیع و رِقاع است.
تعلیق در لغت به معنای در آویختن چیزی به چیزی است و اطلاق نام تعلیق به این خط ناشی از پیچیدگی در نگارش حروف و روانی حروف آن است که گویا بر روی کاغذ معلق اند برخی محققان برآن اند که نَسخِ شیوة ایرانی یا خط تحریری که تحت تأثیر خط پهلوی و اوستایی نوشته می شد (پهلوی، زبان و ادبیات) در شکل گیری خط تعلیق مؤثر بوده است.
ویژگیهای خط تعلیق
در تعلیق، علاوه بر متصل نوشتن حروف منفصل، گاه چندین کلمه را پیوسته می نویسند. این شیوه را، که به ضرورت تندنویسی ایجاد شده است، شکستة تعلیق می گویند. نظم و ترتیب و تناسب اجزای حروف و کلمات، که در خطوط دیگر معمول است، در تعلیق و فروع آن (ترسل و دیوانی) رعایت نمی شود؛ چنانکه کلمات و حروف آن یکنواخت نیست و گاه درشت و گاه ریز نوشته می شود. قطِّ (برشِ) قلمِ تعلیق هم بین «تحریف» (ارتفاع بیش تر نیش راستِ قلم از نیشِ چپ) و «مستوی» (قلمی که برش آن تَخت و بین صفر تا ده درجه باشد) است (مانند خط نستعلیق)، و هم «محرّف» (قلمی که زاویة برش آن تُند و در حدود ۳۵ تا ۴۵ درجه باشد) است. حرکات قلم در این خط نرم و تقریباً «دور» (گردش حروف که در دایره های معکوس و مستقیم مانند «ح» و «ق» و گِردی سَرِ «ف» و «ق» و «و» و مانند آن به وجود می آید) است.
کاربرد خط تعلیق
خط تعلیق، در آغاز برای کتابت مراسلات دولتی و تنظیم احکام حکومتی به کار می رفت و کاتبانِ این خط ملزم بودند خطوط دیوانی، چپ (وارونه نویسی)، سیاق و طغرایی را هم خوب بنویسند. این نوع کاربرد و نیز طرز نگارش تعلیق، آن را به «خط ترسل» نیز معروف ساخت.
پیشینه خط تعلیق
...
از قرن پنجم هجری در نسخ تحریری (شیوهٔ ایرانی)، بتدریج دگرگونی هایی پدید آمد و از اواسط قرن هفتم بر اثر تکامل قلم ایرانی خطی بوجود آمد که مقتبس از آن و نیز خط توقیع و رقاع بود و بنام خط تعلیق کمال و رواج یافت. این خط در تحریر کتاب ها و دیوان های شعر یکار می رفت و تا قرن هشتم رو به تکامل رفت.
نیاز به سرعت در نوشتن باعث شد تا پیوستگی حروف و کلمات مجاز شود و خطی بوجود آمد که شکسته تعلیق نامیده شد. این قلم خاص کاتبان دیوان بود که گاهی ”ترسّل“ نیز نامیده شده است. امروزه خطاطان ایرانی با تعلیق کمتر آشنایی دارند. پس از رواج خط تعلیق، عثمانی ها و مصری ها در آن تصرفاتی موافق با سلیقه خود ایجاد کردند و شیوهٔ خود را ”دیوانی“ نامیدند.
در فقه پر بار اسلام، تحقق عقد و قرارداد صحیح، شرایط و مقررات ویژه ای را می طلبد که بر دو قسم است:الف. شرایط عمومی؛ ب. شرایط خصوصی.فقها و حقوق دانان اسلامی، تعلیق را موجب بطلان عقد می دانند، زیرا تنجیز از شرایط عمومی عقد و ایقاع است.
در علم اصول فقه، واجب را دارای اقسامی، از جمله: معلّق و منجّز دانسته اند. گویا این تقسیم را شیخ محمدحسین بن محمد رحیم ، مؤلف کتاب الفصول فی الاصول نوآورده است. ایشان در تعریف تقسیمی که خود بنیاد نهاده، می نویسد:تقسیم دیگر برای واجب: اگر وجوب واجب ، به مکلف تعلق گیرد و به فعلیت برسد و تحقق آن بر امر غیرمقدوری وابسته نباشد، بدان واجب منجّز گویند، امّا اگر وجوب واجبی که به مکلف تعلق گرفته است، معلّق و منوط بر وقوع امر غیرمقدوری باشد، بدان واجب معلّق گویند، مانند حج که وجوبش از زمان استطاعت ، متوجه مکلف می شود، اما به جا آوردن آن، منوط به فرا رسیدن ایام حج (ماه ذوالحجه) است و آن زمان نیز در اختیار و قدرت مکلف نیست، بلکه مکلّف مستطیع تا رسیدن زمان مقرر، باید صبر کند.
← نتیجه
(۱) الفصول فی الاصول، شیخ محمدحسین بن عبدالرحیم.(۲) اجود التقریرات، ابوالقاسم خوئی.(۳) الاصول العامه، محمدتقی حکیم.(۴) اصطلاحات الاصول، میرزا علی مشکینی.
در فقه پر بار اسلام، تحقق عقد و قرارداد صحیح، شرایط و مقررات ویژه ای را می طلبد که بر دو قسم است:الف. شرایط عمومی؛ ب. شرایط خصوصی.فقها و حقوق دانان اسلامی، تعلیق را موجب بطلان عقد می دانند، زیرا تنجیز از شرایط عمومی عقد و ایقاع است.
مفهوم فقهی تعلیق: واژه تعلیق در اصطلاح علم فقه، وابسته کردن به شرط یا وصفی است که طرفین در عقد (منشاء) انشا می کنند برای مثال: فروشنده در عقد بیع ، تملیک و تملک را به آمدن زید از سفر بداند، به طوری که اگر زید آمد، مشتری مالک مبیع شود و در غیر این صورت، مالک آن نگردد.
← هدف عقد
بیشتر فقهای اسلام، در مباحث فقهی درباره تعلیق، از تعریف آن سخنی نگفته اند و تنها در این باره، مثال آورده اند و چه بسا، در تعریف آن، به جمله (عقد معلّق آن است که منجّز نباشد)، بسنده کرده اند. از جمله محقق حلّی، در شرایع الاسلام: فرمود: من شرطها ان تقع منجزة فلو علقت بشرط متوقع أو وقت متجدد لم یصح، علامه حلّی ، در تذکرة الفقهاء فرمود: مسأله التنجیز فلو علّقه بمجیء الشهر وقدوم زید لم یصح، شهید ثانی ، در شرح لمعه فرمود: ویشترط فیها التنجیز فلو علّقت علی شرط متوقع کقدوم المسافر وصفة مترقبة کطلوع الشمس لم یصح.
← تعاریف شرح الاسمی
(۱) کشف اللثام، محمد فاضل هندی.(۲) مسالک الافهام، شهید ثانی (چاپ جدید).(۳) الجامع للشرایع، ابوسعید حلّی(۴) شرایع الاسلام، محقق حلی.(۵) تذکرة الفقهاء، علامه حلّی.(۶) کفایة الاصول، محمد کاظم محقق خراسانی.(۷) المنطق، محمدرضا شیخ مظفر.(۸) الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، شهید ثانی.
در فقه پر بار اسلام، تحقق عقد و قرارداد صحیح، شرایط و مقررات ویژه ای را می طلبد که بر دو قسم است:الف. شرایط عمومی؛ ب. شرایط خصوصی.فقها و حقوق دانان اسلامی، تعلیق را موجب بطلان عقد می دانند، زیرا تنجیز از شرایط عمومی عقد و ایقاع است.
الف. مفهوم لغوی تعلیق: واژه تعلیق، مصدر باب تفعیل از ریشه (علق یعلق علقاً وعلوقاً)، در لغت، معانی چندگانه ای، چون: درآویختن چیزی را به چیز دیگر، بند کردن، علاقه و دل بستگی، متصل کردن چیزی را به چیز دیگر و جعل و ایجاد بستگی بین چیزی با چیز دیگر دارد.ابن منظور در لسان العرب گفته است:(علق الشیء بالشیء تعلیقاً: ناطه.)چیزی را به چیز دیگر ارتباط داد. جوهری ، مؤلف صحاح اللغه و طریحی، مؤلف مجمع البحرین نیز تعلیق را آویختن چیزی به چیزی دیگر دانسته اند.
معنای اصلی تعلیق
اگرچه واژه تعلیق، در مرحله کاربرد، معانی متعددی دارد، معنای اصلی آن در لغت: درآویختن چیزی به چیز دیگر و ایجاد بستگی و ارتباط بین دو چیز کاملاً به هم وابسته است. برای همین، بسیاری از دانش مندان علم لغت، (عَلِقَ به) را (نَشِبَ به) تفسیر کرده اند. بدین جهت، در لغت، به قطعه خونی که به رحم چسبیده و از مبادی نشو آدمی است و یا کرمی که به بدن چسبیده و خون می خورد (زالو)، علقه ، و به بستنِ در، تعلیق الباب گویند.در نتیجه، معنای لغوی واژه تعلیق، متصل کردن چیزی به چیز دیگر و ایجاد ارتباط و بستگی چیزی به چیز دیگر است. این مفهوم، به مفهوم فقهی تعلیق نزدیک تر می نماید.

تعلیق در دانشنامه ویکی پدیا

تعلیق
تعلیق در واژه به معنی درآویختن، آویزان کردن، معلق کردن، نصب کردن، ترک چیزی بدون لغو کامل و بلاتکلیفی، پیوستن نوشته ای به کتاب است.
تعلیق (روایت)
تعلیق به معنی سوسپانسیون که جوری آمیزهٔ شیمیایی است
خط تعلیق یکی از خط های اسلامی
سامانهٔ تعلیق مستقل
سیستم تعلیق (فنربندی) خودرو
تعلیق (انگلیسی: Suspense) به حس و کشش تنش آلود و پرهیجانِ برآمده از موقعیتی غیرقابل پیش بینی و مرموز گفته می شود. این اصطلاح معمولاً در ادبیات داستانی و نمایشی کاربرد دارد اما منحصر به آن ها نیست.
تعلیق در مفهومِ هیچکاکی اش زمانی رخ می دهد که تماشاگر می داند قرار است اتفاق بدی بیفتد و علیرغم این پیش آگاهی، توانایی مداخله و جلوگیری از آن را ندارد. فیلم هایی که تعلیق قابل توجهی در آن ها به کار می رود معمولاً در ژانر دلهره آور طبقه بندی می شوند.
در مفهومی وسیع تر حس تعلیق هنگامی به وجودمی آید که فرد نسبت به پروسه و چگونگی خلق یک رخداد در آینده ناآگاه است اما وقوع آن را پیش بینی می کند. از این رو تعلیق آمیزه ای از پیش بینی و عدم قطعیت دربارهٔ وقایع مبهم آینده است و در مقابل احساس شگفتی قرار می گیرد.
تعلیق دوجناقی که با نام A-ARM هم شناخته می شود نوعی از سیستم تعلیق مستقل در جلو می باشد. سگ دست spindle توسط دو جناق A شکل نگه داشته می شود که در این حالت جناق پایینی بیشترین نیرو را متحمل می گردد. اندازه و زوایای هر جناق تاثیر بسزایی در عملکرد این سیستم تعلیق ایفا می کنند.
در این تعلیق هر جناق دو بوش در قسمت اتصال به بدنه و یک بوش در قسمت اتصال به چرخ دارد و مجموعه از فنر حلقوی و کمک فنر نیز بهره می برد. این تعلیق اجازه کنترل بیشتری بر روی زاویه کمبر چرخ را می دهد که بر روی زاویه TILT IN و TILT OUT تاثیر دارد. احساس فرمان نیز با استفاده از این تعلیق خوب می باشد چراکه ROLL و SWAY می توانند به کمترین حد خود دست یابند.
بدلایل اشاره شده، این سیستم تعلیق در اکثر تعلیق جلوی خودروهای بزرگ عرضه می شود.
این سیستم تعلیق در خودروهای آلفا رومئو، ام جی، پونتیاک، هوندا و مرسدس بنز یافت می شود. نوع خاصی از این سیستم تعلیق در چرخهای جلوی برخی خودروهای با اندازه متوسط به بالا مانند هوندا آکورد(از ۲۰۱۳ به بعد مک فرسون)، پژو ۴۰۷، مزدا ۶ و بسیار متداول در ماشین های مسابقه قرار داده شده است.
تعلیق مراقبتی نوعی کیفر است که سالب آزادی بزهکار نمی شود (بزهکار حبس نخواهد کشید) ولی او را به ارضای مستمر برخی شرایط تحمیلی ملزم می کند (بزهکار باید مدتی را تحت نظارت شدید جامعه بگذراند)؛ شرایطی چون: معرفی منظم خود به مأمور، حضور در مراکز بازپروری اعتیاد، حضور در جلسات مشاوره و رفتاردرمانی، داشتن شغل و غیره.
جان آگوستوس، کفاشی از اهالی بوستون آمریکا، مبتکر طرح «تعلیق مراقبتی» بود. قاضی مرد دائم الخمری را به اعمال شاقه در کانون اصلاح و تربیت محکوم کرده بود. آگوستوس که حکم را ناعادلانه می دید، وثیقه پرداخت و وظیفهٔ بازپروری محکوم را بر عهده گرفت به این شرط که ظرف سه هفته، دائم الخمر را ترک دهد وگرنه مرد مست دوباره محاکمه شود. سه هفته گذشت و دیگر خبری از آن مرد دائم الخمر نبود بلکه او به مردی هشیار مبدل شده بود. قاضی که تحت تأثیر قرار گرفته بود، از تحمیل مجازات معمول (حبس در کانون اصلاح و تربیت با اعمال شاقه) صرف نظر کرده و او را تنها به پرداخت یک سنت جریمهٔ نقدی محکوم کرد. آگوستوس در مدت ۱۸ سال (از ۱۸۴۱ تا ۱۸۵۹) ۱٬۱۵۲ مرد و ۷۹۴ زن را به همین شیوه از زندان آزاد کرد و بر اساس گفتهٔ خودش تنها یک مجرم بدو خیانت کرد و گریخت. موفقیت آگوستوس در بازپروی بزهکاران، به قانونی شدن کیفر «تعلیق مراقبتی» در ایالات متحدهٔ آمریکا انجامید.
از مزایای تعلیق مراقبتی می توان به کاهش هزینه های نگهداری از زندانیان، کاهش لکه و داغ ننگ بالقوهٔ ناشی از کشیدن حبس، و نیز جلوگیری از پذیرفتن فرهنگ زندان (تأثیر زیان بار زندان بر زندانیان جدید) اشاره کرد. انتقاداتی نیز به این کیفر شده است.
«تعلیق مراقبتی» (انگلیسی: Probation (1932 film)) یک فیلم در سبک درام است.
سامانهٔ تعلیق مستقل (به انگلیسی: Independent suspension) نوعی از سیستم تعلیق است که هر چرخ به صورت جداگانه و مستقل ارتعاش می کند و ارتعاشات یک چرخ به چرخ دیگر منتقل نمی شود.
تعلیق ناباوری یک اصطلاح در مطالعات ادبی و سینمایی است که در آن مخاطب یک متن دیداری، نوشتاری یا شنیداری به صورت ارادی ناباوری خود را کنار می گذارد تا بتواند با جهان متن هم آوایی کند. این اصطلاح را اولین بار فیلسوف و شاعر زیبایی شناس آمریکایی ساموئل تیلور کولریج در سال ۱۸۱۷ ضرب کرد. ما می دانیم که داریم نمایشی از یک فیلم تخیلی را می بینیم، اما به راحتی این جهان را به همان صورتی که ارائه می شود، به همراه قواعد، شخصیت ها و خطوط پیرنگی آن، می پذیریم.
سامانهٔ تعلیق وابسته (به انگلیسی: Dependent suspension) نوعی از سیستم تعلیق است که هر چرخ به صورت یکپارچه و وابسته ارتعاش می کند و ارتعاشات یک چرخ به چرخ دیگر منتقل می شود.
تعلیق کفر (انگلیسی: Suspension of Disbelief) یک فیلم در سبک هیجان انگیز به کارگردانی مایک فیگیس است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این فیلم در ۷ نوامبر ۲۰۱۲ در جشنواره فیلم رم به نمایش گذاشته شد. همچنین در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۳ در جشنواره فیلم بین المللی ریو دو ژانیرو شرکت کرد. این فیلم در انگلستان در تاریخ ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۳ منتشر شد.
خط تَعلیق یا ترسل اولین شیوه از خوشنویسی فارسی است که خاص ایرانیان پدید آمده است. به نظر می رسد این شیوه از خوشنویسی در اواسط سدهٔ هفتم از ترکیب و توسعهٔ دو خط توقیع و رقاع و تحت تاثیر خطوط ایرانی پیش از اسلام و با توجه به ذوق و روحیه ایرانی به وجود آمده باشد. خط تعلیق را می توان نخستین خط کاملاً ایرانی دانست. درواقع این شیوه اولین نوع خوشنویسی بود که برای خط پارسی که از عربی منشعب شده بود، ابداع گشت و در آن علامت های زیر و زبر و پیش به کار نمی رفت. تعلیق خطی تودرتو و متصل به هم است و کلمات و حروف در آن یکنواخت نوشته نمی شوند، یعنی گاهی بزرگ و گاهی ریزند. خط تعلیق دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت فراوان در ارائهٔ ترکیب های متنوع را دارد. به همین سبب بیشتر در بین افرادی رواج داشت که از نظر سواد و میزان آشنایی با خط در سطح بالایی بوده اند.. این خط ویژه کاتبان دربارها و دیوان های حکومتی بوده از این رو این خط به تدریج کاربرد خود را از دست داده است.
این خط حدود صد سال رواج کامل داشت و پس از آن رفته رفته با پیدایش نستعلیق و سپس شکسته نستعلیق از رواج آن کاسته شد و رونق سابق را از دست داد. عده ای ابداع این خط را به خواجه تاج سلمانی اصفهانی نسبت می دهند. اما در واقع او این خط را قانونمند کرد و بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استرابادی برای آن قواعد و اصول بیشتری به وجود آمد.
خط تعلیق، زمینه ساز پیدایش دو خط دیگر ایرانی یعنی نستعلیق و شکسته نستعلیق بود. رواج و رونق این دو خط از کاربرد تعلیق کاست تا جایی که تقریباً به بوته فراموشی سپرده شد.
سیستم تعلیق یا فنربندی (به انگلیسی: Suspension) قسمتی از خودرو است که باعث می شود نوسانات حاصل از حرکت خودرو برروی سطوح ناهموار به جِرم معلق که شامل اتاق، شاسی، متعلقات و سرنشینان وارد نشود. سیستم تعلیق از جِرم فنربندی شده، فنر، کمک فنر و جِرم فنربندی نشده تشکیل شده است.
سیستم تعلیق خودرو دو وظیفهٔ مهم را برعهده دارد که یکی جذب نوسانات و ارتعاشات وارد به چرخ ها بر اثر ناهمواری های جاده و دیگری تماس مؤثر لاستیک چرخ ها با سطح جاده است. در سیستم تعلیق خودرو همیشه دو مقوله مورد بحث بوده: یکی کیفیت سواری دادن و دیگری قابلیت هدایت و کنترل، که این دو مرتباً در تضاد با یکدیگرند. به عبارت دیگر، بهبود یکی باعث بروز اشکال در دیگری می شود.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با تعلیق

معنی تعلیق به انگلیسی

stop (اسم)
ترک ، تعلیق ، نقطه ، ایست ، توقف ، تکیه ، ایستگاه
suspension (اسم)
متارکه ، وقفه ، تعلیق ، ایست ، توقف ، تاخیر ، تعطیل ، بی تکلیفی ، اندروایی ، اویزانی ، سوسپانسیون ، اندروا ، اویزش
abeyance (اسم)
بیتکلیفی ، وقفه ، تعلیق
pendency (اسم)
تعلیق ، اویختگی
hang (اسم)
تعلیق ، تمایل ، مفهوم ، طرزاویختن
interruption (اسم)
تعلیق ، فاصله ، انقطاع
suspensive (صفت)
تعلیق ، در حال تعلیق ، در حال توقف ، اویزشی ، اندروا پذیری

معنی کلمه تعلیق به عربی

تعلیق
تعليق , توقف , علق
إيقاف الحکم
إيقاف الدعوي

تعلیق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی تعلیق

متین ١٥:٥٣ - ١٣٩٥/٠٩/٠٨
این واژه عربی است و پارسی آن این است:
هِلواس (کردی: هه لواسین)
|

شاهین پورآقا ١٦:٠٧ - ١٣٩٦/٠١/١٨
تعلیق از ریشه ع ل ق است
بروزن تفعیل،که میشود:
علق یعلق تعلیق.....
ازمعانی باب تفعیل نسبت است

پس میتوان این چنین معناکرد....
علقه:به اوعلاقه مندشد،به اونسبت علاقه مندشد داد
|

علی ١١:٥٣ - ١٣٩٦/٠٢/٠٢
معلق کردن،آویزان کردن چیزی به چیز دیگر، چیزی در ذیل کتاب یا نامه نوشتن. و نام نوعی از خط.
|

باران ١٥:٠٠ - ١٣٩٦/٠٣/١٨
تعلیق :معلق کردن،آویزان کردن چیزی به چیز دیگر، چیزی در ذیل کتاب یا نامه نوشتن. و نام نوعی از خط.
|

بهرام س ١١:١٣ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
فروهِشت
|

شهریار آریابد ١٥:٠١ - ١٣٩٧/١٢/١٥
در پهلوی " آگیش " در نسک :فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی تعلیق



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعلیق از کار   • معنی تعلیق در حقوق   • تعلیق خط   • تعلیق در سینما   • تعلیق در داستان   • تعلیق خودرو   • تعلیق مجازات چیست   • مفهوم تعلیق   • تعریف تعلیق   • معرفی تعلیق   • تعلیق چیست   • تعلیق یعنی چی   • تعلیق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تعلیق
کلمه : تعلیق
اشتباه تایپی : jugdr
آوا : ta'liq
نقش : اسم
عکس تعلیق : در گوگل


آیا معنی تعلیق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )