برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1279 100 1

تعمیر

/ta'mir/

مترادف تعمیر: آبادانی، اصلاح، بازسازی، ترمیم، عمارت، مرمت، نوسازی ، آباد کردن، مرمت کردن، عمارت کردن، ساختن، درست کردن، بازسازی کردن

متضاد تعمیر: تخریب

برابر پارسی: باز، نو، دوباره سازی

معنی تعمیر در لغت نامه دهخدا

تعمیر. [ ت َ ] (ع مص ) زندگانی دادن. (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ). زندگانی دراز دادن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): لعمری لئن عمرتم السجن خالداً؛ ای ادمتم سجنه ُ کانهم جعلوا خالداً للسجن عمری. (اقرب الموارد). || تا دیر داشتن کسی را خدای. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باقی گذاشتن کسی را خدای. (از اقرب الموارد). || به بقای دراز موصوف کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به عمر دراز متصف گشتن یا کردن. (آنندراج ). || بقای دراز خواستن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عمر دراز خواستن. (آنندراج ). و تقول : اعمّرک اﷲ ان تفعل تحلفه باﷲ و تسئل اﷲ بطول عمره. (منتهی الارب ). || اندازه کردن برای نفس خود حدی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تقدیر کردن مقدار محدودی از عمر برای نفس خود. (از اقرب الموارد). || به عمری دادن کسی را چیزی. || عمّرک اﷲ کذا اصله عمرتک اﷲ تعمیراً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || نیکو بافتن و نیکو ریسیدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نیکو بافتن جامه و نیکو رشتن. (ناظم الاطباء). || سوگند دادن کسی را. || تعمیرالمسجد؛ ذکر کردن خدای در مسجد و درس دادن علم را در آن و بازداشتن خود را از کلام دنیا. || پاک داشتن و روشن کردن بچراغ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || معمور داشتن خدای به جای کسی را:عمّر اﷲ بک منزلک. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرمت کردن شکسته را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرمت بنای شکسته. (ناظم الاطباء). آباد ساختن ، با لفظ کردن مستعمل. (آنندراج ).تعمیر که معمولاً بمعنی اصلاح و درست کردن استعمال میشود در اصل بمعنی طول عمر دادن است و برای اصلاح در زبان عربی ترمیم و مرمت بر وزن مذمت را بکار میبرند. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال اول شماره ٔ 2).

معنی تعمیر به فارسی

تعمیر
آبادکردن، مرمت کردن خرابی خانه، قابل سکنی کردن
۱ -( مصدر ) آبادکردن عمارت کردن . ۲- مرمت کردن خرابی . ۳ - زندگانی دادن زندگانی دراز دادن . ۴ -( اسم ) آبادانی عمارت . ۵ - مرمت . جمع : تعمیرات .
[major repair] [حمل ونقل هوایی] تعمیری که اگر به درستی انجام نشود در وزن و تعادل و استحکام سازه ای و کارایی و راه اندازی موتور و خصوصیات پروازی یا کیفیت های صلاحیت پرواز هواگَرد تأثیر میگذارد
[minor repair] [حمل ونقل هوایی] هرگونه تعمیری که در وزن و تعادل و استحکام سازه ای و کارایی و راه اندازی موتور و خصوصیات پروازی هواگَرد تأثیرگذار نباشد
[spot repair, surface repair] [مهندسی بسپار- تایر] نوعی تعمیر مَنجید، درصورتی که میزان آسیب دیدگی لایه ها کمتر از 25 درصد ضخامت مَنجید باشد؛ ترمیم این آسیب دیدگی ها با تکه ای لاستیک انجام می شود
[nail hole repair] [مهندسی بسپار- تایر] نوعی تعمیر سوراخ های تایر، در مواردی که قطر سوراخ ایجاد شده در تایر باری تا 5/9 میلی متر و در تایر سواری تا 6 میلی متر باشد و سوراخ تا شانه دست کم 5/2 سانتی متر فاصله داشته باشد
[section repair] [مهندسی بسپار- تایر] نوعی تعمیر مَنجید، درصورتی که میزان آسیب دیدگی لایه ها عمیق و بیش از 75 درصد باشد
[reinforcement repair] [مهندسی بسپار- تایر] نوعی تعمیر مَنجید تایر لایه اریب، درصورتی که آسیب دیدگی مَنجید 25 تا 75 درصد باشد؛ ناحیۀ آسیب دیده با استفاده از وصلۀ منسوج و فتیله ترمیم می شود
[repair gum] [مهندسی بسپار- تایر] آمیزه ای زو ...

معنی تعمیر در فرهنگ معین

تعمیر
(تَ) [ ع . ] (مص م .) ۱ - آباد کردن . ۲ - مرمت کردن خرابی .

معنی تعمیر در فرهنگ فارسی عمید

تعمیر
۱. آباد کردن، مرمت کردن خرابی خانه، قابل سکنی کردن جا و منزل.
۲. [قدیمی] زندگی دراز کردن.

تعمیر در دانشنامه اسلامی

تعمیر
تعمیر یعنی اصلاح و مرمت زمین، ساختمان و غیر آن . از آن به مناسبت در بابهای مختلفی نظیر صلات، زکات، جهاد، وقف و صلح سخن رفته است.
تعمیر مساجد و مشاهد مشرفه مستحب است. صرف سهم (سبیل اللّه) از زکات در مصالح عمومی همچون تعمیر مدارس و پلها بنابر مشهور جایز است.

تعمیر معابد
تعمیر معابد اهل کتاب برای مسلمانان و دریافت اجرت در برابر آن مکروه است.

تعمیر ملک وقفی
ملک وقفی‏ای که نیاز به تعمیر دارد اگر واقف، مالی را جهت اصلاح و تعمیر آن معین کرده باشد، همان مال صرف تعمیر می‏گردد، در غیر این صورت‏ برای تعمیر از محلّ درآمد وقف استفاده می‏شود.
از آنچه برای مساجد و مشاهد مشرّفه وقف می‏گردد، جایز است برای تعمیر آنها نیز مصرف شود.

تعمیر ملک مسترک
...
تعمیر و توسعه مسجد شریف نبوی در طول تاریخ، تألیف ناجی محمدحسن عبدالقادر انصاری است که به قلم عبدالمحمد آیتی به فارسی ترجمه شده است. هدف از نگارش اثر این بوده که خواننده بر موارد توسعه و ترمیم و اصلاح مسجد شریف نبوی بر طبق سال ها و دوره های تاریخی آگاه گردد .
کتاب، شامل مقدمه نویسنده، شش فصل و یک خاتمه است که به روشی علمی و مستند نگارش شده و با نقشه ها، نمودارها و تصاویری دیریاب آراسته شده است.
در فصل اول، نیروها و عوامل اقلیمی که در بنای مسجد شریف نبوی مؤثر بوده اند بررسی شده است: «مدینه منوره را ویژگی هایی است که آن را از دیگر شهرهای عالم متمایز می سازد. مکان آن در نوع خود یکتاست. از لحاظ جغرافیایی، به گونه ای است گویی مقرر شده است که هجرتگاه رسول خدا(ص)، آنگاه که آن حضرت را به هجرت فرمان دادند، آنجا باشد» .
تاریخچه مدینه در مقاطع تاریخی مختلف و حضور پیامبر(ص) در این شهر از مباحث مطرح شده در این فصل است.
در فصل دوم، مسجد شریف نبوی در عهد رسول الله(ص) مورد بحث قرار گرفته است. در ابتدای فصل می خوانیم: «رسول خدا(ص) فرمان داد تا مکان مسجد را آماده بنا کنند و زمین را پاکیزه سازند. در آنجا به هنگام خرید، نخل هایی بود و زمین، گیاه فراوان داشت و شماری ...

ارتباط محتوایی با تعمیر

تعمیر در جدول کلمات

تعمیر
مرمت
تعمیر و اصلاح هرچیز
مرمت
تعمیر و بازسازی
مرمت
تعمیر کار خودرو
مکانیک
انجام اقدامات لازم و احتیاط های پیش بینی شده در به کاراندازی هر موتور نو یا تازه تعمیر شده تا زمان هماهنگ شده تا زمان هماهنگ شدن کارکردهای قطعات ان
اببندی
دستگاه تعمیر و پنچرگیری لاستیک اتومبیل و دوچرخه
کمر, اپارات
وسیله تعمیر و ساختن
اچار

معنی تعمیر به انگلیسی

repair (اسم)
اصلاح ، تعمیر ، مرمت
reparation (اسم)
اصلاح ، غرامت ، عوض ، تاوان ، تعمیر ، جبران غرامت ، غرامت جنگی
maintenance (اسم)
قوت ، نگهداری ، تعمیر ، نگهداشت ، ابقاء ، گذران ، عمل تمیز کردن وپاک کردن
upkeep (اسم)
نگهداری ، تعمیر ، هزینه نگهداری و تعمیر
facelifting (اسم)
تعمیر
renovation (اسم)
اصلاح ، تعمیر ، نوسازی ، باز نوساخت
instauration (اسم)
تجدید ، تعمیر ، نوسازی ، احیاء ، تجدید بنا

معنی کلمه تعمیر به عربی

تعمیر
تصليح , تعويض , صيانة
دکان
تصليح , کدمة
صيانة

تعمیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
نوسازی
شهریار آریابد
در پهلوی " نیسارش " در نسک :فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
اشکان
درست کردن
درست کرد
تعمیر ماشین : درست کرد ماشین
نیازی به واژه تعمیرگاه نیست میتوان بر تابلو نوشت درست کرد ماشین ، موبایل و ...
ماشینمو دادن تعمیر : ماشینو دادم درس کنن
هیچ نیازی به واژه های زشت و اضافی عربی نداریم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی تعمیر   • آموزش تعمیرات کامپیوتر و لپ تاپ   • آموزش تعمیرات لوازم خانگی   • آموزش تعمیرات موبایل و تبلت   • آموزش تعمیرات کامپیوتر pdf   • تعمیرات کامپیوتر در محل   • انجمن تعمیرات   • دانلود آموزش تعمیرات کامپیوتر   • مفهوم تعمیر   • تعریف تعمیر   • معرفی تعمیر   • تعمیر چیست   • تعمیر یعنی چی   • تعمیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تعمیر
کلمه : تعمیر
اشتباه تایپی : juldv
آوا : ta'mir
نقش : اسم
عکس تعمیر : در گوگل

آیا معنی تعمیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )