برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1347 100 1

تعمیم

/ta'mim/

مترادف تعمیم: شمول، عمومیت، فراگیر، کلیت تخصیص ، فراگیر کردن، عمومیت دادن

متضاد تعمیم: تجوید، تخصیص

معنی تعمیم در لغت نامه دهخدا

تعمیم. [ ت َ ] (ع مص ) مهتر گردانیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || عمامه پوشانیدن. (دهار) (آنندراج ). عمامه پوشیدن. (تاج المصادر بیهقی ). عمامه پوشانیدن و عمامه بسر بستن. (از منتهی الارب )(از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : عمم الرجل (مجهولاً)؛ ای سود لأن العمائم تیجان العرب کما قیل فی العجم توج و کذا عمم رأسه ؛ ای الفت علیه عمامة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کف برآوردن شیر. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تشبیهاً بالعمامة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || همه را فرارسیدن.(تاج المصادر بیهقی ). همه را فارسیدن. (زوزنی ). همه را رسانیدن. (دهار). همه را فرارسیدن. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). ضد تخصیص. (از اقرب الموارد). عام وشامل گردانیدن چیزی را. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

معنی تعمیم به فارسی

تعمیم
شامل همه گردانیدن، همگانی کردن، عمومیت دادن
۱ -( مصدر ) وا رسیدن همه رس بودن فرا گرفتنشامل همه کردن عمومیت دادن مقابل تخصیص . ۲ -( اسم ) وارسی شمول عمومیت . جمع : تعمیمات .
[generalization] [روان شناسی] فرایند ساختن یک مفهوم یا حکم یا اصل یا نظریه از تعداد محدودی موارد خاص و به کار بردن آن به طور گسترده تر برای یک گروه کامل از اشیا یا رویدادها یا افراد
[response generalization] [روان شناسی] ← القا
( مصدر ) شامل همه کردن عمومیت دادن مقابل تخصیص دادن .

معنی تعمیم در فرهنگ معین

تعمیم
(تَ) [ ع . ] (مص م .) عمومیت دادن .

معنی تعمیم در فرهنگ فارسی عمید

تعمیم
شامل همه گردانیدن، همگانی کردن، عمومیت دادن.

تعمیم در دانشنامه اسلامی

تعمیم
تعمیم یعنی توسعه دادن و همه را شامل گردانیدن.که از آن به مناسبت در بابهای صلات، نکاح، مزارعه و وکالت سخن رفته است. تعمیم در دعا مستحب است؛ بدین گونه که دعا کننده، دیگر مؤمنان را نیز در دعای خود شریک و سهیم کند؛ چه اینکه این‏گونه دعا به اجابت نزدیک‏تر است. بر تعمیم در دعا برای امام جماعت تأکید بیشتری شده است. از شرایط استجابت دعوت مؤمن آن است که دعوت‏کننده دعوت خود را به فقرا نیز تعمیم دهد و در صورت اختصاص دعوت به توانگران، اجابت آن رجحان ندارد. مردی که از سوی زنی وکیل شده تا او را به عقد کسی درآورد، نمی‏تواند زن را برای خود عقد کند مگر آنکه زن تصریح به تعمیم مورد وکالت کرده باشد. در عقد مزارعه مزروع (آنچه زراعت می‏شود از گندم، جو و غیر آن) باید تعیین گردد و اگر تصریح به تعمیم آن شود عقد صحیح است و زراعتکار بین انواع زراعت مخیر خواهد بود.
 ۱. ↑ ذکری الشیعةج۳، ص۴۵۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۳۴.    
...
واژه تعمیم ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تعمیم (فقه)، از اصطلاحات به کار رفته در فقه، به معنای توسعه دادن و همه را شامل گردانیدن• تعمیم (فلسفه اخلاق)، از اصطلاحات به کار رفته در فلسفه اخلاق، به معنای سرایت دادن برخورد در یک موقعیت به موقعیت های مشابه• تعمیم (روان شناسی)، از اصطلاحات به کار رفته در روان شناسی، به معنای سرایت یافتن رفتار در یک امر شرطی شده به موارد مشابه
...
تعمیم یعنی توسعه دادن و همه را شامل گردانیدن.که از آن به مناسبت در بابهاى صلات، نکاح، مزارعه و وکالت سخن رفته است. تعمیم در دعا مستحب است؛ بدین گونه که دعا کننده، دیگر مؤمنان را نیز در دعاى خود شریک و سهیم کند؛ چه اینکه این‏گونه دعا به اجابت نزدیک‏تر است.
 ۱. ↑ ذکری الشیعةج۳، ص۴۵۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۳۴. &n ...


تعمیم در دانشنامه ویکی پدیا

تعمیم
تعمیم (انگلیسی: Generalization) فرایند ساختن یک مفهوم، حکم، اصل یا نظریه از تعداد محدودی موارد خاص و به کار بردن آن به طور گسترده تر برای یک گروه کامل از اشیا یا رویدادها یا افراد است.
تعمیم دستور زبان مستقل از متن (GCFC) گرامری است که با اضافه کردن توابع ترکیب که به صورت بالقوه غیر مستقل هستند، گرامر مستقل از متن را تعمیم می دهد. گرامر هد (و معادل های ضعیف آن) نمونه های از این نوع GCFC هستند که به صورت خاص برای پرداختن به انواع مختلفی از خصوصیات غیر CF زبان طبیعی به کار می رود.
GCFC شامل دو مؤلفه است: مجموعه ای از توابع ترکیب که تاپل های رشته ای را باهم ترکیب می کنند و مجموعه ای از قوانین بازنویسی. توابع ترکیب همگی به فرم f ( ⟨ x 1 , . . . , x m ⟩ , ⟨ y 1 , . . . , y n ⟩ , . . . ) = γ {\displaystyle f(\langle x_{1},...,x_{m}\rangle ,\langle y_{1},...,y_{n}\rangle ,...)=\gamma }   هستند که در آن γ {\displaystyle \gamma }   تاپل رشته ای تکی یا استفاده خاصی از تابع ترکیب (به صورت بالقوه متفاوتی) است که به تاپل رشته کاهش می یابد. قوانین بازنویسی به صورت X → f ( Y , Z , . . . ) {\displaystyle X\to f(Y,Z,...)}   هستند که در آن Y، Z و ... تاپل های رشته ای یا نمادهای غیر پایانی هستند. سمانتیک بازنویسی GCFCها نسبتاً ساده است. وقو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با تعمیم

معنی تعمیم به انگلیسی

extension (اسم)
مد ، اضافی ، بسط ، توسعه ، کشش ، تمدید ، گسترش ، تعمیم ، توسیع ، تلفن فرعی
distribution (اسم)
پخش ، بخش ، اشاعه ، توزیع ، تعمیم
generalization (اسم)
تعمیم ، کلیت بخشی
popularization (اسم)
تعمیم ، اشتهار ، محبوب سازی

معنی کلمه تعمیم به عربی

تعمیم
امتداد
عمم , وزع
قابل للامتداد

تعمیم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
فراگیرکردن
مهلا
همگانی کردن
جمشید احمدی
همگان پذیزی
samaneh
همگانی کردن
عمومی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعمیم پذیری در تحقیق   • تعمیم دادن به انگلیسی   • تعمیم در روانشناسی   • کارهای ناپسند   • تعمیم در ریاضی   • لغت نامه دهخدا   • تعمیم پذیری چیست   • معنی تعمیم   • مفهوم تعمیم   • تعریف تعمیم   • معرفی تعمیم   • تعمیم چیست   • تعمیم یعنی چی   • تعمیم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تعمیم
کلمه : تعمیم
اشتباه تایپی : juldl
آوا : ta'mim
نقش : اسم
عکس تعمیم : در گوگل

آیا معنی تعمیم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )